|
اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله
|
اقدام اول برای ضربه زدن به اسلام توسط یهودیان - ترور پیامبر قبل از تولد - :
ترور يعني كشتن مخفيانه هدفمند و ريشه ترور به يهود بر مي گردد . و چون كننده كار (قاتل) ، معلوم نيست . كافي است اثبات كنيم كه اجداد پيامبر مشكوك مرده اند. در واقع اگر در تاريخ بنگريم مييابيم كه تمامي اجداد رسول الله به صورت مشكوكي از دنيا رفتهاند و اين همان است كه خداوند ميفرمايد « الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (بقره 146)» «كسانى كه كتاب آسمانى به آنان دادهايم، او ( پيامبر) را همچون فرزندان خود مىشناسند; (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مىكنند» آري يهوديان پيامبر را مانند پسرشان ميشناختند و تمام اوصاف ايشان و اوصاف اجداد ايشان را از بر بودند. به همين خاطر براي به دنيا نيامدن ايشان نهايت تلاش خود را كردند تا اينكه رسول الله به دنيا نيايند.
حضرت هاشم مكي است ولي قبر ايشان در غزه است . ايشان در سفري به غزه از مدينه ميگذشتند و در مدينه دختر رئيس قبيله را به عقد او در ميآورند و هنگامي كه ايشان از مدينه به شام مي روند به همسر خود ميگويد كه مواظب باش يهود او را نبينند. چون اگر او را ببينند او را خواهند كشت !! و هاشم ديگر از اين سفر بر نميگردد !!! اين فرزند، عبد المطلب بود . مطلب برادر هاشم پس از چند سال كه مي خواهد به سفر تجاري برود سر راه به مدينه مي آيد و با فرزند هاشم آشنا مي شود و او را همراه خود به مكه مي برد (يعني سفر تجاري را ادامه نمي دهد) وقتي به مكه مي رسد از او مي پرسند كه اين پسر كيست ؟ براي اينكه از دست يهود در امان باشد مي گويد او بنده من است و اين فرزند مي شود عبدالمطلب . بنابراين اين فرزند از فتنه يهود نجات پيدا ميكند (دقت كنيد مطالب تاريخي كه بيان مي شود از سيره ابن هشام برگرفته شده است)
بچه عبدالمطلب، عبدالله، مكي است ولي قبرش در مدينه مركز يهود است . به دليل اينكه علماي يهود و مسيحي آن زمان را آستانه ظهور پيامبر ميدانستند و تبليغ ميكردند همه جا شايع شده بود كه پيامبر ميخواهد ظهور كندد .
از آن طرف هم پدر حضرت آمنه در طي يك حادثه اي كه طي برخي از يهوديان قصد كشتن جناب عبدالله را داشتند متوجه مي شود كه او يك ارتباطي با اين حادثه ظهور دارد ، بنابراين به خانه عبدالمطلب مي رود و آمنه را به عقد عبدالله در مي آورد و ماه بعد عبدالله در سن 27 سالگي در مدينه وفات پيدا مي كند!!!! و اين داستان بسيار مشكوك است چون معني ندارد در جامعه عرب جاهلي كسي در سن 27 سالگي و در سن جواني از دنيا برود ، بنابراين براي بار دوم تير يهود دير به هدف مي خورد و يهود ميآيد به سراغ خود پيامبر .
از آن طرف وهب دختر خود را بيوه مي يابد و عبدالمطلب هم پسر خود را از دست داده است و اين فرزند، هم پسر است و هم زيباست ، عبدالمطلب و وهب هم بسيار ثروتمند هستند پس چرا اين فرزند را به دايه مي دهند ؟ چرا دايه را در شهر براي پيامبر نياوردند؟ اگر هواي مكه بد بوده چرا فقط پيامبر را به دايه دادند و هيچ شخص ديگري را در مكه به دايه ندادند ، (مثل علي بن ابي طالب و حمزه و ... ) ؟ و اگر براي شير دهي بوده ،چرا 5 سال فرزند را به دايه دادند ؟ حضرت آمنه هم فقط يك فرزند داشته و اين فرزند هم پسر بوده چرا پنج سال حضرت آمنه تحمل دوري كرده است ؟ در واقع سپردن پيامبر به يك دايه به دليل ترس از ترور يهود و براي محافظت از ايشان بوده است .
