اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله |
بسم الله الرحمن الرحیم
1. « يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ » ( اسرا 71)
« روزى را كه هر گروهى را با پيشوايشان مىخوانيم »
داوود بن سليمان مي گويد امام رضا حديثي را براي من نقل كرد كه پيامبر خدا راجع به اين آيه شريفه فرمودند « اين آيه در شان علي بن ابي طالب و فرزندان آن حضرت نازل شده است كه روز قيامت هر امتي با امام زمانشان ، كتاب پروردگارشان و سنت پيامبرشان فرا خوانده مي شوند . آنگاه پيامبر خدا فرمود اي علي تو سيد اوصياء ، امام متقين ، امير مومنان ، رهبر رو سفيدان و رئيس بزرگ دين هستي .
گفته شد اي رسول خدا مگر شما امام و پيشواي همه ي مردم نيستيد ؟
حضرت فرمودند : من از جانب خدا به سوي همه مردم فرستاده شده ام ؛ ولي پس از من از خاندانم اماماني بر مردم خواهند بود ، ايشان در ميان مردم با عدل قيام مي كنند ، ولي امامان كفر و پيروانشان بر آنها ستم مي كنند . آگاه باشيد هر كس آنها را دوست بدارد و از آنها پيروي كند و تصديقشان نمايد از من است و با من خواهد بود و مرا ملاقات خواهد كرد .
آگاه باشيد هر كس بر آنان ستم نمايد و ستمگران را در ستم به آنها ياري كند و آنان را تكذيب نمايد از من نيست و همراه من نخواهد بود و من از او بيزارم . ( تاويل الآيات 1/283)
2. « وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً » (اسراء 89)
« ما در اين قرآن، براى مردم از هر چيز نمونهاى آورديم (و همه معارف در آن جمع است); اما بيشتر مردم (در برابر آن، از هر كارى) جز انكار، ابا داشتند! »
حسكاني حنفي در شواهد التنزيل از امام باقر نقل مي كند كه فرمود « مقصود از كفورا ، كفران نعمت ولايت علي است كه رسول خدا در غدير خم وي را معرفي نمود » ( و در كتاب كافي 1/423 هم اين مطلب آمده است )
3. « وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَبِّكُمْ فَمَن شَاءَ فَلْيُوْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكُفُرْ » ( كهف 29 )
« بگو اين حق از جانب پروردگارتان است هر كس مي خواهد ايمان بياورد و هر كس مي خواهد كافر گردد .»
امام صادق فرمودند منظور از اين آيه ولايت امير المومنين است كه هر كس مي خواهد آن را بپذيرد يا نپذيرد . ( المناقب 3/61)
4. « هُنَالِكَ الْوَلاَيَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَاباً وَخَيْرٌ عُقْباً » (كهف 44)
« در آنجا ثابت شد كه ولايت از آن خداوند بر حق است! اوست كه برترين ثواب، و بهترين عاقبت را (براى مطيعان) دارد! »
از امام باقر روايت شده است كه فرمود « مقصود از اين آيه ولايت اميرالمومنين است زيرا هيچ پيامبري به رسالت مبعوث نشد مگر آنكه مامور به ابلاغ آن بود » ( شواهدالتنزيل 1/356 )
5. « وَوَهَبْنَا لَهُمْ مِن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيّاً » (مريم 50)
« و از رحمت خويش به آنان ارزاني داشتيم و نام آنها را بين مردم به خوبي بلند نموديم .»
امام رضا از پدرانش نقل فرمود كه رسول خدا فرمود « شبي كه به براي معراج مرا به آسمان بردند و جبرئيل مرا بر بال راست خود قرار داده بود از طرف خداوند عز و جل به من خطاب شد چه كسي را به جاي خود بر اهل زمين خليفه خود قرار دادي ؟ گفتم « بهترين اهل زمين علي بن ابي طالب را كه برادر و حبيب و داماد و پسر عم من است » خطاب شد « اي محمد آيا او را دوست داري ؟ » گفتم « آري پروردگار عالميان » فرمود « او را دوست بدار و امت خود را نيز امر كن كه او را دوست بدارند زيرا من علي اعلي هستم و از نام خود نام او را برگرفتم » سپس جبرئيل هبوط كرد و اين آيه نازل شد « و وهبنا لهم من ..... » ( شواهد التنزيل 1/357 )
6. « لاَّ يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمنِ عَهْداً » ( مريم 87)
« ( آنان ) اختيار شفاعت ندارند جز آن كس كه از جانب خداي رحمان پيماني گرفته است »
از امام صادق نقل شده است كه فرمود « مقصود از عهد خداوند ديانت و عبادتي است كه با قبول ولايت اميرالمومنين و اولاد او همراه باشد . و ولايت علي و اولاد او عهدي است كه مردم با خداي خود نموده اند » ( كافي 1/431 و تفسير قمي )
7. « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً » .(مريم ايه 96)
« كسانى كه ايمان آورده و عملهاى نيك انجام دادند بزودى خداوند دوستى آنها را در دلهاى مردم قرار ميدهد.»
گنجى شافعى از قول خوارزمى مينويسد كه على عليه السلام فرمود مردى مرا ملاقات كرد و گفت يا ابا الحسن بدانكه بخدا من ترا در راه خدا دوست دارم على عليه السلام فرمود من به رسول خدا صلى الله عليه و آله مراجعه كرده و سخنآن مرد را به او خبر دادم.پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود شايد در باره او احسان و نيكى نمودهاى،گفتم به خدا من در باره او احسانى نكردهام،رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود خدا را سپاس كه دلهاى مؤمنين را بدوستى تو وا داشته است آنگاه آيه بالا نازل شد . يعني مقصود از اين آيه اميرالمومنين است . (كفاية الطالب ص 249،مناقب خوارزمى ص 188،الغدير جلد 2 ص 56 ، مناقب ابن مغازلي ص 327 ، و نيز در تفسير عياشي و نور الثقلين و علي بن ابراهيم قمي هم آمده است ) پس ازاينآيه خداي متعال فرمود « فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ » « ما آن را بر زبان تو آسان ساختيم » يعني پيامبر خدا ، و سپس فرمود « لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ » « تا پرهيزكاران را به وسيله ي آن بشارت دهي » يعني اولياي علي كه دوستداران او هستند و در ادامه فرمود « وَتُنذِرَ بِهِ قَوْماً لُّدّاً» « و دشمنان سرسخت را با آن بترساني » يعني دشمنانش را كه كينه ي او دارند .
8. « وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً ثُمَّ اهْتَدَى » (طه 82)
« و من هر كه را توبه كند، و ايمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدايت شود، مىآمرزم! »
در تفسير قمي از امام باقر در تفسير اين آيه آمده است كه فرمود « ببين چگونه خداوند توبه را مشروط به ولايت ما نموده و ايمان و عمل صالح كسي به او سودي نبخشد تا اينكه به ولايت ما هدايت شود . به خدا سوگند منكر ولايت ما هر اندازه در عبادت خدا بكوشد از او پذيرفته نمي شود تا اينكه هدايت يابد و معرفت پيدا كند . سوال شد فداي شما شوم به چه چيز هدايت شود و به چه كسي معرفت پيدا كند . امام باقر فرمود بايد به ما معرفت پيدا كند . ( و اين مطلب يعني عبادت بدون ولايت ائمه اطهار هيچ فايده اي ندارد با تعابير متفاوت و روايات متعدد در كتب بسياري آمده است از جمله ، بحار الانوار 38/106 و 24/149 ، محاسن 1/142 ، كافي 1/393 ، تفسير مجمع البيان و عياشي و قمي ذيل همين آيه ، ينابيع الموده ص 110 در كتاب ينابيع الموده در تفسيراين آيه از اميرالمومنينآورده است كه فرمود مقصود از هدايت ، هدايت به ولايت ما است.
همچنين در كتب بزرگان اهل سنت هم اين روايت آمده است مثل توضيح الدلائل ص 163 ، رشفه الصادي ص 80 و شواهد التنزيل 1/375 ،الصواعق المحرقة 91 چاپ مصر، ینابیع المودة باب ، 36/110 )
9. « وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكاً وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى » (طه 124)
« و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت; و روز قيامت، او را نابينا محشور مىكنيم!»
ابوبصير از امام صادق نقل مي كند كه ايشان فرمودند « مقصود از اين آيه اعراض از ولايت اميرالمومنين است » ابوبصير گفت مقصود از " و نحشره يوم القيامه اعمي " چيست ؟ امام فرمود « كوري چشم در آخرت است به دنبال كوري دل از ولايت اميرالمومنين » سپس فرمود « منكر ولايت علي در قيامت كور و متحير است و مي گويد خدايا چگونه مرا كور محشور نمودي در حالي كه بينا بودم ؟ خطاب مي شود تو آيات و نشانه هاي ما را ( كه ائمه هستند ) ناديده گرفتي و آنها را رها نمودي و بدين سبب امروز نيز تو ناديده گرفته مي شوي و در آتش رها خواهي شد چنانكه در دنيا امامان خود را رها كردي و به فرموده آنها توجه نكردي » ( كافي 1/435 و تفسير نور الثقلين 3/406)
10. « فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى » (طه 135)
« پس به زودي مي دانيد كه چه كسي از اصحاب راه راست و چه كسي هدايت يافته است »
حفص كناسي مي گويد از امام صادق شنيدم كه اين آيه شريفه را خواند و راجع به تفسير آن فرمود صراط سوي همان امير مومنان علي است و آن كه هدايت يابد به وسيله ولايت آن حضرت و پيروي نمودن از آن بزرگوار است . ( تاويل الآيات 1/323 )
11. « وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ » (انبيا 7)
« ما پيش از تو، جز مردانى كه به آنان وحى مىكرديم، نفرستاديم! (همه انسانبودند، و از جنس بشر!) اگر نمىدانيد، از آگاهان بپرسيد. »
از امام صادق نقل شده است كه فرمودند مقصود از ذكر قرآن است و مقصود از اهل ذكر آل محمد هستند . ( كافي 1/295)
12. « إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِنَّا الْحُسْنَى أُولئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ *لاَ يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَالِدُونَ *لاَ يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلاَئِكَةُ هذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ » (انبياء 103)
« اما) كسانى كه از قبل، وعده نيك از سوى ما به آنها داده شده ( مؤمنان صالح) از آن دور نگاهداشته مىشوند. *آنها صداى آتش دوزخ را نمىشوند; و در آنچه دلشان بخواهد، جاودانه متنعم هستند. *وحشت بزرگ، آنها را اندوهگين نمىكند; و فرشتگان به استقبالشان مىآيند، (و مىگويند:) اين همان روزى است كه به شما وعده داده مىشد! »
از رسول خدا نقل است كه به اميرالمومنين فرمود « يا علي تو و شيعيان تو در كنار حوض كوثر هر كه را خواهيد آب مي دهيد و هر كه را بخواهيد منع مي كنيد و شماييد كه در آن روز كه روز فزع اكبر است زير سايه عرش خداوند جاي داريد در حالي كه مردم در شدت و سختي و هراس هستند و شما در امن و آرامش به سر مي بريد و اين آيه" إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِنَّا الْحُسْنَى "درباره شما نازل شده است » ( بحار الانوار 39/307 و 7/184 ،و شبيه اين حديث در كتاب فقيه 4/412 هم آمده است . و در دلائل الصدق 2/272 و تاويل الايات 1/329 نيز آمده است كه اين آيه در مورد اميرالمومنين است )
13. « هذَانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ » (حج 19)
« اينان دو گروهند كه درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند »
امام باقر در تفسير اين آيه شريفه مي فرمايند مراد از اين دو گروه حضرت علي و بني اميه هستند .( تفسير برهان 3/80 )
14. « إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤاً وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ » (حج 23)
« خداوند كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، در باغهايى از بهشت وارد مىكند كه از زير درختانش نهرها جارى است; آنان با دستبندهايى از طلا و مرواريد زينت مىشوند; و در آنجا لباسهايشان از حرير است. »
از امام صادق نقل شده است كه فرمود « به خدا سوگند مقصود از صراط حميد اعتقاد به ولايت اميرالمومنين و اولاد طاهرين او است كه شما به آن باور داريد » ( كافي 1/426 ، بحار الانوار 68/92 ، آيات الفضائل ص 407 ، و تفسير قمي )
15. « وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ » (حج آيه 24)
« و بسوى سخنان پاكيزه هدايت مىشوند، و به راه خداوند شايسته ستايش، راهنمايى مىگردند. » روايت شده است كه آنان دوستان امير مومنان علي هستند كه به او و خاندانش مهر مي ورزند . ( تاويل الآيات 1/335)
16. امام باقر در تفسير آيه « بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عن ذِكْرِهِم مُعْرِضُونَ (مومنون 71) » « ولي آنچه ما به آنان فرستاديم مايه ي ياد آوري آنان است اما آنان از آنچه موجب يادآوريشان است روي گردانند » مي فرمايند منظور از ذكر همان علي بن ابي طالب است آيا متوجه فرمايش خداوند نيستي كه مي فرمايد « الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاءٍ عَن ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً (كهف آيه 101)» « همانها كه پردهاى چشمانشان را از ياد من پوشانده بود، و قدرت شنوايى نداشتند! » يعني توانايي شنيدن نام آن حضرت را نداشتند و اين به جهت شدت دشمني آنان با آن حضرت و خاندانش بود . ( تفسير قمي 2/47 ، بحار الانوار 24/377 )
17. « اللَّهُ نُورُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لاَّ شَرْقِيِّةٍ وَلاَ غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » (نور 35)
« خداوند نور آسمانها و زمين است; مثل نور خداوند همانند چراغدانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گيرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان، اين چراغ با روغنى افروخته مىشود كه از درخت پربركت زيتونى گرفته شده كه نه شرقى است و نه غربى; (روغنش آنچنان صاف و خالص است كه) نزديك است بدون تماس با آتش شعلهور شود; نورى است بر فراز نورى; و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مىكند، و خداوند به هر چيزى داناست. »
از امام صادق روايت شده است كه در تفسير اين آيه فرمود « خداوند نور آسمان و زمين است و مقصود " مَثَلُ نُورِهِ "از محمد صلي الله عليه وآله است و"مِشْكَاةٍ" سينه آن بزرگوار است و" مِصْبَاح" نور نبوت است و" زُجَاجَةٍ" علم اوست كه در قلب علي وارد شده و" كَوْكَبٌ دُرِّيّ" اميرالمومنين است او نه شرقي است و نه غربي يعني نه يهودي است و نه نصراني است ." يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيء" يعني نزديك است نور علم از دهان آل محمد بيرون بيايد قبل از آنكه زبان بگشايند و مقصود " نُّورٌ عَلَى نُورٍ "از هر امامي است كه پس از امام ديگر مي آيد » (بحار الانوار 4/15 و تفسير صافي )
نقل شده است كه جابر گفت وارد مسجد كوفه شدم در حالي كه ديدم اميرالمومنين با انگشت مبارك خود چيزي بر زمين مي نويسد و مي خندد . گفتم يا علي علت خنده شما چيست . فرمود تعجب مي كنم از كساني كه اين آيه را تلاوت مي كنند و معناي واقعي آن را نمي دانند . عرض كردم كدام آيه را مي فرماييد . فرمود اين آيه را « الله نور السماوات والارض .... » سپس فرمود مشكات محمد است و مصباح در آن من هستم و في زجاجه الزجاجه حسن و حسين هستند و كوكب دري علي بن الحسين است و يوقد من شجره مباركه محمد بن علي است و زيتونه جعفر بن محمد است و لا شرقيه موسي بن جعفر است و لا غربيه علي بن موسي الرضا است و يكاد زيتها يضي محمد بن علي است و لو لم تمسسه نار علي بن محمد است و نور علي نور حسن به علي است و يهدي الله لنوره من يشاء مهدي قائم است .
اسامی مبارک 14 معصوم(ع) به صورت رمز در آیه ای از قرآن کریم
آیه ی ۳۵ سوره ی نور و ترجمه ی فارسی آن:
بسم الله الرحمن الرحیم
«الله نور السموات والارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کانها کوکب دری یوقد من شجرة مبرکة زیتونة لاشرقیة ولا غربیة یکاد زیتها یضیء ولو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الامثال للناس والله بکل شیء علیم»
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
« خدا نور آسمان و زمین است. مثل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی، و آن چراغ در شیشه ای است. آن شیشه گویی اختری درخشان است که از درخت خجسته ی زیتونی که نه شرقی است و نه غربی، افروخته می شود. نزدیک است که روغنش ـ هر چند بدان آتشی نرسیده باشد ـ روشنی بخشد. رو شنی بر روی روشنی است. خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت می کند، واین مثلها را خدا برای مردم می زند و خدا به هر چیزی داناست.»
تفسیر کلمات این آیه:
الله : نام مبارک خداوند جل شانه
نور السموات والارض(نور آسمانها و زمین): حضرت محمد مصطفی(صل الله علیه وآله وسلم)
مثل نوره(مثال نور او):حضرت امام علی(علیه السلام)
مشکوة(چراغدان): حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، اشاره به به وجود آمدن دو چراغ( امام حسن و امام حسین _ع ) از چراغدان( حضرت زهرِا_س).
مصباح(چراغ) اول: حضرت امام حسن(علیه السلام)
المصباح(دوم): حضرت امام حسین(علیه السلام)، اشاره به حدیث شریف نبوی(ص): ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة.
الزجاجة(شیشه): حضرت امام سجاد(علیه السلام)
کوکب(اختر، ستاره): حضرت امام باقر(علیه السلام)
در(درخشان): حضرت امام صادق (علیه السلام)
یوقد من شجرة مبارکة زیتونة(از درخت خجسته ی زیتون، افروخته می شود) :حضرت امام موسی کاظم(علیه السلام)، اشاره به نوری که از درخت زیتون در کوه طور بر حضرت موسای پیامبر(ع) تابید.( اشاره به نام موسی)
لاشرقیة ولا غربیة( نه شرقی است و نه غربی): حضرت امام رضا (علیه السلام)؛ اشاره به مرقد مطهر امام رضا(ع) در خراسان، که خراسان در جائی واقع شده که نه درشرق عالم است و نه در غرب آن.
