اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله |
بسم الله الرحمن الرحیم
1. « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (حديد 28)
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد! تقواى الهى پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن (در ميان مردم و در مسير زندگى خود) راه برويد و گناهان شما را ببخشد; و خداوند غفور و رحيم است. »
از امام باقر نقل شده است كه فرمودند مقصود از " كِفْلَيْنِ " حسن و حسين هستند و مقصود از" نُوراً" امام عادلي است مانند اميرالمومنين علي بن ابي طالب كه بايد از او پيروي كنند » ( شواهد التنزيل 2/228 ، تفسير نور الثقلين )
2. « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » (مجادله 12)
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه مىخواهيد با رسول خدا نجوا كنيد (و سخنان درگوشى بگوييد)، قبل از آن صدقهاى (در راه خدا) بدهيد; اين براى شما بهتر و پاكيزهتر است و اگر توانايى نداشته باشيد، خداوند غفور و رحيم است! »
امام صادق در تفسير اين آيه مي فرمايند اين آيه شريفه در شان اميرالمومنين نازل شده ، زيرا كه دستور آمده بود كه هر كس بخواهد با پيامبر خدا نجوا كند بايستي صدقه اي در راه خدا مي پرداخت . به همين جهت ثروتمندان به جهت بخل نمودن در اموالشان و فقيران به جهت فقر و ناداريشان از نجوا با رسول خدا امتناع ورزيدند . اميرالمومنين علي داراي ده درهم و دو راس گوسفند بود آن حضرت با ده درهم ده مرتبه با رسول خدا نجوا فرمود و آن دو راس گوسفند را ذبح كرده و در راه خدا صدقه داد و كسي جز آن حضرت موفق به اين عمل نشد ، پس اين آيه در حق حضرتش نازل شد . بعد از اين ماجرا خداوند فرمود « ءَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ » « آيا ترسيديد فقير شويد كه از دادن صدقات قبل از نجوا خوددارى كرديد؟!» (مجادله آيه 13) پس خداي متعال اين آيه را نسخ كرد و تنها اميرمومنان علي به اين عمل موفق شد .
3. « وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ » (حشر 8)
« و آنها را ( مردم فقير و مستمند را ) بر خود مقدم ميدارند هر چند در خودشان احتياجي باشد »
اين آيه در مورد اميرالمومنين است آن هنگامي كه ميهمان به خانه ايشان آمد و اميرالمومنين و حضرت زهرا جز نان شب چيز ديگري نداشتند ، آنگاه ايشان حسنين را خواباندند و چراغ را خاموش كردند و غذاي خود را به آن ميهمان دادند و آنگاه اين آيه نازل شد .( الامالي ص 185، احتجاج 1/188 ، شواهد التنزيل 2/246 )
4. « لاَ يَسْتَوِي اصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ » (حشر 20)
« هرگز دوزخيان و بهشتيان يكسان نيستند; اصحاب بهشت رستگار و پيروزند! »
نقل شده است كه رسول خدا اين آيه را تلاوت نمود و سپس فرمود « اهل بهشت كساني هستند كه از من پيروي كنند و بعد از من تسليم علي بن ابي طالب بوده و اقرار به ولايت او داشته باشند و اهل آتش كساني هستند كه نسبت به ولايت علي بن ابي طالب خشمگين باشند و عهد و پيمان بيعت او را بشكنند و بعد از من به جنگ با او قيام كنند . ( آيات الفضائل ص684 ، غايه المرام ص 328 ، كفاية الخصام ص 422)
5. « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ » (صف 4)
« خداوند كسانى را دوست مىدارد كه در راه او پيكار مىكنند گوئى بنايى آهنيناند!»
اميرالمومنين ضمن خطبه اي فرمودند « اي مومنان بدانيد كه خداوند عز و جل در قرآن فرموده است " خداوند كسانى را دوست مىدارد كه در راه او پيكار مىكنند گوئى بنايى آهنيناند! " سپس فرمود آيا مي دانيد سبيل و راه خدا چيست ؟ پس فرمود من همان راه و سبيل خداوند هستم كه خدا براي امامت بعد از پيامبر خود معين نموده » ( تفسير نور الثقلين و نيز در ما نزل من القرآن في علي ص 321 شبيه اين روايت آمده است )
6. « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ » (صف 10)
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد! آيا شما را به تجارتى راهنمائى كنم كه شما را از عذاب دردناك رهايى مىبخشد؟! »
اميرمومنان علي عليه السلام فرمود منم آن تجارت بزرگ سودآوري كه به وسيله ي آن از عذاب دردناك خداي متعال رهايي مي يابيد . تجارتي كه خداوند در كتابش بهآن راهنمايي كرده است .(تفسير برهان 4/330)
7. « هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلاَلٍ مُبِينٍ » (جمعه 2)
« و كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزكيه مىكند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مىآموزد هر چند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند!»
