اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله
 

علی در آینه احادیث (بخش دوم)

1.       ابي ليلي از پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) نقل مي كند كه فرمودند: الصدّيقون ثلا ثة حبيب النجّار مومن آ ل يس الذي قال يا قوم ا تبعوا المرسلين وحزقيل مومن آ ل فرعون الذي قال ا تقتلون رجُلا ا ن يقول ربي الله وعلي بن ابيطالب(عليه السلام) و هوا فضلُهُم. «صديقين سه نفرند، يكي حبيب  نجا ر مومن آ ل يس كه گفت: اي قوم من از مرسلين پيروي كنيد، دوم حزقيل مومن آ ل فرعون كه گفت: آيا مردي را كه مي گويد  پروردگار من خداست  مي كشيد؟ سوم علي بن ابيطالب(عليه السلام) كه از همه آنها با فضيلت تر است.»  (محّب طبري در ذخائر العقبي ص 56 - متقي هندي  در كنزالعُمّال ج 6 ص 153 - ابن عساكر درتاريخ خود و نيز" ابن نجار" در كتاب تاريخ بغدا د - گنجي شافعي در كفاية الطا لب ص 47 و ابونعيم در حلية الاولياء نقل نموده اند.)

2.       ابن عباس نقل مي كند كه حضرت علي (عليه السلام) فرمود: انا عبدالله و اخو رسوله وانا الصِدّيق الاكبرلايقولها بعدي الا كاذ ب مُفتر و لقد صليت قبل الناس بسبع سِنين. «من بنده خدا و برادر رسول الله (صلي الله عليه و‌آله وسلم) و صديق اكبر هستم، هركس بعد ازمن خود را صديق اكبر معرفي كند دروغگو بوده و افترا بسته است. من هفت سال قبل از ديگران نماز خواندم.» (محّب طبري در ذخائر العقبي ص 60 - متقي هندي در كنزالعمال ج6 ص 394 ا ز 9 كتاب علماي اهل سنت و احمد بن حنبل در مُسند نقل نموده اند.)

3.       حُذيفه نقل ميكند  كه رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمود: لو يعلم الناس متي سُمّي عليّ اميرالمومنين ما انكروافضله سُمّي بذلك و آدم بين الرّوح و الجسد حين قا ل: ا لست بربّكم قالو: بلي فقال تعا لي: انا ربكم و محمد نبيّكم و عليّ اميُركُم. «اگر مردم مي دانستند كه علي چه موقع به لقب اميرالمومنين ناميده شد، فضايل ا و را منكر نمي شدند. زماني كه آدم  بين روح  و جسد بود او اميرالمونين  ناميده  شد.آن زمان كه  خداوند  از ا نسانها سئوال كرد: آيا من پروردگا ر شما نيستم؟ گفتند: آري.خداوند فرمود: من پروردگار شما هستم و محمد  پيامبر شما و علي امير شماست.» (در كتاب فردوس الاخبار نقل شده است.)

4.       ابوذرنقل مي كند كه پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: تردُ عليّ ا لحوض راية اميرالمومنين و امام الغرالمُحَجّلين فا قوم اُخِذ بيده فيَبيَضّ وجهُهُ و وجوه اصحابه. «در كنار حوض كوثر پرچم اميرالمونين و پيشواي روسفيدان برمن وارد مي شود و من بپا ميخيزم و دست او را مي گيرم و چهره او و صورت يارا نش سپيد مي گردد» (گنجي شافعي در كتاب كفاية الطالب نقل نموده است)

