اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله |
گران فروشها به بهشت می روند .....
به نام آنكه جان را فكرت آموخت
چارلي چاپلين هنر پيشه ي معروف و كمدين بزرگ جهاني كسي كه چهل سال مردم روي كره زمين را خنداند ، در نامه اي به دختر هنر پيشه اش مي نويسد « .... برهنگي بيماري عصر ماست . من پير مردم و شايد حرف هاي خنده آور بزنم اما به گمان من تن عريان تو بايد از آن كسي باشد كه روح عريانش را دوست مي داري ، بد نيست اگر انديشه ي تو در اين باره مال ده سال پيش باشد ، مال دوران پوشيدگي ، نترس ! اين پوشيدگي تو را پيرتر نخواهد كرد به هر حال اميدوارم تو آخرين كسي باشي كه تبعه ي جزيره لختي ها بشوي »[1] معناي سخن حكيمانه چارلي چاپلين چيست ؟
گران فروشها به بهشت مي روند
زن بر خلاف تصور بعضي ها با يك هوش سرشار و عقل فطري درك مي كند كه وجودش چقدر ارزش دارد ، بر اساس همين درك فطري ، زنان خوب فهميدند كه نبايد خود را رايگان كنند بلكه بايستي مثل گوهر درون صدف تا مقام و موقعيت خود را بالا ببرند . ويل دورانت مي گويد « حيا امري غريزي نيست ، بلكه اكتسابي است . زنان دريافتند كه دست و دل بازي مايه ي طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند .»
پس زن هميشه يك موجود گران بهاست تا مطلوبيت داشته باشد اما سوال اينجاست كه چه موقع زن يك موجود بي ارزش تلقي مي شود ؟ در چه وقت زن احترام و شخصيت خود را در جامعه از دست مي دهد ؟ و چه موقع از چشم ديگران مي افتد ؟ شايد پاسخ اين سوالات در گفته هاي زير بيابيد . خانم فاطمه امامي تبعه ي استراليا و دكتراي جامعه شناسي و علوم سياسي مي گويد « من به عنوان زني كه 27 سال است در غرب زندگي مي كنم ، مي دانم آنجا چه مي گذرد . زن در غرب و در استراليا مانند كالاست و مانند مجسمه ي بي روحي است كه از آن به عنوان كالاي تبليغاتي استفاده مي كنند .»
روزنامه قدس در سال 75 طي مصاحبه با يكي از زنان تازه مسلمان دانماركي از وي چنين نقل مي كند « متاسفانه با اين كه اروپايي هستم بايد بگويم زن در كشور من يا در اكثر كشورهاي اروپايي يعني كالا يعني مصرف . من شرمنده ام از اينكه بگويم ما در كشورمان روزنامه مبتذل داريم كه زنان و دختران نوجوان عنصر تبليغ و درآمد آن روزنامه ها به شمار مي روند[2] « ( اين يعني تمدن )
حيا و عفاف و پوشش تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام فطري براي گران بها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد به كار برده است . بنابراين بدون اين كه كسي تذكري بدهد زنان خود مي دانند كه اگر در معرض ديد مردان نامحرم قرار گيرند و خود را به آنها عرضه كنند چقدر از ارزش خود كاسته و خود را ارزان فروخته اند .
آلفرد هيچكاك فيلم ساز معروف جهاني مي گويد « زنان شرقي تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و روي بندي كه به كار مي بردند خود به خود جذاب مي نمودند و همين مساله جاذبه ي نيرومندي به آنها مي داد ، متاسفانه همه ي مشكلات از تصور اشتباه زن در مورد مرد به وجود مي آيد . مرد ، عاشق زني است كه بدن خود را كاملا پوشانده باشد تا با پيگيري و جست و جوي مداوم بتواند به او دست يابد و وجودش را كشف كند . اينها به اين دليل است كه مرد هميشه مي خواهد زن را بگيرد ولي زن مي خواهد كه او را بگيرند[3] .»
احساسات مرد نيازآميز و احساسات زن ناز خيز است . مرد صياد و زن صيد است ، به عبارت ديگر مرد شكارچي و زن شكار است ، حال شكاري كه بدون تلاش شكارچي خود را به راحتي در دامش بياندازد ارزش بالايي ندارد . بنابراين با پوشيده بودن بدن زن و مرد وجود او را اسرار آميز قلمداد مي كند و حس احترام نسبت به زن در وجود او بالا مي رود به طوري كه او را يك فرشته آسماني تلقي مي كند كه براي ديدن و دسترسي به او بهاي سنگيني بايد بپردازد .
