تبليغاتX
اثبات حقانیت امیرالمومنین - فضائل امیرالمومنین در قرآن (بخش دوم - چهل آیه)
 
اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله
 

بسم الله الرحمن الرحیم

1.   « الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ * الْحَقُّ مِن رَبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ » (بقره 146و147)

« كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم، او ( پيامبر) را همچون فرزندان خود مى‏شناسند; (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند! * اين (فرمان تغيير قبله) حكم حقى از طرف پروردگار توست، بنابراين، هرگز از ترديدكنندگان در آن مباش! »

از جابر نقل شده است كه گويد از امام باقر عليه السلام از روح پرسيدم فرمودند : اي جابر خداوند خلق را بر سه طبقه و سه درجه خلق كرد و اين همان كلام خدا در قرآن است كه « أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ » « وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ » « السَّابِقُونَ» .... پس اصحاب مشئمه ( شقاوتمندان ) يهود و نصاري هستند . خداوند مي فرمايد « الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ .... » آنها پيامبر را شناختند و وصي بعد از او را شناختند ولي آن را كتمان كردند آن را و حسادت بردند به آن ، پس روح ايمان از آنها گرفته شد و براي آنها سه روح قرار داده شد ، روح القوه ، روح الشهوة ‌و روح البدن ، سپس آنها به حيوانات اضافه شدند پس خداوند فرمود « آنها همچون چهارپايانند; بلكه گمراهتر » چون كه حيوانات با روح القوة حمل مي كنند و با روح الشهوة مي خورند و با روح البدن راه مي روند . ( و در واقع بين اين گروه كه ولايت را قبول نكردند و حيوانات فرقي نيست ) (كافي 2/281، تفسير صافي 3/109،بحار الانوار 66/179)

2.    ذيل آيه شريفه « فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعاً » « در نيكى‏ها و اعمال خير، بر يكديگر سبقت جوييد! هر جا باشيد، خداوند همه شما را حاضر مى‏كند » از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه فرمودند خيرات ، ولايت است . در تفاسير متعدد در مورد « أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعاً» آمده است كه آنها اصحاب قائم هستند كه سيصد و سيزده نفر هستند و خداوند آنها را در يك روز جمع مي كند ( براي مهيا شدن جهت قيام) ( كافي 8/313 ، تفسير صافي 1/200، بحار الانوار 52/288)

3.   « الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ * أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِن رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ » (بقره 156)

« آنها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند: «ما از آن خدائيم; و به سوى او بازمى‏گرديم!» * (اينها، همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده; و آنها هستند هدايت‏يافتگان! »

اين آيه در مورد اميرالمومنين است آن موقع كه رسول اكرم خبر شهادت حضرت حمزه را به او داد و حضرت علي فرمود « انا لله و انا اليه راجعون » و آن موقع اين آيه نازل شد . ( تفسير برهان 1/360 ، بحار الانوار ج41ص3 ، دلائل الصدق 2/312 ، تفسير نور الثقلين 1/120)

4.   در روايات متعدده در مورد آيه « إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى ..... » ( بقره 159) « كسانى كه دلايل روشن، و وسيله هدايتى را كه نازل كرده‏ايم، بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان نموديم، كتمان كنند، خدا آنها را لعنت مى‏كند; و همه لعن‏كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏كنند » آمده است كه منظور از بينات و هدي اميرالمومنين علي بن ابي طالب است .( تفسير عياشي 1/71، تفسير برهان 1/365، بحار الانوار 2/76)

5.   در برخي روايات هم آمده است كه منظور از « وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً لِلَّهِ » ( بقره 165) « آنها كه ايمان دارند، عشقشان به خدا، (از مشركان نسبت به معبودهاشان،) شديدتر است » آل محمد هستند .( تفسير عياشي 1/72، تفسير صافي 1/209، تفسير برهان 1/369، بحار الانوار 30/221)

6.   « إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً أُولئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ » (بقره174)

« كسانى كه كتمان مى‏كنند آنچه را خدا از كتاب نازل كرده، و آن را به بهاى كمى مى‏فروشند، آنها جز آتش چيزى نمى‏خورند; و خداوند، روز قيامت، با آنها سخن نمى‏گويد; و آنان را پاكيزه نمى‏كند; و براى آنها عذاب دردناكى است. »

در روايت است كه خداوند در اين آيه حالات كساني را بيان كرده است كه فضائل اهل بيت را كتمان كرده اند و آنها هستند كه در قيامت در باطن آنها آتش است و خداوند با آنها صحبت نمي كند و از گناهان پاكشان نمي كند . ( تفسير منسوب به امام حسن عسگري ص 586 ، بحار الانوار 7/213)