همچنين روز تولد پيامبر يك يهودي اين خبر را داد و وقتي پيامبر را ديد فهميد كه او همان پيامبري است كه در تورات مژده ظهور آن را داده است و گفت كه بساط يهود برچيده مي شود، به اين دليل پيامبر را از مكه دور كردند تا از فتنه يهود نجات پيدا كند . چون مكه محل رفت و آمد همه بود پيامبر را منتقل كردند و پس از چند سال به دليل اينكه محل نگهداري پيامبر را پيدا كردند دوباره پيامبر را به مكه برگرداندند و محافظت از ايشان را شخص عبدالمطلب بر عهده گرفت. (در سيره ابن هشام داستاني در مورد پيدا شدن محل اختفاي حليمه و پيامبر بيان كرده است ) و به اين دليل خدا ميفرمايد «الم يجدك يتيما فآوي» « آيا او تو را يتيم نيافت و پناه داد » چون اين فرزند را خدا از دست بزرگترين دشمن نجات داد اگر نه معني نداشت كه فقط به پيامبر منت بگذارد چون بسيار افراد ديگر هم يتيم بوده اند و خداوند آنها را هم پناه داده است .
پس از حليمه محافظت از پيامبر به عهده عبدالمطلب مي افتد . در اين زمان مادر پيامبر هم به صورت مشكوكي وفات مي يابد البته نزديك مدينه .
پس از عبدالمطلب محافظت به عهده حضرت ابوطالب سلام الله عليه مي افتد . ابوطالب تا چهار سال به تجارت نمي رود ولي به خاطر خشكسالي مجبور به سفر مي شود در بين راه شام به ديري مي رسند كه بحيرا رئيس آن جاست و با مشاهده پيامبر به ابوطالب مي گويد كه او را به شام نبر چون يهود او را مي كشند .
در هر صورت تا 25 سالگي پيامبر نزد ابوطالب بودند . و در اين سن بود كه پيامبر با حضرت خديجه ازدواج ميكنند. به اين صورت مي بينيم كه اولين نقشه يهود كه جلوگيري از به دنيا آمدن رسول اكرم بود با شكست روبرو شد ، حال ببينيم يهوديان در اقدام دوم يعني ايجاد موانع براي جلوگيري از وصول پيامبر به قدس چه كارهايي انجام دادند.
انشاء الله قصد داریم از امروز بحثی پیرامون دشمن شناسی مطرح کنیم.
یکی از بزرگترین تهمتهایی که به شیعیان زده می شود این است که پایه گذار مکتب شیعه یک نفر یهودی به نام عبدالله سبا بوده است.
یکی از مهمترین ابزار دشمن برای اینکه بتواند خود را خوب جلوه دهد این است که بدی های خود را به دیگران نسبت می دهد.
در مورد اهل سنت هم همین گونه است. یعنی طبق بیاناتی که در این چند جلسه خواهد آمد کاملا معلوم می شود که ابوبکر و عمر در ارتباط مستقیم با یهود بوده اند. و بر اساس نقشه ای قبلی قصد انحراف خلافت را داشتند.و برای اینکه ارتباط آنها با یهود مشخص نشوند این تهمت را به مکتب شیعه زده اند.
يهوديان مهمترين عامل فتنه در جهان چه قبل از اسلام و چه پس از اسلام هستند . در قرآن در موارد بسياري يهوديان مذمت شده اند .
« وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مَنَ الْعَذَابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ (بقره 96)» « و آنها را حريصترين مردم - حتى حريصتر ازمشركان- بر زندگى (اين دنيا، و اندوختن ثروت) خواهى يافت; (تا آنجا) كه هر يك از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود! در حالى كه اين عمر طولانى، او را از كيفر (الهى) باز نخواهد داشت. و خداوند به اعمال آنها بيناست.»
« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارى ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ (مائده 82)» « بطور مسلم، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهى يافت; و نزديكترين دوستان به مؤمنان را كسانى مىيابى كه مىگويند: «ما نصارى هستيم»; اين بخاطر آن است كه در ميان آنها، افرادى عالم و تارك دنيا هستند; و آنها (در برابر حق) تكبر نمىورزند.»
دراين آيه خداوند مشركان را عطف به يهوديان كرده است يعني مشركان هم بازيچه دست يهود هستند و از طرف آنها تحريك مي شوند و به دشمني با پيامبر مي پردازند . كه انشاء الله در اين سلسله مباحث بيان مي شود كه چگونه مشركان توسط يهود تحريك مي شدند براي جنگ با مسلمانان .
انشاء الله در سلسله مباحثی قصد داریم اثبات کنیم که ابوبکر و عمر با یهود در ارتباط مستقیم بودند.
يهوديان دين حضرت عيسي را توسط شخصي به نام پولس از بين بردند ،در واقع پس از عروج حضرت عيسي به آسمان يهوديان شخصي به نام پولس كه يكي ازدشمنان ديرينه مسيحيت بوده است را وارد در مسيحيت كردند و اين شخص به تدريج تمام حواريون را تكذيب كرده و دين حضرت عيسي را با حذف احكام عملي و تخريب شديد عقائد مسيحيت شروع به تبليغ كرد و چون پشتوانه مالي قوي داشت توانست به زودي مسيحيت به شدت تحريف شده را در جهان گسترش دهد .
تنها تهديد براي يهود پس از حضرت عيسي اسلام بود و يهوديان طبق مطالبي كه در تورات آمده بود اطلاعات كاملي درمورد پيامبر وجانشين او و دين اسلام داشتند .
انچه كه در مورد عمليات يهود بر ضد اسلام بيان مي شود ازكنار هم چيدن مبارزات يهود است زيرا به دليل پنهان كاري يهود مجموعه منظمي در مورد اقدامات آنها در تاريخ وجود ندارد ، اگر دقت كنيم مي بينيم كه بيشترين امتي كه در قرآن مذمت شده اند يهود و بني اسرائيل است در حاليكه كمترين موضوعي كه مورد توجه محققان اسلامي قرار گرفته همين موضوع يهود شناسي است ، به دليل سيستم بسيار قوي اطلاعاتي آنها و پنهان كاري قوي كه انجام مي دادند اطلاعات واضحي در مورد فعاليت آنها وجود ندارد .
طبق تعاليم يهوديان در تورات ، آنها براي اينكه بتوانند بر كل جهان حكومت كنند بايد ابتدا قدس را بگيرند ، سپس از نيل تا فرات و بعد هم كل جهان را تصرف كنند . در واقع مهمترين مكاني كه يهوديان بايد آن را در دست داشته باشند قدس است ، پيامبر اسلام هم كه آمدند ، به دليل اينكه يهوديان دين خود را تحريف كرده بودند و ديگر نبايد حاكميت جهاني را به دست مي گرفتند بنابراين يكي از اهداف ايشان رسيدن به قدس بود و اين موضوع با عقائد يهوديان كاملا در تضاد بود . بنابراين يهوديان دست به يك سري اقداماتي زدند براي اينكه از رسيدن پيامبر به قدس جلوگيري كنند كه به شرح آن مي پردازيم .
يهود سه اقدام اساسي براي جلوگيري از وصل پيامبر به قدس انجام دادند :
1. جلوگيري ازپيدايش پيامبر
2. ايجاد موانع تاخيري تا ازوصول پيامبربه قدس جلو گيري كنند . زيرا يهود بر طبق تعليماتش بايد از طريق قدس كل جهان را بگيرد .
3. به دست گيري حكومت در صورت تشكيل (سيستم نفوذ)
ادامه دارد .....................