اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله |
بسم الله الرحمن الرحیم
1. « وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْؤُولُونَ » (سوره و الصافات آيه 24)
باز داشتشان نماييد كه آنها مسئولند .
ابو سعيد خدرى از پيغمبر صلى الله عليه و آله نقل ميكند كه آنچه مورد سؤال خواهد بود ولايت على بن ابيطالب است(شواهد التنزيل جلد 2 ص 107 ، صواعق المحرقه ص 89)
نيز در كتب ديگري از ائمه نقل شده است كه كسي از صراط عبور نخواهد كرد مگراينكه ولايت علي بن ابي طالب را داشته باشد( بحار الانوار 39/196 ، خصال 1/120 ، احقاق الحق 9/143 ، مصباح الانوار ص 106 ، دلائل الصدق 2/150 )
و برخي از بزرگان سنت در كتب خود آورده اند كه اين ولايتي كه رسول خدا در غدير براي علي اثبات نمود همان ولايتي است كه روز قيامت از مردم سوال خواهد شد . (، ينابيع الموده ص 257 ، مناقب خوارزمي ص 186 ، فرائد السمطين 1/78 ، مناقب خوارزمي ص 186 ، ما نزل من القرآن في علي ص 312 ، صواعق المحرقه ص 89)
2. « وَمَا خَلَقْنَا السَّماءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذِين كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ » (ص 27)
« ما آسمان و زمين و آنچه را ميان آنهاست بيهوده نيافريديم; اين گمان كافران است; واى بر كافران از آتش (دوزخ)! »
امام صادق در تفسير اينآيه شريفه فرمود آسمان مدحي براي اميرالمومنين است و زمين فاطمه است و « ما بين آن دو » يعني امامان از فرزندان آن حضرت است . ( كتاب القطره 2/271)
3. « أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ » (ص 28)
« آيا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند همچون مفسدان در زمين قرار مىدهيم، يا پرهيزگاران را همچون فاجران؟! »
در تفسير قمي آمده است كه امام صادق فرمودند « مقصود از" الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ" اميرالمومنين و اصحاب او هستند و مقصود" كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ" از اولي و دومي و ياران آنها مي باشند . چنانكه مقصود از" الْمُتَّقِينَ" نيز اميرالمومنين و ياران او هستند و مقصود از"فُجَّارِ" آن دو نفر و ياران آنها هستند»
4. « كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ » (ص 29)
« اين كتابى است پربركت كه بر تو نازل كردهايم تا در آيات آن تدبر كنند و خردمندان متذكر شوند! »
در بيان اين آيه آمده است كه مبارك اميرمومنان علي است كه قرآن را تفسير مي نمايد همان كتابي كه فرو فرستاده شده است و او بر امت حضرت محمد مبارك و پربركت است . و آنجا كه خدا مي فرمايد « وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ » « تا خردمندان در آيات آن متذكر شوند » منظور از صاحبان خرد شيعياني هستند كه ولايت او را پذيرفته و دوستدار او هستند .
5. « أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِداً وَقَائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبَابِ » (زمر 9)
« (آيا چنين كسى با ارزش است) يا كسى كه در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قيام، از عذاب آخرت مىترسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است؟! بگو: «آيا كسانى كه مىدانند با كسانى كه نمىدانند يكسانند؟! تنها خردمندان متذكر مىشوند!»
در چند كتاب از ابن عباس و امام باقر و امام صادق نقل شده است كه فرمودند « مقصود از" الَّذِينَ يَعْلَمُونَ" علي و اهل بيت اوست و مقصود از " وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ " دشمنان آنها و مقصود از " أُولُوا الْأَلْبَابِ " شيعيان اهل بيت مي باشند » (شواهد التنزيل 2/116 و كافي 1/13 )
شبي امير المومنين علي عليه السلام از مسجد كوفه به سمت خانه خودشان حركت مي كردند كه صداي تلاوت آيات قرآن از خانه شخصي خارج شد و آيه بالا را تلاوت مي كرد . خيلي هم با حال مي خواند ، كميل در دل خودش از آن تلاوت لذت برد ، امام فرمودند سرو صداي اين مرد كه تو را به تعجب انداخت را شنيدي ، او از اصحاب جهنم است ، بعدا خبرش رابهت مي دهم . بعد از اينكه حضرت با خوارج جنگيدند سرهاي زيادي روي زمين افتاده بود . حضرت بانوك شمشير به يكي از آنها اشاره كردند و فرمودند اي كميل امن هو قانت آناء اليل ، كميل ياد ماجرا افتاد و حضرت را بوسيد و استغفار كرد .
6. « أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِن رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِن ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ » (زمر22)
« آيا كسى كه خدا سينهاش را براى اسلام گشاده است و بر فراز مركبى از نور الهى قرار گرفته (همچون كوردلان گمراه است؟!) واى بر آنان كه قلبهايى سخت در برابر ذكر خدا دارند! آنها در گمراهى آشكارى هستند! »
در تفسير قمي آمده است كه اين آيه در مورد اميرالمومنين است و همچنين واحدي كه از علماي عامه است در كتاب اسباب النزول ص 276 ،مي گويد : اين آيه درباره علي و حمزه نازل شده است ،آنها كساني بودند كه خداوند براي پذيرش اسلام به آنها شرح صدر مرحمت فرمود . سپس مي گويد و مقصود از و القاسيه قلوبهم ابولهب و فرزند اوست . ( و اين مضمون دركتبي مثل ينابيع الموده ص 212 ، و تفسير بيضاوي 4/96 ، رياض النضره 2/207 و ذخائر العقبي ص 88 نيز آمده است .)
علامه مظفر بعد از ذكر اين حديث ميگويد ترديدي نيست كه علي نسبت به حمزه سيد الشهداء در اين معنا كامل تر خواهد بود چرا كه حمزه سابقه شرك دشات و علي هرگز مشرك به خداي خود نبود و بدين سبب لايق امامت و رهبري امت شد .
7. « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلاً فِيهِ شُرَكَاءُ مَتَشَاكِسُونَ وَرَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ » (زمر 29)
« خداوند مثالى زده است: مردى را كه مملوك شريكانى است كه درباره او پيوسته با هم به مشاجره مشغولند، و مردى كه تنها تسليم يك نفر است; آيا اين دو يكسانند؟! حمد، مخصوص خداست، ولى بيشتر آنان نمىدانند. »
از امام باقر در تفسير اينآيه آمده است كه فرمود منظور از" رَجُلاً فِيهِ شُرَكَاءُ مَتَشَاكِسُونَ" اولي است كه همه گروهها ولايت او را پذيرفتند و در قيامت از يكديگر بيزاري مي جويند و مقصود از" وَرَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ" علي است كه تسليم رسول خداست . (كافي ص 224، در كتب ديگري نيز با اين مضمون آمده است ولي قسمت اول را نگفته اند مانند بحار الانوار 24/163 ، شواهد التنزيل 2/119 و تفسير عياشي )
8. « وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ » ( زمر 34)
« اما كسى كه سخن راست بياورد و كسى كه آن را تصديق كند، آنان پرهيزگارانند! »
در شواهد التنزيل آمده است كه اميرالمومنين فرمود « مقصود از" جَاءَ بِالصِّدْقِ" رسول الله است و مقصود از " وَصَدَّقَ بِهِ "من هستم و همه مردم جز من و رسول خدا دين الهي را تكذيب مي كردند » ( شواهد التنزيل ص 122 ، نيز در تفسير مجمع البيان و تفسير قمي هم اين مضمون آمده است )
9. « وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِن رَبِّكُم » ( زمر 55)
« و از بهترين دستورهائى كه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده پيروى كنيد »
از امام صادق پيرامون اين آيه روايت آمده است كه فرمودند منظور پيروي كردن از ولايت امير مومنان علي است و آنچه خداوند متعال در آن مصلحت امت را مي داند . ( تفسير قمي 2/250 ،بحار الانوار 24/194)
10. « أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَاحَسْرَتَي عَلَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ * أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ ................... بَلَى قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ » (زمر 57 تا59)