5.       ابن عباس نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: هذاعلي بن ابيطالب لحمُهُ لحمي ودمُهُ من دمي و هو مني  بمنزلة  هرون من موسي غير انه  لا نبّي بعدي و قا ل  يا  ام سلمة  اسمعي اشهدي هذا عليّ امير المومنين و سيد المرسلين و عيبة علمي و بابي الذي اوتي منه ا خي في الدنيا و خِدني في الاخرة و معي في ا لسِنّام الاعلي. «اين علي بن ابيطالب (عليه السلام) ا ست كه گوشت و خونش از گوشت  و خون من  بوده و او نسبت به من به منزله هارون است  نسبت  به  موسي با اين  فرق كه بعد از من  پيامبري  نيست.اي ام سلمه  شاهد باش كه اين اميرالمومنين  و سرور مسلمانان  و گنجينه علم و دانش من  و دروازه  من است كه از آن فيض الهي داده ميشود و برا درمن در دنيا و آخرت بوده و همراه من در محل مرتفع بهشت خواهد بود.» (خوارزمي در مناقب ص 85 - گنجي شافعي در كفاية الطالب ص 70 و 77 - متقي هندي در كنزالعُمّال ج 6 ص 154 - ابراهيم محمد حمويني در فرائد السمطين ج 1 - مُسلم در صحيح  ص 324  با اضافاتي – حاكم در مستدرك ج 3  ص 109 - ذهبي در تلخيص - ابن حُجر مكي در الصَواعق المُحّرقه  در مقصد 5 آيه 14 باب 11 ص 107 از احمد بن حنبل نقل نموده اند.)

6.       انس بن ما لك نقل مي كند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) به علي(عليه السلام) فرمودند: انّك تبلغ رسالتي من بعدي و تؤدّي عني و تسمع الناس صوتي و تعلم الناس من كتاب الله ما لا يعلمون. «تو رساننده رسالت من و ا نجام دهنده عهد من و رساننده صداي من به مردم هستي وكتاب خدا را درجهاتي كه مردم نمي دانند در بين آنها تعليم مي دهي» (ابونعيم درحلية الاولياء ج 1 ص 63 -  گنجي شافعي در كفاية الطالب ص 93 وخوارزمي درمقتل الحسين (عليه السلام) ج 1 نقل نموده اند.)

7.       ابن عباس نقل مي كند كه علي (عليه السلام) نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) آمد در حا لي كه عايشه  نيز آنجا بود و بين پيامبر و عايشه نشست.عايشه به  محل نشستن علي (عليه السلام) اعترا ض كرد، پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) به  پشت عايشه زده و فرمودند: مَه لا توذيني في اخي فا نه اميرالمومنين و سيّدالمُرسلين و قائد الغرالمُحَجّلين يوم القيامة يقعد عَليَ الصراط فيدخل اولياءهُ الجنة و يدخل اعداءه النار.

«عايشه ساكت باش.مرا درمورد برا درم اذيّت مكن. اواميرا لمومنين وبزرگ مسلمانان و رهبر روسفيدان روز قيامت است. او بر پل صرا ط مي نشيند و دوستانش را وارد بهشت و دشمنانش را وارد آ تش مي سازد.» (ابن مردويه در منا قب نقل نموده است)

8.       جابربن عبدالله انصاري نقل مي كند كه رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: مَكتوبُ علي باب الجنة لاا له الا الله محمد رسول الله، علي ولي الله و اخو رسول الله قبل ان يَخلق السَموات و الارض بالفي عام. «بر سر در بهشت، دوهزار سال پيش از خلقت  آسمان و زمين نوشته  شده  است معبودي جز خدا نيست، محمد پيامبر خداست، علي از جانب خدا ولي بر مردم و برادر رسول خداست.» (متقي هندي در كنزالعُمّال ج6 ص159 - خطيب خوا رزمي در منا قب و ابن مغازلي مالكي در مناقب نقل نموده اند)

9.       براء بن عازب  و ابن عباس  و زيد بن ا رقم نقل  مي كنند: كه درب خانه هاي گروهي از اصحاب پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) به مسجد با ز مي شد. روزي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: بجز درب خانه علي (عليه السلام) همه اين درها را ببنديد.در اين باره مردم  به گفتگو پرداختند.آنگاه  رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) ايستادند  و حمد خدا نموده فرمودند: فانّي اُ مرتُ بسّدِ هذه الابواب غير باب علي، فقا ل فيه قائلكُم و الله ما سَد د ت شيئاً ولا فتحتهُ و لكني اُمرتُ بشيء فاتبعتهُ. «از جانب خدا به من ا مر شده است كه به جز درب خانه علي(عليه السلام)همه اين درها را ببندم ومردم دراين باره حرفها يي زده اند، به خدا سوگند من از پيش خود چنين نكرده ام، بلكه مامور به كاري بوده ام  كه ا ز آن پيروي نموده ام.» (سيوطي در الدّ ر ا لمنثور ج 6 ص 123 - محّب طبري در ذخائرالعقبي ص 76 و احمد بن حنبل در مُسند ج1 ص 175 نقل نموده اند.)

