تبليغاتX
اثبات حقانیت امیرالمومنین - نقش شورا در تعيين خليفه (امر در قرآن)
 
اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله
 

«أمر در قرآن»؛

يكي از مباحث بسيار مهمي كه بايد مورد دقت قرار گيرد، مسأله‌ي «أمر در قرآن» است.

از جمله آياتي که اهل سنت در اثبات انتخابي بودن امامت و خلافت بيان مي‌كنند آيه‌ي شوراست. خداوند در سوره‌ي شورا آيه‌ي 38 مي‌فرمايد «وَأَمْرُهُمْ شُورَى‏ بَيْنَهُمْ» و در سوره‌ي آل عمران آيه‌ي 159 مي‌فرمايد «وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ»، و اهل سنت با تمسك به اين دو آيه در صدد اثبات انتخابي بودن امامت وخلافت هستند.

نكته‌ي بسيار مهمي كه بايد دقت شود اين است كه امر در آيات قرآن به يك معنا نيامده است، بلكه در معاني متعددي به كار رفته است كه به بيان آن مي‌پردازيم:

1. دستور و فرمان:‍

لفظ «امر» در بسياري از آيات به اين معناست: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» «وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ» «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» «قَالَ مَامَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ» «وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاَةِ»

2. نبوت و دين :

خداوند از زبان حضرت موسي مي‌فرمايد: «وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي» «و او (هارون را) را در كارم شريك ساز»

در سوره جاثيه مي‌خوانيم «وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ (آيه‌ي 17)» «و دلايل روشنى از امر نبوت و شريعت در اختيارشان قرار داديم آنها اختلاف نكردند مگر بعد از علم و آگاهى و اين اختلاف بخاطر ستم و برترى‏جويى آنان بود»

«ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى‏ شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ (آيه‌ي 18)» «سپس تو را در امردين بر شريعت و آيين حقى قرار داديم از آن پيروى كن و از هوسهاى كسانى كه آگاهى ندارند پيروى مكن»

3. كار:

«وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ (حجرات/7)» «و بدانيد رسول خدا در ميان شماست هرگاه در بسيارى از كارها از شما اطاعت كند، به مشقت خواهيد افتاد»

«وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ (انبياء/93)» «(پيروان پيامبران) كار خود را به تفرقه در ميان خود كشاندند»

«بِل لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً (رعد/31)» «همه كارها در اختيار خداست»

«وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ (مريم/39)» «و آنان را از روز حسرت بيم ده، آنگاه كه كار به پايان برسد و آنان در غفلت باشند»

4. جنگ و كارزار:

«طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْراً لَهُمْ (محمد/21)» «اطاعت و سخن سنجيده براى آنان (مؤمنين) بهتر است و اگر هنگامى كه جهاد قطعى مى‏شود به خدا راست گويند براى آنها بهتر مى‏باشد»

«وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى‏ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَا تُحِبُّونَ (آل‌عمران/152)» «خداوند وعده خود را به شما (پيروزى بر دشمن) تحقق بخشيد در آن هنگام كه دشمنان را به فرمان او، به قتل مى‏رسانديد، تا اينكه سست شديد و در امرجنگ، به نزاع پرداختيد و بعد از آن كه آنچه را دوست مى‏داشتيد به شما نشان داد، نافرمانى كرديد»

«إِذْ يُرِيكَهُمُ اللّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلاً وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلكِنَّ اللّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (انفال/43)» «در آن هنگام كه خداوند تعداد آنها را در خواب به تو كم نشان داد و اگر فراوان نشان مى‏داد، مسلما سست مى‏شديد و (درباره شروع جنگ با آنها) كارتان به اختلاف مى‏كشيد ولى خداوند (شما را از شر اينها) سالم نگه داشت»

حال اگر بخواهيم با آيات شورا اين نتيجه را بگيريم كه هر امري با مشورت بايد انجام بپذيرد، اين نتيجه با بسياري از آيات تناقض دارد، از طرفي فرمان الهي امري است كه به هيچ وجه با مشورت مسلمين تطابق ندارد. يعني هرگز خداوند با مشورت با مسلمانان امري را صادر نفرموده است.

