تبليغاتX
اثبات حقانیت امیرالمومنین - فضائل امیرالمومنین در قرآن (بخش سوم - چهل آیه)
 
اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله
 

بسم الله الرحمن الرحیم

1.   « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لاَئِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ » (مائده 54)

« اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر كس از شما، از آيين خود بازگردد، (به خدا زيانى نمى‏رساند; خداوند جمعيتى را مى‏آورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند; آنها در راه خدا جهاد مى‏كنند، و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند. اين، فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شايسته ببيند) مى‏دهد; و (فضل) خدا وسيع، و خداوند داناست. » 

صاحب تفسير مجمع البيان مي گويد رسول الله اين صفات را درباره علي در جنگ خيبر بيان فرمود آن هنگامي كه ابوبكر و عمر رفتند وشكست خوردند و فرار كردند و رسول خدا هم فرمود « فردا پرچم را به دست كسي مي دهم كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند و او رزم آور شجاعي است كه هرگز فرار نمي كند تا اينكه خداوند او را به پيروزي مي رساند » و وقتي فردا شد پرچم را به دست اميرالمومنين داد . (‌ همچنين اين تفسير در كتب اهل سنت مثل مناقب ص 160 ، تفسير فخر رازي 6/143 ، الاكليل ص 169 ،‌ ابن بطريق در كتاب عمده ص 219 نيز آمده است . البته ابو محمد همداني در كتاب الاكليل گفته است كه يحبهم و يحبونه هم در مورد اميرالمومنين است چون جملات بعد از آن به اتفاق مفسران در مورد اوست . )

2.      « إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ » (مائده 55)

« سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند; همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند. »

به اتفاق شيعه وسني اين آيه در مورد امير المومنين علي آمده است .( كفاية الطالب ص 250 مناقب خوارزمى ص 178 تفسير طبرى جلد 6 ص 165، جواهر الحسان ثعالبي 1/471 ، شواهد التنزيل 1/161 ، تفسير قرطبي 6/221 ، در كتاب كافي ص 288 ، خصال در احتجاج اميرالمومنين با ابوبكر و در همين كتاب ص 58 ،‌ امالي شيخ صدوق و بحار الانوار 35/183 ،‌ تفسير صافي فيض كاشاني ، مختصر مجمع البيان ، در المنثور سيوطي 2/293 ، تفسير فخر رازي 2/618 ، تفسير زمخشري 1/154 ، تفسير بيضاوي ص 154، غرائب القرآن 2/82 ، مجمع البيان طبرسي 6/156، كنز العمال 6/193  و كتب ديگر. )

ابوذر نقل مي كند كه روزي با رسول خدا در مسجد نماز مي خواندم كه گدايي وارد مسجد شد واز مردم تقاضاي كمك كد ولي كسي چيزي به او نداد . گدا دست خودش را به آسمان برد و گفت خدايا تو شاهد باش كه من در مسجد رسول تو از مردم كمك خواستم اما كسي اهميت نداد . در همين موقع امير المومنين كه در ركوع بودند با انگشت كوچك دست راستشان اشاره كردند و گدا نزديك شد و انگشتر را از دست حضرت بيرون آوردند .

بعد از اين قضيه پيامبر سرشان را به آسمان بردند وگفتند خدايا برادرم موسي از تو تقاضا كرد كه روح او را وسيع كني و كارها را براي او آسان كني و گره از زبان او بگشايي تا مردم گفتارش را درك كنند وهارون راكه برادرش بود وزير و ياورش قرار بدي . خداوندا من محمد پيامبر و برگزيده توام سينه من را گشاده كن و كارها را بر من آسان كن و از خاندانم علي را وزير من قرار ده تا به وسيله او پشتم قوي و محكم شود . ابوذر مي كند كه هنوز دعاي پيامبر تمام نشده بود كه جبرئيل نازل شد و اين آيه را نازل كرد .

البته برخي از كم خردان اشكال مي گيرند كه چرا جمع آمده است . علاوه بر اينكه در كتب بسياري از اهل سنت اين ماجراها آمده است ولي باز هم ميگويم كه در بسياري از آيات براي احترام جمع آمده است از جمله نساءنا و نساءكم ( آل عمران 61 )‌ كه اين آيه هم مي گويد كه علي نفس پيامبر است و در اينجا خدا به پيامبر مي گويد بگو زنان ما و زنان شما و فرزندان ما و نفسهاي ما در حالي كه پيامبر يك نفر است . و نيز در سوره يوسف كه خدا مي گويد و نحن نقص عليك احسن القصص در نيز در سوره حجر كه مي گويد انا نحن نزلنا الذكر و نيز در سوره نحل كه آمده است ان ابراهيم كان امة و بسيار بسيار دليل وآيه و حديث و روايت ديگر كه اينجا مجال آن نيست .