10.    عدي بن ثابت نقل ميكند كه پيامبراكرم(صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: ا نّ الله ا وحي ا لي نبّيه موسي ا ن ابن لي مسجداً طاهرا لا يَسكُنهُ الا موسي و هرون و ابناء هرون و انّ الله  اوحي اليّ ان ابن مسجداً طاهراً لا يَسكُنهُ الا انا و عليّ و ابناء عليّ. «خداوند به پيامبرش موسي وحي نمود كه  مسجدي براي  من  بنا كن كه  جز موسي و ها رون و فرزندان هارون در آ ن كسي سكونت نكند. خداوند به من نيزوحي نموده است كه مسجد پاكي بنا كنم كه جزمن وعلي و فرزندان علي كس ديگري در آ ن سكونت نكند.» (كتاب ينابيع المَودّه ص 78 و ابن مغا زلي شافعي در مناقب با ا ندك تفاوتي نقل نموده اند.)

11.    درمُسند به نقل از ابن عُمر آمده است كه ما بهترين مردم را ابوبكر وعمر مي دانستيم، ولي علي بن ابيطالب (عليه السلام) داراي  سه خصوصيت ممتاز بود كه  اگر من يكي  از آنها را داشتم ا ز اينكه  نعمتهاي پرقيمتي داشته باشم ارزشمندتر بود: زوّجة رسول الله بنتهُ و ولدَت له و سَدّ الابوا ب الابابُهُ و اعطاه الرّايه يوم خیبر.

اول اينكه پيامبر دخترش را به ازدواج او درآ ورد كه  فرزندان ا و را به دنيا آورد، دوم اينكه  پيامبر همه درها به جز در خانه ا و به مسجد را بست و سوم اينكه پرچم را روز خيبر به دست او سپرد. (احمدبن حنبل درمُسند ج 2 ص 26 - محّب طبري درذخائرالعقبي ص 77 آن را ذكركرده و سپس ميگويد راوي عُمر است - متقي هندي  در كنزالعُمّال ج 6  ص 391 و ص 393  و حاكم نيشابوري  در مستد رك الصحيحين ج 3 ص 125 نقل نموده اند.)

12.    عايشه نقل مي كند كه رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: الحّقُ مَعَ عليّ يدُورُ معه حَيثما دار. «حق با علي (عليه السلام) است، او به هر سو بگردد حق در همان سو مي باشد.» (ابراهيم محمد حمويني در فرائد السمطين ج 1 باب 36 - متقي هندي  در كنزالعُمّال ج 6 ص 156 – علامه شبلنجي دركتاب نورالابصا ر ص 73 - ابن الصَبّان دراسعا ف الرّاغبين ص 147 - ابن حُجردرالصواعق المُحّرقه ص 76 و خوارزمي در منا قب نقل نموده اند.)

13.    رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: عليّ مَعَ الحقّ و الحقّ مَعَ عليّ. علي (عليه السلام) همراه حق و حق همراه علي (عليه السلام) است. (ابن قتيبه درالامامة والسياسة - گنجي شافعي دركفاية الطالب ص 318 وخوارزمي درمنا قب نقل نموده اند.)

