تبليغاتX
اثبات حقانیت امیرالمومنین - علی در آینه احادیث (بخش ششم)
 
اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله
 

۱-در مناقب خطيب از جابر بن عبدالله انصاري نقل شده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: لمّا خلق الله السموات و الارض دعاهُنَّ فاجبنه فعرض عليهن نبوّتي و ولايه علي بن ابيطالب فقبلتاهما ثم خلق الخلق و فوّض الينا امر الدين فالسّعيد من سعد نبا و الشّقي من شقي نبا نحن المحلّلون لحلاله المحرّمون لحرامه.

خداوند بعد از آفرينش زمين و آسمان و قبول فرمان خدا، نبوّت من و ولايت علي ابن ابیطالب (عليه السلام) را بر آنها عرضه داشت و پذيرفتند آنگاه تمامي بشر را آفريد و امر دين را بما واگذار نمود، بنابراين سعادتمند كسي است كه به راه ما آيد و با شقاوت كسي است كه از ما جدا شود، ما حلال خدا را حلال كرده و حرامش را حرام مي كنيم.

توضيح: اين كه فرمود: امردين را برما تفويض كرد،يعني: بر من و برعلي (عليه السلام) و فرزندان معصوم او تفويض كرد و صاحب سعادت و رستگاري كسي است كه از ما اطاعت نمايد و آنها هستند كه به امر خدا حلال و حرام را اجراء ميكنند.

( خوارزمي در كتاب خود مقتل الحسين عليه السلام، ج 1 ص 46 و در كتاب مناقب در ص 80 نيز اين روايت را نقل كرده است.)

2- در فردوس الاخبارازعمار ياسرنقل شده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند:  اوصي من آمن بي وصدّقني بولايه علي بن ابيطالب فمن تولاه فقد تولاني و من تولاني فقد تولّي الله.

به آنكس كه بمن ايمان آورده و مرا تصديق نموده است سفارش به ولايت علي بن ابيطالب مي نمايم، پس هر كس كه ولايت او را بپذيرد، ولايت مرا پذيرفته است و معتقد به ولايت من، پيرو ولايت الهي است. (محمد بن يوسف گنجي شافعي دركفايه الطالب باب 5 ص 23 نقل كرده است.)

3- در مناقب خطيب از علي بن ابيطالب (عليه السلام) نقل شده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: يا علي لو انّ عبداً عبد الله عزو جل مثل ما قام نوح في قومه و كان له مثل اُحُدٍ ذهباً فانفقه في سبيل الله و مُدّ في عمره حتي يحّّج الف حجّه علي قدميه ثمّ قتل بين الصّفا و المروه مظلوما ثم لم يوالك يا عليّ لم يشمّ رائحه الجنه و لم يدخلها.

يا علي، اگر كسي به اندازة عمر نوح خدا را عبادت كند و به اندازه كوه اُحد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق كند و به انداره اي عمرش طولاني باشد كه بتواند هزار بار پياده به حجّ رفته و خانه خدا را زيارت نمايد، آنگاه در مكه بين صفا و مروه مظلومانه كشته شود ولي ولايت تو را اي( علي) نداشته باشد بوي بهشت به مشام او نخواهد رسيد و هرگز وارد بهشت نخواهد گشت. ( خوارزمي در مقتل الحسين ج 1 ص 37 آن را نقل كرده است ).

4- در حليه الاولياء آمده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) به علي (عليه السلام) چنين خطاب فرمودند:  مرحباً بسيّد المسلمين وامام المتقين. خوش آمدي، اي سرورمسلمانان و پيشواي متقيان. (حليه الاولياءج 1 ص 66- متقي هندي در كنز العُمّال ج 6 ص 157)

5- در كتاب فردوس الاخبار از انس بن مالك آمده است كه پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: انا و علي حجته الله علي عباده.

من و علي حجت خدا بر بندگانش هستيم. ( متقي هندي در كنزالعُمّال ج 6 ص 175 – محب طبري در ذخائر العقبي ص 77 نقل كرده اند )

6- در فردوس الاخبار از بريده نقل شده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند:  لكلّ نبّي وصيّ و وارث و انّ علياً وصي و وارثي.
هر پيامبري، وصي و وارثي دارد، و وصي و وارث من علي (عليه السلام) است. ( محب طبري در ذخائر العقبي ص 71 – ابوالقاسم بغوي در معجم  الصحابه – گنجي شافعي در كفايه الطا لب ص 31 – ابن عساكر در تاريخ خود نقل كرده اند.)

