تبليغاتX
اثبات حقانیت امیرالمومنین
اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله

 

 

 

 

یکی از مهمترین سوالاتی که پرسیده می شود این است که آیا در زمان رسول الله کسی شیعه بوده است؟ و یا کسی به این نام مشهور بوده است؟

پاسخ : در اين رابطه منابع متعددي داريم. من جمله ابو حاتم رازي كه از شخصيت هاي مورد تأئيد اهل سنت است، ‌در كتاب الزينة الورقة، ص۲۵۹ صراحت دارد بر اينكه:

« و كان يقال لهم شيعة علي و أنصار علي و فيهم قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم اشتاقت الجنة إلى أربعة سلمان و أبي ذر و المقداد و عمار » « در زمان نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم تعدادي از صحابه بودند مانند سلمان فارسي و ابوذر غفاري و مقداد و عمار ياسر كه به شيعه علي مشهور بودند

همچنين ابو سعيد خدري گفت:  

« أمر الناس بخمس، فعملوا بأربع و تركوا واحدة و لما سئل عن الأربع؟ قال: الصلاة و الزكاة و صوم شهر رمضان و الحج و قيل: فما الواحدة التي تركوها؟ قال: ولاية علي بن أبي طالب، قيل له: و إنها لمفروضة معهن؟ قال: نعم.» 

«پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به مردم دستور داده بود كه به پنج چيز به عنوان ركن اسلام عمل كنند، مردم به چهار ركن عمل كردند و ركن پنجم را رها كردند. پرسيدند آن چهار ركن عمل شده كدامند؟ گفت: نماز، روزه، حج، زكات. پرسيدند: آن ركني كه ترك كردند كدام است؟ گفت: ولايت علي بن ابيطالب. پرسيدند: آيا ولايت علي مانند نماز و زكات و حج و روزه، بر مردم واجب بوده؟ گفت: بله، همانطوري كه آنها واجب هستند، ولايت علي هم بر مردم واجب بود.» 

بعد ايشان شروع مي كند به شمردن اصحاب بزرگ پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم كه شهرت داشتند به مواليان و معتقدين به ولايت حضرت علي عليه السلام:  

« مثل أبي ذر الغفاري و عمار بن ياسر و حذيفة بن اليمان و ذي الشهادتين خزيمة بن ثابت و أبي أيوب الأنصاري و خالد بن سعيد بن العاص و قيس بن سعد بن عبادة[1].» 

همچنين يكي از صحابه، ابو طفيل عامر بن واثله است و ابن عبد البر كه از استوانه هاي علم رجال اهل سنت است، مي‌گويد: « و كان متشيعا في علي» «ايشان جزء كساني بود كه به عنوان شيعه علي شناخته شده بود[2]»

 خطيب بغدادي يك نكته ظريفي دارد و مي‌گويد:  

از يكي از بزرگان به نام عبد الله بن أحرم سؤال كردند كه چرا آقاي بخاري در صحيح خود، ‌حديث ابو طفيل عامر بن واصله را با اينكه از صحابه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم است نياورده؟ گفت: «لإنه كان يفرط في التشيع» « زيرا او از كساني بود كه در تشيع و شيعه علي بودن آدم قرص و محكمي بود[3]

يعني جناب بخاري، از صحابه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، به اتهام اينكه اين صحابه، مشهور به شيعه علي است، روايت نياورده است.

عبارتي را آقاي دكتر صبحي صالح از علماي اهل سنت دارد بر اينكه:  

« كان بين الصحابة حتى في عهد النبي (صلى الله عليه و آله و سلم) شيعة لربيبه علي، منهم: أبوذر الغفاري، المقداد بن الأسود، جابر بن عبد الله، أبي بن كعب، أبو الطفيل عمر بن واثلة، العباس بن عبد المطلب و جميع بنيه، عمار بن ياسر، أبو أيوب الأنصاري.» 

« در زمان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم تعدادي از صحابه مشهور بودند به عنوان اينكه شيعه اميرالمؤمنين عليه السلام هستند. از جمله ابوذر، مقداد، جابر، عمار و ... [4].»  

پیامبران شیعه علی بوده اند :

 « وَ اسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا (سوره زخرف/آيه45)» 

در اينجا نقل مي كنند از عبد الله بن مسعود كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:  

« قال النبي (صلى الله عليه و سلم) يا عبدالله أتاني ملك، فقال: يا محمد «وَ اسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا» علي ما بعثوا؟ قال: قلت علي ما بعثوا؟ قال علي ولايتك و ولاية علي ابن ابيطالب.» 