14.    علي (عليه السلام) نقل ميكند بعد ا ز آنكه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم)  بين مسلمانان عقد اخوت ايجاد كردند، فرمودند: يا علي، انت اخي و انت مني بمنزلة هرون من موسي غير انه لا نبّي بعدي ا مّا علمت يا علي ا ن اول من يُدعي به يوم ا لقيامة انا يدعي بي فاقوم عن يمين العرش في ظله فا كسي حلة خضراء من حُلل الجنة ثم يدعي بالنبّيّين بعضهم علي ا ثر بعض فيقومون سِماطين عن يمين العرش و يكسُون حُللا خضراً من حلل الجنة الا و اني اخبرك يا علي ا ن ا متي اول الامم يحاسبون  يوم القيامة  ثم انت اوّل من يُدعي بك لقرابتك مني و منزلتك عندي و يدفع لوا ئي يوم ا لقيمة و طوله مسيرة الف سنةٍ سنانه يا قوتة حَمراءُ  و قضيبُهُ فِضّة بيضاء و زُجّهُ  دُ رّة خضراءُ و له  ثلاث ذوا ئبَ  من نور ذوابة  في المشرق  و ذوابة  في المغرب و الثا لث وسط الدنيا مكتوب عليه ثلا ثة ا سُطرٍ الاول بسم الله الرحمن الرحيم و الثاني الحمد لله رب العالمين و الثا لث لا اله الا الله محمد رسول الله  طُولُ  كل  سطر مسيرة الف سنة  و تسير بلوائي والحسن عن يمينك و ا لحسين عن يسا رك حتي تقف بيني و بين ا براهيم ثم تكسي حُلة خضراء من الجنة ثم ينادي مُنادٍ من تحت العرش نعم الابُ ابوك  ابراهيم و نعم الاخ  اخوك عليّ ابشر يا عليّ انك تكسي اذا كسيت و تدعي اذا دُعيتُ و تحي ا ذا حُييتُ. «اي علي تو برادر من هستي و نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسي مي باشي، با اين فرق كه بعد از من پيامبري نيست.اي علي آيا مي دا ني در قيامت ا ولين كسي هستم كه مرا صدا مي كنند و من ازسمت راست عرش پروردگار بلند مي شوم و جامه اي سبز ا ز جا مه هاي بهشت را بر تن مي كنم و سپس پي در پي ساير پيامبران را صدا مي زنند وآنها جامه هاي سبزبهشتي را مي پوشانند، اي علي تورا خبرمي دهم كه امت من نخستين امتي است كه در قيامت مورد محاسبه قرارمي گيرند و تونيزبخاطر قرابت و بزرگي مقامت درنزدمن نخستين كسي هستي كه ازاين امت دعوت مي شوي و پرچم مرا كه به طول مسافت هزار سال و از يا قوت سرخ و پايه اش نقره سفيد و نوك پرچم ازگوهر سبز است به دست تو مي دهند.اين پرچمسه دنباله نوراني دارد، يكي در مشرق و ديگري درمغرب و سومي در وسط دنيا كه برآن سه سطرنوشته شده، سطراول بنام خداوند بخشنده مهربان، سطردوم حمد و سپاس مخصوص خداوند پروردگارجهانيان است و سطر سوم معبودي  جز خدا نيست و محمد  فرستاده  خداست.طول هر سطر نيز به اندازه  مسافت هزار سال است و تو پرچم  مرا حركت مي دهي در حا لي كه حسن در سمت را ست  تو و حسين در سمت چپ تو حركت مي كنند تا بين من و ابراهيم قرا ر مي گيري، سپس جامه سبز بهشتي را مي پوشي، آنگاه صدايي از زير عرش بلند مي شود كه ابراهيم چه پدر خوبي و علي چه برا در خوبي براي تو مي باشند. به تو مژده مي دهم اي علي كه وقتي من جامه بهشتي مي پوشم تو نيز مي‌پوشي، آن زمان كه مرا صدا كنند تو را نيز صدا مي زنند، آنگاه كه به من تحيت و سلام داده شود به تو نيز تحيت و سلام داده مي شود.» (خوارزمي درمناقب ص 199 ودرمقتل ا لحسين (عليه السلام) - محّب طبري درذخائرالعقبي ص 75 - گنجي شافعي در كفاية الطالب ص 78 و امام احمد بن حنبل در مُسند نقل نموده اند.)

15.    ام سلمه نقل مي كند كه رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: انّ عليّاً مع ا لحًَقّ و ا لحَقّ مَعَهُ لن يَزولا حتيّ يَردا عَلي ا لحوض. «علي (عليه السلام) همراه حق و حق همراه  با علي (عليه السلام) ا ست تا هنگامي كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند از هم جدا نمي شوند» (ابن قتيبه در الامامة و ا لسياسة ص 67 - گنجي شا فعي در كفاية الطا لب ص 318 و خوا رزمي در مناقب نقل نموده اند.)

