تبليغاتX
اثبات حقانیت امیرالمومنین - علی در آینه احادیث (بخش اول)
 
اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله
 

بسم الله الرحمن الرحیم

انشاء الله قصد داریم طی چند مقاله و در هر مقاله به چهل حدیث پیرامون فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام اشاره کنیم.

اسناد این حدیث تا جایی که ممکن بوده است از کتب اهل سنت انتخاب شده است ولی در برخی موارد در کتب غیر شیعه برخی از احادیث یافت نشده است.

1.       «قالَ رسول الله (صلي الله عليه و‌آله وسلم): لَو اَنَّ الرّياضَ اقلامٌ و البحرُ مدادٌ والجنُّ حُسّابٌ والانسُ كُتّابٌ ما اَحصوا فضائل عليِّ بن ابيطالب (عليه السلام)» «اگر تمامي باغ ها قلم و درياها مركب و همه جنيان حسابگر و همه انسانها نويسنده باشند، قادر به شمارش فضائل علي بن ابيطالب (عليه السلام) نخواهند بود.» (اخطب الخطباء خوارزمي در كتاب مناقب ص18 چاپ ايران سال 1313- گنجي شافعي نيز در كفاية الطالب ص123- سبط ابن جوزي در تذكره - ابن صباغ مالكي در فصول المهمه- سليمان بلخي حنفي ينابيع المودة و ميرسيدعلي همداني در مودة القربي از خليفه دوم عمربن خطاب نقل مي نمايند)

2.       «قالَ رسول الله (صلي الله عليه و‌آله وسلم): اِنَّ الله تعالي جَعلَ لاخي عليّ فضائل لاتحصي كثرةً فمن ذكر فضيلة من فضائله مّقرا بها، غفرالله له ما تقدّم من ذنبه و ما تاخّر، و من كتب فضيلة من فضائله، لم تزل الملائكة تستغفرله مابقي لتلک الکتابه رسم  و من استمع الي فضيلة من فضائله، غفرالله له الذنوب التي اكتسبها بالاستماع، و من نظر الي كتاب من فضائله غفرالله له الذنوب التي اكتسبها بالنظر ثم  قال الي وجه اميرالمومنين علي بن ابيطالب عبادة و ذكره عبادة ولا يقبل الله ايمان عبد الا بولايته و البرائة من اعدائه»

«خداوند براي برادرم علي،  فضائل بيشماري قرار داده است كه اگر كسي از روي، اعتقاد  يكي از آن فضائل را بيان نمايد، خداوند گناهان گذشته و آينده او را مي بخشد، اگر كسي يكي از آن فضائل را بنويسد، تا هنگامي كه آن نوشته باقي است، ملائكه براي او استغفار ميكنند واگر كسي يكي از فضائل آن حضرت را استماع نمايد خداوند همه آن گناهاني را كه از راه گوش انجام داده  است مي بخشد و اگر كسي به  نوشته   اي درباره فضائل علي (عليه السلام) نگاه كند، خداوند از تمامي گناهاني كه ا ز راه چشم كسب كرده است درمي گذرد.سپس فرمود: نگاه كردن به چهره اميرالمومنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) عبادت و ياد كردن اوعبادت است و ايمان كسي جز با دوستي او و بيزاري جستن از دشمنان او پذيرفته نمي شود» (مناقب خوارزمي ص 19 و ص 252 - كفاية الطالب ص 124 - ابن حجر مكي در الصوائق المحرقه ص 75-  متقي هندي در كنز العمال ج 6 ص 152-  حاكم  نيشابوري در المستدرك الصحيحين ج 3 ص141 – محمد الحمویني در فرائد السمطين ج 1 باب 37- ابن کثیر در کتاب البدایه و النهایه ج7 ص357 نقل مي نمايند.)

3.       حضرت امام حسين (عليه السلام) نقل مي كنند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: كنت انا وعليّ  نورا  بين يدي الله  تعالي من  قبل ان يخلق الله آدم، باربعة عشرالف سنة فلما خلق الله تعالي آدم ركب ذلك النور في صلبه، فلم يزل الله ينقله  من صُلب الي صُلب، حتي اقرّهُ  في صُلب عبدالمطلب، ثم اخرجه من صُلب عبدالمطلب،فقسّمه قسمين قسما في صُلب عبدالله و قسماً في صلب ابي طالب، فعليّ مني و انا منه، لحمُهُ لحمي و دمُهُ دمي» «من وعلي، چهار ده هزار سال پيش از خلقت آدم، نوري در نزد خداي متعال بوديم، پس  هنگامي  كه خداوند متعال، آدم  را آفريد،  اين نور را  در صلب او قرار داد و همينطور خداوند، آن نور را از صلبي به صلب ديگر منتقل مي نمود تا آن كه آن نور در صلب عبدالمطلب استقرار يافت، آن گاه آن را از صلب عبدالمطلب بيرون آورده به دو بخش تقسيم نمود، بخشي از آن را در صلب عبدالله و بخشي ديگر را در صلب ابوطالب قرارداد به همين لحاظ علي از من و من از علي هستم، گوشت  و خون او، گوشت و خون من است.»