فلسفه ي نگهباني و پوشش اشيا ارزش آنهاست . اين ارزش هر قدر افزايش يابد درصد محافظت از آنها بيشتر مي شود . زن اگر به ارزش والاي خود پي ببرد تلاش مي كند كه خود را در محكم ترين و مطمئن ترين پوشش قرار دهد كه دست طمع هيچ بيمار دلي به او نرسد و به اين طريق وجود خود را براي هميشه گران بها حفظ كند . خانم فاطمه دولان مسلمان انگليسي در ايران مي گويد « وجود حجاب باعث مي شود كه زن ارزش خود را از حد يك كالاي تجاري و يا وسيله اي براي بهره دهي بيشتر بالا ببرد و هم خود براي خويش ارزش قائل باشد و هم جامعه را وادار به احترام كند[4] »
مولوي مثال زيبايي دارد كه مي گويد « مثل مرد مثل آب است و زنان مثل آتش اگر واسطه اي بين او دو نباشد آب آتش را خاموش مي كند ولي اگر واسطه اي باشد مانند يك ديگ كه آب در آن قرار دارد و آتش زير آن ، در اين موقع آتش آب را تحت تاثير خود قرار داده و گاهي آن قدر او را گرم مي كند تا بخار شود و چيزي از وجودش باقي نماند[5] » مولوي وجود حريم و فاصله را بين زن و مرد ضروري دانسته و اين فاصله و حريم را به نفع زن مي داند چون آتش عشق مرد را تندتر كرده تا جايي كه او را با تمام وجودش مجبور به احترام به خود مي كند ، مطمئنا اين حريم و فاصله همان پوشش مناسب براي زن است كه از اين طريق خود را از دسترس مرد دور نگه داشته و بدين وسيله وجود گران بهاي خود را با اين صدف حفظ مي كند . اينجاست كه زناني كه وجودشان ارزان نيست ، زندگي براي آنان مانند بهشت است و زنان ارزان فروش و رايگان آرام آرام شعله ي عشق و زندگي را در خود خاموش كرده و احساسات لطيف و بدن ظريف خود را در پاي هوس مردان هرزه نابود مي كنند . چرا كه مردان زنان خودنما را براي چند لحظه بيشتر نمي خواهند و پس از فروكش كردن شهوت جنسي خود ، آنان را رها مي كنند .
آري خلاصه ي كلام از روان شناسي زن و مرد اين جمله است كه « دختران خود نما در چشم ها جا دارند و زنان پوشيده در دلها جا گرفته اند .» بي خود نيست كه حتي كثيف ترين جوانان نيز موقع ازدواج به دنبال دختري مي گردند كه حتي براي يك بار هم با پسري ارتباط برقرار نكرده باشد .
با زبان بي زباني
اصولا هر چيزي كه پوشيده شود ابهت و عظمتش بيشرت جلوه گر مي شود . بهترين مثال آن كعبه است . شما فرض كنيد كه پارچه ي سياه روي كعبه را از روي آن بردارند ، به هيچ وجه آن عظمتي را كه با پرده سياه دارد در آن زمان ندارد ، و آنقدر تاثير دارد كه حتي در برخي اوقات ممكن است نظر انسان نسبت به عظمت كعبه تغيير كند .
لباس هر كس پرچم كشور دروني اوست و بر مي دهد كه من چه كسي هستم ، چه مذهبي دارم ، چگونه در مورد جهان مي انديشم و همچنين نشان مي دهد كه ارزش شخص در چه حد است . ممكن است زن يك طرز لباس بپوشد يا راه برود كه افعالش حرف بزند ، فرياد بزند كه به دنبال من بيا ، سر به سر من بگذار ، متلك بگو و .... . و ممكن است جور ديگر لباس بپوشد ، پوشيده و سنگين از خانه بيرون رود به طوري كه افراد فاسد و مزاحم و شكارچيان بيمار دل جرات نكنند متعرض او شوند ، چرا كه او با زبان بي زباني مي گويد « اين جا شخصيت ارزشمندي است كه به ارزاني فروخته نمي شود ، اصلا فروخته نمي شود ، چشم طمع كور و دست خيانت كوتاه » جالب است وقتي به جوانان مزاحم تذكر داده مي شود كه دختران را اذيت نكنيد ، مي گويند : اگر خودش دلش نمي خواست اين گونه لباس نمي پوشيد و آرايش نمي كرد .
مردان چادري
ممكن است سوال شود چرا زنان بايد حجاب داشته باشند ؟ چرا تاكيدها هميشه در مورد زنان اعمال مي شود ؟ چرا به مردان زياد سفارش پوشيدگي نمي شود ؟ براي پاسخ به اين پرسشها بايد توجه داشته باشيم كه در هر جنسي (حتي در غير انسان) جنس ماده هميشه ظريف تر و مظهر جمال است و وقتي مي خواهند فتنه ايجاد نشود ، به آنكه مظهر جمال است بايد بگويند خودت را نشان نده ، نه به آن كه مظهر خشونت و قوت است ، زيرا او كه جلب نظري ندارد[6] . همچنين اين زن است كه مورد تهاجم مرد است نه مرد مورد تهاجم زن . به طور كلي جنس نر و ماده در عالم اين طورند ، اختصاص به زن و مرد ندارد . جنس نر در خلقت گيرنده خلق شده است . خواستگاري پسر از دختر به خاطر همين است كه هميشه نر به سمت ماده مي رود نه بر عكس .