حسكاني در شواهد التنزيل از ابن عباس نقل كرده است كه مراد از كتاب قرآن است و مراد از حكمت ولايت علي بن ابي طالب است .( شواهد التنزيل 2/253 )
8. « فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» (تغابن 8)
« حال كه چنين است، به خدا و رسول او و نورى كه نازل كردهايم ايمان بياوريد; و بدانيد خدا به آنچه انجام مىدهيد آگاه است! »
از امام باقر در تفسير اين آيه سوال شد فرمود به خدا سوگند مراد از نور امامان آل محمد هستند تا قيامت . به خدا سوگند آنهايند نوري كه خداوند نازل نمود ، به خدا سوگند آنهايند نور خدا در آسمانها وزمين . ( كافي 1/194، همچنين در غايه المرام ص 437 آمده است كه منظور از نور علي بن ابي طالب است)
9. « فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاَهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلاَئِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ » (تحريم آيه 4) .
« البته خدا و جبرئيل و صالح مؤمنين يارى كننده او (پيغمبر صلى الله عليه و آله) هستند و فرشتگان هم پشتيبان اويند.»
در كتب متعدد از شيعه و سني نقل شده است كه در اين آيه منظور از صالح مومنان اميرالمومنين علي بن ابي طالب عليه السلام مي باشد . (شواهد التنزيل جلد 2 ص 263، ينابيع الموده ص 93، صواعق محرقه ص 144، مصباح الهدايه ص 165، كفايه الطالب ص 137 ، تاريخ دمشق 2/425 ، و تفسير قمي و تفسير مجمع البيان )
10. « يَوْمَ لاَ يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيِهمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ » ( تحريم 8)
« در آن روزى كه خداوند پيامبر و كسانى را كه با او ايمان آوردند خوار نمىكند; اين در حالى است كه نورشان پيشاپيش آنان و از سوى راستشان در حركت است، و مىگويند: «پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانائى!»
در تفسير مجمع البيان از امام صادق در تفسير اينآيه روايت شده است كه فرمود « مقصود از نور امامان هستند يعني آنها در قيامت مومنان را رهبري مي كنند تا به بهشت وارد كنند و در منازل خود ساكن كنند »
همچنين در كتب ديگر آمده است كه در اين آيه منظور از " وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ " علي و اصحاب او هستند .( النور المشتعل ص 262 ، كشف الغمه 1/316 ،دلائل الصدق 2/208)
11. « فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيْئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوْا وَقِيلَ هذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ » (ملك 27)
« هنگامى كه آن (وعده الهى) را از نزديك مىبينند، صورت كافران زشت و سياه مىگردد، و به آنها گفته مىشود: «اين همان چيزي است كه ( مقام آن را ) ادعا مي كرديد »!
در روايات متعدد از ائمه نقل شده است كه فرمودند « اين آيه درباره اميرالمومنين و كساني كه حق ايشان را غصب كردند نازل شده است ، چون آنها در قيامت آن حضرت را در بهترين مقامات بهشتي ببينند رخسار آنها از ترس زشت و سياه شود و سپس به آنها گفته شود اين همان آقايي است كه حق او را غصب كرديد و لقب او را ( اميرالمومنين ) بر خود نهاديد » ( كافي 1/425 ، بحار 37/334 ، ينابيع الموده ص 101 ، شواهد التنزيل 2/265 ، تفسير برهان 4/365) همچنين در تفاسير متعدد مثل تفسير علي بن ابراهيم قمي ، تفسير عياشي ، تفسير مجمع البيان ، تفسير نور الثقلين و تفسير فرات بن ابراهيم ذيل اين آيه اين مضمون اين روايت آمده است)
12. « قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْراً فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاءٍ مَعِينٍ » (ملك 30)
« بگو: «به من خبر دهيد اگر آبهاى (سرزمين) شما در زمين فرو رود، چه كسى مىتواند آب جارى و گوارا در دسترس شما قرار دهد »
جميل بن دراج گويد از امام صادق در مورد تفسير اين آيه شريفه پرسيدم ، حضرت فرمود آيا گمان دارد كه هر گاه خداي متعال امام شما را از ميان بردارد چه كسي براي شما امام و پيشوا آورد تا مسائلي را كه در آن اختلاف داريد بيان نمايد . (تاويل الآيات 2/708)
13. « ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ » (قلم 1)
« ن، سوگند به قلم و آنچه مينويسند »