7- در مسند به روايت انس بن مالك گويد به سلمان گفتم:از پيامبر(صلي الله عليه و‌آله وسلم) دربارة وصيش سؤال كن،سلمان سؤال كرد، پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) به او فرمود: ياسلمان وصيّي ووارثي وقاضي ديني ومنجزوعدي علي بن ابيطالب  اي سلمان جانشين و وارث و دهندة قرض من و انجام دهنده وعده هاي من علي بن ابيطالب (عليه السلام) است. ( محب طبري در ذخائر العقبي ص 71- امام احمد بن حنبل در مُسند نقل كرده اند.)

8- در مناقب ابن مردويه ازابي سعيد خدري نقل ميكند كه سلمان گويد به پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) عرض كردم: هر پيامبري وصيّي دارد، پس وصّي شما كيست؟ آن حضرت ساكت شدند و پاسخ نفرمودند. بعد كه مرا ديدند فرمودند: سلمان، عرض كردم: بلي، فرمودند: اي سلمان مي داني وصيّ موسي كيست؟ گفتم يوشع. فرمود: چرا؟ گفتم: او در آن روز از همه عالمتر بود. فرمودند: فانّ وصيّي و موضع سرّي و خير من اخلف بعدي يُُنجز موعدي و يقضي ديني علي بن ابيطالب.

علي هم وصي من، محل اسرار من و بهترين كسي است كه جانشين مي گردد، او وعده مرا عملي مي سازد و قرض مرا ميدهد. ( متقي هندي در كنز العُمّال ج 6 ص 154 – ابن مردويه در مناقب نقل كرده اند.)

9- در مناقب ابن مردويه از انس بن مالك به نقل از سلمان آمده است كه از پيامبر اكرم )ص) پرسيدم: بعد از شما به چه كسي اعتماد كنيم و از كه دستور بگيريم؟ پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) پاسخي نفرمودند: من ده بار اين سؤال را مطرح كردم تا اين كه فرمودند:  يا سلمان انّ وصيّي و خليفتي و اخي و وزيري و خير من اخلفهُ بعدي علي بن ابيطالب يؤدّي عني و يُنجز مَوعدي

اي سلمان وصي من و خليفه من و برادر و معاون و بهترين جانشين بعد از من علي بن ابيطالب (عليه السلام) است كه تعهدات مرا انجام ميدهد و وعدة‌ مرا عملي ميسازد. (خوارزمي درمناقب ص 67- مُحّب طبري در ذخائر العقبي ص 71 نقل كرده اند.)

10- درمناقب ابن مردويه ووسيله المتعبدين ازانس بن مالك آمده كه پيامبراكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند:  انّ خليلي و وزيري و خليفتي و خير من اترك من بعدي يقضي ديني و يُنجز موعدي علي بن ابيطالب.

علي بن ابيطالب (عليه السلام) دوست، وزير و خليفه من و بهترين كسي است بعد از خود به جاي ميگذارم، دين مرا اداء ميكند و وعده هايم را انجام ميدهد. ( خوارزمي در مناقب ص 88 نقل كرده است.)

11- در مناقب ابن مردويه از سا لم غلام علي (عليه السلام) نقل شده است كه گفت: در مزرعه اي در خدمت ايشان بودم كه ابوبكر و عمر آمدند و گفتند:
 السلام عليك يا اميرالمؤمنين و رحمه الله و بركاته. سلام بر تو اي اميرالمؤمنين و رحمت و بركات خدا بر تو باد عده اي گفتند: شما زمان رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) هم همين طور ميگفتيد؟ عمر گفت: قد امرنا رسول الله بذالك. پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) اين طور به ما دستور داده بود.