3.      « و من يتولي الله و رسوله و الذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون » ( مائده آيه 56 )

اين آيه پس از آيه ولايت آمده است كه مي گويد اگر از حزب خدا پيروي كنيد پيروزيد . مفسرين و محدثين نقل كرده اند كه اين آيه در شان اميرالمومنين آمده است ( در المنثور سيوطي 1/293 ، جواهر الحسان ثعالبي 1/471 ، شواهد التنزيل 1/161 ، تفسير قرطبي 6/221) و در تفسير ثعلبي است كه سدي و عتبه پسر ابي حكم و غالب پسر عبد الله گفته اند كه خداي تعالي مرادش در آيه انما وليكم الله و رسوله علي بن ابي طالب است .

4.   « يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ » (67 مائده )

اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد; و خداوند، جمعيت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏كند. (67)

 ابو اسحق ثعلبى در تفسير خود و طبرى در كتاب الولاية و ابن صباغ مالكى و همچنين ديگران نوشته‏اند كه اين آيه در باره على عليه السلام نازل شد آن هنگامي كه خداوند به پيامبر فرمود علي را به جانشيني تعيين كن و رسول خدا صلى الله عليه و آله در غدير خم و در ميان انبوه جمعيت ( كه تا 120000 نفر هم نوشته اند) دست على را گرفت و فرمود : من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم و ال من والاه.... . ( بحث در مورد ولايت اميرالمومنين در روز غدير در ذيل حديث غدير آمده است )

علاوه بر اين در كتب معتبر اهل سنت آمده است كه بعد از اين ماجرا عمر علي را ملاقات كرد و گفت گوارايت باد اي پسرابي طالب كه آقا و مولاي هر مرد و زن مومن شدي ( صحيح مسلم 4/2313 ، احمد بن حنبل در مسندش 4/281 ، مناقب خوارزمي ص 94 ، خصائص نسائي ص 150 ، مستدرك حاكم 3/110 ، تفسير كبير فخر رازي 3/636 ، نهايه ابن اثير 4/246 ، و در بسياري از كتب آمده است كه اين آيه در مورد اميرالمومنين است مثل  تنزيل الايات ص 9 ، موده القربي ص 22 ، شواهد التنزيل 1/193 كه در اين كتاب از جابر بن عبدالله و عبدالله بن ابي و ابو اسحاق حميدي و ابوهريره آمده است ، ينابيع الموده ص 120 ، و كتب بسيار ديگر كه در الغدير علامه اميني آمده است )

5.      « .... فَجَزَاءٌ مِثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنكُمْ ..... » (‌مائده 95 )

« بايد كفاره‏اى معادل آن از چهارپايان بدهد; كفاره‏اى كه دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصديق كنند »

امام صادق در تفسير اين‌آيه مي فرمايد مقصود خداي متعال در اين آيه ي شريفه رسول خدا و امير مومنان علي است كه همانا امير مومنان پس از رسول خدا قائم مقام اوست و اوست كه همانند او حكم مي نمايد . (‌تفسير برهان 1/603 )

6.      « الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُهْتَدُونَ » (انعام  82)

«(آرى،) آنها كه ايمان آوردند، و ايمان خود را با شرك و ستم نيالودند، ايمنى تنها از آن آنهاست; و آنها هدايت‏يافتگانند!»

از امام صادق نقل شده است كه فرمود « مقصود از " الذين آمنوا " ايمان به ولايت علي بن ابي طالب است كه رسول خدا مامور به تبليغ آن بود و مقصود از " و لم يلبسوا ايمانهم " اين است كه حق را (‌ولايت علي بن ابي طالب را)  به باطل ( ولايت ديگران ) مخلوط نكنند » ( شواهد التنزيل 1/197 ،‌ و در برخي كتب مثل كافي 1/341 و بحر المناقب ص 62 آمده است كه ولايت علي ابن ابي طالب را با ولايت ابوبكر و عمر مخلوط نكنند . )

7.      « أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ »‌ ( انعام 90)

« آنها كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده; پس به هدايت آنان اقتدا كن‌»

از عمار ياسر نقل است كه در مورد اين آيه گفت خداوند متعال فرمان داد تا مردم به آنان ( ائمه ) اقتدا كنند و به سخنانشان عمل نمايند ، بدين وسيله به سبب پيروي از رفتار و كردار آنها رستگار گشته و نجات مي يابند . و همه اين مطالب در حضرت علي و امامان از فرزندانش آشكار است . ( القطره 2/280)

8.      « وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلاً لاَمُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ » (انعام 115)

« و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حد تمام رسيد; هيچ كس نمى‏تواند كلمات او را دگرگون سازد; و او شنونده داناست. »

امام صادق مي فرمايد همانا امام در شكم مادر مي شنود ،‌ وقتي از مادر متولد مي شود بر بازوي راستش اين آيه نوشته شده است و هنگامي كه رشد كرد و بزرگ شد استوانه اي از نور از آسمان تا زمين برايش ترتيب داده مي شود تا به وسيله ي آن اعمال بندگان را ببيند و به راستي علي كلمه اي از اين كلمات تامه بود . (‌بحار الانوار 25/39 )

9.      « وَأَنَّ هذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » (انعام 153)

« اين راه مستقيم من است، از آن پيروى كنيد! و از راه‏هاى پراكنده (و انحرافى) پيروى نكنيد، كه شما را از طريق حق، دور مى‏سازد! اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‏كند، شايد پرهيزگارى پيشه كنيد!»