« ملكي آمد نزد من و به من فرمود: از پيامبران قبلي بپرس كه بعثت و رسالت شما بر چه محوري بوده است؟ گفت: مگر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم گذشته چه مبعوث شده اند؟ گفت: تمام پيامبران گذشته، بر ولايت تو و ولايت علي بن ابيطالب عليه السلام مبعوث شده اند[5]

همچنين آقاي ديلمي در كتاب فردوس الاخبار، ج3، ص399 نقل مي كند از ابوهريره كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:  

« ليلة أسرى بي جمع الله بيني و بين الأنبياء عليهم السلام و أوحي الله إليّ: سلهم يا محمد على لماذا بعثتم؟ قالوا بعثنا على شهادة أن لا إله إلا الله و الإقرار بنبوتك و الولاية لعلي بن أبي طالب.» 

« وقتي من به معراج رفته بودم، پيامبران به دور من جمع شده بودند ...  

ما همه پيامبران بر توحيد و نبوت تو اي پيامبر و ولايت علي مبعوث شده ايم.» 

اين سرآغاز ولايت حضرت علي عليه السلام است.  

اما منتهي اليه و فرجام ولايت حضرت علي عليه السلام، در ذيل آيه شريفه:  

« وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ (صافات/24)» 

روايات متعددي آورده اند كه مِن جمله آقاي آلوسي سلفي وهابي در كتاب تفسير روح المعاني، ج23، ص80 مي‌گويد:  

« خطاب مي‌آيد كه مردم را متوقف كنيد تا از اينها پرسش شود. از چه سؤال مي‌شود؟ ابو سعيد خدري مي‌گويد: أن النبي قال: وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ عن ولاية علي ، اينها را نگه داريد تا در مورد ولايت حضرت علي عليه السلام از آنها پرسيده شود[6]

البته احاديث بسيار ديگري به طور واضح به ولايت اميرالمومنين اشاره دارد ، به عنوان مثال ، رسول الله فرمودند : « من أحب أن يحيا حياتي و يموت ميتتي و يدخل الجنة فليتول عليا و ذريته من بعده.» « هر مسلماني كه دوست دارد همانند من زندگي كند، همانند من بميرد و داخل بهشت شود، بايد علي و فرزندانش را به عنوان وليّ براي خودش قرار بدهد. » (الاصابة، ج2، ص485)

 و در روايتي ديگر آمده است : 

« أوصي من آمن بي و صدقني بولاية علي بن أبي طالب، فمن تولاه فقد تولاني و من تولاني فقد تولى الله و من أحبه فقد أحبني و من أحبني فقد أحب الله و من أبغضه فقد أبغضني و من أبغضني فقد أبغض الله عزوجل. » 

« توصيه مي كنم تمام مسلماناني را كه به من ايمان آورده اند و پيامبري مرا تصديق كرده اند، به ولايت علي بن ابي طالب معتقد باشند. هر كس ولايت حضرت علي عليه السلام را بپذيرد، ‌ولايت مرا پذيرفته است و هر كس به ولايت من متمسك شود،‌ در حقيقت به ولايت خداوند تمسك جسته؛ و هر كس حضرت علي عليه السلام را دوست بدارد، ‌مرا دوست داشته و هر كس مرا دوست بدارد، خدا را دوست داشته؛ هر كس با حضرت علي عليه السلام دشمني كند، با من دشمني كرده و هر كس با من دشمني كند، ‌با خداوند دشمني كرده است[7]. » 



[1]  خط الشام، ج5، ص256 - 251

[2]  الاستيعاب ابن عبد البر، ج4، ص1697

[3]  الكفاية في علم الدراية، ص159

[4]  النظم الإسلامية، ص96

[5]  تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42، ص241 - تفسيرثعلبي، ج8، ص337 - شواهد التنزيل حاكم حسكاني، ج2، ص223 - مناقب خوارزمي، ص221

[6]  صوائق محرقه ابن حجر هيثمي، ج2، ص437

[7] ‌ كنزالعمال متقي هندي، ج11،‌‌ ص610 - به نقل از معجم كبير طبراني و تاريخ دمشق ابن عساكر

+ نوشته شده در  87/08/30ساعت 10:21  توسط عاشق مولا امیر المومنین   | 

سخني پيرامون مذاهب چهارگانه

اهل سنت در اصول اشعري هستند و در فروع به يكي از چهار مذهب حنفي ، شافعي ،‌مالكي ، حنبلي معتقد هستند . در واقع مرجعيت فقهي پس از اختلافات و كشمكش هاي مختلف ، از ميان صد ها مجتهد بر روي چهار نفر استقرار يافت : مالك ، ابوحنيفه ، شافعي ،‌احمد بن حنبل ، سپس اجتهاد را حرام دانسته و به همگان دستور دادند تا از اينها تقليد كنند . اين قضيه بر مي گردد به سال 645 هجري ، يعني قرن هفتم ، هنگامي كه قدرت حاكم مصحلت خود را در منحصر كردن اجتهاد در اين چهار نفر ديد .