« اين دستورها براى آن است كه) مبادا كسى روز قيامت بگويد: «افسوس بر من از كوتاهيهايى كه در اطاعت فرمان خدا كردم و از مسخرهكنندگان (آيات او) بودم!» * يا بگويد: «اگر خداوند مرا هدايت مىكرد، از پرهيزگاران بودم!» * يا هنگامى كه عذاب را مىبيند بگويد: «اى كاش بار ديگر (به دنيا) بازمىگشتم و از نيكوكاران بودم!» * آرى، آيات من به سراغ تو آمد، اما آن را تكذيب كردى و تكبر نمودى و از كافران بودى! »
در كتب متعدد از ائمه نقل شده است كه منظور از" جَنبِ اللَّهِ" اميرالمومنين است كه در رزو قيامت حجت خدا بر مردم خواهند بود . ( از جمله كافي 1/145 ، الاكمال ص 206 ، آيات الفضائل ص 559 ، مناقب ابن شهر آشوب 3/64 )
11. « وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ » (زمر 65)
« به تو و همه پيامبران پيشين وحى شده كه اگر مشرك شوى، تمام اعمالت تباه مىشود و از زيانكاران خواهى بود! »
از امام صادق در تفسير اين آيه نقل شده است كه فرمود « مقصود از شرك اين است كه رسول خدا ديگري را با علي در ولايت شريك نمايد . و مقصود از " بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُن مِنَ الشَّاكِرِينَ " ( در آيه بعد ) اين است كه از خداي خود اطاعت كن و او را سپاس گو كه پسر عم تو علي را ياور تو قرار داد » ( تفسير قمي 1/251 ، كافي 1/427 ، آيات الفضائل ص 562 )
در بحار الانوار از امام صادق نقل شده است كه فرمود خداوند عز و جل گر چه به پيامبر خود خطاب مي فرمايد ولي مقصود او ديگران هستند و دليل آن اين است " بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُن مِنَ الشَّاكِرِينَ" در حالي كه خود مي داند كه پيامبر جز او را عبادت نمي كند وسپسگذار اوست ولي پيامبر خود را خطاب مي نمايد كه امت درس بگيرند .
12. « إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلاَئِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ » (اعراف 30)
« به يقين كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است!» سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مىشوند كه: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است! »
اين آيه در شان علي بن ابي طالب و امامان از فرزندان آن حضرت و شيعيانش نازل شده است . ( تفسير برهان 4/110)
13. « قُل لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ » ( شوري 23 )
بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىكنم جز دوستداشتن نزديكانم ( اهل بيتم); و هر كس كار نيكى انجام دهد ، بر نيكىاش مىافزاييم; چرا كه خداوند آمرزنده و سپاسگزار است. »
پيامبر اكرم (ص) فرمودند قربي علي و فاطمه و فرزندان آنها هستند و موده في القربي يعني از آنها محافظت كنيد و آنها را ياري دهيد .
زمخشرى در تفسير كشاف و گنجى شافعى در كفاية الطالب و ديگران نوشتهاند كه چون آيه مزبور نازل شد به پيغمبر صلى الله عليه و آله گفتند يا رسول الله نزديكان شما كه دوستى آنها بر ما واجب است چه كسانىاند؟ پيامبر فرمود على و فاطمه و دو پسرشان. (كفاية الطالب ص 91، تفسير كشاف جلد 2 ص 339، ذخائر العقبى ص 25)
نيز از پيامبر نقل شده است كه فرمودند هر كس با محبت آل محمد بميرد شهيد از دنيا رفته و بخشيده مي شود و مومن كامل الايمان از دنيا رفته و فرشته مرگ او را به بهشت بشارت مي دهد و او را با احترام به سوي بهشت مي برند مثل عروسي كه به خانه داماد مي برند ، و در قبر او دو در به سوي بهشت باز مي شود و قبر او زيارتگاه فرشتگان مي شود و بر سنت و جماعت اسلام از دنيا رفته است . اما اگر با بغض و دشمني آل محمد از دنيا برود كافر از دنيا مي رود و بوي بهشت را استشمام نمي كند و روز قيامت در حالي وارد عرصه محشر مي شود كه در پيشاني او نوشته شده است مايوس از رحمت خدا .