در تفسير عياشي از امام باقر نقل شده است كه به يكي از نيكان اصحاب خود فرمود « آيا مي داني مقصود از " و ان هذا صراطي مستقيما " چيست  » او گفت نمي دانم . امام باقر فرمود « مقصود از صراط مستقيم ولايت علي و جانشينان اوست . » سپس فرمود « آيا مي داني مقصود از" فاتبعوه " چيست » عرض كرد نمي دانم . امام فرمود « مقصود پيروي از علي است . » فرمود « آيا مي داني مقصود از" ولا تتبعو السبل " چيست » عرض كرد نمي دانم . امام فرمود « به خدا سوگند مقصود ولايت عمر و ابوبكر است » باز امام باقر فرمود « آيا مي داني مقصود از "‌ فتفرق بكم عن سبيله " چيست » عرض كرد نمي دانم . امام باقر فرمود « مقصود جدا شدن از راه علي است . (‌بحار 35/371 و تفسير صافي )

( و در كتاب كفايه الخصام ص 345 و تفسير برهان 1/52 ، احقاق الحق 3/534 ، و وافي 3/889 ،‌ و در تفسير صافي آمده است كه مقصود از صراط مستقيم صراط محمد و آل محمد است.)

10. « وَنَادَى‏ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنَا مَاوَعَدَنَا رَبُّنَا حَقّاً فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقّاً قَالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ » (اعراف 44)

« و بهشتيان دوزخيان را صدا مى‏زنند كه: «آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، همه را حق يافتيم; آيا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق يافتيد؟!» در اين هنگام، ندادهنده‏اى‏در ميان آنها ندا مى‏دهد كه: «لعنت خدا بر ستمگران باد! »

در بسياري از كتب از امام باقر ، امام كاظم ، امام رضا و خود اميرالمومنين روايت شده است كه مقصود از موذن در اين آيه اميرالمومنين است . ( كافي 1/426 ، تفسير قمي و تفسير عياشي ، تفسير مجمع البيان ، معاني الاخبار ص 59 ، ينابيع الموده ص 101 ،‌ مناقب ص 101 )

11. « وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلّاً بِسِيَماهُمْ وَنَادَوا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيكم .................... وَنَادَى‏ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالاً يَعْرِفُونَهُم بِسِيَماهُم قَالُوا مَاأَغْنَى‏ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ » ( اعراف آيات 46 تا 48)

« و در ميان آن دو ( بهشتيان و دوزخيان)، حجابى است; و بر «اعراف‏» مردانى هستند كه هر يك از آن دو را از چهره‏شان مى‏شناسند; و به بهشتيان صدا مى‏زنند كه: «درود بر شما باد!» اما داخل بهشت نمى‏شوند، ................... و اصحاب اعراف، مردانى (از دوزخيان را) كه از سيمايشان آنها را مى‏شناسند، صدا مى‏زنند و مى‏گويند: «(ديديد كه) گردآورى شما (از مال و ثروت و آن و فرزند) و تكبرهاى شما، به حالتان سودى نداد!»

در كتاب كافي در تفسير اين‌ آيه آمده است كه اميرالمومنين فرمود « ما هستيم كه در قيامت بر اعراف قرار مي گيريم و ياران و شيعيان خود را با سيمايشان مي شناسيم و ماييم آن كساني كه بدون معرفت و شناخت ما خداوند شناخته نمي شود ( و به همين جهت خدا آنان را اعراف ناميده ) و ماييم اعراف كه خداوند در قيامت ما را بر صراط مي گمارد ، پس هيچ كس داخل بهشت نمي شود مگر اينكه ما را شناخته باشد و ما او را شناخته باشيم و هيچ كس داخل دوزخ نمي شود جز آنكه ما را نشناخته باشد و ما نيز او را نشناخته باشيم » ( كافي 1/184 ، بصائر الدرجات ص 52 ،‌ ينابيع الموده ص 102، ابن حجر در صواعق ص 101 ،‌ شواهد التنزيل 1/199 ، مطالب السوال ص 17 ، دلائل الصدق 2/337 ، مناقب ابن مغازلی 42 ، لسان المیزان ابن حجر عسقلانی ، 1/51 ،  میزان الاعتدال ذهبی 1/28 ،‌ الریاض النضره محب طبری ، 3/167 )

)

12. « وَوَاعَدْنَا مُوسَى‏ ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى‏ لْأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَتَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ » ( اعراف آيه 142)

« و ما با موسى، سى شب وعده گذاشتيم; سپس آن را با ده شب (ديگر) تكميل نموديم; به اين ترتيب، ميعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسى به برادرش هارون «جانشين من در ميان قومم باش. و (آنها) را اصلاح كن! و از روش مفسدان، پيروى منما!»

در حديث منزلت آمده است كه پيامبر فرمودند تو اي علي نخستين مردي هستي كه به خدا ايمان اوردي و اولين كسي هستي كه اسلام را قبول كردي تو نسبت به من مثل هارون به موسي هستي با اين اختلاف كه بعد از من پيامبري نيست و تو برادر من و وارث من هستي. گوشت تو از گوشت من ، خون تو ازخون من هست .