(خوارزمي در كتاب مناقب ص 87 - گنجي شافعي در كفاية الطالب ص 176 - احمد بن حنبل درمُسند - ميرسيد علي همداني شافعي در موّدة القربي- ابن مغازلي در مناقب - ديلمي در فردوس نقل مي نمايند.)

4.       ابن عباس از رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) نقل نموده كه فرمودند: «عليّ مني، مثل راسي مِن بدني» «نسبت علي به من، به مانند سر من نسبت به تن من است» (ينابيع المودة ج 1 ص 10 - حلبي در سيره خود ج1 ص 34 - محب طبري در ذخائر العقبي  ص 63 -  متقي هندي  در كنزالعّمال  در پاورقي ج 5 ص 30- احمد بن حنبل در مسند - ابن حجر در الصوائق المحرقه ص76 نقل مي نمايند. )

5.        ابن عباس  از رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم)  نقل نموده كه  فرمودند: اوّل من يُكسي يوم القيمة، ابراهيم  لخُلِتهِ، ثم انا لِصَفوتي، ثم علي ابن ابيطالب، يَِزِفُّ بيني و بين ابراهيم زَفاً الي الجّنة. «نخستين كسي كه روز قيامت جامه بهشتي بر تن ميكند ابراهيم است بخاطر دوستي كه با خدا دارد وسپس من هستم بخاطراينكه برگزيده خدا هستم وآنگاه علي ابن ابيطالب (عليه السلام) جامه بهشتي بر تن كرده و بين من و ابراهيم با شادي وارد بهشت ميشود.» (شهردار بن شيرويه در كتاب فردوس الاخبار – متقي هندي در كنزالعُمال ج6 ص 403 نقل مي نمايند.)

6.       معاذ بن جبل نقل ميكند  كه رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: اخصمُك بالنبوة لانه لانبُوة  بعدي و تخصم الناس    بسبع و لا يُنازعك و لايُحّاجك فيهّن احدٌ من قريش، انت اولهم ايماناً و اوفاهم بعهدالله و اقومهم بامرالله واقسمهم بالسّويّة و اعدلهم في الرّعية و ابصرهم في القضّية و اعظمهم عندالله يوم القيمة مَزية. «من در نبوت بر تو برتري دارم، به خاطر اينكه نبوت به من ختم ميشود و تو درهفت چيز بر مردم  برتري  و تفوق  داري  و كسي  از ميان  قريش هم  نمي تواند در آن خصلت ها  با  تو  به  رقابت  برخاسته  مجادله  نمايد.  تو اولين  فرد  در ايمان  و وفادارترينينشان در تعهدات الهي واستوارترازهمه در قيام به امر خدا و درستكارتر از آنان  در برقراري  مساوات و عادل تر از همه در پيشگاه خداوند در روز قيامت هستي.» (گنجي  شافعي  در كفاية الطالب  باب 64  ص 139 -  حافظ ابونعيم  احمد بن عبدالله اصفهاني در حلية الاولياء ج1 ص65 - خطيب خوارزمي در مناقب ص 45 - از ابي رافع و ص 66 - از معاذ  بن جبل نقل كرده  - متقي هندي در ج 6 ص165 كثرالعمال نقل مي نمايند.)

7.        امام حسين (عليه السلام) نقل نموده كه پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: لو حدّثت بكل ما في نزل عليّ،  ما  وطئ علي  موضع  الااُخِذ  ترابُهُ الي الماء  (يعني للتبُرك و الاستشفاء)  «اگر تمام آنچه كه درباره علي (عليه السلام) نازل شده است را بيان كنم قدم بر هرجايي بگذارد، مردم خاك زير پايش را (به عنوان تبرك و شفاء) به آب ريخته و مي نوشند.» (اخطب الخطباء خوارزمي در مناقب نقل مي نمايند.)

8.       علي (عليه السلام) فرمود كه پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) در روز فتح خيبر فرمودند: يا علي لولا ان تقول فيك طوائف من امّتي ما قالت النصاري في عيسي لقلتُ اليوم فيك مقالا لاتمُرّ من المسلمين الا اخذوا تراب رجليك و فضل ظهورك يستشفون به ولكن حسبك ان تكون مني بمنزلة  هارون من موسي الا انه لا نبّي  بعدي انت تودّي ديني  و تقاتل علي  سنتي و انت في الاخرة  اقرب  الناس  مني و انك غدا علي الحوض خليفتي  تذوذ عنه المنافقين و انت اول من يَردُ علي الحوض و انت اول و داخل في الجنة من امتي وان شيعتك علي منابرمن    نور ُروّاءُ مرويّون  مُبيضة  وجوههم حَولي اشفع لهم  فيكونون جيراني غدا ً في الجنة و ان اعدائك  ظِماءُ مِظمَئون مَسودّة وجوههم مقمحون حربك حربي وسلمك سلمي وسِرّک سرّي وعلانيتك علانيتي و سريرة صدرك كسريرة صدري و انت باب علمي ان وُلدَ ك وُلدي و لحمك لحمي و دَمَك دمي و ان الحّق معك و الحّق علي لسانك و في قلبك و بين عينيك و ان الايمان  مخالط لحمك و دمك كما خالط لحمي و دمي و ان الله عزوجّل امرني ان ابشرك انك و عترتك في الجنة  وانّ اعدائك  في النار لايردَ عَليّ الحوض مُبغضٌ لك ولا  يغيبُ عنه محّب لك. «آنگاه علي بن ابيطالب (عليه السلام) با شنيدن اين كلمات خود را به خاك انداخت و سجده كرد و چنين  فرمود: الحمدلله علي  ما انعم  به عَليّ  من الاسلام  و علمني القرآن وحبّبني الي خير البرية خاتم النبّييّن  و سيد المرسلين احسانا  منه و تفضّلا ً.»