یکاد زیتها یضیء و لو لم تمسسه نار(نزدیک است که روغنش ـ هر چند بدان آتشی نرسیده باشد ـ روشنی بخشد.):حضرت امام جواد (علیه السلام)؛ اشاره به کودکی حضرت امام جواد(ع) که در ۶ سالگی وقتی حضرت در دربار مامون ، در محاصره ی علماء و دانشمندان مذاهبی که مامون برای عوام فریبی مردم جمع کرده بود تا مقام آن حضرت را پایین جلوه دهد، قرار گرفت، با وجود کودکی جواب همه ی علمای معاند را داد و همه را ضایع نمود و در حقیقت روشنی و نور داد قبل از اینکه به بلوغ رسیده باشد.
نور علی نور(روشنی بر روی روشنی): نور اول: حضرت امام هادی(علیه السلام)
نور دوم :حضرت امام حسن عسگری(علیه السلام)
یهدی الله بنوره من یشاء(خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت می کند):حضرت امام مهدی( عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ اشاره به نام مبارک حضرت و هدایتگری بشر به دست حضرت در زمان ظهور به اذن خداوند.
18. « فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ ( نور 36)
(اين چراغ پرفروغ) در خانههايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ديوارهاى آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد); خانههايى كه نام خدا در آنها برده مىشود، و صبح و شام در آنها تسبيح او مىگويند... »
عده اي از بزرگان اهل سنت روايت كرده اند كه چون اين آيه بر رسول خدا نازل شد مردي برخاست و گفت يا رسول الله اينها چه خانه هايي است . رسول خدا فرمود « خانه هاي پيامبران است .» پس ابوبكر به خانه علي و فاطمه اشاره كرد و گفت يا رسول الله اين خانه نيز از آنها محسوب مي شود . رسول خدا فرمود« بله از بهترين آنهاست.» (شواهد التنزيل 1/409 و شبيه اين روايت در روح المعاني 18/157 و بحار الانوار 83/3 و در درالمنثور سيوطي 5/50 هم آمده است )
19. « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ » ( نور 55)
« خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند وعده مىدهد كه قطعا آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد، همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد »
امام صادق در مورد اين آيه فرمودند اين آيه در شان علي بن ابي طالب و امامان از فرزندانش نازل شده است . و ادامه آيه كه خداوند مي فرمايد « و دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پابرجا و ريشهدار خواهد ساخت; و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدل مىكند » مقصود از آن دوران شكوهمند ظهور حضرت قائم است .
20. « وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيراً » (فرقان 54)
« او كسى است كه از آب، انسانى را آفريد; سپس او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از اين دو طريق گسترش داد); و پروردگار تو همواره توانا بوده است.»
از ابن سيرين نقل شده است كه گفت اين آيه درباره پيامبر خدا و علي بن ابي طالب است . رسول خدا فاطمه را به ازدواج علي در آورد و او پسر عموي او بود پس خويشي بين رسول خدا و علي نسبي و سببي بود » ( شواهد التنزيل 1/414 ، آيات الفضائل ص 440 ، فضائل الخمسه 1/290 )
21. « وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً » (فرقان 74)
و كسانى كه مىگويند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرارده، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان!»
در تفسير قمي نقل شده است كه مقصود از" اَزْوَاجِنَا" خديجه و مقصود از فاطمه و مقصود از"ذُرِّيَّاتِنَا" حسن و حسين و مقصود از" وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً" علي بن ابي طالب و ائمه عليهم السلام مي باشند . ( علاوه بر تفسير قمي در تفسير فرات هم اين مضمون آمده است .)
22. « إِن نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ » (شعرا 4)
« اگر ما اراده كنيم، از آسمان بر آنان آيهاى نازل مىكنيم كه گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد! »
ابوبصير مي گويد از مولايم امام باقر شنيدم كه در تفسير اينآيه فرمود آفتاب از وسط ظهر تا وقت عصر فرود مي آيد آنگاه پيشاپيش آفتاب شخصيتي آشكار مي گردد كه از چهره و حسب و نسبش شناخته مي شود ، عرض كردم او كيست ؟ فرمود سوگند به خدا اميد است كه او امير مومنان علي باشد و او همان آيه و نشانه ي آسماني است . و آنجا كه خطاب به پيامبر مي فرمايد لتنذر به « تا به وسيله ي او مردم را بيم دهي » منظور اين است كه تا او را به مردم بشناساني و مقام و منزلت او را آگاه سازي كه او حجت خدا بر خلق اوست .
23. « وَاجْعَل لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ * وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ » (شعرا آيه 84 و85)
« و براى من در ميان امتهاى آينده، زبان صدق (و ذكر خيرى) قرار ده! *و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان! »
امام صادق فرمودند مقصود از اين آيه علي بن ابي طالب است كه ولايت او بر ابراهيم عرضه شد و او گفت خدايا علي را از ذريه من قرار ده و خداوند دعاي او را مستجاب نمود . ( مناقب ابن مردويه و تفسير علي بن ابراهيم قمي )
24. « فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ * وَلاَ صَدِيقٍ حَمِيمٍ » (شعرا آيه 100 و 101)
« (افسوس كه امروز) شفاعتكنندگانى براى ما وجود ندارد، * و نه دوست گرم و پرمحبتى! »
اميرالمومنين فرمود اين آيه در مورد شيعيان ما نازل شده است . زيرا خداوند در قيامت ما را برديگران به اندازه اي فضيلت مي دهد كه هر چه از شيعيان خود شفاعت مي كنيم پذيرفته مي شود و چون اين صحنه را گناهكاران غيرشيعه مي بينند اين آيه را مي خوانند . ( شواهد التنزيل 1/418 و تفسير قمي )
نكته : شخصي خدمت امام صادق رسيد و عرض كرد شيعيان شما بيش از ما ( كه شما را قبول نداريم ) گناه ميكنند حال آنها چگونه است در مقابل اين گناهان .
امام فرمودند دراين دنيا سختي مي كشند ( تا كفاره گناهان باشد )
شخص پرسيد اگر گناهانشان پاك نشد ؟
امام فرمودند ( در مقابل اين گناهان ) هنگام مرگ جان آنها سخت گرفته مي شود .