در آيه بالا خداوند مي فرمايد كه ما با موسي سي شب وعده گذاشتيم بعد آن را با ده شب ديگر تكميل كرديم به اين ترتيب موسي با پروردگارش چهل شب وعده داشت و تمام شد و موسي به برادرش هارون گفت تو جانشين من در بين قوم من باش و آنها را اصلاح كن و از را و روش مفسدان پيروي نكن . طبق اين حديث و اين ايه مي فهميم كه علي ( ع ) جانشين بلا فصل پيامبر اكرم بودند و بعد از ايشان خلافت به علي عليه السلام مي رسيده اين حديث را بسياري از كتابهاي اهل سنت ذكر كرده اند.ولي همان طور كه پس از رفتن حضرت موسي مردم گوساله پرست شدند پس از وفات پيامبر هم مردم از راه راست منحرف شدند ، و همان طور كه پس از بازگشت موسي ، هرون به او گفت يابن ام ان القوم استضعفوني و كادو يقتلونني ( اي برادر اين قوم مرا خوار كردند ونزديك بود مرا بكشند ، اميرالمومنين هم پس از اينكه او را به زور به مسجد آوردند و گفتند بيعت كن و او بيعت نكرد به سمت قبر پيامبر رفت و روي قبر ايشان افتاد و همين جملات را فرمود.

13. « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى‏ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى‏ شَهِدْنَا أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذَا غَافِلِينَ » (اعراف 172)

« و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت; و آنها را گواه بر خويشتن ساخت; (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين كرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم; (و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم)»!

نقل است كه رسول الله فرمود « اگر مردم ميدانستند در چه زماني علي اميرالمومنين ناميده شد هرگز مقام او را انكار نميكردند . او در حالي اميرالمومنين ناميده شد كه آدم بين روح و جسد بود و هنوز به عالم جسماني وارد نشده بود .» سپس فرمود « خداوند چون درعالم ذر به مقتضاي " و اذ اخذ ربك من بني آدم ... " از بني آدم و ملائكه پيمان گرفت و ملائكه به ربوبيت خداوند اعتراف نمودند خطاب شد من پروردگار شمايم و محمد پيامبر شماست و علي امير شما خواهد بود . » ( احقاق الحق 3/307 ، الاكليل ص 98 و اللوامع 2/272 )

14. « وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ » (اعراف 181)

« و از آنها كه آفريديم، گروهى بحق هدايت مى‏كنند، و بحق اجراى عدالت مى‏نمايند. »

امام باقر فرمودند : منظور از امت علي بن ابي طالب است كه خداوند متعال او را امت ناميد چنان كه ابراهيم را در آيه 120 سوره نحل امت ناميد . ( تفسير عياشي 2/42 )

15. « خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ » ( اعراف 199 )

« با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير، و به نيكى‏ها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان!»

امام صادق در تفسير اين آيه شريفه فرمودند مراد از نيكيها همان ولايت امير مومنان علي است . و منظور از قسمت آخر آيه ( از نادانان روي بگردان ) كساني هستند كه ولايت حضرتش را ترك نموده و با اينكه مي دانستند ولايت آن حضرت حق است و از سوي خداوند متعال است با اين حال آن را نپذيرفتند . ( تفسير عياشي 2/42 ، تفسير برهان 2/55)

16. « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ » (انفال 24)

« اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت‏كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه شما را حيات مى‏بخشد! و بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حايل مى‏شود، و همه شما (در قيامت) نزد او گردآورى مى‏شويد! »

امام صادق و امام باقر فرمودند « اين آيه در ولايت علي نازل شده است » و امام باقر اضافه فرمود كه « مقصود ولايت علي بن ابي طالب است كه پيروي از او و قبول ولايت او براي شما موجب خوشبختي و عدالت خواهد بود و مقصود از " وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ يَحُولُ .... " اين است كه خداوند نمي گذارد معصيت و گناه مومن او را به آتش ببرد چنانكه نميگذارد كافر با عمل خير خود به كمال ايمان برسد . » ( كافي ص8/ 248)

17. « وَاتَّقُوا فِتْنَةً لاَتُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ » (انفال 25)

« و از فتنه‏اى بپرهيزيد كه تنها به ستمكاران شما نمى‏رسد; (بلكه همه را فرا خواهد گرفت; چرا كه ديگران سكوت اختيار كردند.) و بدانيد خداوند كيفر شديد دارد! »

از امام صادق در تفسير اين آيه نقل شده است كه فرمود « خداوند بعد از رحلت پيامبر خود مردم را در مورد ولايت علي آزمايش نمود و آنها علي را رها نمودند و با غير او بيعت كردند در صورتي كه رسول خدا آنها را به پيروي از علي و جانشينان او از آل محمد امر نموده بود » ( تفسير عياشي و بحار الانوار 67/335)