فرمود: اي علي، اگرترس اين  نبود كه  گروه هائي ازامت من درباره  تو چيزهايي بگويند كه نصاري درباره عيسي گفتند، امروز درباره تو سخني مي گفتم كه وقتي از ميان جمعي از مسلمانان عبور كني، خاك پايت و باقيمانده آب وضويت را بگيرند و به آن شفا جويند، ولي همين براي تور كافيست كه بگويم: تو نسبت به من به منزله هارون  نسبت  به موسي هستي. جزاينكه بعد از من ديگر پيامبري نخواهد بود،  تو قرض مرا ادا مي كني و طبق سنت من مي جنگي و در آخرت، نزديكترين مردم به من هستي و فردا بر سر حوض كوثر خليفه و جانشين من بوده، منافقين را از آن دور ميسازي، تو اولين كسي هستي كه در كنار حوض كوثر بر من وارد مي شوي و داخل بهشت ميگردي و شيعيان تو بر جايگاه هايي از نور، از حوض كوثر همواره سيراب شده، با چهره هايي روشن در اطراف من گرد  مي آيند و من شفاعتشان ميكنم و آنها فردا  در بهشت همسايه من هستند و دشمنان  تو (در قيامت)  تشنه كام و سيه روي و حلق آويزند، خصومت با توخصومت با من است  و مسالمت  با تو مسالمت با من و پنهان و آشكار تو، پنهان وآشكار من واسرار سينه تو،اسرارسينه من است و تو محل دروازه دانش مني و فرزندانت، فرزندان من و گوشت وخون تو گوشت  وخون  من بوده و حق  با تست و بر زبان و قلم و چشم  تو جاريست و ايمان  با گوشت و خونت،همچون گوشت و خون من در آميخته و خداوند بزرگ فرمان داده تا مژده بدهم كه تو و خاندانت در بهشت و دشمنانت در آتشند و آنكس كه كينه تو را دارد در كنار حوض كوثر بر من وارد نخواهد شدو آنكس كه محبت تو را بدل دارد،از آن محروم نخواهد گشت. آنگاه علي بن ابطالب (عليه السلام) فرمود: سپاس خداي را كه مرا نعمت اسلام بخشيد و قرآن را بمن آموخت ودوستي مرا از احسان و فضل خويش به دل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) خاتم بخش رسولان و سالار پيام آوران انداخت. (خطيب خوارزمي درمناقب ص 77 و 96 و درمقتل الحسين خوارزمي ص 45 - حافظ گنجي شافعي دركفاية الطالب ص 135 به طور كامل-خطيب بغدادي درج 14 ص 321 درتاريخ خود بنام هيثمي ودرمجمع الزوائد ج 7 ص 35 و ج 9 ص 134 نقل نموده اند.)

9.       ابوهريره از فاطمه زهرا (س) نقل كرده است كه به پدرم رسول اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) گفتم: يا رسول الله زوّجتني  من عليّ بن ابيطالب (عليه السلام) و هو فقير لا مال له، قال: يا فاطمة  اما ترضينّ ان الله  اطلعَ علي اهل الارض اطلاعَة، فاختار منها رجُلين احدهما ابوك و الاخر بعلك. «گفتم يا رسول الله مرا به ازدواج علي بن ابيطالب در آوردي كه شخص فقيروتهيدستي است. رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم)  فرمود: اي  فاطمه (س)، خداوندازميان انسانهاي روي زمين دونفررا انتخاب كرد.يكي پدرت و دوم همسرت را، آيا به اين خرسند نيستي؟» (متقي هندي در كنز العّمال ج 6 ص 291 از تاريخ الخطيب وهمچنين دركفاية الطالب ص 162 ازابوهريره نقل شده است.)

10.     سلمان  نقل مي كند كه  پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم)  در بستر بيماري بودند  و حضرت فاطمه (س) به عيادت پدرآمده،هنگامي كه ضعف وناراحتي پدررا ديد به گريه افتاده واشك بر گونه هايش جاري شد،پيامبر(صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: يا فاطمة ان لكرامة الله ايّاك و زوّجتك  من اقدمهم  سلماً و اكثرهم علماً  و افضلهم حلماً ان الله  اطلع علي اهل الارض اطلاعة  فاختارني  منهم  فبعثني نبياً  مرسلا ً ثم اطلع اطلاعة فاختار منهم بعلك واوحي اليّ ان اُوزوجَهُ ايّاك و اتخّذه ُوصياً. «دخترم به خاطر منزلتي كه خدا براي تو قرارداده است،تورا به ازدواج كسي درآورده ام كه سابقه دارترين مردم در اسلام ميباشد و دانش او افزون تر از همه و برد باري  او بيشتر از همه  است.خداوند  با آگاهي از تمام مردم روي زمين مرا از بين آنان به پيامبري برگزيد و با آگاهي كامل از ميان آنان همسرتورا انتخاب كرد و بر من وحي كرد كه تور را به ازدواج او درآوردم و او را وصّي خويش قرار بدهم.» (خوارزمي در مناقب ج 1 ص 67 - متقي هندي در ج 6 ص 153 - موفق بن احمد در كتاب مناقب در ص67 از ابوايوب انصاري - گنجي شافعي در كتاب كفاية الطالب ص 162 از سلمان و ابوايوب انصاري نقل نموده اند.)