آيا تا كنون شنيده ايد كه چند دختر جلوي دبيرستان پسرانه بايستند و مزاحم پسران شوند ؟! آيا در مجله يا روزنامه اي خوانده ايد كه مثلا پسري مورد تجاوز يك دختر قرار گرفته باشد ؟! پاسخ به اين سوال بسيار واضح است علتش اين است كه در زنان ميل به خودنمايي و در مران ميل به چشم چراني وجود دارد . بنابراين آن كه مورد تجاوز است بايد خود را به زره و سپر حجاب مجهز كند تا كسي جرات مزاحمت نداشته باشد . آنهايي كه مي گويند چرا زن بايد حجاب داشته باشد بايد به اين سوال هم جواب دهند كه چرا هميشه آهو بايد از دست شير فرار كند؟ آهو هيچ كاري نبايد بكند و شير هم نبايد به او آسيب بزند !! كدام عقل و منطقي اين را قبول مي كند . در واقع علتش اين است كه در زنان ميل به خود نمايي وجود دارد و در مردان ميل به چشم چراني . چشم چراني در مردان و خود نمايي در زنان را نبايد توهين تلقي كرد ، در هر زن و مردي اين خصوصيت هست ، منتهي بعضي اسير اين دو خصوصيت مي شوند و بعضي خود را آنقدر بزرگ مي بينند كه نيازي به اين گونه امور در خود نمي بينند .
امل ها يا متدينين
آنها كه به زنان پوشيده بر چسب امل و عقب مانده مي زنند دلايل زير را براي لزوم پوشش مطالعه نمايند ، قضاوت را بر عهده ي شما مي گذاريم :
1. به وسيله ي پوشش صميميت بين زن و شوهر بيشتر و آمار طلاق كمتر مي شود :
دانشمنان معتقدند تحريكاتي كه در چشم به وجود مي آيد بر غده ي هيپوفيز كه غده ي كوچكي در زير مغز است اثر مي گذارد ، اين غده شش هورمون توليد مي كند كه سه نوع آن بر روي سيستم توليد نسل تاثير دارد . نگاه به زنان بد حجاب و فيلم هاي محرك در نهايت به تاثير منفي در فرزندان و اختلالات وراثتي منتهي مي شود . اين تحقيق تاثير نگاه در فرزندان را نشان مي دهد . ژان روستان فرانسوي نيز با آزمايش هايي كه روي اردك انجام داد متوجه شد كه نگاه اردكهاي نر به ماده عامل تحولات هورمون آنهاست.
ميدانيد كه مردان حس تنوع طلبي دارند ، نگاه مردان متاهل به زنان هرزه ي كوچه و بازار آنها را نسبت به همسر خود بي علاقه مي كند و اين بي علاقگي با كج خلقي ، بهانه گيري و ... خود را نشان مي دهد . آهسته آهسته اين گونه خانواده ها بر اثر نگاههاي فراوان مرد و تماس زياد با زنان ديگر رو به طلاق و ويراني مي نهد ، آمار طلاق همراه با شيوع بي حجابي بالاتر مي رود . هر چه زنان برهنه تر مي شوند طلاق ها بيشتر مي شود . عامل نگاه مردان در طلاق را نبايد دست كم گرفت . البته مرداني كه زنان پوشيده دارند بايد بيرون از منزل از نگاههاي شهوت انگيز به زنان بيگانه خودداري كنند ، هر چند براي رفع اين مشكل نيازي به همكاري همه ي زنان در رعايت پوشيدگي خود دارد .
پسر و دختر پيش از اين ( به عنوان همسر ) خود را وسيله ي كاميابي خوشي و سعادت يكديگر مي دانستند ، از همين جا پايه ي يك علاقه و محبت عميق و عشق خالص ريخته مي شد كه تا هشتاد سالگي دوام مي يافت . اما پسر و دختر امروز كه پس از يك دوره آزادي كامل ( پيدا كردن دهها دوست پسر و دوست دختر )ازدواج مي كنند ودر حقيقت تن به محدوديت مي دهند و هر يك احساس مي كند كه از امروز مراقب دارد ، به يكديگر به چشم و رقيب و عامل محدوديت و سلب آزادي و بالاخره زندان بان نگاه مي كنند ، محال است اين دو با يكديگر صميمي بشوند و پايه ي يك عشق خالص و محبت عميق ريخته بشود[7] .
2. برهنگي مانع انجام فعاليت هاي اجتماعي مي شود :
اگر بناست كه اجتماع بيرون محيط امن و آرام و محيط كار و فعاليت باشد ، بايد كاميابي هاي جنسي مطلقا از اجتماع ، خارج و در خانه متمركز شود . اي عجب كه به بهانه ي اين كه حجاب نيروي نيمي از افراد اجتماع ( زنان ) را فلج كرده است با بي حجابي نيروي تمام افراد زن و مرد را فلج كردند .