از ابن عباس روايت شده است كه رسول خدا فرمود « هر كه در حق علي و خلافت او بعد از من ظلم كند و جاي او را غصب كند همانند اين است كه پيامبري من و پيامبران قبل از من را انكار كرده باشد » ( بحار الانوار 27/60 و اين حديث در شواهد التنزيل حاكم حسكاني 1/206 هم آمده است )

18. « وَإِن يُرِيدُوا أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ » (انفال 62)

« و اگر بخواهند تو را فريب دهند، خدا براى تو كافى است; او همان كسى است كه تو را، با يارى خود و مؤمنان، تقويت كرد»

رسول خدا فرمود « چون به معراج رفتم بر عرش نوشته شده بود خدايي جز خداي يگانه نيست محمد رسول اوست ، محمد را به علي تاييد نمودم » ( تاريخ دمشق 3/419 نوشته فضل بن روز بهان ناصبي ، در المنثور سيوطي 2/199 )

19. « يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » (انفال 64)

« اى پيامبر! خداوند و مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند، براى حمايت تو كافى است (;فقط بر آنها تكيه كن)! »

در شماري از تفسير شيعه و سني آمده است كه اين آيه در شان علي نازل شده است . ( شواهد التنزيل 1/230 ، ما نزل من القرآن في علي ص 92 ، دلائل الصدق 2/185 )

20. « أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَيَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَيَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ » ( توبه آيه 19 )

در شان نزول اين آيه آمده است كه روزي عباس و شيبه بر سر افتخارات خود با يكديگر مشغول صحبت بودند ، عباس مي گفت من به حجاج آب مي دهم واين افتخاربه هيچكس داده نشده و شيبه مي گفت من كليد دارد خانه كعبه هستم واين افتخار از همه افتخارات بزرگ تر است . همين موقع امير المومنين رسيد وقتي از جريان اطلاع پيدا كردند فرمودند من افتخاري دارم كه شما نداريد و آن اين است كه من با شمشير جهاد كردم تا شمابه خدا و پيامبر ايمان آورديد ، آنها ناراحت شدند و همگي به همراه حضرت علي نزد پيامبر آمدند و به ايشان از حرفهاي حضرت علي شكايت كردند كه در اين هنگام اين آيه نازل شد .

« آيا سيراب كردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) كسى قرار داديد كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده، و در راه او جهاد كرده است؟!(اين دو،) نزد خدا مساوى نيستند! و خداوند گروه ظالمان را هدايت نمى‏كند! » ( شواهد التنزيل 1/250 ، تفسير صافي ، ينابيع الموده ص 93 ، تفسير در المنثور سيوطي )  

21. « يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ »( توبه آيه 119)

در مورد اينكه صادقين در اين آيه چه كساني هستند مفسران بياناتي دارند از جمله اينكه روزي حضرت علي با مسلمانان گفتگو مي كردند و فرمودند « آيامي دانيد كه وقتي اين آيه بر پيامبر نازل شد سلمان از پيامبر پرسيد منظور از صادقان كيست آيا منظور عام هست يا خاص ؟ و پيامبر درجواب او فرمودند منظور از صادقين برادرم علي و اوصياء بعد از او تا روز قيامت هستند . » مسلمانان همگي سخن حضرت علي را تاييد كردند . ( كمال الدين ص 287 ،‌ كافي 1/208 ، ينابيع الموده ص 119 ،‌ شواهد التنزيل 1/259 )

در تاييد اين تفسير مفسران ايه 33 سوره زمر را نيز چنين تفسير كرده اند كه منظور از« والذي جاء بالصدق» پيامبر اكرم و منظور از« صدق به» حضرت علي عليه السلام هستند يعني پيامبر اكرم كسي هستند كه سخن صدق را آورده و حضرت علي عليه السلام كسي هستند كه آيشان را تصديق كرده و منظور از صدق هم همان قرآن هست .

22. « .... وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ .... » (‌ يونس 2)

« و به كسانى كه ايمان آورده‏اند بشارت ده كه براى آنها، سابقه نيك (و پاداشهاى مسلم) نزد پروردگارشان است؟! »

در كتب بسياري از اهل سنت و شيعه نقل شده است كه اين آيه درمورد ولايت اميرالمومنين است . ( كافي 1/422 ، دلائل الصدق 2/290 ، ارجح المطالب ص 83 ، توضيح الدلائل ص 160 )

23. « وَاللَّهُ يَدْعُوا إِلَى‏ دَارِ السَّلاَمِ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى‏ صِرَاطِ مُسْتَقِيمٍ »  (يونس 25)

« و خداوند به سراى صلح و سلامت دعوت مى‏كند; و هر كس را بخواهد (و شايسته و لايق ببيند) ، به راه راست هدايت مى‏نمايد. »

از عبد الله بن عباس روايت شده است كه نقل كرده كه مقصود از « وَاللَّهُ يَدْعُوا إِلَى‏ دَارِ السَّلاَمِ »  بهشت است و مقصود از « وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى‏ صِرَاطِ مُسْتَقِيمٍ » اين است كه خداوند هدايت مي كند به ولايت علي بن ابي طالب است . ( شواهد التنزيل 1/263 ، تفسير فرات كوفي ص 61)

24. « وَيَسْتَنْبِئُونَكَ أَحَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ » (يونس 53)

« از تو مى‏پرسند: «آيا آن راست است؟» بگو: «آرى، به پروردگارم سوگند، قطعا حق است; و شما نمى‏توانيد از آن جلوگيرى كنيد!»