از طرف ديگر در بحث نبوت و دين هم اينگونه است. يعني هيچ پيامبر و يا جانشين پيامبر و هيچ حكم ديني با مشورت مسلمين تعيين نشده است، بنابراين امر به شوري امري است كه هيچ ربطي به خلافت و جانشيني ندارد، زيرا علاوه بر اينكه در بخش اول با دلايل گوناگون به اثبات رسيد كه امامت و خلافت امري الهي است و ربطي به «أَمْرُهُمْ» يعني امر انساني ندارد، همان‌گونه كه بيان شد حضرت موسي در امر تعيين جانشين، حتي خودش هم نمي‌تواند انتخاب كند و مي‌فرمايد «وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي» «و او (هارون را) را در كارم شريك ساز»، يعني با اين سخن كاملا معلوم است كه امر جانشيني و خلافت، امري الهي است و حتي پيامبران هم در تعيين آن نقشي ندارند، بلكه وظيفه‌ي آنان تبليغ و معرفي جانشين است.

پس معاني اول و دوم امر هيچ ارتباطي با مشورت و شورا ندارد، و امر در اين آيات با امردر آيات شورا كاملا تفاوت مي‌كند.

در سومين معناي امر (يعني كار) هم در موارد بسياري خداوند اختيار را به ديگري واگذار نكرده است. به عنوان مثال خداوند در سوره آل‌عمران مي‌فرمايد «لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْ‏ءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ» «هيچ‏گونه اختيارى (در باره عفو كافران) براى تو نيست مگر اينكه (خدا) بخواهد آنها را ببخشد، يا مجازات كند زيرا آنها ستمگرند» يعني حتي در مورد بخشش كافران هم امر با خداست.

پس به اين نتيجه مي‌رسيم كه آيات شورا منحصرا در مورد مشورت در امور جنگي است، و در مواردي مانند تعيين جانشين به هيچ وجه كار به مردم واگذار نشده است. اين معنا از خود آيات شورا هم به دست مي‌آيد، خداونددر سوره آل‌عمران در بين آيات مربوط به جنگ احد و فرار مسلمانان از صحنه جنگ، مي‌فرمايد «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى‏ اللّهِ» «آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب و در كارها، با آنان مشورت كن اما هنگامى كه تصميم گرفتى برخدا توكل كن» (آل‌عمران/159). يعني اولا بحث مشورت تنها و تنها در امور جنگي است، ثانيا سياق آيه مي‌رساند كه اين مشورت به خاطر نوعي دلگرمي و تحبيب قلوب است زيرا ابتداي آيه به پيامبر مي‌فرمايد كه آنان را ببخشد و براي آنان از خدا هم طلب مغفرت كند، يعني گويا اين افراد عملي را مرتكب شده بودند كه مورد رضايت خدا و رسول نبوده است، ولي براي اينكه آنان از دين دلسرد نشوند و براي اينكه قلوب آنان محكم شود ابتدا به پيامبر امر مي‌فرمايد كه آنان را ببخشد و براي آنان طلب غفران كند و بعد مي‌فرمايد كه با آنان مشورت كن.