7.      « لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَومِ الآخِرِ وَالْمَلاَئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ ..... » (177) « نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روى خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد; (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغيير آن باشد; و همه وقت خود را مصروف آن سازيد;) بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز ، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده; و مال (خود) را، با همه علاقه‏اى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى‏كند; نماز را برپا مى‏دارد و زكات را مى‏پردازد; و (همچنين) كسانى كه به عهد خود -به هنگامى كه عهد بستند-وفا مى‏كنند; و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند; اينها كسانى هستند كه راست مى‏گويند; و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است;) و اينها هستند پرهيزكاران » در كتب اهل سنت آمده است كه اين آيه در مورد اميرالمومنين علي بن ابي طالب نازل شده است .( شواهد التنزيل 1/133، احقاق الحق 14/505)

8.      « يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللّهَ عَلَى‏ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » (بقره 185)

« خداوند، راحتى شما را مى‏خواهد، نه زحمت شما را! هدف اين است كه اين روزها را تكميل كنيد; و خدا را بر اينكه شما را هدايت كرده، بزرگ بشمريد; باشد كه شكرگزارى كنيد »

در تفاسير متعدد از ائمه رسيده است كه مقصود از يسر ( آرامش ) اميرالمومنين علي بن ابي طالب است . همچنين منظور از تكبير در « وَلِتُكَبِّرُوا اللّهَ عَلَى‏ مَا هَدَاكُمْ » تعظيم خدا و منظور از هدايت ولايت است .( تفسير برهان 1/394، بحار الانوار 24/143، تفسير نور الثقلين 1/170)

9.       «لَيْسَ الْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرِّ مَنِ اتَّقَى‏ وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِن أَبْوَابِهِا.... » (بقره 189)

« كار نيك، آن نيست كه از پشت خانه‏ها وارد شويد; بلكه نيكى اين است كه پرهيزگار باشيد! و از در خانه‏ها وارد شويد و تقوا پيشه كنيد، تا رستگار گرديد »

اميرالمومنين پيرامون اين آيه فرمود ما خانه هايي هستيم كه خداوند فرمود از در خانه هاي وارد شويد و ما باب الله و خانه خدا هستيم كه بايد از آن وارد شد پس كسي كه اين كار را انجام دهد و به ولايت ما ايمان بياورد پس او از در خانه وارد شده است .( تفسير فرات كوفي 1/142، احتجاج 1/227، بحار الانوار 8/336)

10. از امام باقر در مورد سخن خداوند « وَلاَ تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» ( بقره 195) « خود را به دست خود، به هلاكت نيفكنيد » فرمود از ولايت ما دور نشويد كه در دنيا و آخرت هلاك مي شويد . ( مناقب آل ابي طالب 3/207، بحار الانوار 39/263)

11. « وَمِنْهُمْ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» (بقره 201) « و بعضى مى‏گويند: «پروردگارا! به ما در دنيا نيكي عطا كن! و در آخرت نيز نيكي مرحمت فرما! و ما را از عذاب آتش نگاه دار!»

از ابن عباس در مورد اين آيه نقل شده است كه گفت حسنه دنيا وارد شدن در ولايت و حسنه آخرت بهشت است .( شرح الاخبار 1/233)

12. « وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ » ( بقره ايه 207 )

 « بعضي از مردم از جان خود براي رضاي خدا ميگذرند و خدا دوستدار چنين بندگانيست . »

مفسر معروف اهل سنت آقاي ثعلبي مي گويد كه هنگامي كه پيغمبر اسلام تصميم گرفتند كه مهاجرت كنند از مكه به مدينه حضرت علي را براي اداي دينهاي خودشان و تحويل دادن امانتهايي كه پيش خودشان بود به جاي خويش قرار دادند . شبي كه حضرت مي خواستند از مكه خارج شوند مشركان اطراف خانه حضرت به كمين نشسته بودند حدود چهل نفر از مردان قوي و نيرومند از قبيله هاي مختلف ، به همين خاطر حضرت دستور دادند كه حضرت علي درجاي ايشان بخوابند و پارچه سبز رنگي مخصوص پيامبر بود را روي خود بكشند . در همين جا بود كه از پروردگار عالم به جبرئيل و ميكايل خطاب رسيد كه من در ميان شما برادري قرار دادم و عمر يكي از شما قطعا از عمر ديگري بيشتر است ، كدام يك حاضريد آن اضافي عمرتان را كه نميدانيد به ديگر ببخشيد ،‌ عرض كردند امر است يا اختيار ، خطاب رسيد امري نيست مختاريد ، هيچ كدام حاضر نشدند به اختيار خود زياده عمر خود را به ديگر ببخشد و آنگاه خطاب رسيد كه من ميان علي و پيامبر برادري قرارد دادم پس علي زندگاني خود را فداي زندگاني پيغمبر نمود.