محمد بن فضيل مي گويد از امام ابي الحسن راجع به تفسير اين آيه شريفه پرسيدم ، حضرت فرمودند مقصود از « ن» رسول خدا است و قلم امير مومنان علي است . ( تاويل الآيات 2/710)
14. « لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ » (حاقه 12)
« تا آن را وسيله تذكرى براى شما قرار دهيم و گوشهاى شنوا آن را دريابد و بفهمد. »
از رسول خدا نقل شده است كه به اميرالمومنين فرمود « خداي متعال مرا امر نموده كه به تو نزديك شوم و از تو دور نگردم و دانش خود را به تو بياموزم و تو آن را حفظ كني و بر خداي تبارك و تعالي است كه به تو قدرت و توان حفظ و نگهداري علوم را مرحمت فرمايد .» پس اين آيه نازل شد . ( اين روايت وشبيه به اين روايت در كتب شيعه و سني نقل شده است از جمله ينابيع الموده ص 120، حليه الاوليا 1/67 ، درر السمطين ص 92 ، مناقب خوارزمي ص 179و190 ، شواهد التنزيل 2/285 ، مناقب ابن مغازلي ص 265 ، اسباب النزول ص 328 ، غايه المرام ص 367 و كتب ديگر )
و در جاي ديگر رسول الله فرمود اذن واعيه گوش شنوا گوش علي بن ابي طالب است .( تفسير برهان 4/375)
15. « وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ » (حاقه 51)
« و آن يقين خالص است! »
امام صادق در تفسير اين آيه شريفه مي فرمايد مقصود از حق يقين همان ولايت علي بن ابي طالب است ، كسي كه آن را تكذيب كند در حسرت و ندامت خواهد بود و او در واقع حق يقين را تكذيب نموده كه ولايت آن حضرت واجب و لازم است . (تفسير برهان 4/380)
16. « رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمنَ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً » (نوح 28)
« پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام كسانى را كه با ايمان وارد خانه من شدند، و جميع مردان و زنان باايمان را بيامرز »
امام رضا راجع به اين آيه شريفه فرمودند مقصود خداوند متعال از خانه و بيت ولايت علي بن ابي طالب است كه هر كس وارد آن شود در واقعه به خانه پيامبران وارد شده است . ( تفسير برهان 4/390)
17. « وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ » ( جن 13)
« ما هنگامى كه هدايت قرآن را شنيديم به آن ايمان آورديم »
محمد بن فضيل از امام ابي الحسن راجع به اينآيه پرسيدم حضرت فرمودند « منظور از هدي اشاراتي است كه رسول خدا راجع به ولايت امير مومنان علي و پيشوايان از فرزندانش به امت رسانيده و اين مطلب را به آنان فهمانيده بود هر كه آنرا بپذيرد و با آن وارد صحراي رستاخيز گردد از هيچ زيان و نقصاني و از هيچ ستمي نمي ترسد .
18. « وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَاءً غَدَقاً » (جن 16)
« و اينكه اگر آنها ( جن و انس) در راه درست استقامت ورزند، با آب گوارا سيرابشان مىكنيم! »
در تفسير قمي از امام صادق نقل شده است كه منظور از استقامت در راه در اينآيه استقامت بر ولايت علي بن ابي طالب است.(بحار الانوار 24/110 )
19. « لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَاباً صَعَداً » (جن 17)
« هدف اين است كه ما آنها را با اين نعمت فراوان بيازماييم; و هر كس از ذكر پروردگارش روى گرداند، او را به عذاب شديد و فزايندهاى گرفتار مىسازد! »
از ابن عباس در تفسير اين آيه روايت شده است كه گفت مقصود از ذكر خداوند در اين آيه ولايت علي بن ابي طالب است كه دوري از آن موجب عذاب سخت خواهد شد. ( شواهد التنزيل 2/290، تاويل الايات 2/728)
20. « قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَداً * إِلَّا بَلاَغاً مِنَ اللَّهِ وَرِسَالاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فَيهَا أَبَداً * حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِراً وَأَقَلُّ عَدَداً » (جن آيات 22 تا 24)
بگو: «(اگر من نيز بر خلاف فرمانش رفتار كنم) هيچ كس مرا در برابر او حمايت نمىكند و پناهگاهى جز او نمىيابم; * تنها وظيفه من ابلاغ از سوى خدا و رساندن رسالات اوست; و هر كس نافرمانى خدا و رسولش كند، آتش دوزخ از آن اوست و جاودانه در آن مىمانند! *(اين كار شكنى كفار همچنان ادامه مىيابد) تا آنچه را به آنها وعده داده شده ببينند; آنگاه مىدانند چه كسى ياورش ضعيفتر و جمعيتش كمتر است!»