16.    ابن عباس نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: ما في القرآن آية فيها يا ايُها الذيّن آمنوا الاّعليّ را سُها و قائدُها. «هر آيه اي كه در قرآن با جمله «اي افراد با ايمان» آغازگرديده، علي در بالاترين مرتبه ودرمقام پيشوايي آنان است.» (گنجي شافعي در كفاية الطا لب ص 54 – خوا رزمي در مناقب ص 179 با اند ك اختلا في و ابن مردويه در مناقب نقل نموده اند.)

17.    در مناقب ابن مردويه آمده است كه ابن عباس گفت: ما ذكر في القرآن  يا ايها الذيّن آمنوا  الاّ و عليّ شريفها و اميرُها و لقد عاتب الله ا صحاب محمد في آيّ من القرآن و ما ذكر عليّاً الاّ بخير. «در هر آيه اي كه  يا ايها الذين آمنوا  آمده، علي (عليه السلام)  فرد شريف و امير مصاديق آن آيه است. در آياتي ا ز قرآن خداوند متعال عده اي ا ز اصحاب پيامبر را مورد سرزنش قرا ر داده اند، اما هيچگاه ا ز علي جز به خوبي ياد نكرده است.» (خوارزمي درمنا قب- ابونعيم اصفهاني درحُلية الاولياء ج 1 ص 64- شبلنجي شافعي درنورالابصار ص 149 - ابن صَبّان شافعي در اسعاف الراغبين در حاشيه نورالابصا ر ص 149 ازقول ابن عساكر نقل نموده اند و سپس اضا فه مي كند كه در شان علي بن ابيطالب (عليه السلام) 300 آيه نازل شده است.)

18.    ابن مردويه در منا قب به نقل ا ز ابوهارون عبدي مي گويد: من نظر خوارج را قبول داشتم و جزآنها از كس ديگري پيروي نمي كردم، تااينكه روزي ا ز ابوسعيد خُدري  شنيدم  كه مي گفت: اَمَر الناس بخمس فعملوا باربع و تركوا واحدة. «مردم به پنج چيز امر شده اند، ولي به چهار قسمت ا ز آن عمل كرده و يكي از آنها را فرا موش كرده اند. گفتم: آن چهار وظيفه كه بدان عمل كرده اند چيست؟ قال: الصلاة و الزكاة والحّج و الصّوم  شهر رمضان. قا ل: فما واحدة التي تركوها.قال: ولاية عليّ بن ابيطالب (عليه السلام). قال: و انها مُفترضة مَعهنّ. قا ل: نعم. قا ل: فقد كفر الناس. قال: فما ذنبي. نماز و زكات و حج و روزه ماه رمضا ن.پرسيدم: آن يكي كه ترك كردند چيست؟ گفت: ولايت علي بن ابيطالب (عليه السلام).پرسيدم: آن هم  با  اينها واجب است؟ گفت: آري.پرسيدم: پس مرد م كافر شده اند؟ گفت: گناه من چيست؟ (محمد كرد علي در كتاب خُططُ ا لشام ج 5 ص 251 و 256 حديث ابوسعيد خدري را نقل نموده  است.)

19.    رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: انا دار الحِکمه و علیّ بابُها. من خانه حكمت هستم و علي درب آن است. (ترمذي در صحيح و متقي هندي در كنزالعُمّال ج 6 ص 401 نقل نموده اند.)

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: علي (عليه السلام) نسبت به من، مانند نسبت من به خداست. (ابن سَماك از ابوبكر و ابن حُجر در مقصد 5 ا ز مقاصد 14 گانه و در الصواعق المُحرقه باب 11 ص 106 نقل نموده اند.)

20.   قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): مَعرفهُ آل محمّد برائه من النّار و حُبّ آل محمّد جواز علي الصراط المستقيم و ولايه آل محمّد امان من العذاب. «رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: معرفت آل محمّد سبب نجات است از آتش دوزخ و دوستي آل محمّد سبب گذشتن از صراط و ولايت آل محمّد امان است از جميع عذابها.» (فصل الخطاب–معاني الاخبار–المناقب المرتضويه ص106)

21.   قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): من اذي علياً يبعثه الله يوم القيمه يهودياً او نصرانياً. «رسول خدا فرمودند: كسي كه علي (عليه السلام) را برنجاند خداي تعالي او را يهودي يا نصراني محشور ميكند.» (امام احمد بن حنبل در مسند – كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 80 )