12- خطيب خوارزم درمناقب نقل كرده كه انس بن مالك وقتي علي بن ابيطالب (عليه السلام) وارد شد، پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) دوبار فرمود: الان سرور مسلمين و اميرالمؤمنين و بهترين وصيّ و سزاوارترين مردم نسبت به آنها وارد ميشود. در اين هنگام علي بن ابيطالب (عليه السلام) وارد شد. رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمود:  اللهم وال من والاه. خدايا دوستي كن با آن كسي كه با علي (عليه السلام) دوستي كند. آنگاه علي (عليه السلام) در كنار رسول خدا نشست و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) دست بر صورت خويش كشيدند و عرق پيشاني را پاك كرده، آنگاه با همان دست بر صورت علي (عليه السلام) كشيدند، علي (عليه السلام) گفت: يا رسول الله آيا دربارة من چيزي نازل شده فرمودند: اما ترضي ان تكون مني بمنزله هرون من موسي الا انه لانبي بعدي انت اخي و وزيري و خير من اخلفُ من بعدي تقضي ديني و تنجز موعدي و تُبيّن لهم و تعلمهم من تأويل القرآن مآ لم يعلموا و تجاهدهم علي التاويل كما جاهد تهم علي التنزيل.

آيا راضي نيستي كه تو نسبت به من، به منزله هارون نسبت به موسي باشي؟جز آن كه بعد ازمن پيامبري نيست، تو برادرومعاون و بهترين جانشين من هستي و دين مرا اداء مي كني و وعدة مرا به انجام ميرساني و در اختلافات براي مردم توضيح ميدهي و تأويل قرآن را به آنها تعليم مي نمايي كه نمي دانند و در راه خدا براساس تأويل قرآن با آنان جهاد مي كني همانطوركه من با آنها سرتنزيل قرآن جنگيدم.

13- در مناقب خطيب از اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) نقل شده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمود: در شب معراج وقتي به سدره المنتهي رسيدم، در پيشگاه پروردگار ايستادم، خداوند به من فرمود: اي محمد ( ص ) عرض كردم: بلي. فرمود: تو آفريدگان را امتحان كردي بگو چه كسي نسبت بتو مطيع تر است. گفتم: پروردگارا علي (عليه السلام)، خداوند فرمود: خوب گفتي محمد، آيا خليفه اي براي خود برگزيده اي كه كار تو را انجام دهد و مجهولات كتاب مرا به مردم تعليم نمايد؟ گفتم: خدايا تو برايم انتخاب كن، زيرا آنچه تو انتخاب كني، برگزيدة من نيز مي باشد. خداوند فرمودند:
 قد اخترت لك علياً فاتخذه لنفسك خليفه و وصياً و نحلتهُ علمي و حلمي و هو اميرالمؤمنين حقّاً لم يَنلها احدٌ قبله و ليست لاحدٍ بعدَهُ يا محمد علي رايه الهدي و امام من اطاعني و هي الكلمه التي الزمتها المتقين من احبّه فقد احبني و من ابغضه فقد ابغضني فبشره بذالك.
علي را انتخاب كردم، او را خليفه و وصيّ خويش قرار بده، من از علم و حلم خود در وجود او ريختم و به حق، او امير مؤمنان است و كسي قبل و بعد از او به چنين مقامي نايل نمي گردد. اي محمد، علي پرچم هدايت و پيشواي پيروان من است و كلمه اي است كه متقين با آن همراه هستند، هر كس او را دوست دارد، مرا دوست داشته و هر كس او را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است، اين مژده و نويد را به او برسان.
اين پيام را به علي (عليه السلام) رساندم در جواب گفت: من بنده خدا و در دست خدا هستم، اگر مجازاتم نمايد، به خاطر گناهانم خواهد بود و خداوند ظلمي نكرده است و اگر وعده اش را بر من كامل گرداند، صاحب اختيار و مولاي من است.

گفتم: پروردگارا قلبش را روشني بده و آنچنان كن كه ايمان، بهار دل او باشد، خداوند فرمود: اين كارها را دربارة او انجام داده ام، اي محمد (صلي الله عليه و‌آله وسلم) ولي او را به آزمايشي سخت دچار ميسازم كه هيچ يك از دوستانم را در آن حدّ آزمايش نكرده ام. گفتم: خدايا برادر و دوست مرا مي گويي؟ خداوند فرمود: قد سبق في علمي انه متبلي و لولا عليّ لم يعرف حزبي و لا اوليائي و لا اولياء رُسُلي.