در تفسير علي بن ابراهيم قمي ذيل اينآيه آمده است كه مراد از" إِلَّا بَلاَغاً مِنَ اللَّهِ" اين است كه رسول خدا مي فرمايد من از طرف خداوند مامور هستم كه ولايت علي بن ابي طالب را به شما ابلاغ كنم. و گويد مراد از" وَمَن يَعْصِ اللَّهَ" نافرماني خدا و رسول او نسبت به ولايت علي است كه خداوند وعده عذاب ابدي بر آن داده است .رسول خدا فرمود يا علي تويي قسمت كننده بهشت و دوزخ و تويي كه به دوزخ مي گويي اين شخص مومن از من است و اين شخص كافر از تو است ( و چون رسول خدا اين سخنان را فرمود ) منافقان گفتند اي محمد آنچه از عذاب خدا درباره مخالفت با علي به ما گفتي كي خواهد بود . پس اين آيه نازل شد" حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ" يعني چون امام مهدي قيام كند و يا مرگ و قيامت را مشاهده كنند خواهند دانست كه عزيز كيست وذليل كيست . سپس گويد مقصود از منافقان ابوبكر و عمرو عثمان و معاويه و عمروبن عاص و كينه توزان از قريش هستند كه دشمني علي بن ابي طالب را در دل داشتند. همچنين در تفسير آيه گويد مراد از " فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِراً وَأَقَلُّ عَدَداً" سخن اميرالمومنين است كه به عمر بن خطاب كه چون در خانه علي را آتش زد وبدون اجازه وارد شد اميرالمومنين او را بر زمين زد و فرمود به خدا سوگند اي پسر صحاك اگر سفارش و پيمان رسول خدا و تقدير الهي نبود مي دانستي كه كدام يك از ما ضعيف تر و بي پناه تر مي بوديم. ( آيات الفضائل ص 727)
21. « إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ» ( مزمل 20)
« پروردگارت مىداند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند نزديك دو سوم از شب يا نصف يا ثلث آن را به پا مىخيزند»
از ابن عباس روايت شده است كه گفت نخستين كسي كه با رسول خدا در شب زنده داري به عبادت برخاست علي بود و نخستين كسي كه با او بيعت نمود علي بود و نخستين كسي كه از مكه با رسول خدا به مدينه هجرت نمود علي بود . و باز از ابن عباس نقل است كه منظور از " وَطائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ " علي و ابوذر هستند . ( شواهد التنزيل 2/291)
22. « كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ » (مدثر آيه 38 و 39)
« (آرى) هر كس در گرو اعمال خويش است، * مگر اصحاب يمين»
در تفسير قمي گويد مقصود از يمين اميرالمومنين است و مقصود از اصحاب يمين شيعيان او هستند. ( شبيه اين روايت در شواهد التنزيل 2/293 و احقاق الحق 14/516 نيز آمده است .)
23. « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْماً كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لاَ نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلاَ شُكُوراً » (انسان آيات 5 تا 22 )
اين آيات به يكي از فضائل امير المومنين و اهل بيت ايشان اشاره مي كند و آن مقدم داشتن مسكين و يتيم و اسير بر خودشان است . روزي امام حسن و امام حسين عليه السلام بيمار شدند ،پيامبر و جمعي از ياران به ديدن آنها آمدند . پيامبر به آنها فرمود كه براي شفاي فرزندان خويش نذري كنند . حضرت علي و حضرت فاطمه و فضه هم نذر كردند كه سه روز روزه بگيرند و حسنين هم گفتند كه ما هم روزه مي گيريم. پس از مدتي هر دو شفا يافتند ، حضرت علي سه من جو گرفتند و حضرت فاطمه با يك سوم آنها نان درست كردند موقع افطار مسكيني درخانه آنها را زد و گفت من از مستمندان مسلمان هستم و غذايي ندارم آنها هم سهم غذاي خود را به او دادند و با آب افطار كردند . روز دوم هم موقع افطار يتيمي به در خانه آمد و تقاضاي غذا كرد و آنها دوباره غذاي خود را ايثار كردند و خود با آب افطار كردند . در وز سوم نيز اسيري به در خانه آمد وغذاي آنان را در خواست كرد و آنان نيز در روز سوم هم با اب افطار كردند . صبح كه شد حضرت علي با حسنين خدمت پيامبر رفتند در حاليكه از شدن گرسنگي به خود مي لرزيدند. پيامبر وقتي آنان را به اين حالت ديد خيلي ناراحت شدند و همراه آنها به خانه حضرت فاطمه رفتند وقتي وارد خانه شدند ديدندكه حضرت فاطمه در محراب عبادت ايستاده در حاليكه از شدت گرسنگي چشم هايشان گود شده بود . در همين هنگام جبرئيل نازل شد و فرمود پيامبر اين سوره را بگير خداوند با چنين خانواده اي به تو تهنيت و مبارك باد مي گويد. ( اين داستان در كتب متعدد شيعه و سني آمده است از جمله ما نزل من القرآن في علي ص 326 ، مناقب علي بن ابي طالب ص 272 ، كفايه الطالب ص 345 ، مناقب خوارزمي ص 188 ، فرائد السمطين 1/53 ، شواهد التنزيل 2/298 ، الرياض النضره 2/207 ، تبصره ابن جوزي ص 449 ، الاصابه ابن حجر 4/376 ، محاضره الابرار 1/103 و بسيار كتب ديگر كه براي تفضيل به كتاب آيات الفضائل ص 736 مراجعه كنيد. )
24. « يُدْخِلُ مَن يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً » (انسان 31)
« و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) در رحمت (وسيع) خود وارد مىكند، و براى ظالمان عذاب دردناكى آماده ساخته است! »
امام صادق در تفسير اينآيه شريفه مي فرمايند ولايت امير مومنان علي همان رحمت خدا بر بندگان است كسي كه ولايت حضرتش را بپذيرد از نجات يافتگان و مقربان خواهد بود و كسي كه از پذيرفتن آن سرباز زند از هلاك شوندگان خواهد شد . ( تفسير فرات ص 529 ح 4 )
25. « عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ *عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ * الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ » (نبا 1تا3)
« آنها از چه چيز از يكديگر سؤال مىكنند؟! * از خبر بزرگ و پراهميت * همان خبرى كه پيوسته در آن اختلاف دارند! »
از اميرالمومنين نقل شده است كه فرمود صخر بن حرب خدمت رسول خدا آمد و گفت امامت پس از شما ازآن كيست . رسول خدا فرمود امامت بعد از من براي كسي است كه براي من همانند هارون است براي موسي . سپس اين آيه نازل شد . يعني اهل مكه نسبت به خلافت علي از تو سوال خواهند نمود . علي نبا عظيم است كه آنها در آن اختلاف مي كنند و بعضي از آنها ولايت او را تصديق و برخي تكذيب مي كنند و به زودي آنها در قبرهاي خود از ولايت او پرسيده خواهند شد و حقانيت او را خواهند دانست .
البته در برخي تفاسير آمده است كه منظور از نبا عظيم رستاخيز است كه بايد به اين نكته اشاره كرد كه در روز رستاخيز مسلمانان اختلافي با هم ندارند يعني اين نيست كه برخي آن را قبول داشته باشند و برخي آن را قبول نداشته باشند . و ضمنا اين روايت در كتب معتبر شيعه و سني آمده است . ( كافي 1/207 ، شواهد التنزيل 2/317 ، عيون الاخبار ص 181 ، مناقب كاشي ص 113 ، دلائل الصدق 2/321 ، بصائر الدرجات ص 96 ،تفسير قمي 2/401 ، براي تفصيل بيشتر به آيات الفضائل ص 750 رجوع شود .)
26. « يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلاَئِكَةُ صَفّاً لاَّ يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَقَالَ صَوَاباً » (نبا 38)
« روزى كه «روح» و «ملائكه» در يك صف مىايستند و هيچ يك، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمىگويند، و (آنگاه كه مىگويند) درست مىگويند! »
امام باقر در تفسير اين آيه فرمودند « چون روز قيامت شود خداوند لا اله الا الله را از دلهاي مردم سلب مي كند مگر كساني كه به ولايت علي اقرار داشته باشند و اين است معناي قول خداوند" إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ" يعني احدي قدرت سخن گفتن ندارد مگر اهل ولايت علي كه تنها به آنها اجازه گفتن لا اله الا الله داده خواهد شد . ( شواهد التنزيل 2/322 ، بحار الانوار 7/206)
27. « يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ * تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ » (نازعات 6و7)
« آن روز كه زلزلههاى وحشتناك همه چيز را به لرزه درمىآورد، *و بدنبال آن، حادثه دومين ( صيحه عظيم محشر) رخ مىدهد، »
امام صادق در تفسير اين دو آيه فرمودند منظور از آيه اول حسن بن علي است و منظور از آيه دوم اميرالمومنين علي بن ابي طالب هست . ( تفسير برهان 4/424)
28. « وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى » (نازعات 40 و 41)
« و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوى بازدارد، * قطعا بهشت جايگاه اوست! »
از ابن عباس روايت شده است كه مقصود از علي بن ابي طالب است كه از حضور در پيشگاه خداوند در قيامت ترسيد و از نافرماني خدا و هواي نفس خويش دوري جست . يعني از محرمات خداوند كه نفس او به آن مايل بود پرهيز نمود . پس بهشت مخصوص او گرديد و هر كه چنين باشد او نيز اهل بهشت خواهد بود. ( شواهد التنزيل 2/323 )
29. « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ » (عبس 38 و39)
« چهرههائى در آن روز گشاده و نورانى است، * خندان و مسرور است; »
از انس بن مالك روايت شده است كه گفت از رسول خدا درباره اين آيه سوال كردم فرمود « اي انس مقصود از اين صورتهاي شاد و خرم صورتهاي ما فرزندان عبد المطلب است مانند من و علي و حمزه و جعفر و حسنين و فاطمه كه چون از قبرهاي خود خارج شويم و وارد صحنه قيامت گرديم صورتهاي ما به واسطه درك وعده هاي خداوند مانند خورشيد تابان خواهد بود و خندان و خرم هستيم .»
30. « إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ * وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ * ................................... فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ * عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ » (مطففين 29 تا 36)
« بدكاران (در دنيا) پيوسته به مؤمنان مىخنديدند، * و هنگامى كه از كنارشان مىگذشتند آنان را با اشاره تمسخر مىكردند، * و چون به سوى خانواده خود بازمىگشتند مسرور و خندان بودند، * و هنگامى كه آنها را مىديدند مىگفتند: «اينها گمراهانند!» * در حالى كه هرگز مامور مراقبت و متكفل آنان ( مؤمنان) نبودند! * ولى امروز مؤمنان به كفار مىخندند، * در حالى كه بر تختهاى آراسته بهشتى نشسته و (به سرنوشت شوم آنها) مىنگرند! * ( تا ببينند ) آيا كافران به پاداش آنچه مي كردند رسيده اند ؟ »
ابوحمزه ثمالي از امام سجاد نقل مي كند كه فرمود « چون روز قيامت شود دو تخت مزين از بهشت خارج گردد و در كنار دوزخ قرار گيرد و سپس اميرالمومنين آيد و بر آنها قرار گيرد بخندد و چون بخندد جهنم زيرو رو شود و آن دو نفر ( يعني اولي و دومي ) را از دورخ خارج كنند و مقابل اميرالمومنين قرار دهند . و چون مقابل آن حضرت قرار گيرند گويند اي اميرمومنان و اي وصي خدا آيا به ما ترحم نمي كني و براي ما نزد پروردگار خود شفاعت نمي نمايي .» امام سجاد مي فرمايد « پس علي به آنها مي خندد و سپس از جاي خود حركت مي كند و داخل بهشت مي شود وآن دو تخت بالا مي روند و اولي و دومي نيز به دوزخ باز مي گردند . و اين است معناي آيه " فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ * عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ " (دلائل الصدق 22/339 ، بحار الانوار 36/66 )
31. « وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ » (بروج 3)
از امام صادق نقل است كه فرمودند شاهد رسول خدا و مشهود علي بن ابي طالب است . ( كافي 1/425 ،معاني الاخبار 285)
32. « يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي » ( فجر 27-30 )
« اي نفس قدسي مطمئن * به سوي پروردگارت باز آي كه تو از او و او از تو راضي است * پس در صف بندگان خاص من درآي * و وارد بهشت من شود »
امام صادق در تفسير اينآيات شريفه فرمودند « مقصود نفس امير مومنان علي است كه آنچه در دوست خودش (از نعم و مقام ) مي بيند خشنود است و آنچه ( از پستي و عذاب ) در دشمن خود مي بيند خشنود است . ( القطره 2/281)
33. « وَ وَالِدٍ وَمَا وَلَدَ » (بلد 3)
« سوگند به پدري ( چنان ) و آن كسي را كه به وجود آورد »
در شواهد التنزيل از امام باقر نقل كرده است كه فرمود مقصود از والد اميرالمومنين است و مقصود از ما ولد حسن و حسين هستند . ( شواهد التنزيل 2/331، نيز در كافي 1/414 هم آمده است .)