22.   قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): انا ميزان العلم و عليّ كفّتاه و الحسن والحسين خيوطه و فاطمه علاقه والامِهَ عموده يُوزن به اعمال المُحبين و المُبغضين لنا. «ابن عباس نقل مي كند كه رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: من ترازوي علمم و علي (عليه السلام) هر دو كفة آن و حسن (عليه السلام) و حسين (عليه السلام) رشته ها و فاطمه (س) علاقه و ديگر امامان عمود آن،  وزن كرده ميشود با اين ترازو اعمال دوستان و دشمنان ما.» ( كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 84 )

23.   قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): لاتسّبوا علياً فانّه ممسوس في ذات الله عزوجل. «رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: علي (عليه السلام) را سبّ مكنيد و بد مگوئيد كه او ممسوس است در ذات خدا.» (حليه الاولياء – كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 87 نقل كرده اند)

24.   قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): حاكياً عن الله تعالي من عرف حق عليّ، زكي و طاب و من انكر حقّه، لعن و خاب. اقسمت بعزتي ان ادخل النار من عصاه و ان اطاعني وادخل الجنه من اطاعه و ان عصاني. «رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: حق تعالي به من فرمود: كسي كه حق علي را شناخت، پاك و خوش شد و كسي كه حق او را انكار كرد او ملعون و زيانكار شد. بعزت خودم سوگند مي خورم كه داخل كنم در دوزخ كسي كه حق او را انكار كند، اگر چه اطاعت نمايد مرا و داخل بهشت نمايم كسي كه اطاعت نمايد او را اگر چه عصيان كند مرا.» (خطيب بغدادي درمناقب– كشفي ترمذي در المناقب ص 90 )

25.   قال النّبي(صلي الله عليه و‌آله وسلم): عِنوان صَحيفه المؤمن حُبّ علي ابن ابيطالب (عليه السلام). «انس بن مالك نقل ميكند كه رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: سرنامه صحيفه اعمال مؤمن، دوستي علي بن ابيطالب (عليه السلام) است.» (خطيب درمناقب– ابن حُجردرالصواعق المحرقه – موّدات– كشفي ترمذي درالمناقب المرتضويه ص 94 نقل  كرده اند)

26.    قال النّبي(صلي الله عليه و‌آله وسلم):يا علي،ان فيك مثلا من عيسي ابغضته اليهود حتي اتهمّوا امّه واحبّه النصاري حتّي انزلوه بالمنزله التي ليست له. ثم قال عليّ: يهلك في اثنان مُحّب مفرط يفرطني بما ليس في و مُبغض يحمله شناني علي ان يبهتني. «علي (عليه السلام) نقل ميكند كه رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: يا علي در تو مثلي است از عيسي كه يهود او را دشمن گرفتند، حتي مادرش را بهتان زدند و نصاري او را دوست گرفتند و از فرط محبت منزلتي براي او اثبات كردند كه او را آن منزلت نبود. سپس علي (عليه السلام) گفت: دو طايفه در من هلاك شوند، يكي آنكه از فرط محبت براي من منزلتي اثبات كند كه در من آن منزلت نباشد ( كه آن مرتبة الوهيت است ) و ديگري آنكه عداوت با من وي را بر آن دارد كه در حق من بد بگويد.» ( احمد بن حنبل درمسند–حاكم درمُستدرك–ابن حجردر الصواعق المحرقه– كشفي ترمذي درالمناقب المرتضويه ص 95 )

27.   قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): عليّ باب علمي و مُبيّن الامّتي ما ارسلت به من بعدي حُبّه ايمان و بُغضُهُ نفاق و النّظر اليه  رأفه و مودّته عباده. «ابوذر غفاري نقل ميكند كه رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: علي (عليه السلام) باب علم من است و بيان كننده است براي امت من به چيزي كه فرستاده شده ام براي آن ( احكام الهي ) بعد از من دوستي او ايمان و دشمني او نفاق است و نظر به سوي او مهرباني و دوستي او عبادت است.» (حليه الاولياء–كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 98 )   