كار زن پرداختن به خود آرايي ، صرف وقت به پاي ميز توالت براي بيرون رفتن و كار مردها چشم چراني و شكارچي گري شده است . ( يعني هر دو به جاي كار به يكديگر مشغول شده اند ) در ممالك غربي از آن جهت كه زنان در فصول سرما و زمستان مجبورند با لباس هاي ضخيم ، قسمت بيشتر اندام خود را بپوشانند ميزان جنايات جنسي و تجاوزات به عنف به شدت كاهش مي يابد و آمارها در اين فصول به سرعت پايين مي آيد در حالي كه در فصل گرما و تابستان حتي پير زنان و كودكان هم مورد تجاوز قرار مي گيرند و بعضا به جهت مقاومت به طرز فجيعي به قتل مي رسند[8] .
اصولا حجاب پوشيده نگهداشتن يك شيء از ديد بيگانگان و غرض ورزان است . وقتي اين موجود ارزشمند و محبوب رايگان شد خيلي زود طعمه ي بيگانگان شده و به راحتي پايمال مي شود . تفاوت حجاب و بي حجابي مثل تفاوت طلا و آهن است كه طلا چون كمياب تر است در نتيجه با ارزش مي شود ولي آهن چون به فراواني يافت مي شود ارزش آن كمتر است از طلا . عجب است از كساني كه نمي گذارند گوشه 100 توماني ناقابل از جيبشان بيرون بيايد كه نكند از جيبشان بيافتد و سريع آن پول بي ارزش را پنهان مي كنند ، آنگاه چه طور است همان افراد وجود با ارزش زن را مي خواهند آشكار كنند ؟!
چه فلسفه اي است كه شب قدر فقط سه شب است ، اگر همه شبها شب قدر مي بود ديگر هيچ كسي ارزش شب قدر را نمي دانست .
3. پوشش آرامش رواني جامعه را تامين مي كند :
هيچ مردي ، از تصاحب زيبا رويان و هيچ زني از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلي از هوس سير نمي شود ، بعضي از دانشمندان مانند فرويد پيشنهاد داده اند كه پسران و دختران را آزاد بگذاريد تا شهوت خود را تخليه كرده و ديگر گرد اين اعمال نگردند . جناب فرويد متوجه نبودند كه غريزه ي جنسي مانند غذا نيست كه هر كس يك بار خورد سير شود بلكه اين غريزه دريا صفت بوده و سيري ناپذير است . مي گويند اگر انسان از چيزي منع شود حريص تر مي شود در نتيجه اگر بين دختران و پسران مانعي وجود نداشته باشد بعد از چند وقت از هم سير مي شوند و مشكلات حل مي شود . مي گوييم برعكس ، غريزه جنسي هر چه بيشتر ارائه گردد تشنه تر مي شود و با دو دليل مي توان ثابت كرد كه غريزه ي جنسي سيري ناپذير نيست .
دليل اول اينكه چرا پادشاهان با داشتن زن هاي فراوان باز هم زنان ديگري اختيار كرده و حرم سرا داشتند؟ كريستين سن مي گويد در نقش شكار طاق بستان فقط چند تن از سه هزار زني كه خسرو پرويز در حرم داشت مي بينيم .[9] اين نكته خود بيان گر اين است كه رسيدگي بيشتر به غريزه جنسي تشنگي بيشتر مي آورد .
دليل دوم اينكه چرا در مورد عشق و عاشقي اين همه داستان گفته و شعر و غزل سروده اند ؟ آيا گرسنگي يك نياز نيست ؟ پس چرا در مورد گرسنگي ، تشنگي وديگر نيازهاي انسان اين همه شعر وجود ندارد ؟ شهوت وقتي در حالت انساني قرار بگيرد عشق نام دارد ، ديوان حافظ و امثال آن از يك غريزه ي عميق به نام عشق در وجود همگان حكايت مي كند . اگر برهنگي فراوان شد ، مردان و زنان با ارتباط با هم در مورد اول دچار خستگي مي شوند ولي نه بدين معني كه تمايل به عفاف جانشين آن شود بلكه به اين معني كه آتش و عطش روحي زبانه مي كشد و نوعي ديگر را تقاضا مي كند ( تقاضا به ديگري و پس از چند مدت به هم جنس و بعد هم حيوانات و بعد هم خود كشي ، همان طور كه در اين زمان به وضوح اين وضع را در كشورهاي جهان مي بينيم ) و اين تقاضاها هرگز تمام شدني نيست.