وقتي جبرئيل بالاي سر و ميكاييل پايين پاي علي (ع) نشسته بودند جبرئيل مي گفت به به آفرين به تو اي علي خدا به وسيله تو بر فرشتگان مباهات مي كند در همين هنگام آيه بالا نازل شد و آن شب تاريخي ليله المبيت ناميده شد . ( ينابيع الموده ص 92 ،‌ تفسير نور الثقلين 1/171 ،‌ مسند احمد بن حنبل 1/221 ،‌ شواهد التنزيل 1/96 ، كفاية الطالب 3/239 مستدرک الصحیحین، 3/132، تاریخ دمشق، 1/138، تفسیر فخر رازی ، تفسیر طبری ، تفسیر قرطبی3/21، احیاء علوم الدین، 3/238 )

13. « يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيَطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ »  ( بقره 208)

« اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد همگى به اطاعت خدا در آييد و از گامهاى شيطان، پيروى نكنيد; كه او دشمن آشكار شماست »

در بسياري از تفاسير و روايات آمده است كه منظور از وارد شدن در سلم و در اطاعت خدا يعني وارد شدن در ولايت امير المومنين و اهل بيت .امام صادق پس از بيان اين تفسير فرمودند به خدا سوگند مقصود از خطوات الشيطان ولايت ابوبكر و عمر است . ( از جمله تفسير عياشي 1/102 ح297، تفسير برهان 1/446 ،‌ ينابيع الموده ص 332 ، الامالي 1/306 ،‌ مناقب ابن شهر آشوب 3/96 )

14. « حافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاَةِ الْوُسْطَى‏ وَقُومُوا لِلّهِ قَانِتِينَ » (بقره 238)

« در انجام همه نمازها، (به خصوص) نماز وسطى ( نماز ظهر) كوشا باشيد! و از روى خضوع و اطاعت، براى خدا بپاخيزيد!»

از امام صادق روايت شده است كه فرمود : نماز ، رسول الله و اميرالمومنين و فاطمه و حسن و حسين هستند و نماز وسط اميرالمومنين است .( تفسير عياشي 1/128، تفسير برهان 1/498، بحار الانوار 24/302)

15. درمورد آيه « مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ » (بقره 255) « كيست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند‌» از امام صادق روايت شده است كه فرمود ما آن شفيعان هستيم .‌( تفسير برهان 1/516، بحار الانوار 8/41)

16. « لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى‏ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ » ( بقره 256)

« در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابر اين، كسى كه به طاغوت ( بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست. »

در احاديث متعدد آمده است كه منظور از دستگيره ي الهي كه امر شده است كه به آن متمسك شويم ولايت و مودت اميرالمومنين و اهل بيت است . ( تفسير نور الثقلين 1/263، بحار الانوار 24/84 )

17. « اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ » ( بقره 257)« خداوند، ولى و سرپرست كسانى است كه ايمان آورده‏اند; آنها را از ظلمتها ، به سوى نور بيرون مى‏برد »

امام باقر و امام صادق ذيل اين آيه فرموده اند نور ولايت اميرالمومنين و اهل بيت است و ظلمات دشمنان اهل بيت هستند .( تفسير برهان 1/525، تفسير عياشي 1/138، بحارالانوار 23/310)

18. .از امام باقر نقل شده كه فرمود : گفتار خداوند«وَ مَثَلُ الَّذينَ يُنفِقونَ اَموالَهُمُ ابتِغاءَ مَرضاتِ الله» ( مثل كساني كه اموال خود را براي رضاي خدا انفاق مي كنند ) در شان علي نازل شده است . (بقره 265 ) ( تفسير نور الثقلين 1/284 ، تفسير عياشي1/148 ، شواهد التنزيل 1/104 )

19. « يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُوا الْأَلْبَابِ »  (بقره 269 )  

« (خدا) دانش و حكمت را به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى‏دهد; و به هر كس دانش داده شود، خير فراوانى داده شده است. و جز خردمندان، (اين حقايق را درك نمى‏كنند، و) متذكر نمى‏گردند. »

در تفسير علي بن ابراهيم قمي آمده است كه خير كثير معرفت امير المومنين و امامان بعد از آن حضرت هستند . (‌ و نيز در تفسير نور الثقلين 1/238 هم اينگونه آمده است )

20. « الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ » ( بقره آيه 274 )

« آنان كه اموالشان را در شب و روز ، پنهان و اشكار انفاق مي كنند اجرشان پيش خداست و نه ترسي دارند و نه غمگين مي شوند . »

حضرت علي چهار درهم نقره داشتند يكي را در شب ، يكي را در روز دادند ، يكي را مخفيانه و ديگري را جلوي چشم مردم. اين آيه به ما مي گويد كه در هر صورتي انفاق ممكن است . (اول گفته شب بعد روز ، مخفيانه و بعد آشكارا . )

خوارزمى و ثعلبى و مالكى و ابو نعيم و ديگران از ابن عباس نقل كرده‏اند كه على عليه السلام چهار درهم داشت يكى را شب (در راه خدا) صدقه داد و يكى را روز و يكى را پنهانى و يكى را آشكارا آنگاه اين آيه در باره او نازل گرديد (مناقب ابن مغازلى ص 280 ،‌ ذخائر العقبى ص 88 و نيز در تفسير مجمع البيان و صافي و نور الثقلين و تفسير رازي و تفسير كشاف و معالم التنزيل و صواعق هم اينگونه آمده است.)

21. « وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » ( آل عمران 7 )

از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمودند ما راسخون في العلم هستيم و ما تاويل آن را مي دانيم و در روايتي ديگر از ايشان آمده است كه راسخون في العلم علي بن ابي طالب و ائمه بعد از ايشان هستند .

22. « ُولُوا الْعِلْمِ قَائِماً بِالْقِسْطِ » ( آل عمران آيه 18 )

« صاحبان علم گواهي دارند به عدالت »

امام صادق در تفسير اين‌آيه شريفه فرمود قسط يعني عدل كه خداوند متعال توسط اميرمومنان علي آن را اقامه فرموده كه آن حضرت در ميان مردم عدل و داد نمايد تا حق را ميان مردم و خداي متعال اقامه نمايد ، اگر مردم از آن حضرت پيروي نموده و فرمان برند هدايت خواهند شد . ( تفسير عياشي 1/165 ، بحار الانوار 23 / 204)

23. امام باقر درباره آيه «اِنَّ الدّينَ عِندَ الله الِاسلام» فرمود اسلام تسليم شدن در برابر ولايت علي است .(‌‌ آل عمران 19 ) ( بحار الانوار 35/341)

 

24. « فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِمَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ  » ( سوره آل عمران ايه 61)

اين آيه و آيات قبل از آن هنگامي نازل شد كه گروهي از مسيحيان نجران به همراه عده اي ديگر خدمت پيامبر (ص) رسيدند و گفتند آيا هرگز ديده شده كه فرزندي بدون پدر متولد شد كه در همين هنگام اين آيه نازل شد « ان مثل عيسي عند الله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون » و جواب آنان را داد كه حضرت آدم بدون پدر و مادر بود ولي حضرت عيسي فقط پدر نداشتند . بعد از اين جواب پيامبر آنها را به مباهله دعوت كردند اما آنها تا فرداي آن روز از حضرت مهلت خواستند ودر اين فرصت به بزرگان و شخصيتهاي نجران رجوع كردند ،‌ اسقف بزرگ آنها گفت شما فردا به محمد نگاه كنيد اگر با فرزندان و خانواده اش براي مباهله آمد از مباهله با او بترسيد ولي اگر با يارانش آمد با او مباهله كنيد . ( مباهله يعني اينكه دو نفر به همديگر نفرين كنند كه خدا دروغگو را رسوا كند و همانجا مجازات شود . )

فرداي همان روز پيامبر در حالي كه دست حضرت علي را گرفته بود و همراه حسنين و حضرت فاطمه بودند براي مباهله آمدند و مسيحيان وقتي اين صحنه را ديدند به پيامبر گفتند اي اباالقاسم ما با تو مباهله نمي كنيم بلكه مصالحه مي كنيم . 

كه در آن هنگام آيه بالا نازل شد كه در آن امير المومنين را به منزله نفس پيامبر تلقي كرده است ( و انفسنا )

«‌و هر كس با تو در مقام مجادله برآيد درباره عيسي بعد از آنكه به وحي خدا به احوال او آگاهي يافتي بگو بياييد ما و شما با فرزندان و زنان و كسانيكه به منزله نفس ما هستند با هم به مباهله برخيزيم ( يعني در حق هم نفرين كرده ) تا دروغگويان و كافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار كنيم » احدي ادعا ننموده كه در موقع مباهله كساني غير از علي ابن ابي طالب و حسن و حسين و حضرت فاطمه با پيامبر بوده باشند . پس چنين استفاده مي شود كه مراد از انفسنا علي ابن ابي طالب است ( نفس پيغمبر است ) مراد از نسائنا فاطمه زهرا است و مراد از ابنائنا حسن و حسن هستند كه خداوند آن را پسران رسول خود خوانده است . ( صحيح مسلم 15/175 ، مسند احمد بن حنبل 1/185 ، مستدرك حاكم 3/150 ، اسد الغابه 4/26 ، شواهد التنزيل 1/120 ، تفسير ابن كثير 1/371 ، صحيح ترمذي 2/300 ،‌ مناقب ابن مغازلى ص 263و كفاية الخصام ص 309و فصول المهمه ص 8 ، تفسير طبري 3/192، در المنثور 4/38 ، اسباب النزول ض 74 ،‌ ينابيع الموده ص 244 ،‌ نور الابصار ض 101 ، ذخائر العقبي ص25 ، كفايه الطالب ص 54 ، دلائل النبوه ص 297 ، معالم التنزيل 1/302 ،‌ تذكره ابن جوزي ص17 ، تفسير خازن 1/302 ، البدايه و النهايه 5/52 ، الرياض النضره ص 188 ، معارج النبوه 1/315 ،‌تاريخ الخلفا ص 115 ،‌ المناقب المرتضويه ص 44 ، تفسير روح المعاني 3/167 ، صحيح ترمذي 5/634 ،‌ سنن بيهقي 9/288