از امام باقر و امام صادق روايت شده است كه فرمودند « معناي اين آيه اين است كه اي رسول من اهل مكه راجع به وصي تو علي سوال مي كنند كه آيا او حق است ؟ بگو بلي به پروردگارم سوگند او وصي من است » ( شواهد التنزيل 1/267 ، مناقب آل ابي طالب 3/61 ، تفسير برهان 2/187 ، تفسير عياشي 2/123 ، امالي شيخ صدوق ص 771 )

25. « قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ » (يونس 58)

  بگو: «به فضل و رحمت خدا بايد خوشحال شوند; كه اين، از تمام آنچه گردآورى كرده‏اند، بهتر است!»

شيخ صدوق نقل مي كند كه رسول خدا به حضرت علي فرمود « سوگند به آن خدايي كه مرا به پيامبري مبعوث نمود به نبوت من ايمان نياورد كسي كه امامت تو را انكار كند و اقرار به پيامبري من ندارد كسي كه مقام تو را انكار كند و ايمان به خدا نياورده كسي كه فضائل تو را منكر شود زيرا فضيلت تو از جانب من و فضيلت من از جانب خداوند است و اين است معناي آيه « قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ ..... » سپس فرمود مقصود از« بِفَضْلِ اللَّهِ »  نبوت پيامبر شماست و مقصود از « رَحْمَتِهِ » ولايت علي بن ابي طالب است . « فَبِذلِكَ » يعني به سبب نبوت پيامبر و ولايت علي شيعه بايد خرسند باشد و اين نعمت بهتر از مال و فرزندي است كه مخالفان به دست آورده اند » (‌ امالي شيخ صدوق ص 583 ،‌ شواهد التنزيل 1/268 ، كافي 1/423 )

26. « أَفَمَن كَانَ عَلَى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ » ( هود آيه 17)

« آيا آن كس كه دليل آشكارى از پروردگار خويش دارد، و بدنبال آن، شاهدى از سوى او مى‏باشد، و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (گواهى بر آن مى‏دهد، همچون كسى است كه چنين نباشد)؟! »‌

در بسياري از تفاسير اينگونه آمده است كه منظور از" عَلَى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ " رسول خدا مي باشد و منظور از " شَاهِدٌ مِنْهُ " اميرالمومنين است . (‌كافي 1/190 ،‌ تفسير عياشي ، بحار الانوار 35/388 ، احتجاج 1/232 ، ينابيع الموده ص 99 ، مناقب ابن مغازلي ص 270 ، شواهد التنزيل 1/275 ، فرائد السمطين 1/338 )

يك داستان جالب

در كتاب احتجاج نقل شده است كه يكي از كفار به اميرالمومنين گفت من در قرآن ديده ام خداوند كنار نام خود نام شاهدي را از اهل او برده در حالي كه جانشينان بعد از او مدتي از عمر خود را بت پرست بوده اند . اميرالمومنين فرمود آن كسي كه نام او بعد از پيامبر به عنوان شاهد آمده او حجت خداست كه خداوند او را براي رهبري مردم معين نموده و بدين طريق به آنها فهمانده كه جانشين پيامبر نيست جز كسي كه در مرتبه اوباشد و در پاكي و طهارت نيز مانند او باشد تا اينكه بدانند مقام امامت و رهبري به كساني كه آلوده به كفر بوده اند نمي رسد و هيچ راه عذري براي طرفداري آنها نباشد زيرا خداوند مقام انبياء و اولياي خود را بر ناپاكان و نا اهلان ممنوع كرده است . چنانكه به حضرت ابراهيم فرمود پيمان و رسالت و امامت از طرف من به ستمكاران نمي رسد و شرك و بت پرستي را در قرآن ستم بزرگ دانسته و چون ابراهيم دانست كه عهد و پيمان خدا به ستمكاران و بت پرستان نمي رسد به خداي خود گفت خدايا مرا و فرزندان مرا از پرستش بت دور بدار .

27. «قُل هذِه سَبيلي اَدعوُ اِليَ الله عَلي بَصيرَةٍ  اَناَ وَ مَنِ اتَّبَعَني» ( يوسف 108) 

« بگو اين را ه من است كه من و آن كس كه مرا پيروي كرده با بصيرت به سوي خدا دعوت ميكنيم »

از امام باقر نقل شده است كه فرمود مقصود از" و من اتبعني‌" علي است . (‌ روضة الواعظين ص 105 ، شواهد التنزيل 1/285 ، دلائل الصدق 2/253 ، تفسير برهان 2/274 )

28. « إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ »( سوره رعد آيه 7) 

« تو فقط بيم دهنده‏اى! و براى هر گروهى هدايت كننده‏اى است »  