براي آرامش غريزه دو چيز لازم است : يكي ارضاي غريزه در حد حاجت طبيعي ( با ازدواج ) و ديگري جلوگيري از تهييج و تحريك آن ( با پوشش زنان )
آري مادامي كه بانوان خود را به طور كامل از ديد چشم هاي حريص مردان مي پوشانند درياي نفس آنها آرام است اما وقتي خود را به نمايش مي گذارند چشم آنها مي بيند و دل آنها هوس مي كند و آرامش دروني و امنيت آنها به هم مي خورد[10].
با اين بيان معلوم مي شود كه ايراد بعضي بر حجاب از آن جهت كه آن را مانع آزادي مي دانند منظورشان آزادي جنسي است ، كه آثار مخرب آن در توضيحات بالا آورده شد . با اين اوصاف آشكار است كه برچسب امل و عقب افتاده به چه كساني بيشتر مي چسبد ، آنان كه از گوهر عفاف خود محافظت مي كنند يا آنان كه لخت و عريان بودن را تمدن مي دانند ، چه زيبا گفته است آن بزرگي كه فرمود : اگر برهنگي تمدن است ، پس حيوانات متمدن ترند .
چادرها را برداريد
آيا تا كنون انديشيده ايد چرا اين قدر عليه چادر تبليغ كرده اند ؟ در خاطرات صدر الاشراف (زمان رضا خان) آمده است كه در اتوبوس زن با حجاب راه نمي دادند و در معابر پاسبان ها از اهانت و كتك زدن زنهايي كه چادر داشتند با نهايت بي پروايي و بي رحمي فروگذار نمي كردند . حتي بعضي از مامورين به خصوص در شهرها و روستاها زنهايي كه پارچه روي سر انداخته بودند اگر چه چادر معمولي نبود از سر آنها كشيده و پاره پاره مي كردند و اگر زن فرار مي كرد او را تا توي خانه اش تعقيب مي كردند و به اين اكتفا نكرده به اتاق زنها مي رفتند و صندوق لباس آنها را تفتيش مي كردند اگر چادر از هر قبيل مي ديدند پاره پاره مي كردند يا به غنيمت مي بردند[11] .
چرا كشف حجاب در افغانستان توسط امان الله خان ، در تركيه به وسيله آتاترك ودر ايران با عمل رضا خان انجام گرفت ، حتي در الجزاير ابتدا از حجاب زنها براي استثمار آنها شروع كردند ، چرا ؟؟؟؟
مستفر همفر جاسوس كهنه كار انگليسي براي خراب كردن كشورهاي اسلامي مي گويد « پراكندن چهار چيز ضروري است : شراب و قمار و زنا و گوشت خوك آشكار يا نهاني »
در جاي ديگر مي گويد مي توان شايع كرد كه اسلام زن را تحقير مي كند . اين سخن خود دليل ارزش نهادن اسلام بر زن و بالا بردن مقام اوست و گرنه نيازي به چنين تبليغ و تلاشي در زمينه ي شايعه پراكني نبود ، بلكه حقيقت رامي گفتند . همفر در قسمت ديگر از خاطرات خود كه در اصل كتابي است براي سازمان جاسوسي انگلستان مي نويسد : زنان مسلمان داراي حجابي محكم هستند كه نفوذ فساد در ميانشان ممكن نيست ، كه در اين صورت بايد زنان مسلمان را فريب داده از زير چاد بيرون كشيد .... پس از آن كه زنان را از چادر بيرون آورديم ، بايد جوانان را تحريك كنيم كه دنبال آنها بيفتند تا در ميان مسلمانان فساد رواج يابد .»[12]
آيا تاكيد دشمنان براي برداشتن چادر به خاطر اين نيست كه آنها از همين چادرها مي ترسند ؟آنها خوب مي فهمند كه همين چادرها چه مردان غيور و شجاعي را پرورش داده كه جرات نفس كشيدن جلوي آنها را ندارند ؟ چقدر خوب درك كردند كه زن محور اصلي و نقش اساسي مبارزه است . در اين زمينه ضرب المثلي است كه مي گويد اگر زنها را در دست بگيريم همه چيز به دنبال انها خواهد بود .
جالب اينجاست كه تاكيد دشمن روي چادر است ، به تازگي از كشورهاي غير مسلمان روسري هاي كوتاه و نازك وارد مي شود ، چرا ؟ آنها بهتر از ما مي فهمند كه چادر چه مزايايي دارد . چادر حجم بدن را كاملا پوشش مي دهد ، حالت يك نواختي چادر به زن ابهت خاصي مي دهد كه مي تواند در موقع لازم از بيگانه رو بگيرد . مهم تر از همه اين كه در حال حاضر چادر يك رمز دورباش است . يعني هر كس با ديدن چادر جرات مزاحمت آن زن را ندارد . گذشته از اين ها چادر پرچم هويت زن است ، هر چند مانتو و مقنعه نيز حجاب است ولي افكار عالي هميشه لباس عالي را انتخاب مي كنند و چادر حجاب برتر است . در ضمن تجربه شده است كه اكثر زناني كه مانتو و مقنعه مي پوشند آرام آرام مقنعه به روسري تبديل شده و پس از آن ظاهر شدن موها ، چاك دار يا كوتاه شدن مانتو ، استفاده از رنگهاي ناجور و .... . علاوه بر اين كه اغلب مانتوها برجستگي هاي بدن را نمي پوشاند.