11.    پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: من اراد ان يَنظر الي آدم في علمه  و الي نوح في  تقواه  و الي ابراهيم  في  حلمه  و الي موسي في هيبته  و الي عيسي في عبادتِهِ فلينظر الي علي بن ابيطالب (عليه السلام). «هر كس  بخواهد  به آدم از لحاظ  دانش  او و به نوح  از لحاظ تقوايش  نگاه كند و به ابراهيم از نظر بردباري و اخلاقش و به موسي از جهت هيبتش و به عيسي از لحاظ عبادتش  بنگرد، پس  به علي بن ابيطالب (عليه السلام) نگاه كند.» (بيهقي درفضائل الصحابه - محب طبري درذخائرالعقبي ص 93 و 94 -  كفاية الطالب ص 46 -  خوارزمي  در ج 1 ص 44  -  ابن كثير در كتاب  البداية ج 7 ص 356 - امام احمد بن حنبل  در مسند - ابن ابي الحديد معتزلي در ج 2 شرح نهج البلاغه  ص 449 - امام رازي  در آيه مباهله  از تفسير بزرگ ج 2 ص 288 - شيخ العرفا و محي الدين عربي در كتاب اليواقيت و الجواهر ص 172 نقل كرده اند.)

12.    رسول خدا فرمود: دست من و دست علي در عدالت مساوي است. (متقي هندي در كنز العمال ج 6 ص 153 حديث 2539 نقل نموده است.)

13.    عمر بن خطاب  نقل مي كند كه  پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: يا علي انت اول  المسلمين اسلاماً  و انت اوّل المومنين ايماناً  و انت مني بمزلة هرون من موسي، يا علي انما انت بمنزلة الكعبه توءتي و لا تآءتي فان اتاك هولاء القوم فسَلمُوا اليك هذا الامر فاقبلهُ منهم و ان لم يا توك فلا تآتِهِم. «اي علي تو نخستين كس در اسلام آوردن و اولين فرد در ايمان بوده و تو نسبت  به من به  منزله هارون  در مقايسه  با موسي هستي، و به منزله خانه كعبه هستي كه مردم به سراغ  كعبه  مي روند و كعبه  به  سراغ  كسي  نمي رود. بنابر اين  اگر مردم  به  سراغ  تو آمدند  و زمام امر خويش را  بدست تو سپردند، آن را بپذير و اگر نيامدند، تو براي گرفتن حكومت به سراغ آنها مرو.» (خوارزمي  در مناقب  ص 32  حديث را  از عبدالله  بن عباس و از عمربن خطاب نقل كرده  است  -  علامه  سيد  محمود  بن محمد  بن محمود الدرگزيني الطالبي القرشي  در كتاب  نزل السائرين -  بعضي از علماي اهل سنت  اين روايت را در كتابهاي خود بصورت  بريده اي  نقل كرده اند و تمامي آن را ذكر نكرده اند.چنانچه محب طبري در كتاب ذخائر العقبي ص 58 و ابن اثير در كتاب اسد الغابه ج 4 ص 31 نقل كرده اند.)

14.    ابن عباس نقل ميكند كه رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: صَّلت الملائكة عَليّ وعلي عَلي سبع سنين..پرسيده شد  چطور؟ فرمودند:  لم يكن معي من الرّجال غيُرهُ. و در روايت  ديگر فرمودند: ذلك لانهُ  لم ترفعُ شهادة ان لا اله الا الله الي السّماء الا مني و من عَلي. «فرمودند: ملائكه  خدا هفت سال  بر من و علي  بن ابيطالب(عليه السلام)  درود و صلوات فرستادند.پرسيده شد چطور؟ فرمودند: در آن زمان در اسلام از مردان كسي جزاو همراه من نبود و درروايتي ديگر فرمودند: زيراكه شهادت لا اله الا الله از كسي جز من و او برنمي خواست.» (خوارزمي در كتاب مناقب ص 32 اين حديث از انس بن مالك و در ص 31 با حذف مقداري از آن از ابن عباس نقل ميكند - در كتاب فرائد السمطين ج 1 باب 47 از ابو ايوب انصاري  و در كتاب اسد الغابه ج 4 ص 18 - در كتاب ذخائر العقبي ص 64 نقل نموده اند.)