من چنين مقدر كرده ام كه او وسيله اي براي آزمايش و امتحان باشد. و اگر علي نبود افراد حزب من و دوستان من و دوستان پيروان فرستادگان من شناخته نمي شدند. ( خوارزمي در مناقب ص 240 – ابو نعيم در حليه الاولياء ج 1 ص 66 و ص 67 با اندك تفاوتي نقل كرده اند.)

14- امام احمد بن حنبل در مسند به نقل از نافع آورده است كه از ابن عمر سؤال كردم: چه كسي بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) بهترين مردم است؟ پسر عمرجواب نداد، سپس گفت: تو را به اين سؤال چه كار؟ آنگاه از عمل خود استغفار نموده گفت: بهترين مردم كسي است كه پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) آنچه را كه بر او حلال بود برايشان نيز حلال وآنچه را كه براو حرام بود براي او نيز حرام نمود. گفتم: او كيست؟ گفت: او علي ابن ابيطالب (عليه السلام) است، همه درهاي مسجد را پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) بست به جز درب خانة علي (عليه السلام) و پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمود: لك في هذا المسجد الي و عليك فيه ما عليّ و انت وارثي و وصيّي تقضي ديني و تنجز عداتي و تقتل علي سُنّتي.
براي تو در اين مسجد حقي است كه براي من است و تو وارث و وصيّ من بوده، دين مرا اداء ميكني و وعدة مرا عملي مي سازي و بر سنت من مي جنگي.

15- در مناقب ابن مردويه به نقل از ابن عباس آمده است كه وقتي پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) دستور يافت كه علي (عليه السلام) را به خلافت برگزيند عرض كرد كه:  يارب ان قومي حديثوا عهد بالجاهليه.

خدايا اين مردم تازه از جاهليت در آمده اند و تحمل اين معرفي را ندارند. آنگاه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) به سفر حج رفتند و به هنگام مراجعت از مكه در غدير خم اين آيه نازل شد: يا ايّها الرسول بلّغ ما انزل اليك من ربك.  

اي پيامبر آنچه كه بر تو از جانب پروردگارت نازل شده است ابلاغ كن آنگاه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم)بازوي علي(عليه السلام) را گرفتند و رو به مردم نموده فرمودند:

يا ايها الناس الست اولي بكم من انفسكم. اي مردم آيا من از شما اولي و شايسته تر به خود شما نيستم؟ گفتند: آري اي پيامبر خدا. آنگاه فرمودند:
من كنت مولاه فعليُّ مَولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه واخذل من خذله و انصُر من نصره و احبَبَ من احبّه و ابغض من ابغضه.

خداوندا هر كس را كه من مولاي او هستم علي نيز مولاي اوست، خدايا ياران او را ياري و دشمنان او را دشمن بدار. خواركنندگان علي (عليه السلام) را خوار نما و با دوستان او دوستي كن و بر دشمنانش خشم بگير.

آنگاه ابن عباس گفت: فوجبت والله في رقاب القوم.

به خدا سوگند، ولايت علي(عليه السلام) بر مردم واجب گرديد.