از طريق اهل سنت هفت حديث نقل شده است كه مقصود از منذر پيغمبر صلى الله عليه و آله و از هادى على عليه السلام ميباشد از جمله مالكى در فصول المهمه مينويسد كه چون آيه مزبور نازل شد رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : من انذار كننده‏ام و على هدايت كننده و بوسيله تو يا على هدايت يافتگان هدايت مى‏يابند .( فصول المهمه ص 122 ، كافي 1/193 ، نيز ثعلبي در تفسير كشف البيان و طبري درتاريخ خود و گنجي شافعي در باب 62 كفايت الطالب از تاريخ ابن عساكر و مير سيد علي همداني و مناقب خوارزمي آن را از ابن عباس و امير المومنين نقل كرده اند . )

29. « كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقِّ وَالْبَاطِلَ » ( رعد 17 )

« خداوند اين چنين مثل بر حق و باطل مي زند »

از امام صادق آمده است كه منظور از حق امير مومنان و باطل دشمنان او هستند . ( شبيه اين روايت در المناقب 3/60 آمده است )

30. « الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى‏ لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ » (رعد 29)

« آنها كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، پاكيزه‏ترين (زندگى)نصيبشان است; و بهترين سرانجامها! »

از امام باقر نقل شده است كه از رسول خدا در باره معناي طوبي در اين آيه سوال شد رسول خدا فرمود « طوبي درختي است در بهشت كه اصل ان در خانه من و شاخه هاي آن بر سر اهل بهشت مي باشد . » به آن حضرت گفته شد قبلا از شما سوال كرديم فرموديد اصل آن در خانه علي است و شاخه هاي ان بر سر اهل بهشت مي باشد . رسول الله فرمود « خانه من و علي فرداي قيامت در يك مكان خواهد بود .» (‌ ينابيع الموده ص 96 ، شواهد التنزيل 1/305 ،‌ الرياض النضره ص 215 ، ابن حجر در صواعق ص 148 ، در المنثور سيوطي 4/59 كنز العمال 5/34)‌

31. « وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ » ( رعد 43 )

« كافران رسالت پيغمبر اكرم را انكار كرده و گفتند تو پيغمبر نيستى اين آيه در پاسخ آنان بحضرتش نازل شد كه بگو (من براى رسالت خود دو شاهد دارم يكى) خدا است كه براى شهادت ميان من و شما كافى است و ديگرى كسى است كه علم كتاب در نزد اوست. »

ثعلبى در تفسير آيه مزبور مينويسد آنكه علم كتاب در نزد اوست على بن ابيطالب است (غاية المرام باب 126)

همچنين ابو سعيد خدرى گويد از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم آنكس كه علم كتاب در نزد اوست كيست؟فرمود آنكس برادرم على بن ابيطالب است (شواهد التنزيل جلد 1 ص 307 ، ينابيع المودة ص 104 ، كافي 1/229 ، الاتقان سیوطی 1/13، ینابیع المودة ، ص 102،‌ تفسیر قرطبی ، تفسیر روح المعانی ، تفسیر طبری ، تفسیر خازن)

32. « أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّماءِ * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ *وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الْأَرْضِ مَالَهَا مِن قَرَارٍ » (ابراهيم24- 26)

« آيا نديدى چگونه خداوند «كلمه طيبه‏» (و گفتار پاكيزه) را به درخت پاكيزه‏اى تشبيه كرده كه ريشه آن (در زمين) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟! *هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش مى‏دهد. و خداوند براى مردم مثلها مى‏زند، شايد متذكر شوند (و پند گيرند)! * (همچنين) «كلمه خبيثه‏» (و سخن آلوده) را به درخت ناپاكى تشبيه كرده كه از روى زمين بركنده شده، و قرار و ثباتى ندارد. »

حاكم حسكاني نقل مي كند كه شخصي خدمت امام باقر رسيد و معناي آيه « أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّماءِ » را پرسيد ، امام باقر فرمود « مقصود از شجره محمد است ، و مقصود از فرع علي است و مقصود از ثمره و ميوه حسن و حسين هستند و منظور از شاخه  فاطمه است و ميوه هاي آن شاخه  فرزندان فاطمه ، امامان هستند و مقصود از برگ شيعيان و دوستان ما اهل بيت مي باشند و چون يكي از شيعيان ما از دنيا برود برگي از آن مي افتد و چون فرزندي از آنها به دنيا آيد برگ سبزي به جاي آن مي رويد . » پرسيده شد منظور از « تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا » چيست ؟ فرمود « مقصود علوم ائمه است كه در حلال و حرام و حج و عمره به شيعيان آنها مي رسد »  ( شواهد التنزيل 1/311 ، و شبيه اين روايات در كافي 1/428 و  بحار 24/140 آمده است ) در روايتي ديگر در ادامه اين تفسير آمده است كه مقصود از « هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش مى‏دهد » مطالبي است كه از ناحيه امام به سوي شيعيان در آ» هنگام كه مساله مي پرسند مي رسد .

همچنين در تفسير مجمع البيان آمده است كه منظور از كلمه خبيثه بني اميه هستند و در تفاسير ديگر آمده است كه منظور از شجره خبيثه بني اميه هستند .

33. « يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ » (ابراهيم 27)

« خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابتشان، استوار مى‏دارد; هم در اين جهان، و هم در سراى ديگر! و ستمگران را گمراه مى‏سازد، (و لطف خود را از آنها برمى‏گيرد) ; خداوند هر كار را بخواهد (و مصلحت بداند) انجام مى‏دهد!»

از ابن عباس روايت شده است كه گفت مقصود از « يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ ...... » ولايت علي بن ابي طالب است يعني خداوند مومنان را به سبب ولايت علي ثابت قدم مي فرمايد . ( ما نزل من القرآن في علي ص 288 ، تفسير فرات كوفي ص 79 ، تفسيربرهان 2/315 ، شواهد التنزيل 1/314 )

34. « وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذَا الْبَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ »  . (ابراهيم ايه 35)

زمانيكه ابراهيم (بدرگاه خداى تعالى دعا كرد) و گفت پروردگارا اين شهر را (مكه) محل امن قرار بده و من و فرزندانم را از بت پرستى دور گردان.

ابن مغازلى شافعى بسند خود از عبد الله بن مسعود نقل ميكند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود دعاى ابراهيم كه عرض كرد پروردگارا من و فرزندانم را از بت پرستى دور گردان بمن و على منتهى شد كه هيچيك از ما هرگز به بت سجده نكرديم در نتيجه خداوند مرا نبى و على را وصى قرار داد(مناقب ابن مغازلى ص 276).

35. « هذا بَلاَغٌ لِلنَّاسِ وَلِيُنذَرُوا بِهِ وَلِيَعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ » (ابراهيم 52)

« اين (قرآن،) پيام (و ابلاغى) براى (عموم) مردم است; تا همه به وسيله آن انذار شوند، و بدانند او خدا يكتاست; و تا صاحبان انديشه پند گيرند »

در كتاب شريف القطره نقل شده است كه مراد از بلاغ اميرمومنان است و « تا آنكه انذار شوند » يعني به ولايت آن حضرت ، « و تا صاحبان خرد پند گيرند » مقصود شيعيان آن حضرت مي باشند كه صاحبان خرد هستند . ( القطره 2/266 )

36. « وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقِيمٍ » (حجر 76)

« به راستي كه سرزمين آنها در راه استوار و هميشگي است »

امام صادق در تفسير اين‌آيه مي فرمايد ما همان متوسمين و هوشياران هستيم و اميرمومنان راه استوار و ثابت است . ( تاويل الآيات 1/250 )

37. « وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ » (حجر 87)

« ما به تو سوره حمد و قرآن عظيم داديم! »

از امام صادق روايت شده است كه فرمود به خدا قسم ما سبع المثاني هستيم و ما وجه الله هستيم ( يعني به وسيله ما مردم متوجه خدا مي شوند )

38. « وَعَلاَمَاتٍ وِبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ » (16نحل )

« و (نيز) علاماتى قرار داد; و (شب هنگام) به وسيله ستارگان هدايت مى‏شوند. »

در بسياري از تفاسير و كتب اخبار فراواني از ائمه نقل شده است كه منظور از " علامات " ما هستيم و مقصود از"  نجم " رسول الله است . ( كافي 1/207 ،‌ كتاب فضائل احمد بن حنبل حديث 267 ، شواهد التنزيل 1/327 ، تفسير مجمع البيان )

39. « وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُم لاَ تَعْلَمُونَ » (نحل 43)

« و پيش از تو، جز مردانى كه به آنها وحى مى‏كرديم، نفرستاديم! اگر نمى‏دانيد، از آگاهان بپرسيد »

از اميرالمومنين در تفسير اين آيه پرسيدند فرمود «‌ به خدا سوگند ماييم اهل ذكر و ماييم اهل علم و ماييم معدن تاويل و تنزيل قرآن . سپس فرمود از رسول خدا شنيدم مي فرمود من شهر دانش هستم و علي در آن شهر است پس هر كه طالب علم و دانش باشد از در آن وارد شود » ( شواهد التنزيل 1/334، همچنين در كتب كافي 1/211و كنز العمال 6/156هم اين تفسير آمده است )‌

40. « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى‏ وَيَنْهَى‏ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ » (نحل 90)

« خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان مى‏دهد; و از فحشا و منكر و ستم، نهى مى‏كند; خداوند به شما اندرز مى‏دهد، شايد متذكر شويد! »

در تفاسير متعددي از ائمه نقل شده است كه منظور از عدل شهادت به يگانگي خداوند و رسالت رسول الله مي باشد و مقصود از احسان ولايت اميرالمومنين است و پذيرش اطاعت آن دو بزرگوار و منظور از بخشش به نزديكان امام حسن و امام حسين و امامان از فرزندان آن حضرت مي باشند ، همچنين مقصود از فحشا و منكر و بغي كساني هستند كه حق اميرالمومنين را غصب كردند . ( تفسير قمي ، بحارالانوار 24/188 ، تاويل الآيات 1/261  )

 
  POWERED BY BLOGFA.COM