34. « أَلَمْ نَجْعَل لَهُ عَيْنَيْنِ * وَلِسَاناً وَشَفَتَيْنِ » (بلد 8 و 9)
« آيا براى او دو چشم قرار نداديم، * و يك زبان و دو لب؟! »
امام باقر در تفسير اين آيات شريفه مي فرمايند مقصود از دو چشم رسول خدا و منظور از زبان امير مومنان علي و مراد از دو لب امام حسن و امام حسين هستند . ( تاويل الآيات 2/798)
35. « فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ » (بلد 11)
« نخواست از از گردنه بالا رود »
از امام باقر نقل است كه فرمود منظور از عقبه ما هستيم و هر كه ما را بپذيرد و ولايت ما را قبول كند نجات خواهد يافت . (شواهد التنزيل 2/332 ،و نيز در كافي 1/430 و تفسير فرات كوفي آمده است .)
36. « وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا * وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاَهَا * وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاَّهَا» (شمس 1 تا 3)
« به خورشيد و گسترش نور آن سوگند، * و به ماه هنگامى كه بعد از آن درآيد، * و به روز هنگامى كه صفحه زمين را روشن سازد، »
از ابن عباس روايت شده است كه گويد مقصود از شمس رسول الله است و مقصود از قمر علي بن ابي طالب است و مقصود از نهار حسن و حسين هستند و مقصود از ليل بني اميه مي باشند . ( شواهدالتنزيل 2/333 ، تفسير فرات 212 ، بحار الانوار 24/70)
37. « إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا » (شمس 12)
« آنگاه كه شقىترين آنها بپاخاست، »
در كتب بسياري نقل شده است كه منظور از اين آيه ابن ملجم است . همو كه بر سر مولي الموحدين ، امام المتقين ، اميرالمومنين علي بن ابي طالب ضربه زد و رسول الله قبلا به اميرالمومنين خبرش را داده بود و خود آن حضرت هم گاه گاهي به آن اشاره مي فرمودند .( تفسير نور الثقلين ، بحار الانوار 11/376 ، مسند احمد بن حنبل 4/263 ، مناقب ابن مغازلي ص 8 ،خصائص اميرالمومنين ص 39) و او به اين دليل شقي ترين امت است كه هم او امام را كشت و هم امام او را كشت .
38. « فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ * وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَب » (شرح7و 8)
« پس هنگامى كه از كار مهمي ( نبوت ) فارغ شدي به كار مهم ديگري ( امامت ) بپرداز * و به سوى پروردگارت تقرب جوي »
از امام صادق نقل شده است كه فرمودند « مقصود اين است كه چون از انجام وظيفه نبوت و پيامبري فارغ شدي علي را به جاي خود منصوب كن و به پروردگار خود تقرب جوي » ( اين تفسير و روايت در كتب بسياري نقل شده است از جمله تفسير صافي ، كافي 1/294 ، تاويل الايات 2/811 ، شواهد التنزيل 2/349 )
39. « وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ * وَطُورِ سِينِينَ * وَهذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ * لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ * فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ * أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ » ( سوره تين )
« قسم به انجير و زيتون * و سوگند به «طور سينين»، * و قسم به اين شهر امن ( مكه)، *كه ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريديم، * سپس او را به پايينترين مرحله بازگردانديم، * مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند كه براى آنها پاداشى تمامنشدنى است! * پس چه چيز سبب مىشود كه بعد از اين همه (دلايل روشن) روز جزا را انكار كنى؟! * آيا خداوند بهترين حكم كنندگان نيست »
از امام صادق نقل شده است كه فرمود تين و زيتون حسن و حسين هستند ، طور سينين علي و بلد امين رسول خدا مي باشد . (تفسير نور الثقلين 5/607 ، بحار الانوار 16/90 ) ودر مناقب ابن شهر آشوب آمده است كه منظور از انسان ابوبكر است كه به واسطه دشمني با اميرالمومنين به اسفل السافلين يعني پايين ترين درجه دوزخ بازگشته است . در شواهد التنزيل آمده است كه مقصود از" فما يكذبك بعد بالدين " يعني ولايت اميرالمومنين علي بن ابي طالب عليه السلام . ( شواهد التنزيل 2/353)
40. « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيِّةِ » ( بينه آيه 7و 8)
« (اما) كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترين مخلوقات (خدا)يند! »
اين آيه طبق روايات فراواني كه از اهل سنت و شيعه آمده است در مورد امير المومنين است .