ثالثا در اين آيه خداوند به پيامبر مي‌فرمايد كه با آنان مشورت كند، يعني رهبر منصوب الهي وجود دارد كه با مردم مشورت كند. به ديگرسخن ابتدا بايد رهبر و زعيم مردم از طرف خداوند نصب شود و بعد اين رهبر الهي در مباحث جنگي با مردم مشورت كند، و نكته‌ي بسيار قابل توجه اين است كه بعد از مشورت هم هرگونه كه اين رهبر الهي تصميم گرفت همان‌گونه بايد عمل شود، زيرا خداوند مي‌فرمايد «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى‏ اللّهِ» «هنگامى تو كه تصميم گرفتى برخدا توكل كن». يعني يك فصل‌الخطابي وجود دارد نه اينكه چند نفر به رأي و نظر خود تصميم‌گيري كنند و ديگران را وادار كنند كه آن عمل را انجام دهند. اصلا اين امر كاملا نامعقول است كه خداوند بفرمايد مردم با همديگر مشورت كنند و يك رهبر براي خود انتخاب كنند، بعد با آن رهبر مشورت كنند! زيرا در اين صورت در اولين مشورت كه براي انتخاب رهبر است كسي به عنوان فصل‌الخطاب وجود ندارد كه آنان را در صراط مستقيم قرار دهد و معلوم نيست كه مردم چگونه و بر چه اساسي انتخاب كنند و چه بسا كه تحت تأثير شرايط قرار بگيرند و يا از روي هواي نفس كسي را انتخاب كنند. به ديگر سخن از اينكه خداوند در اين آيه تصميم‌گيري را بر عهده پيامبر قرارداده است مي‌فهميم كه نقش مردم درشورا فقط در حد ارائه شور است نه تصميم‌گيري، يعني حتي در امور جنگي هم كه آنان مي‌توانند مشورت دهند حق هيچ‌گونه تصميم‌گيري ندارند. اين امر دلايل زيادي مي‌تواند داشته باشد، به عنوان مثال خداوند در سوره حجرات مي‌فرمايد: «وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ (حجرات/7)» «و بدانيد رسول خدا در ميان شماست هرگاه در بسيارى از كارها از شما اطاعت كند، به مشقت خواهيد افتاد». طبق اين آيه‌ي شريفه در بسياري از كارها اگر پيامبر با مردم مشورت كند همگي به مشقت خواهند افتاد، اين كارها از كارهايي است كه به خود مردم واگذار شده است مانند مشورت در نحوه‌ي جنگيدن، ولي باز هم اگر رسول الله از سخن مردم تبعيت كند نتايج خوبي درپي ندارد، آنگاه چگونه است كه اين مردم در امر جانشيني پيامبر نه تنها نظر مي‌دهند بلكه براي خود و ديگران تصميم‌گيري مي‌كنند؟

درسوره شوري هم خداوند مي‌فرمايد «وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى‏ بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ (شوري/38)» «(پاداش الهي براي) كسانى است كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپا مى‏دارند و كارهاي مربوط به خود را با مشورت انجام مي‌دهند و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند»

همان‌گونه كه در آيه‌ي قبل بيان شد برخلاف نظر اهل سنت هيچ دليلي مبني براينكه اين آيه مشورت در مورد خلافت و جانشيني را مطرح مي‌كند وجود ندارد بلكه دلايل بسيار زيادي بر رد اين نظريه وجود دارد كه در بخش اول به طورمفصل بحث شد. در آنجا اثبات شد كه امرجانشيني پيامبرامري است الهي و نقش مردم تنها بيعت كردن با امام است، ولي در اين آيه سخن از‌ «أَمْرُهُمْ» است، يعني در اموري كه مربوط به مسلمين است آنان مشورت مي‌كنند.

نكته‌ي آخر در هيچ‌كدام از آيات شورا وجوب تشكيل شورا و وجوب تبعيت از امر شورا بيان نشده است. يعني هيچكدام از اين دو آيه‌ي شريفه و آيات ديگر بيان نكرده‌اند كه مؤمنان بايد در همه‌ي كارها مشورت كنند، يا اينكه اگر گروهي مشورت كردند حتما بايد از نظر آنها پيروي شود، بلكه اين آيات حداكثر بيانگر فضيلت شور و مشورت را بيان مي‌كند نه چيز ديگري را.

 
  POWERED BY BLOGFA.COM