همچنين شواهد التنزيل حاكم حسكاني جلد يك ، مستدرك علي الصحيحين حاكم نيشابوري جلد سه ، اسباب النزول نيشابوري ، صحيح مسلم جلد چهار ص 1883 ، سنن ترمذي جلد چهار ص 293 ، و جلد پنج ، مسند احمد بن حنبل جلد سه ص 97، تفسير طبري جلد سه ، تفسير كشاف زمخشري جلد يك ، تفسير ابن كثير جلد يك ، تفسير قرطبي جلد چهار ص 104 ، تفسير كبير فخر رازي جلد هشت ، جامع الاصول ابن اثير جلد نه ، شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد جلد شانزده ،‌احكام القرآن ابن عربي جلد يك ص 275 ، تفسير در المنثور جلال الدين سيوطي جلد دو ص 38 ، صواعق المحرقه ابن حجر مكي ص 72 ، تاريخ الخلفا سيوطي ص 169، مناقب خوارزمي ص 60، الاصابه ابن حجر عسقلاني ص 110، البدايه و النهايه ابن كثير جلد پنج ص 54 ، ينابيع الموده ص 9و44و51 و ..... . )

25. « وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ » ( آل عمران 81 )

« و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خداوند، از پيامبران (و پيروان آنها)،پيمان مؤكد گرفت، كه هرگاه كتاب و دانش به شما دادم، سپس پيامبرى به سوى شما آمد كه آنچه را با شماست تصديق مى‏كند، به او ايمان بياوريد و او را يارى كنيد! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آيا به اين موضوع، اقرار داريد؟ و بر آن، پيمان مؤكد بستيد؟»

از امام صادق در مورد اين آيه نقل شده است كه فرمودند : كه « به او ايمان بياوريد » يعني به رسول خدا ايمان بياوريد و « او را ياري كنيد » يعني وصي و جانشينش امير مومنان علي را ياري كنيد .

سپس فرمود : خداوند هيچ پيامبر و رسولي را مبعوث نفرموده جز آنكه از او به نوبت حضرت محمد و امامت حضرت علي پيمان گرفت . ( تاويل الآيات 1/116)

26. « وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَكُنْتُمْ عَلَى‏ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُم مِنْهَا كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ » (آل عمران 103)

« و همگى به ريسمان خدا ( قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت)، چنگ زنيد ، و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركت نعمت او، برادر شديد! و شما بر لب حفره‏اى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد; اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‏سازد; شايد پذيراى هدايت شويد »

صاحب كتاب مناقب الفاخرة از عبد الله بن عباس روايت كرده است كه ما در خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم عربى آمد و عرض كرد يا رسول الله شنيدم كه ميفرمودى اعتصموا بحبل الله حبل خدا كدام است كه باو تمسك جوئيم؟رسول خدا صلى الله عليه و آله دست خود را بر دست على عليه السلام زد و فرمود باين شخص تمسك جوئيد كه اين حبل المتين است (كفاية الخصام ص 343 ، نهج السعاده 7/201)

نيز از امام كاظم ( ص) هم روايت شده است كه حبل الله المتين علي بن ابي طالب است .

27. « أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ » (آل عمران 162)

« آيا كسى كه از رضاى خدا پيروى كرده، همانند كسى است كه به خشم و غضب خدا بازگشته؟! و جايگاه او جهنم، و پايان كار او بسيار بد است »

از امام صادق روايت شده است كه فرمود : مقصود از " الذين اتبعوا رضوان الله " امامان هستند . سپس فرمود به خدا سوگند آنها درجات مومنين نزد خداوند هستند و به واسطه ولايت و معرفت ما اعمال مومنين دو چندان مي شود و خداوند درجات عالي به آنها عطا مي فرمايد »

 

28. « الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِمَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ  * الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ * فانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُؤءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ » ( آل عمران آيه 172 ـ 174)

« آنها كه دعوت خدا و پيامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتى كه به ايشان رسيد، اجابت كردند; (و هنوز زخمهاى ميدان احد التيام نيافته بود، به سوى ميدان «حمرار الاسد» حركت نمودند;) براى كسانى از آنها، كه نيكى كردند و تقوا پيش گرفتند، پاداش بزرگى است. * اينها كسانى بودند كه (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: «مردم ( لشكر دشمن ) براى (حمله به) شما اجتماع كرده‏اند; از آنها بترسيد!» اما اين سخن، بر ايمانشان افزود; و گفتند: «خدا ما را كافى است; و او بهترين حامى ماست.» * به همين جهت، آنها (از اين ميدان،) با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند; در حالى كه هيچ ناراحتى به آنان نرسيد; و از رضاى خدا، پيروى كردند; و خداوند داراى فضل و بخشش بزرگى است. »