15.    ابن  مسعود نقل ميكند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم)  فرمودند: قسمّت الحكمة علي عشرة اجزاءٍ  فاعطي عَليّ تِسعة اجزاءٍ و الناس جُزءاً و احداً.
«حكمت ده قسم است كه نه قسمت آن به علي (عليه السلام) داده  شده  ويك قسمت بقيه بين تمامي مردم تقسيم شده است. در ادامه حديث ابن عباس نقل ميكند كه: وايم الله لقد شارككم في العشر العاشر. به خدا سوگند در اين يك دهم نيز علي با مردم شريك است.» (خوارزمي در مناقب ص 49 - ابو نعيم حافظ در حلية الاولياء ج 1 ص 65 - ابن كثير در البداية و النهاية ج 7 ص 359 - متقي هندي در كنز العمال ج 6  ص 154 و ص 401 - ابن اثير در كتاب اسد الغابه ج 4 ص 21 - محب طبري در ذخائر العقبي ص 78 به  نقل  از ابو عمر-  احمد بن  حنبل در مسند ج 1  ص 140 و ص 158 در دو حديث و خوارزمي در مقتل الحسين ج 1 ص 43 نقل نموده اند.)

16.     پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: يا علي ان الله قد زيّنك بزينة  لم يُزيّن العباد بزينة هي احّبُ الي الله منها الزّهُد في الدّنيا و جعلك لا تنال  من الدنيا  شيئا و لا تنال  الدُنيا  منك  شيئا  و  وهب  لك  حُبّ  المساكين  فرضوا  بك اماما و رضيت بهم اتباعا. «اي علي، خداوند ترا به زينتي آراسته كه هيچ بنده اي بدان مزين نگشته و خداوند آن را  بيش از هر زينت ديگري دوست  دارد و آن زينت، زهد در دنياست كه نه تو در دنيا چيزي به دست مي آوري ونه دنيا ازتو چيزي بدست مي آورد و خداوند عشق و علاقه به  مستمندان را در دل تو قرار داده  و تو رهبر مستمندان هستي و آنها پيروان تو هستند.» (گنجي شافعي در كفاية الطالب  باب 46 ص 81 - حافظ  ابونعيم در حلية الاولياء ج 1 ص 71 - موفق بن احمد در مناقب ص 69 - ابن اثير جزري در اسد الغابه ج 4 ص 22 - خوارزمي در مناقب نقل نموده اند.)

17.     ابوالحمراء نقل نموده است كه پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند:  وقتي مرا معراج بردند، در پاي راست عرش خدا ديدم كه  چنين نوشته  شده  بود: انا وحدي لا اله غيري غرستُ جنة عدن بيدي محمدٌ صفوتي ايّدتة بعلي.«من خداي واحد و يكتا هستم و معبودي جز من نيست.بهشت عدن را به دست پيامبر برگزيده ام محمد كشت نموده و علي را پشتیبان او قرار دادم.» (احمد  بن حنبل در مُسند -  متقي هندي  در كنزالعُمّال ج 6 ص 158 - خوارزمي  ج 1 ص 37  كتاب  مقتل الحسين - محّب طبري در ذخائرالعقبي ص 69 نقل  نموده اند.)

18.    ابوهريره از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) نقل ميكند كه فرمودند: در پاي عرش نوشته بود لا اله الا الله وحده لا شريك له محمد عبدي و رسولي، ايدتة بعلي. «معبودي جز خداي يگانه نيست و شريكي ندارد.محمد (صلي الله عليه و‌آله وسلم)  بنده و پيامبر من بوده و او را بوسيله علي(عليه السلام) ياري نمودم» (احمد بن حنبل  در مسند -  متقي هندي  در كنزالعمال ج 6 ص 158 - خوارزمي  ج 1 ص 37  كتاب  مقتل الحسين-   محب طبري در ذخائر العقبي ص 69 نقل نموده اند.)

19.    پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) به عده اي از قريشيان فرمودند: لتنتهُنَ يا معشر قريش او ليبعُثنَ الله عليكم رَجُلاً منكم اِمتحَنّ الله قلبهُ للايمان يَضرب رقابَكم علي الدّين. «اي قريش،  يا از اعمال خود  دست  برداريد و يا اينكه خداوند مردي  ازخودتان را برشما مبعوث مي گرداند كه دلش را خداوند به ايمان آزموده  است،  شما را  بر پايه قانون دين گردن خواهد زد.گفته شد:  يا رسول الله (صلي الله عليه و‌آله وسلم) آنكس ابوبكر است؟ فرمودند: نه. گفته شد: عمر؟  فرمودند: لا، ولكن خاصف النعل في الحجرة. نه، بلكه او كسي است كه در داخل اتاق است و كفش خويش را با دست خود وصله مي كند» (احمد بن حنبل درمسند ج 3 ص 33 - دركفاية الطالب ص 34 - كتاب اسد الغابه ج 4 ص 26  - متقي هندي دركنز العُمّال ج 6 ص 155 و ص 393 و ص 396 - صحيح ترمذي ج 2 ص 46 - محب طبري دركتاب ذخائر العقبي ص 76 نقل نموده اند.)

