|
اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله
|
دوم: دلائل تقدم ایمان علی علیه السلام
در پست قبلي اشاره شد كه دومين دليل برتري در قرآن ايمان است كه امروز مي خواهيم اين امر را بررسي كنيم كه چه كسي ايمانش بيشتر است تا متوجه شويم چه كسي حقانيت دارد نسبت به اين كه امام مردم شود . در اين رابطه هم دلايل بي شماري وجود دارد كه به چند مورد اشاره مي شود :
الف- روایت شده که علی (ع) بر منبر فرمود: [من صدیق اکبر و فاروق اعظمم، قبل از آنکه ابوبکر ایمان آورد من ایمان آورده بودم و قبل از آنکه او اسلام آورد من مسلمان شده بودم.] (اسد الغابة جلد 5 صفحه 287، ينابيع المودة صفحه .82 ، غايه المرام ص 502)
ب- از انس بن مالک روایت شده که گفت: رسول خدا (ص) روز دوشنبه به پیامبری مبعوث شد و روز سه شنبه علی (ع) به او ایمان آورد. ( النجاه ص 156 )
عبدالله بن حصین گفت که امیرالمؤمنین (ع) فرمود: [من اولین کسی هستم که نماز گزاردم و اولین کسی هستم که به خدا ایمان آوردم و کسی غیر از رسول خدا از من پیشی نگرفت.] ( همان ماخذ )
البته برخي افراد به اين مسئله يعني ايمان اميرالمومنين ايراداتي گرفته اند ، مثلا گفته اند بر فرض که سبقت ایمان علی (ع) را بپذیریم اما میگوئیم که علی در وقتی که اسلام آورد، کودکی بود در حالی که ابوبکر وقتی اسلام آورد پیر مردی بود و علما در صحت اسلام کودک اختلاف نظر دارند.

در اينجا بايد بگوييم كه ما عدم بلوغ علی(ع) در هنگام اسلام آوردن را قبول نداریم زیرا علی(ع) حدود شصت و شش سال عمر کرد و پیامبر از آغاز دریافت وحی بیست و سه سال زندگی کرد و علی(ع) بعد از پیامبر نزدیک به سی سال زندگی کرد که اگر پنجاه و سه را از شست و شش کسر کنیم سیزده سال باقی میماند و بلوغ انسان در این سن ممکن است . (چون طبق نقل تاريخ نويسان عمرو عاص از فرزند خود دوازده سال بزرگتر بود و اين نشان دهنده اين است كه او حد اقل بايد يازده سالگي ازدواج كرده باشد .)
بر فرض قبول کنیم که آن حضرت در حین اسلام آوردن بالغ نبوده لکن صحت اسلام کودکی که دارای کمال عقلی است در قبل از بلوغ منتفی نیست، چنان که ابو حنیفه به صحت اسلام غیر بالغ حکم داده است. در این صورت اسلام آوردن کودک قبل از بلوغ دلیل بر فضل اوست به دو دلیل:
الف) غالباً طبع کودک به سمت والدینش تمایل دارد و اینکه علی برخلاف نظر والدینش اسلام آورده دلیل بر فضل اوست.
ب) غالباً کودکان گرایش به بازی دارند پس اینکه او نظر و فکرش در مسیر دلایل توحید بود و از بازی اعراض میکرد روشنترین دلیل بر فضل اوست. و او در زمان کودکی با عقلای کامل مساوی بود. در ضمن اين سوال پيش مي آيد آيا ايمان كسي كه حد اقل سي سال در مقابل بت سجده كرده است برتر هست يا ايمان كسي مانند حضرت علي كه حتي يك لحظه هم به بت سجده نكرد ؟ آيا حضرت علي در آن وقت كودك بوده است ، اگر كودك بوده آيا رسول الله به يك كودك امر مي كند كه براي مهماني يوم الانذار براي چهل نفر غذا تهيه كند .