جابر بن عبدالله انصاري مي گويد كه ما در خدمت پيامبر اكرم كنار خانه خدا نشسته بوديم علي عليه السلام به سوي ما مي آمد وقتي چشم پيامبر به او افتاد گفتند كه برادرم به سراغ شما مي ايد بعد رو به كعبه كردند و گفتند به خداي اين كعبه قسم كه اين مرد و شيعيانش در قيامت رستگارانند ، بعد رو به ما كردند و گفتند به خدا سوگند او قبل از همه شمابه خدا ايمان آورد وفاي به عهدش از همه بيشتر است ، مساوات و قضاوتش از همه بهتر است ، عدالتش از همه بيشتر و مقامش نزد خدا از همه بالاتراست . ( شبيه اين روايت در تفسير صافي ، بحار الانوار 23/390 ، الامالي ص 158، مصباح الهدايه ص 118 ، شواهد التنزيل 2/356 ، در المنثور 8/589 ، نور الابصار 70/101 ) جابر مي گويد در اينجا بود كه خداوند آيه اي كه در بالا است را نازل كردند و از آن به بعد هنگامي كه علي (ع) مي آمد ياران پيامبر مي گفتند بهترين خلق خدا بعد از رسول الله امد .
مقاتل بن سليمان از ضحاك از ابن عباس نقل كرده است كه اين آيه در شأن على عليه السلام و اهل بيت او نازل شده است (غاية المرام باب 94 حديث 9)
۴۱.« وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحاً * فَالْمُورِيَاتِ قَدْحاً * فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحاً * فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً * فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً » (سوره عاديات )
« سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالى كه نفسزنان به پيش مىرفتند، * و سوگند به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد سمهايشان با سنگهاى بيابان)، * و سوگند به هجوم آوران سپيده دم * كه گرد و غبار به هر سو پراكندند، * و (ناگهان) در ميان دشمن ظاهر شدند،»
اين سوره در مورد جنگ ذات السلاسل است . در اين جنگ به رسول الله خبر دادند كه دوازده هزار نفر آماده شدند تا اينكه تو و علي را شهيد كنند. رسول الله هم لشگري چهار هزار نفري آماده كردند و آن را به فرماندهي ابوبكر فرستادند ، ابوبكر رفت و با آنها جنگ نكرده بازگشت . در روز بعد عمر رفت و مثل رفيق خودش جنگ نكرده از دشمن ترسيد و بازگشت . در روز بعد رسول الله اميرالمومنين را فرستادند وايشان با همان لشگر به سرعت رفتند و در صبح چنان حمله اي به آنان كردند كه هنوز انتهاي لشكر به دشمن نرسيده بود دشمن شكست خورد و غنائم فراواني نصيب مسلمين شد . ( اين داستان را به طور مفصل در كتاب آيات الفضائل ص 799 مطالعه كنيد .)
۴۲. « فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ » ( قارعه 6)
« اما كسى كه (در آن روز) ترازوهاى اعمالش سنگين است،»
در كتب متعدد از ائمه و مفسرين نقل شده است كه منظور از اين آيه اميرالمومنين است كه حتي به اندازه چشم بر هم زدني نافرماني خدا را نكردند . ( مناقب ابن شهر آشوب 2/151 ، تاويل الايات 2/489 ، بحار الانوار 39/280 ، تفسير قمي و ... )
۴۳. « ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ » (سوره تكاثر آيه 8).
« آنگاه در آنروز از نعمتها پرسيده شوند. »
در كتب بسياري از طريق شيعه و سني نقل شده است كه مقصود از نعيم در اين آيه ولايت امير المؤمنين و ائمه است كه از آن پرسيده خواهد شد . ( درر السمطين ص 109 ، ما نزل من القرآن في علي ص 285 ، غاية المرام باب 48، شواهد التنزيل جلد 2 ص 368 ، ینابیع المودة 111 و 112، احتجاج ص 125 ، بحار الانوار 93/118 ، تفسير عياشي ، كافي 6/280 ،عيون ص 270 ).
ممكن است بنظر بعضى چنين برسد كه خداوند چرا صريحا نام على عليه السلام را در قرآن نياورده كه او جانشين پيغمبر است تا مسلمين دچار اختلافات نشوند؟
پاسخ اين اشكال يا اعتراض اينست كه اولا موضوع ولايت على عليه السلام مورد آزمايش است و بايستى مردم بوسيله آن آزمايش شوند چنانكه از جمله آياتى كه مؤيد اين مطلب است آيه شريفه « الم أحسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون » (سوره عنكبوت آيه 1)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|