او پرسيد اگر پاك نشدند ؟
امام فرمود در قبر به آنان سخت گرفته مي شود .
شخص پرسيد اگر پاك نشدند ؟
امام فرمود در برزخ برآنها سخت گرفته مي شود .
آن شخص پرسيد و باز اگر پاك نشدند ؟
امام فرمود در قيامت بر آنان سخت گرفته مي شود .
آن شخص پرسيد باز هم اگر از گناهان پاك نشدند ؟
امام فرمودند به كوري چشم شما ما از آنها شفاعت مي كنيم .
25. « وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » (شعرا آيه 214)
اين آيه در رابطه با انذار بستگان نزديك پيامبراست . در سال سوم بعثت پيامبر مامور شدند كهدعوت خودشان به اسلام را آشكار كنند واز نزديكان خودشان شروع كنند .
حضرت محمد بستگان خودشان را در خانه ابو طالب دعوت كردند آنها حدود چهل نفر بودند ، از عموهاي پيامبر حمزه ، ابوطالب و ابو لهب حاضر بودند پس از خوردن غذا وقتي كه پيامبر خواستند كه وظيفه خوشان را براي نزيكلان خود بگويند ابولهب با حرفهاي خودش زمينه را از بين برد به همين خاطر پيامبر آنها را براي بار دوم دعوت به غذا كردند .
فرداي آن روز پس از صرف غذا پيامبر ايستادند و سخناني ايراد فرمودند :
(( به راستي هيچ گاه راهنماي مردم به آنان دروغ نميگويد ، به خدايي كه جز او خدايي نيست من فرستاده به سوي شما و عموم جهانيان هستم. آگاه باشيد همانگونه كه مي خوابيد مي ميريد و همچنان كه بيدار مي شويد زنده خواهيد شد . )) سخنان ايشان ادامه يافت تا اين جا كه فرمودند :
(( هيچ كس از مردم براي كسان خود چيزي بهتر از آنچه من براي شما آورده ام نياورده است . من خير دنيا و آخرت را براي شما آورده ام خدايم به من فرمان داده كه شما را به توحيد و يگانگي وي و رسالت خويش دعوت كنم . چه كسي از شما مرا در اين را كمك ميكند تا برادر و وصي و نماينده من در ميان شما باشد .))
ايشان پس ازايراد اين سخنان اندكي مكث نمودند ، در اين موقع علي (ع ) بلند شد و گفت اي پيامبر خدا من تو را در اين راه ياري ميدهم ، پيامبر به او دستور داد كه بنشيند و اين كار را تا سه بار انجام داد پس از آن فرمودند :
(( اي خويشاوندان و بستگان من بدانيد كه علي برادر و وصي و جانشين من در ميان شماست )) البته بنا به نقل سيره حلبي دو لفظ ديگر هم فرمودند (( و وزير و وارث من نيز مي باشد .))
اين نخستين باري بود كه پيامبر دعوت خود را علني نمودند و نخستين باري بود كه امام علي را به جانشيني خود انتخاب كردند . ( اين داستان با اندكي تفاوت لفظ در تفسير علي بن ابراهيم قمي ، بحار الانوار 18/181 ، ينابيع الموده 105، تفسير مجمع البيان ، معالم التنزيل 5/105 ، خصائص نسائي ص 18 ، تفسير طبري 19/68 و تذكره ابن جوزي ص 44 آمده است .)
26. « وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لاَ يُوقِنُونَ (نمل82) »
« و هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخيز قرار گيرند)، جنبندهاى را از زمين براى آنها خارج مىكنيم كه با آنان تكلم مىكند (و مىگويد) كه مردم به آيات ما ايمان نمىآوردند. »
در اينجا در برخي از احاديث آمده است كه منظور از دابة الارض حضرت اميرالمومنين است .
امام باقر مي فرمايند امام علي با آنان سخن مي گويد بر بالاي بيني آنها علامت مي گذارد و كافر و مومن را به اسمشان مي خواند . حضرت فرمود منظور از دابة الارض علي بن ابي طالب است . ( تفسير برهان 3/209 و تاويل الآيات 1/406)
27. « مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُم مِن فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ * وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ » ( نمل آيه 89 و 90)
« كسانى كه كار نيكى انجام دهند پاداشى بهتر از آن خواهند داشت; و آنان از وحشت آن روز درامانند! * و آنها كه اعمال بدى انجام دهند، به صورت در آتش افكنده مىشوند; آيا جزايى جز آنچه عمل مىكرديد خواهيد داشت؟! »
در بسياري از كتب و تفاسير از امام باقر و امام صادق نقل شده است كه فرمودند « مقصود از حسنه ولايت علي و محبت اوست و سئيه عداوت علي و دشمني با اوست » ( اين تفسير در كتب بسياري با اندكي تفاوت لفظي آمده است از جمله تفسير علي بن ابراهيم قمي ، كافي 1/185 ، ينابيع الموده ص 97 ، بحار الانوار 36/102 ، شواهد التنزيل 1/425 و آيات الفضائل ص 463)
28. « وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ » (قصص 5)
« ما مىخواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم! »
مفضل نقل ميكند كه ازامام صادق شنيدم كه مي فرمود « رسول خدا روزي به علي و حسن و حسين نگاه كرد و گريست و فرمود شما بعد از من ضعيف خواهيد شد .» مفضل ميگويد پرسيدم كه معناي اين آيه چيست . امام فرمودند « معناي آن اين است كه شما امامان بعد از من هستيد چنانكه خداوند فرمود " وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ " » و سپس امام فرمودند « اين آيه تا قيامت درباره ما جاري است » ( شواهد التنزيل 1/431 ، و معاني الاخبار ص 79)
29. « وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ » (قصص 51)
« ما آيات قرآن را يكى پس از ديگرى براى آنان آورديم شايد متذكر شوند! »
در كتاب القطره آمده است كه معناي اين آيه اين است كه امامي را پس از امامي آورديم . ( تاويل الآيات 1/420)
30. « أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاَقِيهِ كَمَن مَتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ » (قصص 61)
« آيا كسى كه به او وعده نيكو دادهايم و به آن خواهد رسيد، همانند كسى است كه متاع زندگى دنيا به او دادهايم سپس روز قيامت (براى حساب و جزا) از احضارشدگان خواهد بود؟! »
ازامام صادق نقل است كه فرمودند « مقصود از" أَفَمَن وَعَدْنَاهُ...." اميرالمومنين است كه خداوند به او وعده داده است كه در دنيا از دشمنان او انتقام بگيرد و در آخرت او و دوستانش را به بهشت ببرد »
31. « أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ يُفْتَنُونَ » (عنكبوت 2)
« آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها مىشوند و آزمايش نخواهند شد؟! »
مردي به اميرالمومنين گفت ما را از معناي فتنه آگاه نما و سپس گفت آيا معناي فتنه را از رسول خدا سوال نكردي .