ملاک افضل بودن از منظر قرآن:
در قرآن کریم به سه ملا ک تصریح شده است:
الف) علم چنان که میفرماید: « هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ » [آیا دانایان با نادانان برابرند؟](زمر39:9)
ب) ایمان چنان که میفرماید: « يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ » [خداوند كسانى را كه ايمان آوردهاند و كسانى را كه علم به آنان داده شده درجات عظيمى مىبخشد.] (مجادله 11:58)
ج) جهاد فی سبیل الله، چنان که میفرماید: « فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلّاً وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرَاً عَظِيماً » [خداوند کسانی را که با مال و جانشان جهاد کنند (بر غیرآنها) برتری داده است و خداوند به همگان وعده نیکو و مجاهدان را بر قاعدان به اجر عظیم برتری داده است.] (نسا 4:95)
اول: دلائل اعلم بودن علی علیه السلام
در اين خصوص دلائل بسيار زيادي وجود دارد كه به چند نمونه از آن اشاره مي شود :
الف) ابن عباس مي گويد كه علم پيغمبر از علم خداي تعالي است و علم علي از علم پيغمبر ميباشد و علم من از علم علي است و علم من وعلم صحابه در مقابل علم علي مانند قطره آبي است در هفت دريا .
خود عمر بن خطاب هم گفت كه اقضانا علي يعني علي در علم قضاوت دانا ترين ما است (بلكه درهمه علوم ) [1]
حال براي مثال به يك نمونه از قضاوتهاي حضرت امير اشاره مي شود .
روایت شده که عمر امر کرد به سنگسار کردن زنی که فرزندش را شش ماهه زاییده بود. پس علی (ع) به استناد این آیه «و حمله و فصاله ثلاثون شهراً» (احقاف46:15) [مدت بارداری و شیرخواری سی ماه است] و آیه «والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین» (بقره2:233)[مادران باید فرزندان خود را دو سال کامل شیر دهند] عمر را متوجه فرمود که حداقل مدت حمل شش ماه است. سپس عمر گفت: «سوٌد الله وجهی لولا علی لهلک عمر!» [خدا رویم را سیاه گرداند، اگر علی نبود عمر حتماً هلاک شده بود![2]] (كتاب النجاه ص 153)
ب ) علی علیه السلام فرمود: [اگربر کرسی قضاوت تکیه زنم بین اهل تورات به توراتشان و بین اهل انجیل به انجیلشان و بین اهل زبور به زبورشان و بین اهل قرآن به قرآنشان حکم صادر خواهم کرد و به خدا سوگند هیچ آیهای در خشکی و دریا در دشت و بیابان یا در کوه و در آسمان و زمین و در شب و روز نازل نشد مگر آنکه من داناترین مردمم به اینکه آن آیه درباره چه کسی و پیرامون چه چیزی نازل شده است.] (النجاه ص 154 ، حلیه الالیاء ص67)
ج ) همچنین الحسکانی در شواهد التنزیل (ج1، ص31 و السیوطی در الاتقان ج2،ص233) از ابی الطفیل نقل میکنند که گفت: از علی(ع) شنیدم که در حال خطبه خواندن میفرمود: « بپرسید از من، به خدا سوگند! در باره هر آنچه که تا روز قیامت پیش خواهد آمد، به شما خبر خواهم داد، درباره کتاب خدا از من سؤال کنید، به خدا سوگند! هیچ آیهای نیست مگر آنکه من میدانم کجا نازل شده است، در شب نازل شده یا در روز، در دشت نازل شده یا در کوه!»
د ) همچنين در كتب بسياري نقل شده است که مراد از «من» در آیه «من عنده علم الکتاب» (رعد43) علی بن ابیطالب (ع) است. (شواهد التنزيل جلد 1 ص 307 ، ينابيع المودة ص 104)
ه ) اي علي من شهر علمم وتو دروازه آن هستي دروغ ميگويد كسي كه مي پندارد از غير دروازه به شهر مي توان رسيد . ( صواعق المحرقه ص 76 ، الاستيعاب 3/40 ،فتح الملك العلي ص 55 ، تاريخ بغداد 4/348 )
و ) در کنز العمال(ج6، ص153) روایت شده که رسول خدا (ص) فرمود: «أعلم أمتی بعدی علی بن أبیطالب (ع)» [عالم ترین امّت بعد از من علی بن ابیطالب است.]
حاصل سخن از مجموع آنچه که ذکر شد همان است که از رسول خدا (ص) در منبع مذکور نقل شده که فرمود: اعلم امت بعد از من علی بن ابیطالب است.
