|
اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله
|
وصيت نامه ابوبكر مبني بر خلافت عمر
بسم الله الرحمن الرحيم
اين وصيت ابوبكر بن ابي قحافه است به مسلمانان ، اما بعد ( در اين جا ابوبكر از هوش رفت و عثمان بقيه وصيت ابوبكر را چنين تمام كرد ) من عمر بن خطاب را به جانشيني خود و خلافت بر شما برگزيده ام و در اين راه از خير خواهي شما فروگذاري نكرده ام . در اين موقع ابوبكر چشم گشود و به عثمان گفت : بخوان ببينم چه نوشته اي ؟
عثمان نيز آنچه را كه نوشته بود براي ابوبكر خواند ، ابوبكر با شنيدن مطالب عثمان تكبير گفت و اضافه كرد : از آن ترسيدي كه در حالت بي هوشي از دنيا بروم و در ميان مردم بر سر جانشيني من اختلاف بيفتد ؟
عثمان جواب داد آري ، ابوبكر گفت با آنچه نوشته اي موافقم و آنگاه آن نوشته را امضاء كرد . ( تاريخ الخلفا سيوطي ص 82 ، كامل ابن اثير 2/292 )
حال سوالات ما :
چرا عمر به ابوبكر كه با آن بد حالي وصيت كرد و او را به عنوان خليفه برگزيد نسبت هذيان گويي را نداد ؟ اما كنار بستر رسول خدا وقتي كه آن حضرت قلم و دوات طلبيد تا چيزي بنويسد كه مردم پس از آن به گمراهي نيفتند ، نسبت هذيان گويي به آن حضرت داد ؟
آيا پيامبر اكرم كه قرآن درباره ايشان فرمود « و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد! * آنچه مىگويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست!» ( نجم آيه 3و4 ) با يك تب هذيان گفته است اما ابوبكر بين دو اغما بهتر از زمان سلامت مي فهمد ... ؟ آيا ابوبكر اگر بيمار باشد درست حرف مي زند اما پيامبر اكرم نتسجير بالله هذيان مي گويد ؟
اگر مي گوييد رسول خدا صلاح نديدند كه كسي را به خلافت برگزينند و تعيين خلافت را به صلاحديد امت واگذار نمودند كه هر كس را كه اجماع امت در شور و مشورت صلاح ديدند برگزينند پس چرا ابوبكر بر خلاف سيره و سنت صلاح بيني رسول خدا عمل نمود ؟ و به راي و صلاح بيني عثمان بدون مراجعه به آراي عمومي امت ، عمر را به خلافت برگزيد ؟
نبوت وسلطنت در يك جا جمع نمي شود
يكي از دلايلي كه خليفه دوم. ، حضرت علي را در سقيفه خبر نكرد اين بود كه مي گفت نبوت و سلطنت در يك جا جمع نمي شود . باز هم حرف و عملي مخالف قرآن ، مگر آيه 57 سوره نساء نيست كه خداوند در آن مي فرمايد « ام يحسدون الناس علي ما آتيهم الله من فضله فقد آتينا آل ابراهيم الكتاب و الحكمه و آتيناهم ملكا عظيما » « آيا حسد مي ورزند مردم به آنچه خدا آنها را به فضل خود برخوردار نموده پس به تحقيق ما بر آل ابراهيم كتاب و حمكمت فرستاديم و به آنها ملك و سلطنت بزرگ عطا كرديم . »
مگر جناب هرون خليفه و جانشين و برادر حضرت موسي نبود كه هم در زمان پيامبر جانشين ايشان شد و هم بعد از حضرت موسي پيامبر شد ، پس يعني كار خدا هم اشتباه بوده است ؟
و اگر به قول شما و بر خلاف قرآن ، نبوت و خلافت در يك جا جمع نمي شود پس چرا در آن شوري ساختگي كه عثمان روي كار آمد ، عمر ، حضرت علي را نامزد خلافت نمود و بعد هم در مرتبه چهارم اهل سنت آن حضرت را به عنوان خليفه قبول دارند ؟