16- خوارزمي در مناقب خود به نقل از ابي سليمان ( چوپان پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) ) نقل ميكند كه از پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) شنيدم كه مي فرمود: شبي كه به معراج رفتم خداوند جليل به من فرمود: پيامبر (صلي الله عليه و‌آله وسلم) به آنچه از پيش پروردگارش فرستاده شده است ايمان آورده است. گفتم: مؤمنين نيز ايمان آورده اند. خداوند جليل فرمودند: آري، درست گفتي، چه كسي را به خلافت برامت پس از خود برگزيده اي؟ گفتم: بهترين آنها. فرمود: علي بن ابيطالب. گفتم: بلي پروردگار من. فرمود: اي محمّد (صلي الله عليه و‌آله وسلم) من به روي زمين نگريسته و تو را بين مردم اهل زمين انتخاب كردم و برايت نامي از نامهاي خود جدا كردم و هر جا من ذكر شوم تو نيز به همراه نام من ذكر مي شوي، من محمود هستم و تو محمد هستي، آنگاه بار ديگر به روز زمين نگريستم و علي را انتخاب كردم و برايش نامي از نامهاي خود قرار دادم من اعلي هستم و او علي است. اي محمد من تو را و علي و حسن و حسين و ائمه از نسل او را از نور خود آفريدم، و ولايت شما را بر اهل آسمانها و زمين عرضه نمودم، هر كس قبول كرد، در نزد من از مؤمنين قرار گرفت و هر كس آنرا انكار كرد، نزد من در صف كافران در آمد، اي محمد هر كس از بندگان من، به  اندازه اي مرا عبادت كند كه اندامش فرسوده و پوسيده شود ولي ولايت شما خاندان را انكار كند، او را نمي آمرزم تا اقرار به ولايت شما خاندان كند ! اي محمد دوست داري آنها را ببيني؟ گفتم: آري. خداوند فرمود: به طرف راست عرش بنگر. و من به سمت راست عرض نگاه كردم، ناگهان علي (عليه السلام) و فاطمه (س) و حسن (عليه السلام) و حسين (عليه السلام) و علی بن الحسين (عليه السلام) و محمد بن علي (عليه السلام) و جعفر بن محمد (عليه السلام) و موسي بن جعفر (عليه السلام) و علي بن موسي (عليه السلام) و محمد بن علي (عليه السلام) و علي بن محمد (عليه السلام) و حسن بن علي (عليه السلام) و مهدي (عج) را در پرتوي از نور ديدم كه به نماز ايستاده اند و مهدي در وسط آنها همچون ستاره اي پُر نور ميدرخشيد.
آنگاه خداوند فرمود: اي محمد اينها حجتهاي من هستند و اين مهدي (عج) انتقام گيرنده عترت توست به عزت و جلالم سوگند او حجتي است كه طاعت او بر دوستانم واجب است و من بواسطة او از دشمنانم انتقام مي گيرم. ( خوارزمي در مقتل الحسين – ج 1 ص 95 – ابراهيم محمد حمويني در آخر ج 2 فرائدالسمطين نقل كرده اند ).

17- در مناقب خوارزمي به نقل از سعد بن بشير از علي بن ابيطالب (عليه السلام) آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند:
انا واردكم ( علي الحوض )وانت يا عليّ الساقي و الحسن الذائد و الحسين الامر و علي بن الحسين الفارط و محمد بن علي الناشر و جعفر بن محمد السّابق و موسي بن جعفر مُحصي المجّبين و المبغضين و قامع المنافقين و علي بن موسي زين المؤمنين و محمد بن علي مُنزل اهل الجنه في درجاتهم و علي بن محمد خطيب شيعته و مُزوّجهم الحُور العين و الحسن بن علي سراج اهلُ الجنه يستضيئون به والمهدي شفيعُهُم يوم القيمه حيث لايؤذنُ الالمن يشاء و يرضي.

من در كنار حوض ( كوثر ) بر شما وارد مي شوم و تو اي علي (عليه السلام)ساقي آن، و حسن (عليه السلام) دفاع كننده از آن و حسين (عليه السلام) دستور دهنده، و علي بن الحسين (عليه السلام) كه بسوي آن قدم مي نهد و محمد بن علي (عليه السلام) ناشر رحمت حق و جعفر بن محمد (عليه السلام) سبقت گيرنده و موسي بن جعفر (عليه السلام) احصاء كننده تعداد دوستداران و دشمنان و سركوب كننده منافقان وعلي بن موسي (عليه السلام) زيوروزينت مؤمنين و محمد بن علي (عليه السلام) اهل بهشت را به درجاتشان مي رساند و علي بن محمد براي شيعيانش خطبه خوانده حور العين را به شيعيان تزويج مي كند و حسن بن علي (عليه السلام) چراغ روشن بخش اهل بهشت، و مهدي (عج) شفيع آنها در روز قيامت است، در آنجا كه اذن داده نمي شود مگر براي كسيكه خدا بخواهد و بپسندد.

( خوارزمي در مقتل الحسين – ابراهيم محمد حمويني شافعي در فرائدالسمطين آخر جزء دوم و همچنين در كتابي ديگر بنام المهدي الموعود عندالجمهور در باب 12 – شيخ سليمان بلخي حنفي در ينابيع الموده ص 487 نقل كرده اند.)