20.    مُطلب بن عبدالله نقل ميكند كه پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) در ديدار با گروهي از بني ثقيف فرمودند: لتسَلِمُنّ او ليَبعُثنّ الله عليكم رجُلاً مني او قال: مثل نفسي فليضربنّ اعناقكم و ليَسَبينّ ذراريكم و لياخُذُاموالكم. «بايستي  خود را  تسليم نمائيد،  و گرنه  خداوند مردي از طرف من (همچون من)  به سوي شما مي فرستد كه گردنهايتان را مي زند و افراد خانواده تان را اسير و يا  تبعيد مي كند و اموالتان را مي گيرد.عمر گفت: به خدا قسم كه من طالب قدرت نبودم، ولي در آن  موقع  سينه ام  را جلو بردم بلكه  پيامبر به من اشاره كنند و بگويند آن كس، اينست ولي اينطور نشد.بلكه  به  سوي علي بن ابيطالب (عليه السلام) توجه كرده است.او را گرفتند و فرمودند: كسي را كه ميگويم اين مرد است.» (خوارزمي درمناقب ص 81 - دركتاب الدّرالمنثور ج 3 ص 213 - دركفاية الطالب ص 155 - مُحّب طبري در كتاب ذخائر العُقبي ص 64 نقل نموده اند.)

21.    ابوسعيد خدري از قول پيامبر اكرم(صلي الله عليه و‌آله وسلم) نقل نموده كه فرمودند:انّ منكم من يُقاتل علي تاويل القرآن كما قاتلتُ علي تنزيله. «همانطوريكه كه من بر سر تنزيل قرآن جنگيدم، كسي خواهد آمد كه برسر تاويل قرآن با شما خواهد جنگيد. ابوبكر گفت: آيا منظور شما من هستم؟ فرمودند: نه.عمر گفت: منم؟ فرمودند: لا و لكن خاصف النعل. بلكه او كسي است كه كفش را وصله مي زند.» (خوارزمي در مناقب ص 175 نقل كرده و اين حديث را به نقل از ابوسعيد نقل كرده است.بغوي در شرحي كه بر صحاح سِته نوشته نقل نموده اند.)

22.    محمد بن خالد ضَبّي نقل مي كند  كه عمر درخطبه اي گفت: اگر نظر شما را از چيزهايي كه مي دانيد به چيزهايي كه خبر نداريد متوجه كنم  چه مي كنيد؟ همه ساكت شدند.سه بار اين حرف را تكرار كرد كسي جوابش را نداد.حضرت علي(عليه السلام) از ميان جمع  برخاست و فرمود: اذن كُنا نستتيبك فان تبتَ  قبلناك قال ان لم قال، اذن نضرب (عُنقك) الذي فيه عيناك.

در اين صورت وادارت مي كنيم كه توبه كني و در غيراين صورت  گردنت را مي زنيم.عمرگفت: خدا را سپاس كه در ميان امت كسي هست كه اگر كج رفتيم راستمان كند. (خوارزمي در مناقب ص 59 و متقي هندي در كتاب كنزالعُمّال ج 6 ص 391 نقل نموده اند.)

23.    عمر بن حمق نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) به من فرمودند: يا عَمروا تحِبّ ان اريك عَمودُ الجنه؟آيا مي خواهي ستون بهشت را ببيني؟عرض كردم آري.آنگاه حضرت علي (عليه السلام) وارد شدند، پيامبراكرم(صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: هذا و اهل بيته عمود الجنة. او و خاندانش ستون بهشت مي باشند. (وسيلة المتعبدين.)

24.    جميع بن عمير گفت به خانه عايشه رفتم و پرسيدم: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) چه كسي را بيش از همه دوست داشتند؟گفت فاطمه (س).گفتم منظورم از مردهاست.گفت:همسر فاطمه (س) و چيزي او را از گفتن اين مانع نشد كه: فوالله ان كان لصّواماً قوّاماً و لقد سالت نفس رسول الله في یَده فردّها الیه. بخدا قسم او همواره روزه دار و شب زنده دار بود  و به درستي كه  رسول خدا(صلي الله عليه و‌آله وسلم)دركناراوجان ازبدنش جدا شد و آبي از دهانش بيرون آمده بر دست علي (عليه السلام) ريخت و علي (عليه السلام) آن را بلعيد.گفتم پس چه چيز ترا به آن كارها كه كردي وا داشت؟پس عايشه رو بند خويش را بر روي انداخت و گريست و گفت كاري بود كه شد. (حاكم نيشابوري در كتاب مستدرك ج 3 ص 157 - ابن عبدالمبر در كتاب الاستيعاب ص 772 - متقي هندي دركتاب كنزالعمال ج 6 ص 400 - خوارزمي دركتاب مقتل الحسين(عليه السلام) ج 1 ص 57 - محب طبري دركتاب ذخائرالعقبي و ترمذي دركتاب جامع ج 2 ص 470 - گنجي شافعي دركفاية الطالب ص 133 - احمدبن حنبل در مسند ج2 ص 300 نقل نموده اند.)

25.    پيامبراكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) به علي(عليه السلام) فرمودند: مَرحباً بسيّد المسلمين و امام المُتقین. خوش آمدي اي سرور مسلمانان و پيشواي متقيان. (حُلية الاولياءج 1 ص 66  متقي هندي در كتاب كنزالعُمّال ج 6 ص 157 نقل نمودند.)

26.    انس بن مالك نقل مي كند كه روزي نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) نشسته بودم كه علي بن ابيطالب (عليه السلام)  وارد شد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم)  فرمودند: انا  و هذا حُجّة الله علي خلقه. من و اين مرد (علی) حجت خدا بر مخلوقات هستيم. (متقي هندي دركنزالعُمّال ج 6 ص 153 به نقل ازجابربن عبدالله انصاري وحاكم نيشابوری درمُستدرك الصحيحين و احمدبن حَنبل در مُسند نقل نموده اند.)