( اين مضمون كه اين آيه درمورد اميرالمومنين و حضرت زهرا و حسنين است در بسياري از كتب آمده است از جمله كافي 1/295 ، قرب الاسناد ص 38 ، ينابيع الموده ص 106 ، شواهد التنزيل 2/145، فرائد السمطين 2/120 ، جامع البيان 15/25 )
همچنين در ادامه آينآيه در تفاسير آمده است كه منظور از" يَقْتَرِفْ حَسَنَةً" محبت اهل بيت مي باشد . ( تفسير مجمع البيان ، كافي 1/379 ، ينابيع الموده ص 118 )
14. « وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ » (زخرف4)
« و او در «امالكتاب» ( لوح محفوظ) نزد ما بلندپايه و استوار است! » امام صادق در تفسير اينآيه مي فرمايند منظور اميرمومنان است . ( تاويل الآيات 2/522 )
15. « وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ » (زخرف 28)
« خداوند آن را كلمه پايندهاى در نسلهاى بعد از خود قرار داد، شايد به سوى خدا باز گردند! »
در بسياري از كتب آمده است كه منظور از اينآيه امامت است كه تا قيامت در فرزندان امام حسين عليه السلام باقي خواهد ماند . ( كمال الدين ص 232 ، آيات الفضائل ص 582 ،علل الشرايع ص 80 ، ينابيع الموده ص 117 ، احقاق الحق 3/573)
16. « فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُنتَقِمُونَ * وْنُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِم مُقْتَدِرُونَ » ( زخرف 41 و 42)
« و هرگاه تو را از ميان آنها ببريم، حتما از آنان انتقام خواهيم گرفت; * اگر (زنده بمانى و) و آنچه را (از عذاب) به آنان وعده دادهايم به تو نشان دهيم، باز ما بر آنها مسلطيم! »
اين آيه درمورد اميرالمومنين است كه از دشمنان انتقام مي گيرد . در برخي از نقل شده است كه از مشركان مكه و در برخي ديگر نقل شده است كه از ناكثين و قاسطين .( تفسير مجمع البيان ، بحار الانوار 36/23 ، ينابيع الموده ص98 ، مناقب ص 274)
17. « وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ (زخرف44) » « و اين موجب يادآوري تو و قوم توست و به زودي بازخواست خواهيد شد » امام باقر در تفسير اين آيه شريفه مي فرمايند ما همان اهل ذكر هستيم و ماييم كه مورد سوال قرار ميگيريم . ( تفسير برهان 4/146 و تاويل الآيات 2/561)
18. « وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ » (زخرف 45)
« از رسولانى كه پيش از تو فرستاديم بپرس: آيا غير از خداوند رحمان معبودانى براى پرستش قرار داديم؟! »
از ابنمسعود از رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - روایت كرده كه فرمود: در شب معراج كه مرا به آسمان بردند با جبرئیل به آسمان چهارم رسیدیم، خانهای دیدم از یاقوت سرخ، جبرئیل گفت: این بیتالمعمور است، ای محمّد برخیز و به سوی آن نماز كن. خداوند پیامبران را در پشت من به صف درآورد و من به امامت بر آنان نماز گزاردم، چون سلام نماز دادم كسی از نزد پروردگارم آمد و گفت: ای محمّد، خدایت سلام میرساند و میگوید: از این پیامبران بپرس كه پیش از تو بر چه چیز فرستادهشدهاند؟ گفتم: ای گروه پیامبران، پروردگارم شما را پیش از من بر چه چیز فرستاد؟ گفتند: بر نبوت تو و ولایت علیبن ابی طالب - علیه السلام -. و این است معنای آیه كه از پیامبران پیش از خود بپرس... پیامبرانی كه پیش از تو فرستادهایم بپرس...( در ینابیعالمودة، باب 15، ص 82 ، همچنين مانند اين مضمون در بحار الانوار 26/307 ، شواهد التنزيل 25/58، فرائد السمطين 2/81 ، مفتاح النجاه ص 41 نيز آمده است .)
19. « وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ * وَقَالُوا ءَآلِهَتِنا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ » (زخرف آيه 57 و 58)
« و هنگامى كه درباره فرزند مريم مثلى زده شد، ناگهان قوم تو بخاطر آن داد و فرياد راه انداختند. * و گفتند: «آيا خدايان ما بهترند يا او ( مسيح)؟! (اگر معبودان ما در دوزخند، مسيح نيز در دوزخ است، چرا كه معبود واقع شده)!» ولى آنها اين مثل را جز از طريق جدال (و لجاج) براى تو نزدند; آنان گروهى كينهتوز و پرخاشگرند! »
نقل شده است كه روزي رسول خدا نشسته بود و اميرالمومنين خدمت آن حضرت رسيد . رسول خدا به او فرمود « به راستي درتو شباهتي از عيسي بن مريم وجود دارد و اگر نمي ترسيدم كه اين امت درباره تو چيزهايي را بگويند كه نصاري درباره عيسي گفتند امروز درباره تو سخني ميگفتم كه به هر جمعيتي از مسلمانان برخورد كردي خاك زير پاي تو را براي بركت برگيرند » سپس ابوبكر و عمر و مغيره و عده اي از قريش خشمگين شدند و گفتند او راضي نشد كه براي پسر عم خود مثلي غير از عيسي بن مريم بزند . و بعد از آن اين آيه نازل شد و .... .( كافي 8/57 و شبيه اين روايت دركتب ديگر مثل بحار الانوار 9/236 ، التهذيب 3/144 ،تفسير مجمع البيان و تفسير قمي ، مصباح الهدايه ص 125 ، شواهد التنزيل 2/159 ، ذخاير العقبي ص 92 ، خصائص نسائي ص 39 و .... آمده است )
20. « وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلاَ تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ » (زخرف 61)
« و او سبب آگاهى بر روز قيامت است; هرگز در آن ترديد نكنيد; و از من پيروى كنيد كه اين راه مستقيم است! »
امام صادق در تفسير اين آيه فرمود مقصود خداوند از علم ، اميرمومنان علي است ، رسول خدا خطاب به اميرالمومنين فرمود يا علي تو علم و سبب آگاهي براي اين امت هستي ، كسي كه از تو پيروي نمايد نجات خواهد يافت و آن كه از راه تو تخلف نمايد به هلاكت خواهد رسيد . ( تاويل الآيات 2/570 ) همچنين در بسياري از كتب آمده است كه منظور از صراط مستقيم علي است و نيز در آيات ديگر هم كه صراط مستقيم آمده است منظور اميرالمومنين است .( مانند تفسير قمي و نور الثقلين ،بحار الانوار 32/291 )
21. « أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ » ( جاثيه 21)
« آيا كسانى كه مرتكب بديها و گناهان شدند گمان كردند كه ما آنها را همچون كسانى قرارمىدهيم كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند كه حيات و مرگشان يكسان باشد؟! چه بد داورى مىكنند! »
از ابن عباس روايت شده است كه گفت مقصود از بني اميه هستند و مقصود از پيامبر خدا وعلي و حمزه و جعفر و حسن و حسين و فاطمه مي باشند . ( شواهد التنزيل 2/170و شبيه اين روايت در كتب ديگر مثل دلائل الصدق 2/305 ، ما نزل من القرآن في علي ص 318 ، آيات الفضائل ص 606 آمده است .)
22. « الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ * وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا ............... * ذلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَبِّهِمْ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ » (محمد آيات 1تا3)
« كسانى كه كافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، (خداوند) اعمالشان را نابود مىكند! * و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (ص) نازل شده - و همه حق است و از سوى پروردگارشان- نيز ايمان آوردند، خداوند گناهانشان را مىبخشد و كارشان را اصلاح مىكند! * اين بخاطر آن است كه كافران از باطل پيروى كردند، و مؤمنان از حقى كه از سوى پروردگارشان بود تبعيت نمودند; اينگونه خداوند براى مردم مثلهاى (زندگى) آنان را بيان مىكند! »
در تفسير علي بن ابراهيم قمي آمده است كه اينآيات مربوط به اصحاب رسول خدا است كه بعد از آن حضرت مرتد شدند و حق اهل بيت رسول الله را غصب نمودند و از ولايت علي و امامان بعد از آن حضرت جلوگيري كردند و خداوند به واسطه اين عمل اعمال آنها را بي ارزش نمود و آنچه از اعمال قبلا در جنگها با رسول خدا انجام داده بودند باطل كرد . ( رجوع شود به آيات الفضائل ص 608)
23. « ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لاَ مَوْلَى لَهُمْ » (محمد 11)
« اين براى آن است كه خداوند مولا و سرپرست كسانى است كه ايمان آوردند; اما كافران مولايى ندارند! »
از سعيد بن جبير از ابن عباس نقل شده كه مي گويد مقصود از" ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا" محمد و علي و جعفر و حمزه و فاطمه و حسن و حسين هستند كه خداوند ولي آنهاست و آنها را در مقابل دشمنان پيروز خواهد نمود و مقصود از" وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لاَ مَوْلَى لَهُمْ" ابوسفيان و ياران او هستند كه ياوري از طرف خداوند براي آنها نخواهد بود و كسي آنها را از عذاب نجات نخواهد داد . ( شواهد التنزيل 2/174 ، احقاق الحق 14/673 )
24. « أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِن رَبِّهِ كَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُم » (محمد 14)
« آيا كسى كه دليل روشنى از سوى پروردگارش دارد، همانند كسى است كه زشتى اعمالش در نظرش آراسته شده و از هواى نفسشان پيروى مىكنند؟! »
درتفسير آمده است كه منظور از" أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ" اميرالمومنين است و مقصود از " زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ " كساني هستند كه حق او را غصب كردند و از هواي نفس خود پيروي نمودند . در برخي كتب آمده است كه منظور منافقين هستند . ( تفسير علي بن ابراهيم قمي ، بحار الانوار 36/86، تفسير مجمع البيان و شواهد التنزيل 2/175)
25. « وَيَهْدِيَكُمْ صِرَاطاً مُسْتَقِيماً » ( فتح ايه 20 )
ثعلبي در تفسير اين آيه و نيز احمد بن حنبل در مسند جلد 5/358 و در تاريخ طبري ج 3/93 آمده است كه اين آيه در فتح خيبر است . و ثعلبي گفته است كه پيامبر اهل خيبر را محاصره كرد تا به گرسنگي سخت افتادند و پيامبر پرچم را به عمر داد و گروهي هم با او رفتند و به اهل خيبر برخوردند ، پس عمر با يارانش برگشت به سوي پيامبر كه ياران عمراو را متهم به ترس مي كردند و او هم يارانش را متهم به ترس مي كرد. پس ابوبكر پرچم را گرفت و رفت و جنگيد و بازگشت و باز عمر گرفت و جنگيد و فتحي حاصل نشد و برگشت . اين خبر را به پيامبر دادند پيامبر فرمود به خدا سوگند فردا پرچم را به دست كسي خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند كه خيبر را خواهد گرفت ، و در روز بعد اميرالمومنين را با شتري آوردند در حالي كه چشمش به شدت درد مي كرد ، پيامبر آب دهان مبارك را در چشم او ريختند و چشم حضرت علي خوب شد ، سپس پرچم را به دست علي دادند و علي رفت تا به خيبر رسيد ، مرحب صاحب قلعه بيرون آمد و خودي سبز رنگ بر سر داشت كه سنگي ( برخي گويند سنگ آسياب بود و اين نشان از قدرت بسيار زياد او دارد ) را مانند تخم مرغي سوراخ كرده بر سر خودش گذاشته بود و دو طرف رجزهايي خواندند و جنگ شروع شد . علي چنان بر سر او زد كه سپر و سنگ و كلاه خود و سرش با هم شكافت و قلعه هاي خيبر به دست او گشوده شد .
26. « وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا » ( فتح 26 )
« و آنها را به حقيقت تقوا ملزم ساخت، و آنان از هر كس شايستهتر و اهل آن بودند »
مالك مي گويد به امام رضا عرض كردم معناي كلمه ي تقوي در اينآيه چيست . حضرت فرمودند همان ولايت اميرمومنان علي است . ( تاويل الآيات 2/595 ، بحار الانوار 24 /180 )
از مولاي ما موسي بن جعفر روايت شده است كه گفتار خداوند «تَراهُم رُكَّعاً سُجَّداً يَبتَغوُنَ فَضلاً مِنَ الله وَ رِضواناً سيماهُم في وُجوهِهِم مِن اَثَرِ السُّجود» (آنان را در حال ركوع و سجده مي بيني كه در پي فضل و خشنودي خدا هستند و اثر سجده در چهره هايشان نمايان است) در شان علي ابن ابي طالب فرود آمده است . ( فتح 29 )
27. « وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ » (حجرات 7)