18- خوارزمي در مناقب به نقل ازسلمان آورده است كه گفت:نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌آله وسلم) رفتيم و حسين بن علي (عليه السلام) را در آغوش او ديدم كه چشمانش را مي بوسد و دهانش را مي بويد و ميگويد:

انت سَيّد ابن سَيّد ( اخوسَيّد ) ابو سادهٍ انت امام ابن امام ( اخوامام ) ابوالائمّه انت حُجّه ابن حُجّه ( اخو حجّه ) ابو حُجج تسعه من صلبك تا سعهم قائمهم.
تو سرور هستي كه پدر و برادر و فرزندان تو نيز سرورند، تو پيشوايي و پسر پيشوا و برادر پيشوايي و پدر پيشوايان نيز مي باشي، تو حجت الهي و فرزند و برادر حجت الهي هستي، فرزندان تو نيز حجت الهي هستند كه نهمين آنها قائم آنان مي باشد.

19- رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: شناختن آل محمد وسيلة رهايي از آتش جهنم  دوستي آل محمد (صلي الله عليه و‌آله وسلم) سبب عبور از پل صراط و قبول ولايت آل محمد (صلي الله عليه و‌آله وسلم) پناهگاه از عذاب است. ( قاضي عياض در كتاب شفا ص 40 نقل كرده است.)

20- رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) مي فرمايند: آگاه باشيد كه موقعيت اهل بيت من در ميان شما مانند كشتي نوح است هر كس بر آن سوار شود نجات مي يابد و هر كس عقب بماند هلاك مي شود. (حاكم در صحيح مستدرك جزء 3 ص 151 با سند از ابي ذر نقل مي كند. طبراني در الاوسط از ابي سعيد خدري نقل كرده و در اربعين حديث 18 نقل كرده و نبهاني در اربعين ص 216 حديث 25 نقل كرده است.)

21- رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند:اي مردم آيا من بشما سزاوارتر از خود شما نيستم؟

گفتند:آري، سپس فرمود:من ازدوچيز از شما سؤال مي كنم، قرآن و خاندان خودم.  ( طبراني نقل كرده – نبهاني در اربعين و سيوطي در احياءالميت نقل كرده اند.)

2- رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: ستارگان راهنماي اهل زمين هستند كه غرق نگردند و اهل بيت من هم راهنماي اختلافات ( ديني ) پيروان من ميباشند، اگر قبيله اي از عربها ( در احكام خدا ) با آنان مخالفت كردند متفرق ميگردند و جزء حزب ابليس ميگردند. (حاكم درمستدرك ص149جزء 3 ازقول ابن عباس نقل كرده است.)

23- رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: مردم فضل و شرافت، جاه و مقام و رياست مخصوص رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) و ذرية اوست مواظب باشيد كه افراد باطل شما را بخود مجذوب نسازند. ( ابن حجردرالصواعق المحرقه ص 105 درتفسير آية(الموده في القربي ) در آخر مقصد 4 نقل كرده است)

24- رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: بر ائمه اطهار پيشي نگيريد كه هلاك ميشويد و از آنان عقب نمانيد كه نابود مي شويد و به آنان تعليم ندهيد كه از شما داناترند. (طبراني در حديث ثقلين نقل كرده – ابن حجر در الصواعق المحرقه در تفسير آية ( وقفوهم انهم مسئولون ) در صفحة 89 باب 11 نقل كرده است.)

25- رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: اهل بيت من را مانند سر نسبت به بدن در نظر بگيريد، بجاي دوچشم سربدانيد وحتما سربدون راهنمائي چشم به مقصود نمي رسد. ( امام الصبان در اسحاف الراغبين – شيخ يوسف نبهاني در كتاب الشرف المؤيد ص 31 نقل كرده اند و همچنين اين حديث را عده اي از اصحاب سنن با سند از ابي ذر مرفوعاً نقل كرده اند.)

26- رسول خدا (ص ) فرمودند: هر كس مرا اطاعت كند خدا را اطاعت كرده و هر كس مرا نافرماني كند خدا را نافرماني كرده و هر كس علي (عليه السلام) را  اطاعت كند مرا اطاعت كرده و هر كس علي (عليه السلام) را نافرماني كند خدا را نافرماني كرده است. ( حاكم در مستدرك ج 3 ص 121- ذهبي در تلخيص نقل كرده اند و هر دو اين حديث را طبق شرط شيخين تصريح بصحت كرده اند.)

27- رسول خدا ( ص ) فرمودند: يا علي هر كس از من جدا شود از خدا جدا شده و هر كس از تو جدا شود از من جدا گرديده است. ( حاكم در صحيح خود ج 3 ص 134 نقل كرده است.)

28- رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: من اعلام خطر ميكنم، علي (عليه السلام) راهنماست، اي علي (عليه السلام) پس از من طالبين هدايت بوسيلة تو راهنمايي ميگردند. ( متقي هندي در كنز العُمّال ج 6 ص 157 حديث 2631 نقل كرده و ديلمي از ابن عباس نقل كرده است.)

29- رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: اي علي (عليه السلام) بزودي لشگر اخلالگران بمبارزة با توبرمي خيزندوتوبرحق هستي وهر كس در آن روز تو را ياري نكند از من نيست.  ( متقي هندي در كنز العُماّل ج 6 ص 155 حديث شمارة‌588 و ابن عساكر هم نقل كرده اند.)

30 - رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: علي (عليه السلام) از من و من از علي (عليه السلام) هستم، وظيفه رسالت را من يا علي (عليه السلام) انجام ميدهيم. ( ابن ماجه در كتاب فضائل الصحابه ج 1 ص 9 نقل كرده است.)

31 - رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: يا علي(عليه السلام) تو مرا غسل ميدهي و قرضهايم را اداء ميكني و در قبر دفنم مي نمائي.
( امام احمد بن حنبل در مسند ج 5 ص 45 نقل كرده است.)

23- رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: من در ميان شما دو چيز به جاي گذاشتم كه اگر از آن استفاده كنيد بعد از من گمراه نمي شويد. اول كتاب خدا كه رابطه طولاني بين زمين و آسمان است و بازماندگان من كه  اهل بيت من مي باشند، اين دو از يكديگر جدا نمي گردند، تا بر لب حوض كوثر پيش من آيند دقت كنيد ببينيد با اين دو چگونه رفتار ميكنيد. ( ترمذي از زيد بن ارقم و متقي هندي در كنزالعُمّال ص 44 جزء اول حديث 874 نقل كرده اند. با همين مضامين ترمذي و نسائي و متقي هندي در جزء اول كتاب كنز ص 44 در باب ( الاعتصام بالكتاب والسنه) نقل شده – امام احمد بن حنبل در مُسند در ص 182 و ص 189 جزء 5 از زيد بن ثابت نقل كرده و طبراني در الكبير و حاكم در مستدرك جزء 3 ص 148 و ذهبي در تلخيص مستدرك نقل كرده وتصريح كرده كه اين حديث طبق شرط شيخين صحيح است.)

33 - بريده نقل ميكند كه وقتي از يمن برگشتم عده اي از علي (عليه السلام) عيبجويي ميكردند، رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) عصباني شده و فرمودند: چرا عده اي از علي (عليه السلام) عيبجويي ميكنند؟ هر كس علي (عليه السلام) را عصباني كند مرا عصباني كرده و هر كس از علي (عليه السلام) جدا شود از من جدا شده است، علي (عليه السلام) از من و من از علي(عليه السلام) هستم، علي (عليه السلام) از سرشت من خلق شده و من از طبيعت ابراهيم بوجود آمده ام واز ابراهيم برتر هستم. ( ابن حُجر در الصواعق در مقصد 2 از مقاصيد آيه 14 باب 11 در ص 103 از طبراني نقل كرده است.)

43- رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) افراد نزديك خود را طبق امر خدا بمنزل عموي خود ابوطالب دعوت كرد، اين عده چهل نفر بودند، رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) به جمع فرمود: كداميك از شما با من همكاري مي كنيد، تا برادر و وصيّ و وليعهد من گردد. با اينكه علي (عليه السلام) كوچكتر از همه بود و با اينكه ديگران چيزي نگفتند، بپا خاست و عرض كرد: يا رسول الله (صلي الله عليه و‌آله وسلم) من همكار شما ميگردم آنگاه رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) گردن او را گرفت و فرمود: اين علي (عليه السلام) برادر و وصّي و وليعهد من در ميان شماست حرف او را بشنويد و از او اطاعت نمائيد. ( اين حديث در صحاح ستّه نقل شده، ابن اسحق، ابن جرير، ابن ابي حاتم، ابن مردويه، ابو نعيم، بيهقي در سنن و در دلائل ثعلبي و طبري در تفسير سوره شعراء و در دو تفسير بزرگ خود نقل كرده اند. طبري در ج 2 كتاب تاريخ الامم و الملوك ص 217 نقل كرده اند. ابن اثير در ج 2 كتاب كامل ص 22 – ابوالفداء در تاريخ خود ص 116 – امام ابو جعفر اسكافي معتزلي در كتاب نقص العثمانيه – ابن ابي الحديد مُعتزلي در شرح نهج البلاغه ج 3 ص 263 – حلبي در كتاب سيره ص 4 و در جزء اول ( در جمع الفؤاد – ابن قتيبه در عيون الاخبار – احمد بن عبدربه در عقدالفريد – عمر بن بحر الجاحظ در رسالة خود – امام ابي اسحق ثعلبي در تفسير خود – اين حديث را جُرجس انگليسي در كتاب مقاله  الاسلام نقل كرده اند – امام احمد بن حنبل در مُسند در صفحة 111 و ص 159 جزء اول – نسائي در خصائص العلويه ص 6 – حاكم در صحيح مُستدرك ص 132 – نجاري و مُسلم هر دو در صحيح خود نقل كرده اند.)