رنگ سياه مكروه است
رنگ ها به سه دسته تقسيم مي شوند : رنگهاي گرم مانند قرمز و زرد و .... . رنگهاي سرد مثل آبي و سبز و .... . و رنگهاي خنثي كه شامل سفيد و سياه و خاكستري است .رنگهاي گرم سرعت جريان خون را در بدن زياد كرده و رنگهاي سرد بر عكس سرعت گردش خون را كم مي كند و هر دو در تحريكات شهواني تاثير دارند ، در ضمن هر دو نوع رنگ داراي جذابيت بوده و جلب توجه مي كنند . ولي رنگ سياه يك رنگ خنثي بوده ، هيچ تاثيري در بيننده ندارد ، در ضمن جلب توجه هم نميكند . رنگ سفيد هم خوب است ولي چون در ايران همه از چادر سياه استفاده مي كنند نبايد از رنگ سفيد استفاده كرد زيرا باعث انگشت نمايي و جلب توجه مي شود و گرنه در كشوري مانند الجزاير زنان مسلمان كاملا سفيد مي پوشند .
بعضي افراد رنگ سياه را بهانه كرده و ميگويند مكروه است و در صورتي كه در احاديث و روايات هر جا رنگ سياه آمده كفش و عمامه و چادر را استثنا كرده اند[13] . در ضمن چادر سياه از همان زمان پيامبر اكرم ( ص ) بعد از نازل شدن آيه حجاب استفاده مي شد و پيامبر هم ايراد نمي گرفتند ، معلوم مي شود وقتي خدا و رسول به چادر سياه ايراد نگرفته ديگر آقايان روانشناس دست نشانده نمي توانند بگويند كساني كه لباس مشكي مي پوشند دچار افسردگي هستند ( كه ازحقه هاي استعمار براي دل زده كردن زنان مسلمان از چادر است ) حال از شما مي پرسيم ، كه آيا خدا راست مي گويد يا فلان روان شناس ؟؟؟؟
فلسفه حجاب
آيات زيادي در قرآن پيرامون حجاب آمده است . به عنوان مثال در سوره احزاب آيه 59 آمده است « يَا أَيُّهَا الْنَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلاَلبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلاَ يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً » « اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو روسري هاي بلند بر خود بيفكند ، اين عمل مناسب تر است تا ( به عفت و پاكدامني ) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند و خداوند آمرزنده و مهربان است .»
زناني كه بايد مرد شوند
تمام ايراداتي كه زنان به حجاب مي گيرند موقعي جواب داده مي شود كه هر زني براي يك روز مرد شود ! چرا كه بعضي زنان نمي توانند متوجه شوند كه نگاه يك مرد به زن كاملا متفاوت است با نگاه زن به مرد . زن معمولا دچار خود نمايي و مرد درگير چشم چراني است همان گونه كه زنان از ناحيه ي چشم چنان لذت نمي برند ، مردان هم از طريق بدن نمايي لذت نمي برند . بنابراين نبايد نگاه يك مرد را با نگاه خود مقايسه كنند .
انسان به هر چيزي كه منع شود حريص تر مي شود :
طرفداران اخلاق جنسی معتقدند: آتش میل و رغبت بشر در اثر منع و محدودیت فزونی می گیرد و مشتعل تر می گردد اما در اثر ارضا و اشباع، کاهش می یابد و آرام می گیرد. برای این که بشر را از توجه دائم به امور جنسی و عوارض ناشی از آن منصرف کنیم، یگانه راه صحیح آن است که هر گونه قید و ممنوعیتی را از جلوی پایش برداریم و به او آزادی بدهیم.[14] فروید و پیروان وی بر این اساس معتقد به آزادی غریزة جنسی شده اند اما استاد مطهری می گوید: "اشتباه فروید و امثال او در این است که پنداشته اند تنها راه آرام کردن غرایز، ارضا و اشباع بی حد و حصر آن ها است. این ها فقط متوجه محدودیت ها و ممنوعیت ها و عواقب سوء آن ها شده اند. طرحشان این است که برای ایجاد آرامش این غریزه باید به آن آزادی مطلق داد. این ها چون یک طرف قضیه را خوانده اند، توجه نکرده اند همان طور که محدودیت و ممنوعیت، غریزه را سرکوب و تولید عقده می کند، رها کردن و تسلیم شدن و در معرض تحریکات و تهییجات در آوردن، آن را دیوانه می سازد و چون این امکان وجود ندارد که هر خواسته ای برای هر فردی برآورده شود، بلکه امکان ندارد همة خواسته های بی پایان یک فرد برآورده شود، غریزه بدتر سرکوب می شود و عقده روحی به وجود می آید".[15] به نظر استاد مطهری برای آرامش غریزه دو چیز لازم است: ارضای غریزه در حد نیاز طبیعی و دیگری جلوگیری از تهییج و تحریک آن. اما این که می گویند: انسان نسبت به چیزی که از آن منع شود حریص است، مطلب صحیحی است، ولی نیازمند به توضیح است. انسان به چیزی حرص می ورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحریک شود. به اصطلاح تمنای چیزی را در وجود شخصی بیدار کنند اما او را ممنوع سازند. اگر امری اصلاً عرضه نشود یا کم تر عرضه شود، حرص و ولع هم نسبت بدان کم تر خواهد بود.