27.    زيد بن صوحان در جنگ جمل به مرگ افتاده بود.حضرت علي (عليه السلام)  بالاي سر او تشريف آوردند.  وي خطاب  به  حضرت علي (عليه السلام)  عرض كرد:  خدا بر تو رحمت كند.من تو را عالم خدا و عارف برآيات الهي يافتم.به خدا قسم اين سخن را از سر جهل نگفتم، بلكه از خذيفة بن يمان شنيدم كه مي گفت ازرسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) شنيدم: عليّ امير البررة و قاتل الفجرة مَنصورٌ من نصره ومَخذ ولٌ من خذله. الا وانّ الحّق معه  یتبعهُ  فمیلوا مَعَهُ.علي  پيشواي نيك مردان بوده ونابودكننده  نابكاران است، كسي  كه او را ياري  كند از سوي  خدا نصرت يابد واگر كسي  او را خوار كند خوار ميشود و حق همراه اوست و از او پيروي ميكند، پس بايد با او همراه شويد. (سيوطي  در كتاب جامع  الصغير ج 2 ص 56 - مُناوي  در كتاب  كنوز الحقايق  در پاورقي ص 20 - خطيب خوارزمي در مناقب ص 107 با اضافاتي نقل نموده اند.)

28.    عطيه  نقل ميكند  كه  به  نزد جابربن عبدالله رفتيم  در حالي كه  پير شده  بود، پرسيدم: ما را درباره علي بن ابيطالب (عليه السلام) خبر ده.پس ابروهايش را بلند كرد و گفت: ذلك خيرُالبَشر.علي (عليه السلام) بهترين خلق خداست. (متقي هندي دركتاب كنزالعُمّال ج 6 ص 159 - مُناوي دركتاب كنوزالحقايق پاورقي ص 21 - سيوطي درجامع الصغير ج 2 نقل نموده اند.)

29.    حذيفه نقل كرده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: عَليٌ خَيرُ البشر مَن ابي كفر. علي (عليه السلام) بهترين خلق خدا بوده و هركس منكر شود كافر است. (محّب طبري دركتاب ذخائرالعقبي ص 96 - خواجه كلان قندوزي دركتاب نيابيع الموده ص 346 نقل نموده اند.)

30.    سالم بن جعد مي گويد از فضائل علي (عليه السلام) در نزد جابربن عبدالله انصاري سخن ميگفتيم جابر گفت:  كان خيرُ البشر ثمّ قال اوتشكونَ فيه؟ علي بهترين بشر است. سپس فرمود: آيا درباره او شك مي كنيد؟ برخي گفتند: علي كارهايي ميكند كه برخي از آنها  تازه  است و در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) نبوده و به  اين خاطر شك ميکنیم. جابر گفت:  و لا يُشكُ  فيه اِلا كافراًا و مُنافق.اگر كسي درباره او شك كند كافر يا منافق است. (متقي هندي  در كتاب كنزالعُمّال ج 6  ص 159  - مُناوي در كتاب  كنوزالحقايق  در پاورقي  ص 20  – سيوطي  در جامع الصغير ج 2  از كتاب  مسند  ابويعلي (حديث پيامبر(صلي الله عليه و‌آله وسلم)را اينگونه نقل مي كند: علي بهترين خلق خداست و اگر كسي در وي شك كند كافر است نقل نموده اند.)  

31.    ابورافع از پدرش از جدش از رسول خدا(صلي الله عليه و‌آله وسلم) نقل ميكند كه به علي بن ابیطالب فرمودند:انت خيرُامتي في الدُنيا و الاخرة.تو بهترين فرد امت من در دنيا و آخرت هستي. (خطيب خوارزمي در مناقب باب 9 ص 63 نقل مي نمايد.)

32.    بريده از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) نقل مي كند كه به حضرت فاطمه (س) فرمودند: انّ زوجك  خير اُمتي اقدَ مَهُم  سِلماً و اكثرهُم عِلماً. همسر تو بهترين  فرد امت  من بوده و در اسلام از همه سابقه دار تر و در علم از همه ارزشمند تر است. (خطيب خوارزمي در مناقب نقل مي نمايد.)

33.    از حذيفه درباره علي (عليه السلام) سئوال شد، گفت: خير هذه الامّةِ بعد نبيّها و لا يُشك فيه الا منافق. علي (عليه السلام) بهترين فرد اين امت بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) است و كسي جز منافق در آن شك نمي كند. (طحاوي در كتاب مشكل الاثار ج 1 ص 50 - متقي هندي در كنزالعُمّال ج 6 ص 153 حديث ديگري  با همين مفهوم و نيز در ج 6 ص 217 با اضافاتي نقل نموده اند.)

34.    ابوسعيد خدري به نقل از سلمان مي گويد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) مرا ديده و صدا نموده فرمودند: اشهدُ ک الیوم انّ علی بن ابیطالب خیرُهُم و افظلهم. تو امروز شاهد باش كه علي بهترين و بالاترين فرد است. (خوارزمي  در مناقب باب 9 ص 63 - صفوري در كتاب نزهة  المجالس  ج 2 ص 183 - امام  احمد بن حنبل  در مسند ج 5 ص 26 و ص 31 حديث ديگري با همين مضمون نقل نموده اند.)