28.    قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): انّ الله له الحمد عَرَض حُبّ عليّ و فاطمه و ذرّيتها علي البرّيه فمن بادرمنهم بالاجابه جعل منهم والرّسل و من اجاب بعد ذلك جعل منهم الشيعه و انّ الله جمعُهُم في الجنه. «رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: به تحقيق خداي تعالي كه جميع محامد مختص او است عرضه كرد دوستي علي (عليه السلام) و فاطمه (س) و ذريّه ايشان را بر خلق. پس كسي كه سبقت نمود از اين امر ( محبت ) خداوند ايشان را از پيغمبران و مرسلين قرار داد و كساني كه بعد از ايشان امر الهي را اجابت نمودند جزء شيعيان كه همان اولياء هستند قرار داد و به درستي كه خداي تعالي جمع خواهد كرد ايشان را در بهشت با يكديگر.» (خلاصه المناقب–كشفي ترمذي درالمناقب المرتضويه ص 102 )

29.    قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): اول من اتّخذ علي بن ابيطالب اخاً من اهل السّماء اسرافيل ثمّ ميكائيل ثمّ جبرائيل و اوّل من احبّه منهم حمله العرش ثمّ رضوان خازن الجنه ثمّ ملك الموت يترحّم علي محّب علي بن ابيطالب كما يترحّم علي الانبياء. «رسول خدا(صلي الله عليه و‌آله وسلم)فرمودند: اولين كسي كه از اهل آسمان علي بن ابيطالب (عليه السلام) را به برادري گرفت اسرافيل بود، بعد از آن ميكائيل و پس از آن جبرائيل بود و اولين كسي كه دوست داشت علي (عليه السلام) را از اهل آسمان حاملان عرش  بودند. بعد از آن رضوان خازن بهشت است  و آنگاه عزرائيل است و بدرستي كه ملك الموت رحم مي كند بر محبّان علي (عليه السلام) چنانچه ترحم ميكند بر انبياء.» (خلاصه المناقب – كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 103 )

30.    قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): عاهد ني ربّي ان يقبل ايمان عبد الاّ بمُحبّه اهل بيتي. «رسول خدا(صلي الله عليه و‌آله وسلم)فرمودند:عهد كرده بامن پروردگارمن اين را كه مقبول نيست ايمان هيچ بنده اي مگربه محبت اهل بيت من» (خلاصه المناقب – كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 103 )     

31.    قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): والذي نفسي بيده لاتزول قدم عَبدً يوم القيمه حتي يسئله الله عن حُبّنا و اهل البيت فقال عُمر: و ما آيه حبّكم من بعد كم؟فوضع يده علي رأس علي بن ابيطالب. فقال: حتّي من بعدي حُبّ هذا. «رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: سوگند به آن كسي كه نفس من در يد قدرت اوست، بنده در روز قيامت قدم از قدم  بر ندارد تا آنكه حق تعالي از محبت ما و اهل بيت من سؤال كند. پس عمر بن خطاب پرسيد: محبّت شما بعد از شما چيست؟ پس رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) دست خود را بر سر علي بن ابيطالب (عليه السلام) نهاد و فرمود: محبت من بعد از من محبت اين شخص است.» (خلاصه المناقب – كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 103 )        

32.   قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): لعلّي و فاطمه و الحسن و الحسين انا حاربٌ لمن حاربهم و سلم لمن سالمهم. «رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: علي (عليه السلام) و فاطمه (س) و حسن (عليه السلام) و حسين (عليه السلام) من جنگ كننده ام با كسي كه با ايشان بجنگد و صلح كننده ام با كسي كه با ايشان صلح كند.» (ترمذي در صحيح – مصابيح – مشكوه – كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 105)   

33.   قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): احبّوا الله لما ارقدكم من نعمه و احبّوني بحبّ الله واحبّوا اهل بيتي. «رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: دوست بداريد اي مؤمنان خداي را به جهت آنكه پرورش داده است شما را از نعمت و دوست بداريد مرابه محبّت خدا و دوست بداريد اهل بيت مرا به دوستي من.» (شرح مشكوه–نصاب الاخبارفصل الخطاب– هدايت السعداء    خلاصه المناقب– المناقب المرتضويه ص 105 )