اميرالمومنين فرمود چون خداوند اين آيه را نازل نمود من دانستم تا وقتي رسول خدا در بين ما هستند فتنه اي نخواهد بود . پس به رسول خدا گفتم اين چه فتنه اي است كه خداوند در اين آيه خبر داده است . فرمود امت من بعد از من به فتنه و آزمايش مبتلا خواهند شد . گفتم يا رسول الله مگر چنين نيست كه شما درجنگ احد به من فرموديد من تو را بشارت مي دهم كه شهادت نصيب تو خواهد شد . رسول خدا فرمود آري چنين خواهد بود . سپس فرمود آيا صبر تو در آن وقت چگونه است.
گفتم يا رسول الله شهادت براي من جاي صبر نيست بلكه جاي شكر و بشارت است ، پس فرمود يا علي اين امت نسبت به اموالشان آزمايش مي شوند و به واسطه دين خود بر خداي خود منت مي گذارند و رحمت او را آروز مي كنند و از غضب اوخود را در امام مي دانند و حرام خدا را با شبهات دروغين و هواهاي نفساني حلال دانسته ، شراب را به اسم نبيذ و مال حرام را به اسم هديه و ربا را به اسم معامله براي خود حلال مي كنند .
گفتم يا رسول الله با اين وضعيت آنها را از دين خارج بدانم و يا مبتلاي به آزمايش و فتنه اي شمارم . فرمود آنها را مبتلاي به آزمايش و فتنه بدان . ( نهج البلاغه خطبه 156) البته در تفسير صافي و برخي كتب ديگر آمده است كه فتنه بلا فاصله پس از شهادت پيامبر است . ( يعني ماجراهاي تعيين خليفه و غصب خلافت اميرالمومنين و آتش زدن خانه وحي و .... )
در كتاب كافي از امام كاظم نقل شد كه ذيل تفسير اين آيه فرمودند « چنان آزموده شوند كه طلا براي جدا شدن از ناخالصي ها ذوب مي شود و آزموده مي گردد . اين امت نيز چنين آزموده خواهند شد »
32. « وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ » (لقمان 22)
« كسى كه روى خود را تسليم خدا كند در حالى كه نيكوكار باشد، به دستگيره محكمى چنگ زده (و به تكيهگاه مطمئنى تكيه كرده است); و عاقبت همه كارها به سوى خداست. »
ابن عباس از رسول الله نقل ميكند كه فرمود « اي مردم كسي كه دوست داشته باشد به عروه الوثقي و دستگيره محكمي كه هرگز گسسته نخواهد شد چنگ بزند بايد به ولايت علي بن ابي طالب چنگ بزند كه همانا ولايت او ولايت من است و پيروي از او پيروي از من است » ( ماة منقبه لاميرالمومنين ص 71و97 ، شواهد التنزيل 1/444، مناقب خوارزمي ص 35 ، ينابيع الموده ص 495 ، آيات الفضائل ص 482 )
خود اميرالمومنين در يكي از خطبه هاي خود فرمود « من حبل الله و ريسمان محكم خدا و عروة الوثقي و كلمه تقوي هستم .» (ينابيع الموده ص 495)
33. « أَفَمَن كَانَ مُؤْمِناً كَمَن كَانَ فَاسِقاً لَا يَسْتَوُونَ » (سوره سجده آيه 18).
آيا كسى كه مؤمن است مانند كسى است كه فاسق است (اين دو) در نزد خدا يكسان نيستند.
ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه و ابن كثير در تفسير خود و خطيب بغدادى در تاريخ بغداد و ديگران نوشتهاند كه وليد بن عقبه در مقام مفاخره به على عليه السلام گفت من از تو زبانم گوياتر و نيزهام تيزتر و در جنگ شجاعترم ! على عليه السلام فرمود ساكت شو اى فاسق.آنگاه خدا بتصديق كلام آنحضرت آيه مزبور را نازل فرمود(غاية المرام باب 15، مناقب ابن مغازلى ص 324، تاريخ بغداد 13/321 ، ينابيع الموده ص 212 ).
و نيز برخي مفسيرين گفته اند كه منظور از مومن در اين آيه علي عليه السلام است و منظور از فاسق وليد است كه در حال مستي به نماز ايستاد و پس از نماز به مردم گفت اگر ميخواهيد نماز را زياد كنم . و نيز مفسرين گفته اند كه آيه « ان جاء كم بنيا فتبينو...... » » اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد!» هم در مورد وليد آمده است . ( شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 17/229)
34. « مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً » (احزاب 23)
« در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستادهاند; بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند)، و بعضى ديگر در انتظارند; و هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود ندادند. »
در تفسير علي بن ابراهيم قمي از امام باقر نقل شده است كه فرمود مقصود از" مَّن قَضَى نَحْبَهُ "حمزه و جعفر بن ابي طالب هستند و مقصود از" وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ" علي بن ابي طالب است .