« و بدانيد رسول خدا در ميان شماست; هرگاه در بسيارى از كارها از شما اطاعت كند، به مشقت خواهيد افتاد; ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده، و (به عكس) كفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است; كسانى كه داراى اين صفاتند هدايت يافتگانند! »
از امام صادق روايت شده است كه فرمود « مقصود از ايمان در آيه " حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ" اعتقاد به ولايت اميرالمومنين است و مقصود از" الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ" ابوبكر و عمر و عثمان هستند . ( كافي 1/426 و تفسير قمي )
28. « وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ » (ق21)
« هر انسانى وارد محشر مىگردد در حالى كه همراه او حركت دهنده و گواهى است! »
از جابر نقل شده است كه گفت از امام صادق عليه السلام در مورد اين آيه شريفه پرسيدم ايشان فرمودند : سائق امير مومنان علي است و شهيد رسول خداست . ( بحار الانوار 23/352 ، تاويل الآيات 2/609)
29. « أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ » (ق 24)
«(خداوند فرمان مىدهد:) هر كافر متكبر لجوج را در جهنم افكنيد! »
از عبايه ي ربعي نقل شده است كه گفت از علي شنيدم كه مي فرمود « منم تقسيم كننده بهشت و دوزخ كه به دوزخ مي گويم اين براي من و آن براي توست . اين در حالي است كه رسول خدا بر صراط مي نشيند ، پس هر كس نبوت پيامبر و ولايت مرا انكار كند به دوزخ افكنده مي شود و اين است فرمايش خداوند در اين آيه ، كه منظور از كفار كسي است كه نبوت حضرت محمد را انكار كرده و عنيد كسي است كه ولايت مرا انكار كرده و با من دشمني نموده است . ( تفسير برهان 4/225 ، المناقب 2/157)
همچنين در روايتي ديگر محمد بن حمران مي گويد از امام صادق راجع به اين آيه پرسيدم حضرت فرمود : روز قيامت حضرت محمد بر صراط مي ايستد ، پس هيچ كس حق عبور از آن را ندارد جز آن كه به همراه او براتي باشد .
عرض كردم برات چيست ؟
فرمود ولايت علي بن ابي طالب و امامان از فرزندان آن حضرت . آنگاه منادي حق ندا مي كند اي محمد ، اي علي به دوزخ بياندازيد هر كس به نبوت تو كفر ورزيده و با علي بن ابي طالب و فرزندانش دشمني نموده است . ( تاويل الآيات 2/609)
امام سجاد از اميرالمومنين نقل ميكند كه فرمود « رسول خدا به من فرمود چون خداوند مردم را در روز قيامت جمع نمايد من و تو در طرف راست عرش خدا خواهيم بود سپس خداوند به من و تو دستور مي دهد كه برخيزيد و هر كه شما را تكذيب نموده و دشمن شما بوده به آتش بيفكنيد.» ( بحارالانوار 39/199،و مانند اين روايت در شواهد التنزيل 2/189 نيز آمده است )
30. « إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ » (ق 37)
« قطعا براي هر صاحب عقل و يا كسي كه گوش فرا دهد و به گواهي ايستد عبرتي است »
از ابن عباس روايت شده است كه گفت « براي رسول خدا دو شتر هديه آوردند پس رسول خدا نگاهي به اصحاب خود نمود و فرمود آيا در بين شما كسي هست كه دو ركعت نماز بخواند و در بين آن قلب او مشغول به امور دنيا نشود تا من يكي از اين دو شتر را به او بدهم. پس علي برخاست و مشغول نماز شد و چون نماز او تمام شد جبرئيل آمد و گفت يا رسول الله يكي از اين دو شتر را به او بدهيد . رسول خدا فرمود اودر تشهد به فكر اين بود كه كدام يك از آنها را بگيرد . جبرئيل گفت او در فكر اين بود كه هر كدام فربه تر است بگيرد و بكشد و در راه خدا انفاق كند و اين فكر براي خدا بود نه براي دنيا . پس رسول خدا هر دو را به اميرالمومنين داد و اين آيه نازل شد . يعني علي در نماز علي عبرتي است كه براي افراد عاقل و گوشهاي شنوا ودلهاي بيدار. ( شواهد التنزيل 2/192)
31. « إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ » (ذاريات 8)
« شما در گفتاري مختلف و گوناگون هستيد »
امام صادق در تفسير اين آيه شريفه مي فرمايند مقصود آن است كه چون خداي متعال آنان را به ولايت اميرمومنان علي خبر داد آنها اختلاف نمودند . ( همانند اين روايت در تفسير برهان 4/231 نقل شده است )
32. « يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ » (ذاريات 9)
« از آن هر كس كه شايسته نبود رويگردان مي شود .»