در تفسير علي بن ابراهيم قمي و تفسير عياشي و تفسير صافي آمده است كه اين داستان در مورد جنگ احد است ، آنگاه كه همه فرار كردند و فقط اميرالمومنين با پيامبر مانده بود كه بعد از مدتي چند نفر ديگر هم آمدند و به آن حضرت پيوستند و از پيامبر دفاع كردند. و پس از جنگ هم با اينكه اميرالمومنين جراحات سنگيني برداشته بودند ولي باز هم سخن پيامبر را گوش دادند همان طور كه در آيه آمده است . ( نيز در شواهد التنزيل 1/132 هم آمده است )

29. « الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى‏ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلاً..................... فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُم مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى‏ بَعْضُكُم مِن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُم سَيِّآتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَاباً مِنْ عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ » (‌آل عمران آيات 191 تا 195 )  

« همانها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته، و آنگاه كه بر پهلو خوابيده‏اند، ياد مى‏كنند; و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مى‏انديشند; (و مى‏گويند:) بار الها! اينها را بيهوده نيافريده‏اى! منزهى تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار ..................... خداوند، درخواست آنها را پذيرفت; (و فرمود:) من عمل هيچ عمل‏كننده‏اى از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم كرد; شما همنوعيد، و از جنس يكديگر! آنها كه در راه خدا هجرت كردند، و از خانه‏هاى خود بيرون رانده شدند و در راه من آزار ديدند، و جنگ كردند و كشته شدند، بيقين گناهانشان را مى‏بخشم; و آنها را در باغهاى بهشتى، كه از زير درختانش نهرها جارى است، وارد مى‏كنم. اين پاداشى است از طرف خداوند; و بهترين پاداشها نزد پروردگار است. »

در كتاب امالي شيخ الطائفه از ابن ابي رافع و پدر عبيده نقل شده است كه گويند : بعد از هجرت رسول خدا از مكه به طرف مدينه علي نيز بعد از اداي امانات و انجام سفارشات پيامبر زنهاي هاشميه را كه فواطم ناميده شده اند حركت داد و براي رسيدن به رسول خدا به طرف مدينه هجرت نمود و در بين راه با عده اي از سواران دشمن روبه رو شد و يك تنه با شمشير آنها را از خود دور نمود و با سرافرازي به طرف مدينه هجرت نمود تا اينكه به ضجنان رسيد و در آنجا يك شبانه روز ماند و عده اي از ضعفاي مومنين به او ملحق شدند . پس اميرالمومنين و همراهان او كه بين آنها فاطمه زهرا و فاطمه بنت اسد مادر اميرالمومنين و فاطمه بنت زبير نيز بودند همگي در آن شب نماز خواندند و تا طلوع فجر به نماز و دعا و ركوع و سجود مشغول بودند . چون نماز صبح را خواندند به راه خود ادامه دادند و به ذكرخداوند مشغول بودند تا به مدينه رسيدند و اين آيه در شان آنها نازل شد .

سپس اضافه مي كند مقصود از « من ذكر » علي و منظور از « انثي » فاطمه و از « بعضكم من بعض » علي و فاطمه و يا علي و فواطم مي باشد . ( امالي ص 295‌، تفسير نور الثقلين 1/351 )

30. « أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى‏ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُلْكاً عَظِيماً » (نساء54)

« يا اينكه نسبت به مردم ( پيامبر و خاندانش)، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مى‏ورزند؟ ما به آل ابراهيم، (كه يهود از خاندان او هستند نيز،) كتاب و حكمت داديم; و حكومت عظيمى در اختيار آنها ( پيامبران بنى اسرائيل) قرار داديم. »

درتفسير اين آيه از امام صادق نقل شده است كه فرمود منظور از ناس كه مورد حسد واقع شده اند ماييم و در جاي ديگر از امام صادق نقل شد كه ايشان فرمود « ماييم كساني كه خدا اطاعت از ما را بر مردم واجب نموده و انفال و اموال زبده را بر ما واجب نموده و ماييم راسخون درعلم و ماييم مورد رشك و حسد مردم كه خداوند فرمود أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ » ( تفسير نور الثقلين ، كافي 1/206 ، شواهد التنزيل 1/144 ، بحار الانوار 23/286 )

31. « إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى‏ أَهْلِهَا » ( نساء 58 )

« خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانتها را به صاحبانش بدهيد »

ابوبصير مي گويد از امام صادق راجع به اين آيه پرسيدم حضرت فرمودند : سوگند به خدا ( امانت )‌ همان ولايت امير مومنان علي است و همان است كه پيمان گرفته شده از مردم كه با او و امامان ديگر از فرزندان او بيعت نمايند . ( بحار الانوار 23/276 )

32. « يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » (نساء آيه 59)

اين آيه درباره جانشينان پيامبر و واجب الاطاعه بودن آنها بحث مي كند . مفسران شيعه بر اين اعتقاد هستند كه منظور از اولي الامر امامان معصوم ما هستند كه رهبري مادي و معنوي مردم را به عهده دارند و نيز شامل كساني مي شوند كه امامان معصوم تعيين مي كند . نقل است كه روزي مردي پيش حضرت علي آمد و پرسيد كوچكترين و كمترين چيزي كه انسان با آن جز گمراهان و يا كافران مي شود چيست . حضرت فرمود اين است كه حجت و نماينده و شاهد و گواه خدا را كه اطاعت از او لازم است نشناسد . مرد گفت آنها را معرفي كنيد كه چه كساني هستند فرمود همانها كه خداوند اطاعت از آنها را بعد از اطاعت خودش و هم رديف با اطاعت پيغمبر قرار داده است . گفت روشن تر بگوييد فرمود كساني كه پيامبر در خطبه روزآخر عمرش و موارد مختلف به آن اشاره كردند و فرمودند در ميان شما دو چيز گرانبها به يادگار مي گذارم اگر دست به دامان آنها بزنيد هرگز گمراه نمي شويد كتاب خدا و اهل بيتم .

شيخ سليمان بلخي و ديگران نوشته اند كه اين آيه در مورد اميرالمومنين آمده است و منظور از اولي الامر ائمه هستند.  (ينابيع المودة ص 114، شواهد التنزيل جلد 1 ص 149 ، غاية المرام باب 58 و نيز در كتب كافي 1/187 و تفسير عياشي هم اين تفسير آمده است كه اولي الامر ائمه هستند )

البته بعضي گفته اند كه هر حاكمي كه بر مردم حكومت بكند واجب الاطاعه است كه با اسلام مخالف است كه هر حاكمي با خدا وپيغمبر يكي باشد . بعضي گفته اندنمايندگان مردم از طبقات مختلف و علما و حكام در تمام شئون زندگي به شرط اينكه خلاف مقررات اسلام نباشد كه اين هم درست نيست چون در آيه شرط نداشته كه مخالف يا موافق باشند يا نباشند يا يك گروه باشند . بعضي گفته اند علما ودانشمندان كه عادل باشند كه همان اطاعت خداو پيامبر هست اگر در عدالت ساقط بشوند و گناه كنند ديگر حرف آنها ارزش ندارد چون معصوم نيستند كه گناه نكنند . وبعضي هم گفته اند كه خلفاي چهار گانه كه اين طوري ديگر در زمان ما ديگر اولوالامر نداريم كه از او اطاعت كنيم .

اهل سنت هر رئيس و زعيمى را كه نسبت بمسلمين رياست داشته باشد اولوـالامر گويند و اطاعت او را بموجب اين آيه واجب ميدانند ولى اين قول به هيچ وجه صحيح نمي باشد زيرا در اين صورت بايد اطاعت معاويه و يزيد و عبد الملك و متوكل عباسى و امثال آنها كه ستمگر و فاسق بودند بر مردم واجب باشد در صورتيكه آيات ديگرى هست كه خداوند از اطاعت چنين اشخاصى نهى فرموده است چنانكه فرمايد:« و لا تطيعوا امر المسرفين،الذين يفسدون فى الارض و لا يصلحون» ( شعرا آيه 151و152)

(امر اسراف كنندگان را كه در روى زمين فساد نموده و اصلاح نميكنند اطاعت نكنيد) بنا بر اين اطاعت آن اولوا الامرى واجب است كه پاك و معصوم بوده و دستورات وى همان اوامر و نواهى خدا و پيغمبر باشد و چنين كسانى جز على (ع) و يازده فرزندش‏كه جانشينان پيغمبر اكرم‏اند كس ديگرى نميباشد چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:انا و على و الحسن و الحسين و تسعة من ولد الحسين مطهرون معصومون ( ينابيع الموده )

يعنى من و على و حسن و حسين و نه تن از فرزندان حسين پاك و معصوم هستيم.

همچنين در شواهد التنزيل آمده است كه مقصود از اولي الامر علي بن ابي طالب است كه خداوند ولايت او را در زمان رسول خدا بر مردم واجب نمود و رسول خدا او را در مدينه جانشين خود قرار داد و مردم را مامور به اطاعت از او نمود .( آن هنگامي كه پيامبر مي خواستند به جنگ تبوك بروند و براي جلوگيري از فتنه منافقين درمدينه اميرالمومنين را در مدينه جانشين خود قراردادند . )

33. « وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً » (نساء 69)

« و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، (در روز رستاخيز،) همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده; از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان; و آنها رفيقهاى خوبى هستند! »