"فروید" که طرفدار سرسخت آزادی غریزة جنسی بود، متوجه شد خطا رفته است، از این رو پیشنهاد کرد باید آن را از راه خاص خودش به مسیر دیگری منحرف کرد. "راسل" نیز که به آزادی جنسی معتقد است، اعتراف کرده که عطش روحی در مسائل جنسی غیر از حرارت جسمی است. آن چه با ارضا تسکین می یابد، حرارت جسمی است، نه عطش روحی. یعنی روح انسان سیری ناپذیر است و اگر چه شاید از نظر حرارت جسمی در زمانی ارضا شود، اما چون انسان روح سیری ناپذیر دارد، به آن حد قناعت نمی کند و می خواهد از آن هم بالاتر رود. پس باید گفت: آزادی در روابط زن و مرد و یا بی توجهی به حجاب، از حرص و ولع نسبت به شهوت، پیشگیری نمی کند، بلکه سبب شعله ور شدن شهوات می گردد. آمار موجود در جهان گویای این واقعیت است. ره آورد آزادی جنسی در عصر حاضر، رفتارهای خشونت آمیز در روابط جنسی و استفاده قهر آمیز از زنان و آزار جنسی در محل کار و بیماری های مقاربتی از جمله ایدز است. در انگلستان از هر ده زن، هفت زن در دورة زندگی شغلی خود به مدت طولانی دچار آزار جنسی می گردند. در مورد تجاوز جنسی نیز بررسی ها در لندن آشکار ساخت که از هر شش تن یک تن مورد تجاوز قرار گرفته بود.[16] بر این اطلاعات باید آمار همجنس بازی ها و کشانده شدن به راه های دیگر را اضافه کنیم که همه نشان از آن دارد که عطش روحی هیچ گاه سیری پذیری نیست. اگر آزادی جنسی و روابط آزاد زن و مرد، حرص و ولع را کاهش می دهد، پس اتفاقات در غرب ناشی از چیست؟ بهتر است بگوییم آن قدر پیامدهای بد زیاد است که نسبت به آن بی اهمیت شده اند، نه آن که دیگر تجاوزات و راه های انحراف مانند همجنس بازی دیگر وجود ندارد. مانند این که کسی به خانه ای وارد می شود و می بیند بچه های خانه دیوار را خراب کرده، فرش ها را پاره کرده و ظرف ها را شکسته، آن وقت می بیند مادر خانه اصلاً ناراحت نیست یا توجه نمی کند. عدم توجه مادر، نشان آن نیست که وضع خانه به هم ریخته و خراب نیست، بلکه ناشی از بی توجهی مادر به وضعیت است.
اسلام نه به صورت مطلق، غریزة جنسی را محدود و سرکوب کرده و نه آن را به طور مطلق آزاد گذارده است. به نظر می رسد راه میانه ای را مطرح کرده است و آن عبارت است از: ارضای غریزة جنسی به صورت طبیعی و قانونمند با حفظ کرامت انسانی و امنیت روانی جامعه؛ پرهیز از تحریک و تهییج غریزة جنسی و تأکید بر آسان گیری در ازدواج.
فلسفة اصلی پوشش، حیا و عفت است که خصلت بشری است و تمامی انسان ها آن را پذیرفته اند. البته نتایج دیگری نیز بر پوشش مترتّب است، مانند سلامت جامعه و حفظ اصالت خانواده.
يك گزارش :
چند سال قبل روزنامه جمهوري اسلامي اين خبر را درج كرد كه : در ويرجينياي آمريكا طرحي درسال سوم راهنمايي براي جدا كردن دختران از پسران در كلاس درس در دست آزمايش ، چون آموزگاران پي برده اند كه دختران به خصوص در رياضيات و علوم بدون حضور پسران راحت تر به نظر مي رسند .
به گفته آموزگاران دختران در كلاسهاي مختلط براي آنكه مورد تمسخر و انتقاد پسرها قرار نگيرند كمتر در بحثها شركت مي كنند . در حالي كه در غياب پسرها بهتر و راحت تر به سوالات جواب مي دهند . ظاهر نتايج اوليه اين آزمايشها رضايت بخش بوده است.[17]
گل عفاف
هيچ باغباني را سرزنش نمي كنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچين كشيده است ، چون باغ بي ديوار ، از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان نمي ماند .