امام باقر در تفسير آيه مذكور فرمودند يعني كسي كه از ولايت امير المومنين خودداري كند بهشت از او بازداشته مي شود . ( تاويل الآيات 2/614 ، مناقب 3/96)
33. « وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِم مِن شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ » (طور21)
« كسانى كه ايمان آوردند و فرزندانشان به پيروى از آنان ايمان اختيار كردند، فرزندانشان را (در بهشت) به آنان ملحق مىكنيم; و از (پاداش) عملشان چيزى نمىكاهيم; و هر كس در گرو اعمال خويش است! »
در تفسير قمي و كافي از امام صادق نقل شده است كه فرمودند « مقصود از" وَالَّذِينَ آمَنُوا "دراين آيه پيامبر و اميرالمومنين هستند و مقصود از" ذُرِّيَّتُهُم" اوصياي آنها ائمه معصومين مي باشند و مقصود از" وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِم مِن شَيْءٍ" علومي است كه از رسول خدا به علي عليه السلام منتقل شد كه آن علوم از ذريه و امامان بعد از او دريغ نخواهد شد و خداوند به آنها نيز ملحق خواهد نمود . پس حجت و نشانه امامت در همه آنها يكسان و اطاعت آنها واجب خواهد بود .»
34. « الرَّحْمنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الْإِنسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَيَانَ » ( رحمن 1 تا 4)
« خداوند رحمان، * قرآن را تعليم فرمود، * انسان را آفريد، * و به او «بيان» را آموخت. »
امام رضا در تفسير اين آيات شريفه فرمودند منظور از انسان امير مومنان علي است كه خداي سبحان همهي ما يحتاج مردم را به او آموخت . ( تاويل الآيات 2/630)
35. « مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ * بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لاَ يَبْغِيَانِ » (رحمان 19 و 20)
36. « يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ » رحمان 22)
« دو درياى مختلف (شور و شيرين، گرم و سرد) را در كنار هم قرار داد، در حالى كه با هم تماس دارند; * در ميان آن دو برزخى است كه يكى بر ديگرى غلبه نمىكند»
« از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج مىشود. »
در كتب متعدد نقل شده است كه دراين آيه مقصود از"بَحْرَيْنِ" علي وفاطمه است و مقصود از" بَرْزَخٌ" رسول خدا است و مقصود از" يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ" حسن و حسين مي باشند .
37. « وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ » (واقعه آيه 10و11)
امام صادق در تفسير اين آيه مي فرمايد اين آيه به خصوص در شان امير مومنان علي عليه السلام نازل گشته است چرا كه آن حضرت بر ايمان از همه مردم پيشي گرفته و خداوند بدين آيه او را مدح فرموده است ( تاويل الآيات 2/642 البته اين مضمون با روايات متفاوت در كتب متعدد آمده است از جمله كافي 1/271 ، الامالي ص 44، بحار الانوار 24/4 و 35/332 ،غايه المرام 2/5 ، مصباح الهدايه 149 ، شواهد التنزيل 2/218 )
ابن عباس مي گويد از رسول خدا درباره اين آيه سوال كردم فرمودند جبرئيل به منگفتند كه آنها علي وپيروان اوهستند كه پيشگامان به سوي بهشت و مقربان در گاه خدا هستند به خاطر احترامي كه خدا براي آنها قائل است .
38. امام صادق در تفسير آيه « ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ (واقعه 39) » فرموده است كه منظور مومن آل فرعون است و منظور از « وَثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ » منظور علي بن ابي طالب است .
39. « وَأَمَّا إِن كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ » (واقعه 90)
« اما اگر از اصحاب يمين باشد، »
امام صادق در تفسير اينآيه شريفه مي فرمايند منظور از يمين امير مومنان و اصحاب يمين همان شيعيان آن حضرت هستند . ( تفسير برهان 4/285)
40. « وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِندَ رَبِّهِمْ » ( حديد 19)
« كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آوردند، آنها صديقين و شهدا نزد پروردگارشانند »
ابن عباس در تفسير اينآيه گفته است علي بن ابي طالب همان صديق است . ( القطره جلد 2 ص 254)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|