35 - رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) به علي (عليه السلام) فرمودند: تو پس از من وليّ تمام مؤمنين هستي. ( ابو داود طيالسي بنا بقول از الاستيعاب از ابن عباس نقل كرده اند  بُخاري و مُسلم در دو صحيح خود نقل كرده اند – ذهبي در الميزان توثيق او را از نسائي و دارقنطي و محمد بن سعد و ابي حاتم نقل كرده اند.)

36 - رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) عده اي را بجنگ سَريه فرستاد و علي (عليه السلام) را رئيس آنها قرار داد و علي (عليه السلام) پس از فتح از خمس كنيزي براي خود برداشت مردم اعتراض كردند و 4 نفر معاهده بستند كه شكايت علي (عليه السلام) را پيش رسول خدا ببرند، وقتيكه براي شكايت به حضور رسول خدا رسيدند، رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) از آنها روي گردانيد و غضبناك شد و فرمود: از علي (عليه السلام) چه ميخواهيد؟ علي (عليه السلام) از من و من از علي (عليه السلام) هستم و علي (عليه السلام) پس از من وليّ تمام مؤمنين است. ( امام نسائي در خصائص العلويه – امام احمد بن حنبل در مُسند ج 4 ص 438 – حاكم در مُستدرك ج 3 ص 111 – ذهبي در تلخيص المُستدرك – ابن شيبه، ابن جُرير، متقي هندي در كنز العُمّال ج 6 ص 400 – ترمذي بنقل ازعسقلاني درالاصابه درشرح حال علي (عليه السلام) با سند قوي نقل كرده، علامة معتزلي همگي نقل كرده اند.)

37 - رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: اي بريده علي (عليه السلام) را در پيش من مبغوض مكن علي (عليه السلام) از من و من از علي (عليه السلام) هستم و او پس از من ولي شماست. ( امام نسائي در خائص العلويه ص 17 نقل كرده است.)

38 - رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: من ولي هر كه باشم علي (عليه السلام) حتما ولي اوست. ( متقي هندي در كنز العمال ج 6 ص 398 )

39 - رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) فرمودند: اي وهب علي پس از من اولي (سزاوارتر به هر مطلب و اقدام) است در بين شماست.
( متقي هندي در كنز العمال ج 6 ص 396 حديث شماره 2579 نقل كرده است.)

40 - عمار ياسر از رسول خدا (صلي الله عليه و‌آله وسلم) نقل ميكند كه فرمودند: من به آنانكه از من فرمانبرداري ميكنند و به من اعتقاد دارند وصيت مي كنم كه ولايت علي بن ابيطالب (عليه السلام) را فراموش نكنند، هر كس او را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كس مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته است و هر كس علي (عليه السلام) را وليّ خود بداند مرا وليّ خود داشته و هر كس مرا وليّ خود بدارد خدا را وليّ خود داشته است و هر كس علي (عليه السلام) را دشمن بدارد مرا دشمن داشته و هر كه مرا دشمن دارد خدا را دشمن داشته است. ( طبراني در الكبير ـ ابن عساكر در تاريخ خود ـ متقي هندي در كنز العمال حديث 2571 ص 154 جزء 6 نقل كرده اند.)

 

 
  POWERED BY BLOGFA.COM