هيچ كس با نام آزادي ديوار خانه خود را بر نمي دارد و شبها در حياطش را باز نمي گذارد چون خطر رخنه دزد جدي است .
هيچ صاحب گنج و گوهري هم جواهرات خود را بدون حفاظ در معرض ديد رهگذارن نمي گذارد تا بدرخشد ، جلوه كند و چشم و دل بربايد ، چون خود جواهر ربوده مي شود .
هر چيزي كه قيمتي تر باشد مطمئنا درصد مراقبت از آن بالاتر مي رود .
هر چه كه نفيس تر باشد بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت لازمتر .
اگر در شيشه عطر را باز بگذاري عطرش مي پرد .
اگر رشته مرواريدت را در گنجينه و صندوق نگذاري و در آن را نبندي گم مي شود .
اگر در مقابل پنجره خانه ات توري نزني از نيش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهي بود .
وقتي راه وردود پشه ها را مي بندي خود را مصون ساخته اي نه محدود و زنداني .
زن به خاطر ارزش و كرامتي كه دارد بايد محفوظ بماند و خود را به حراج نگذارد و در بازار سوداگران شهوت خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند نفروشد .
زن به خاطر لطافتي كه دارد نبايد در دستهاي خشن كامجويان ديو سيرت كه نقاب مهرباني و عشق به چهره دارند پژمرده شود و پس از آنكه گل عصمتش را چيدند او را دور اندازند يا زير پا له كنند .
زن به خاطر عصمتي كه دارد و ميراث دار پاكي مريم است نبايد بازيچه هوس و آلوده به ويروس گناه گردد ، گوهر عفاف و پاكي كم ارزشتر از طلا و پول و محصول باغ و .... نيست .
خراب كردن همه ديوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها نشانه تيره انديشي است ، نه روشنفكري ! علامت جاهليت است نه تمدن ! مي گويي نه ؟
به طومار كساني نگاه كن كه پس از رسوايي و بي آبرويي بادو دست پشيماني بر سر غفلت خويش مي زنند و بر جهالت خود لعنت مي فرستند .
كساني كه از جماعت رسوا نگريزند رسواي جماعت مي شوند . آنكه ايمان را به لقمه اي نان بفروشد ، آنكه يوسف زيبايي را با چند سكه بي ارزش عوض كند و آنكه كودك عفاف را جلوي صدها گرگ گرسنه مي بد و به تماشا ميگذارد روزي هم پشت ديوار ندامت اشك حسرت بر دامن پشيماني خواهد ريخت ، در آخرت هم در آتش بي پروايي خود خواهد سوخت .
از اول نبايد به پاي بيگانه اجازهي ورود به مزرعه نجابت داد كه بوته هاي نورس عصمت را لگد مال كند .
ولي .... گريه بي حاصل است و بي ثمر وقتي كه شاخه شكست و گل چيده شد !!
مدعيان تمدن چه مي گفتند !
كساني كه امروز داد تمدن و فرهنگ و آزادي آنها گوش فلك را كر كرده است همانها هستند كه در گذشته اي نه چندان دور (وشايد هم همين الان ) سخناني از اين قبيل مي گفتند :
زن ، همان موجودي است كه گيسوان بلند دارد و عقل كوتاه !
زن آخرين موجود وحشي است كه مرد او را اهلي كرده است !
كاري را كه شيطان از عهده اش بر نيايد زن انجام مي دهد !
جايي كه زن هست حرف هست و جايي كه كلاغ است قارقار است .
سه چيز شرند : زن و آتش و طوفان
حتي بهترين زنان هم دنده اي از شيطان دارند ![18]
[1] مساله حجاب / استاد مطهري ص 14
[2] حجاب – محمد رضا اكبري ص 155
[3] نظام حقوق زن در اسلام ص 165 و مساله حجاب استاد مطهري ص 73
[4] مجله زن /944
[5] مساله حجاب استاد مطهري ص 73
[6] آشنايي با قرآن 4/93
[7] يادداشتها 3/183
[8] روانشناسي زن ص 207
[9] مساله حجاب استاد مطهري ص 87
[10] پوشش زن در گستره تاريخ ص 88
[11] خاطرات مستر همفر ص 67
[12] همان .
[13] وسائل الشيعه 3/276
[14] استاد مطهری، اخلاق جنسی در اسلام و غرب، ص 26.
[15] همان، مسئلة حجاب، ص 130 ـ 140.
[16] مجلّه کتاب نقد، ش 17، ص 275.
[17] روزنامه جمهوري اسلامي مورخه 17/2/74
[18] رجوع شود به نظام حقوق زن دراسلام ص 200 و همچنين كتاب زن و آزادي ص 172 تا 208
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|