حال سوال ما اينجاست كه :

به چه علت بايد مذاهب در چهار نفر منحصر شود؟ مردم تا قبل از قرن هفتم از چه كساني تبعيت مي كردند ؟ آيا آنان راه درست را مي رفتند يا مردمي كه بعد از قرن هفتم بودند؟

اشعري كه 270سال پس از هجرت پيامبر به دنيا آمد اصول عقائد خود را بر چه اساسي استوار كرده است ؟ آيا آن را از پيامبر گرفته است ؟ او كه خودش و پدرش و اجدادش پيامبر را نديدند چگونه مي تواند مذهبي را پايه گذاري كند ؟مذهب او بر چه اساسي است ؟

كدام آيه قرآن يا روايت گفته است كه مردم بايد از اشعري پيروي كنند ؟ مردم تا سال 270 هجري قمري از چه كسي پيروي مي كردند ؟ آيا آنها كه به پيامبر نزديك تر بودند و از اشعري تبعيت نمي كردند كار صحيحي انجام مي دادند يا مردم زمانهاي ديگر ؟

ابوحنيفه ( متولد سال 80) ، مالك ( متولد سال 95) ،‌ شافعي (‌متولد سال 150) و احمد بن حنبل ( متولد سال 164هجري قمري) فقه خود را از چه كسي دريافت كرده اند ؟ آيا آنان جزو صحابه يا تابعين بوده اند ؟ و يا اصلا  آيا صحابه و يا تابعين را ديده اند ؟ اگر نديده اند پس بر چه اساسي بايد از آنها پيروي و تبعيت كرد ؟ چه دليلي بر تبعيت آنها وجود دارد؟ اهل سنت تا قرن هفتم كه مرجعيت فقهي در اين چهار نفر منحصر شد از چه شخص يا اشخاصي پيروي مي كردند ،‌ آيا آنان راه درست را مي رفتند يا مردمي كه الان به يكي از اين چهار نفر مي‌گرايند؟

اهل سنت چه دليلي بر ترجيح مذاهب خود بر مذهب ديگر دارند ؟ مسلمانان در قرن هاي سه گانه‌ي نخستين ، يعني در قرن اول و دوم و سوم به كدام يك از اين مذاهب معتقد بودند ؟ كدام يك از صحابه و يا تابعين پيرو اشعري و يا ابوحنيفه و مالكي و شافعي و حنبلي بودند ؟

چطور ممكن است كه وجود چهار مذهب با اجتماع و اتحاد مسلمانان موافق باشد اما همين كه به پنج رسيد اجتماع از هم پراكنده مي شود ؟ آيا اتحاد به اين است كه يك مذهب به چهار مذهب تبديل شود ؟

رسول خدا (ص) در حديثي كه شيعه و سني نقل كرده اند فرمودند « امت موسي پس از او به هفتاد و يك فرقه و امت عيسي پس از وي به هفتاد و دو فرقه تقسيم شدند ، و پس از من امتم به هفتاد و سه فرقه تقسيم خواهد شد كه تنها يك فرقه اهل نجات خواهد بود ،‌چنان كه از فرقه هاي هر يك از دو امت موسي و عيسي نيز تنها يك فرقه اهل نجات بود » حال سوال اينجاست كه كدام يك از اين چهار فرقه اهل نجات هستند ؟

يك شيعه كه مي خواهد از اهل سنت تبعيت كند از كدام يك از فرقه هاي چهار گانه تبعيت كند ؟ آيا همه‌ي اين چهار فرقه اهل نجات هستند در حالي كه پيامبر فرمود فقط يك فرقه اهل نجات هستند ؟ چرا اهل سنت مي گويند به هر كدام از اين چهار فرقه معتقد شويد اهل نجات خواهيد بود ؟

+ نوشته شده در  87/08/09ساعت 14:21  توسط عاشق مولا امیر المومنین   |