در تفسير مجمع از اميرالمومنين نقل شده است كه فرمودند مقصود از" رِجَالٌ صَدَقُوا" ما هستيم و به خدا سوگند مقصود از" وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ" من هستم كه تقدير خداوند را تغيير نتوانم داد . ( هم چنين اين تفسير در كتاب سعد السعود ص 122، و بحار الانوار 67/190 و شواهدالتنزيل جلد 2 نيز آمده است )
35. « وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيّاً عَزِيزاً » ( احزاب آيه 25)
« خدا كافران را با دلى پر از خشم بازگرداند بىآنكه نتيجهاى از كار خود گرفته باشند; و خداوند (در اين ميدان)، مؤمنان را از جنگ بىنياز ساخت (و پيروزى را نصيبشان كرد); و خدا قوى و شكستناپذير است! »
در كتب بسياري از شيعه و اهل سنت آمده است كه اين آيه در روز جنگ خندق نازل شد آن موقعي كه اميرالمومنين شر عمرو بن عبدود را از مسلمانان كوتاه كرد و با كشته شدن او دشمن شكست خورد . ( تفسير مجمع ، درالمنثور سيوطي 6/590 ، شواهد التنزيل 2/3، بحر المحيط 7/224 ، ينابيع الموده ص 94)
36. « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » ( احزاب آيه 33 )
« خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد. »
اين آيه در بيت ام سلمه همسر رسول خدا نازل شده است . و وقتي اين آيه نازل رسول الله اميرالمومنين و فاطمه و حسن و حسين را فرا خواندند و عباي خود را برآنها پوشاند و خود داخل آن شد و فرمود خدايا اينها اهل بيت من هستند كه تو درباره آنها به من وعده داده اي . خدايا پليدي را از آنها برطرف فرما و آنها را از هر رجس و نا پاكي تطهير نما . ام سلمه عرض كرد يا رسول الله آيا من نيز با آنها هستم . رسول خدا فرمود اي ام سلمه من تو را بشارت به خير و خوبي ميدهم . (ولي جزء آنها نيستي ) و به گفته عايشه اين آيه در مورد اهل بيت است . صحيح مسلم 7/120و121
( اين حديث را در كتب متعددي با اندك تفاوت لفظي آورده اند از جمله احمد بن حنبل در مسندش به سندهاي متعدد نقل كرده است . و نيز در صحيح مسلم جلد 4/1883 ، مستدرك حاكم ج 2/416 ، تفسيرطبري 22ص 5 و شواهد التنزيل ج 2/39 ،مسند احمد بن حنبل ج 4/107 و اسد الغابه ج 2/12 و تفسير فخر رازى جلد 6 ص 783 آمده است . كه البته در برخي روايات آمده است كه در منزل عايشه اين آيه نازل شد ولي قدر مسلم اين است كه اين آيه درمورد اميرالمومنين و حضرت زهرا و حسنين است
همچنين صحيح مسلم جلد چهار ، سنن ترمذي جلد پنج ص 327 ، مسند احمد بن حنبل جلد سه ص 60، اسباب النزول واحدي ص 239 ، مناقب خوارزمي ص 60 ، تفسير قرطبي جلد 14، تفسير كشاف زمخشري جلد 3 ، تفسير در المنثور سيوطي جلد 6، صواعق محرقه ابن حجر مكي ص 143 ، كفايه الطالب گنجي الشافعي ص 54و 372 ، اسد الغابه ابن اثير جلد 2 ، تفسير طبري جلد 22، احكام القرآن جصاص جلد پنج ، مشكاه المصابيح عمري جلد 3 ، تذكره الخواص سبط بن الجوزي ص 233 ، فصول المهمه ابن الصباغ المالكي ص 11 ، تفسير طبري جلد 25 ص 25 ، تفسير البيضاوي جلد چهار ، تفسيبر ابن كثير جلد چهار ص 112 ، مجمع الزوائد جلد 7 ص 103 ، تفسير قرطبي جلد 16 ص 22 ، تفسير نسفي جلد چهار ص 105 ، حليه الاولياء ابو نعيم اصفهاني جلد سه ص 201)
برخى از علماى اهل سنت مانند زمخشرى و غيره گفتهاند كه اين آيه در مورد زنان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شده است زيرا صدر و ذيل آيه در باره آنها است!
پاسخ اينست كه اگر اين آيه در باره زوجات پيغمبر صلى الله عليه و آله بود ضمير مخاطب بصيغه جمع مؤنث ميآمد و آيه چنين ميشد ليذهب عنكن الرجس و يطهركن تطهيرا زيرا بكار بردن صيغه مذكر در جمع مؤنث بر خلاف قواعد زبان عرب و بكلى غلط است و علت اينكه با وجود حضرت زهرا عليها السلام در آن انجمنضمير مخاطب را جمع مذكر آورده است از جهت تغليب است همچنانكه در آيه 73 سوره هود نيز با اينكه مخاطب زن است (ساره) ولى چون ابراهيم در رأس آن خاندان قرار گرفته از نظر تغليب ضمير جمع مذكر آمده استـقالوا اتعجبين من امر الله رحمة الله و بركاته عليكم اهل البيت...و گذشته از اين همه جا منظور از اهل بيت،على و فاطمه و حسنين عليهم السلاماند نه كسان ديگر زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله فقط بآنها اهل بيت خطاب ميكرد چنانكه در كتب معتبره از انس بن مالك نقل شده است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله براى نماز صبح كه ميرفت مدت شش ماه از در خانه فاطمه عليها السلام عبور ميكرد و آنها را صدا ميزد و ميفرمود الصلوة يا اهل البيت و آنگاه اين آيه را تلاوت ميفرمود انما يريد الله... (شواهد التنزيل جلد 2 ص 11) و اينكه ميگوييد اول و آخر آيه در مورد زنان رسول الله است اگر دقت كني در آنجا ضمير مونث آمده ولي در اينجا كه در مورد اهل بيت است ضمير مذكر است .