35.    عطاء  گويد از عايشه درباره  حضرت علي (عليه السلام)  پرسيدم، او گفت: ذلك من خير البرّية  و لا يُشّكُ  فيه الا كافر.علي بهترين فرد است و كسي جز كافر در اين شك ندارد. (ابراهيم  محمد  حمويني  شافعي  در كتاب فرائد المسطين ج 1 باب 31 - سيوطي در كتاب الدّرالمنثورج 6 ص379 - طبري در تفسير خود ج 30 ص 146 - ابن حجر در كتاب الصَواعق المُحّرقه ص 99 - خوارزمي در مناقب فصل 19 - ابن صباغ مالكي در فصول المُهّمه باب اول نقل نموده اند.)

36.    پيامبر اكرم  (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمود: اتاني  جبرائيل  و قد  نشر جناحيه فاذا  فيهما مكتوب لا اله الا الله محمدالنبيّ ومكتوب عَليَ الآخرلا اله الا الله علي الوصّي. «جبرئيل به نزد من آمد، بالهايش را گشود.بر يك بال او نوشته شده بود  معبودي جز خدا  نيست و محمد (صلي الله عليه و‌آله وسلم) رسول خداست و بر ديگري نوشته شده بود معبودي جز خدا نيست و علي وصّي پيامبر است.» (خطيب بغدادی در كتاب مناقب ص 89 و در كتاب مقتل الحسين ج 1 ص 38 آن را نقل نموده است.)

37.    مَسروق نقل مي كند كه وارد خانه عايشه شدم، به من گفت: چه كسي خوارج را كشت؟گفتم علي (عليه السلام) آنها را كشته.آنگاه عايشه ساكت شد. گفتم: اي امّ المومنين  تو را به خدا و پيامبرش سوگند مي دهم اگر چيزي از پيامبر در اين باره شنيده اي برايم بازگو كن.عايشه گفت: از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم)  شنيدم كه  فرمود: هُم شّر الخلق يقتلهم خيُر الخلق و اعظمهم عند الله يوم القيمة و سلية.

آنها (خوارج) بدترين خلق خدا هستند و بهترين خلق خدا (حضرت علي (عليه السلام)) و بزرگترين آنان در روز قيامت (از نظر داشتن وسيله) آنان را خواهد كشت. (در صحيح بخاري و مسند احمدبن حنبل و مستدرك صحيحين حاكم نيشابوري از پيامبراكرم(صلي الله عليه و‌آله وسلم)نقل نموده اند كه خوارج سگهاي جهنم هستند - مناوي در كتاب كنوز الحقايق درپاورقي ص 115 - ج 1 كتاب جامع الصغير سيوطي مانند آن را نقل نموده اند.)

38.    سلمان نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) دست اميرالمومنين (عليه السلام) را گرفت و فرمود: انّ هذا اوّل من آمن بي و هذا فاروق هذه الامّه و هذا يعسوب المومنين و اول من يُصا فِحُني يوم ا لقيامة و هذا الصِدّيق الاكبر. «اين اولين كسي است كه به من ايمان آورده، او جدا كننده حق و باطل از يكديگر است. (فاروق) و ا و سرور و سلطان مومنين است و در قيامت قبل از همه، ا و دست مرا مي فشارد و ا و صديق اكبر است.» (متقي هندي در كنزالعُمّال ج 6 ص 156 - طبراني در معجم الكبير و طبري در خصائص نقل نموده اند)

39.    ابوليلي غفاري نقل مي كند كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند:ستكون فتنة فاذاكان ذلك فا لزمواعلي بن ابيطالب فانه اوّل من يَرا ني و اوّل من يُصا فِحُني يوم القيامة و هو الصدّيق الاكبر و هو فا روق هذه الامّة  يفرق بين ا لحق و ا لباطل و هو يَعسُوب ا لمومنين و ا لمال يعسُوب ا لمنا فقين. «فتنه اي پيش خواهد آمد كه در اين صورت بايد به علي بن ابيطالب پناه ببريد.اونخستين كسي است كه درقيامت مرا مي بيند و دست مرا مي‌فشارد و او صديق اكبر وجداكننده حق از باطل است واوزمامدارمومنين مي باشد و ثروت دنيا سرور منافقين است» (خطيب بغدادي در منا قب ص 124 - كفاية الطالب - متقي هندي در كنزالعُمال ج 6 ص 155 نقل نموده اند)

40.    جابر بن عبدالله  نقل  مي كند كه  رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم)  فرمودند: حَقّ علي بن ابيطالب علي هذه  الامّه  لحقّ ا لوا لد علي ولده. «حق علي بن ابيطالب بر مردم مثل حق پدر بر فرزندانش مي باشد» (گنجي  شافعي در كفاية  الطالب  ص 134 - ابراهيم محمد حمويني در فرائد المسطين ج 1  باب 55 – خطيب خوارزمي در منا قب ص 214 نقل نموده اند.)

ادامه دارد ...........

 
  POWERED BY BLOGFA.COM