در كتاب شواهد التنزيل از حذيفه نقل شده است كه گويد روزي خدمت رسول خدا رسيدم و اين‌ آيه بر ايشان نازل شده بود و چون براي من قرائت نمود به آن حضرت گفتم فداي شما شوم بگوييد مقصود از اين چه كساني هستند كه خداوند به آنها مهربان است ؟ رسول خدا فرمود « من از پيامبراني هستم كه خداوند آنها را گرامي داشته و من قبل از آنها به نبوت و پيامبري رسيدم و آخر آنها مبعوث شدم و علي از صديقين است ، او قبل از ديگران مرا به پيامبري تصديق كرد و حمزه و جعفر از شهدا هستند و حسن و حسين كه آقاي جوانان اهل بهشتند از صالحين هستند و منظور از حسن اولئك رفيقا حضرت مهدي است در زمان خودش . ( البته در روايتي ديگر آمده است كه منظور از صالحين فاطمه و فرزندان او حسن و حسين هستند ) » (‌ شواهد التنزيل 1/155 ، مدينه المعاجز 3/419 و مصابيح الانوار )

34. « وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى‏ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلاً » ( نساء 83)

« و هنگامى كه خبرى از پيروزى يا شكست به آنها برسد، (بدون تحقيق،) آن را شايع مى‏سازند; در حالى كه اگر آن را به پيامبر و پيشوايان -كه قدرت تشخيص كافى دارند- بازگردانند، از ريشه‏هاى مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده كمى، همگى از شيطان پيروى مى‏كرديد (و گمراه مى‏شديد). »

در تفسير عياشي از امام كاظم نقل شده است كه فرمود مقصود از رحمت رسول خدا و مقصود از فضل خدا علي بن ابي طالب است . و در همين كتاب و در تفسير جوامع آمده است كه منظور از اولي الامر ائمه هستند .

و در تفسير مجمع البيان آمده است كه امام باقر فرمودند منظور ائمه اطهار عليهم السلام هستند . نيز امام رضا (ع) هم فرمودند كه يعني آل محمد كه قرآن را مي شناسند و حلال و حرام را مي دانند و آنها حجت خدا بر خلق هستند .

35. . « وَإِن مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً » (نساء 159)

« و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر اينكه پيش از مرگش به او ايمان مى‏آورد; و روز قيامت، بر آنها گواه خواهد بود. »

در تفسير عياشي از امام باقر روايت شده است كه در تفسير اين‌آيه فرمود « احدي از اولين و آخرين نبوده و نخواهد بود جز آنكه وقت مرگ رسول خدا و اميرالمومنين را خواهد ديد. » و در تفسير جوامع نيز از امام صادق و امام باقر نقل شده است كه فرمود « حرام است بر هر روحي كه از بدن جدا شود مگر آنكه محمد و علي را مشاهده كند » ( نيز در تفسير نور الثقلين 1/473 و در كتاب امالي ص 628 هم اين تفسير آمده است )

36. . « لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِن قَبْلِكَ » ( نساء 162 )

امير المومنين فرمودند ، بدان راسخان در علم كساني هستند كه خداوند آنها را با اقرار اجمالي به تمام آنچه از آنها پوشيده است و تفسير آن را نمي دانند از فرو رفتن در اسرار نهاني بي نياز ساخته است .

37. « يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِن رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً » (نساء 174)

« اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد; و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم. »

در تفسير مجمع البيان از امام صادق نقل شده كه فرمود « مقصود از نور ولايت علي بن ابي طالب است »

و در تفسير عياشي از امام صادق نقل شده است كه فرمود « مقصود از برهان محمد است و مقصود از نور و صراط مستقيم علي مي باشد » ( تفسير عياشي 1/269 ، كافي 1/417 )

38. « وَمَن يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ » ( مائده 5)

« و هر كس آنچه را كه بايد ايمان بياورد انكار كند اعمال او تباه مي گردد »

ابوحمزه ثمالي مي گويد از مولايم امام باقر شنيدم كه فرمود مقصود از ايمان علي بن ابي طالب است . (‌ القطره 2/271)

39. « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » (مائده 35)

« اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‏اى براى تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد! »

درتفسير علي بن ابراهيم قمي آمده است كه مقصود از " وابتغو اليه الوسيله " تقرب جستن به خداوند به وسيله امام است . (‌ همچنين در كتاب عيون 2/58 نيز اين تفسير آمده است )

40. « وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ » ( مائده 64‌)

« و يهود گفتند: «دست خدا (با زنجير) بسته است.» دستهايشان بسته باد! و بخاطر اين سخن، از رحمت (الهى) دور شوند! بلكه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است »

امام سجاد در تفسير اين‌آيه فرمودند « يعني همانا دستان مبارك حضرت محمد و علي در انجام حق الهي باز است و به سوي خداي متعال دعوت مي كنند و امر به معروف و نهي از منكر مي نمايند .» ( القطره 2/261 )

 
  POWERED BY BLOGFA.COM