34.   قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): يا علي انت و شيعتك تردّون علي الحوض رواء مرتين مبيّضه وجوهكم. و انّاعدائكم يردّون علي الحوض ظماء متقبّحين. «رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: اي علي تو ومحبّان تو وارد مي شويد بر حوض كوثر در حاليكه سيراب ميشويد و صورتهاي شما روشن و سفيد است و به درستي كه دشمنان شما وارد ميشوند بر حوض كوثر درحال تشنگي و صورتهاي سياه و قبيح.» (ديلمي در جمع – ابن حُجر درالصواعق المحرقه – المناقب المرتضويه ص 105 )  

35.   قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): من اراد ان يتمسّك بجبل المتين فليحبّ علّيا و ذرّيته. «زيد بن ارقم روايت مي كند كه رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: هر كس كه ميخواهد به حبل المتين الهي چنگ زده و تمسك جويد هر آينه بايد علي (عليه السلام) و فرزندانش را دوست بدارد.» (دستور الحقايق – المناقب المرتضويه ص 109 )

36.    قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): خلق الله عزّوجل من نور وجه علي بن ابيطالب سبعين الف ملك يستغفرون له و لمحّبيه الي يوم القيمه « رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم)فرمودند:خداوند متعال ازنورروي علي بن ابيطالب (عليه السلام) هفتاد هزارفرشته آفريده است كه براي او و دوستانش تا قيامت استغفار ميكنند.» (بحرالمعارف – خطيب بغدادي در مناقب – المناقب المرتضويه ص 109 )

37.    قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): بُغض علّي كفر و بغض بني هاشم نفاق. «رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: دشمني علي (عليه السلام) كفر است و بغض بني هاشم نفاق است.» (المناقب المرتضويه ص 111 )

38.   قال النّبي(صلي الله عليه و‌آله وسلم):اذا كان يومُ القيمه يصعدُ علي بن ابيطالب علي الفردوس وهوجبلٌ عالٍ في الجنه وفوقه عرش رب العامين و من صفحته يتفجّر انهار في الجنّه و يتفرّق في الجنان و هو جالسٌ علي كرسيّ من نور يجري بين يديه التّسنيم لا يجُوز احد علي صراط المستقيم الاّ و معه براه بولايته و ذرّيته اهل بيته و هو يشرف علي الجنه فيدخل محبّيه الجنّه ومُبغضيه النار. «رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: چون قيامت بر پا شود، علي (عليه السلام) در بهشت بر فراز كوهي بنام فردوس بالا رود و آن گوهي است بلند و بالاي آن عرش پروردگار است واز دامنه آن جويها روان است و در بهشت جاري است و او بر كرسي از نور نشسته و از پيش او چشمة تسنيم روان است و هيچ كس را از صراط رخصت گذشتن نيست مگر آنكه با او براتي باشد از دوستي علي (عليه السلام) واهل بيت او و او مشرف بود بر جنّت. دوستان خود را در بهشت در آورد و دشمنانش را به دوزخ.» (خلاصه المناقب–بحرالمعارف–المناقب المرتضويه ص 109 (

39.    قال النبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): لمّا اُسري بي الي السّماء تلقتني الملائكه بالبشاره في كلّ سماء حتي يلقيني جبرئيل في محفله من الملائكه فقال: يا محمّد، لو اجتمعت امتك علي حبّ علّي ما خُلق النار. «رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: چون مرا بسوي آسمان به معراج بردند، فرشتگان هر آسمان به من مژده ميدادند تا آنكه ملاقات نمود جبرئيل مرا در مجلس خود با جمعي از ملائكه، پس عرضه داشت: اي محمّد اگر همگي امت تو بر دوستي علي (عليه السلام) جمع مي شدند، دوزخ آفريده نمي شد.» ( كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 111 نقل نموده است.)

40.    قال النّبي (صلي الله عليه و‌آله وسلم): يا علي، لا يبغضك من الانصار الاّ من كان اصله يهودياً. «رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: يا علي (عليه السلام) دشمن ندارد تو را از انصار مگر كسي كه اصل او يهودي باشد.» (المناقب المرتضويه ص 112)

 
  POWERED BY BLOGFA.COM