در كتاب قاموس الصحيفه از صاحب رياض السالكين نقل شده است كه اكثر علماء عامه گفتهاند زنان پيغمبر صلى الله عليه و آله جزو اهل بيت او ميباشند و من بحديثى برخوردم كه سيوطى در كتاب (الجامع الصغير) از ابن عساكر از واثله نقل كرده كه مضمونش صراحت دارد بر عقيده مذهب اماميه كه زنهاى آنحضرت در شمار اهل بيتش نيستند و آن گفتار او است كه (بدخترش) فرمود نخستين كسى كه از اهل بيت من بمن ملحق ميشود توئى اى فاطمه و اول كسى كه از زنانم بمن ملحق ميشود زينب است ( قاموس الصحيفه ص 25 )
يك نكته ديگر در مورد اين آيه باقي مي ماند و آن سوره تحريم است كه ترچمه چند آيه آن آمده است
اگر شما (همسران پيامبر) از كار خود توبه كنيد (به نفع شماست، زيرا) دلهايتان از حق منحرف گشته; و اگر بر ضد او دست به دست هم دهيد، (كارى از پيش نخواهيد برد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند. (4)
اميد است كه اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد، هجرتكننده ، زنانى غيرباكره و باكره! (5)
خداوند براى كسانى كه كافر شدهاند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خيانت كردند و ارتباط با اين دو (پيامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شويد همراه كسانى كه وارد مىشوند!» (10)
اگر زنان رسول الله معصوم هستند پس چرا براي دو تن از آنان مثال زن نوح و زن لوط را زده است كه آنان به شوهران خود خيانت كردند و در آخرت به خاطر همسري پيامبر عذاب آنان كم نمي شود . مگر آن دو زن پيامبر چه كرده بودند كه خداوند در قرآن به آنان فرمود توبه كنيد . اگر معصوم بودند كه گناهي نمي كردند تا بخواهند توبه كنند . و مگر آن دوزن چه كرده بودند كه خداوند فرمود اگر رسول الله شما را طلاق دهد زناني بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد، هجرتكننده ، زنانى غيرباكره و باكره . پس معلوم مي شود كه اينآيه به هيچ وجه در مورد زنان رسول الله نيست و خواهش مي كنم اين مطلب را جاي ديگري نفرماييد كه ممكن است ....
در جامع الاصول روايت شده است كه حصين بن سمره از زيد بن ارقم پرسيد كه آيا زنان رسول الله از اهل بيت اند زيد گفت نه به خدا قسم زيرا كه زن مدتي با شوهر خود مي باشد چون طلاقش داد به خانه پدرش مي رود و به قوم پدري ملحق مي شود و از شوهر به كلي جدا مي گردد بلكه اهل بيت او خويشان او مي باشند كه صدقه بر ايشان حرام است و به هر خانه و هر كجا بروند از اهل او جدا نمي باشند .
37. « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولاً » (احزاب 72)
« ما امانت (تعهد، تكليف، و ولايت الهيه) را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسيدند; اما انسان آن را بر دوش كشيد; او بسيار ظالم و جاهل بود، (چون قدر اين مقام عظيم را نشناخت و به خود ستم كرد)! »
در كتب بيشماري آمده است كه دراين آيه منظور از امانت ولايت اميرالمومنين علي بن ابي طالب است كه بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه شد آنها قبول نكردند .(عيون الاخبار 2/274، كافي 1/413، بصائر الدرجات ص 76 ، بحارالانوار 60/280 ، غايه المرام ص 396 آيات الفضائل ص 526 و تفسير علي بن ابراهيم قمي ) ولي ابوبكر آن را قبول كرد و در واقع آن را غصب كرد .
ابو حمزه ميگويد از امام باقر درباره گفتار خداوند «قُل اِنَّما اَعِظُكُم بِواحِدَهٍ» ( بگو تنها شما را به يك چيز پند مي دهم ) فرمود تنها شما را به ولايت علي پند مي دهم . ( سبا 46 )
38. « قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِ عَلَّامُ الْغُيُوبِ » (سبا 48)
بگو: «پروردگار من حق را (بر دل پيامبران خود) مىافكند، كه او داناى غيبها (و اسرار نهان) است.»
امام صادق در تفسير اين آيه فرموده اند حق امير مومنان علي و ائمه از فرزندان آن حضرت هستند .
39. « وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ * وَلاَ الظُّلُمَاتُ وَلاَ النُّورُ * وَلاَ الظِّلُّ وَلاَ الْحَرُورُ * وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلاَ الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ » (فاطر آيات 19 تا 22 )
« و نابينا و بينا هرگز برابر نيستند، * و نه ظلمتها و روشنايى، * و نه سايه (آرامبخش) و باد داغ و سوزان! * و هرگز مردگان و زندگان يكسان نيستند! خداوند پيام خود را به گوش هر كس بخواهد مىرساند، و تو نمىتوانى سخن خود را به گوش آنان كه در گور خفتهاند برسانى! »
از ابن عباس نقل است كه گفت « مقصود از" وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى " ابو جهل است و مقصود"الْبَصِيرُ" از علي بن ابي طالب است ، چنانكه مقصود از" وَلاَ الظُّلُمَاتُ" ابوجهل است كه قلب او به واسطه شرك تاريك بود و مقصود از" النُّورُ" قلب علي است كه سرشار از نور ميباشد و مقصود از" وَلاَ الظِّلُّ" جايگاه علي در بهشت است و مقصود از" وَلاَ الْحَرُورُ "جايگاه ابوجهل درجهنم است . سپس خداوند همه را ( يعني اهل نور و ظلمت و حق و باطل را ) جمع نموده مي فرمايد "* وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلاَ الْأَمْوَاتُ " يعني افراد زنده مانند مومنين با افراد مرده مانند كفار يكسان نيستند .» (شواهد التنزيل 2/101 ، مناقب ابن شهر آشوب 3/81 )
40. « إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ » (يس12)
« به يقين ما مردگان را زنده مىكنيم و آنچه را از پيش فرستادهاند و تمام آثار آنها را مى نويسيم; و همه چيز را در كتاب آشكار كنندهاى برشمردهايم! »
از امام حسين عليه السلام نقل شده است كه فرمود چون اين آيه بر رسول خدا نازل شد دو نفر برخاستند و گفتند يا رسول الله آيا امام مبين تورات است . فرمود خير . گفتند آيا انجيل است . فرمود خير . گفتند آيا قرآن است . فرمود خير . سپس اميرالمومنين وارد شد و رسول خدا فرمود امام مبين اين اوست . او امامي است كه خداوند دانش و علم هر چيزي را در او جمع نموده است . (اين مضمون در كتب بسياري امده است از جمله معاني الاخبار ص 95 ، ينابيع الموده ص 77 ، بحار الانوار 35/428 ، احتجاج علامه طبرسي 1/74 و تفسير نور الثقلين )
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|