تبليغاتX
اثبات حقانیت امیرالمومنین - قرآن و پاسخ به شبهات وهابیون
 
اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله
 

پاسخ به برخي شبهات وهابيت با استفاده از داستان يكي از انبياء

وهابيون فرقه اي هستند كه دويست سال پيش به وجود آمدند ، در حالي كه خداوند 1400 قبل فرموده امروز دين شما را كامل كردم و نعمت را تمام كردم ، ولي متاسفانه هم وهابيون و هم چهار مذهب اهل سنت پس از اين ماجرا به وجود آمدند و هيچ حديث و آيه اي هم در شان آنها نازل نشده است و رسول الله هم در مورد پيروي از آنان حديثي نفرموده اند ولي با اين همه آنان ادعاي دين و ايمان دارند و به شيعياني كه از صدر اسلام و زمان رسول الله به وجود آمدند ايراد مي گيرند . عمده اين ايرادات عبارتست از شفاعت و زيارت و توسل و تبرك و علم غيب و عصمت كه ما در اين مقاله به بررسي آن مي پردازيم .

يكي از داستانهايي كه دراين زمينه بسيار به ما كمك ميكند داستان حضرت يوسف است .

 در اين داستان هنگامي كه حضرت يوسف پس از سالها مي خواهد به كنعان باز گردد به برادران خود مي گويد « اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَذا فَأَلْقُوهُ عَلَى‏ وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ » (يوسف 93) ‌« اين پيراهن مرا ببريد، و بر صورت پدرم بيندازيد، بينا مى‏شود! و همه نزديكان خود را نزد من بياوريد!» در اينجا ما مي بينيم كه حضرت يوسف با صراحتا مي گويد پيراهن را ببريد و روي صورت او بياندازيد او بينا مي شود ،‌ آيا اين چيز ديگري غير از علم غيب است . در ادامه سوره يوسف اين مطلب را تاييد مي كند كه چشم حضرت يعقوب بينا شد « فَلَمَّا أَن جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى‏ وَجهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ » (يوسف 96) « و هنگامى كه بشارت دهنده فرا رسيد، آن (پيراهن) را بر صورت او افكند; ناگهان بينا شد! گفت: «آيا به شما نگفتم من از خدا چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد؟!» در اينجا مي بينيم كه علاوه بر علم غيب حضرت يوسف براي شفاي پدرش به پيراهن متوسل مي شود ، و مي گويد پيراهن مرا روي صورت اوبياندازيد بينا مي شود ،‌ آيا اين غير از توسل معني ديگري دارد . البته به غير از اين آيه ، آيات و احاديث بسيار ديگري در مورد توسل آمده است كه به برخي از آنها اشاره مي شود .

1.خداوند در سوره نمل آيه 38 تا 40 مي فرمايد « قَالَ يَا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ » تا آنجا كه مي فرمايد « فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِندَهُ قَالَ هذَا مِن فَضْلِ رَبِّي » « جناب سليمان به حضار مجلس گفت كداميك از شما تخت بلقيس را پيش از آنكه نزد من آيد و تسليم امر من شود خواهيد آورد از آن ميان عفريت جنن گفت من چنان در آوردن تخت او قادر و امينم كه پيش از آنكه تو از جايگاه خود برخيزي آن را به حضور آورم و آن كس كه به بعض از علم كتاب الهي دانا بود ( آصف بن برخيا كه داراي اسم اعظم بود ) گفت كه من پيش از آنكه چشم برهم زني تخت را به اينجا آورم چون سليمان سرير را نزد خود مشاهده كرد گفت اين توانايي از فضل خداي من است . » بديهي است كه تخت بلقيس با آن عظمت را از راه بسيار دور قبل از چشم بر هم زدن نزد سليمان آوردن كار مخلوق نيست و اين عمل قدرت خدايي ميخواهد ، پس چرا حضرت سليمان باز هم از خداوند درخواست ننمود و ازخلق خدا خواست . يعني شما ميگوييد كه كار حضرت سليمان هم كار شركي بوده است.

2.همچنين درجاي ديگر مي فرمايد « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ » « اي اهل ايمان از خدا بترسيد و با وسيله به درگاه او برويد » . كه طبق نقل علماي شيعه و سني مراد از وسيله در آين آيه ائمه و اهل بيت رسول الله هستند[1] .

3. از جمله احاديثي كه دليل محكمي است بر تمسك و توسل و پيروي از آل محمد و عترت طاهره اهل بيت حديث ثقلين است كه رسول الله در آخر آن مي فرمايد « ان تمسكتم به لن تضلو ابدا » . همچنين حديث سفينه نوح هم يكي ديگر از احاديثي است كه نشان ميدهد كه بايد به اهل بيت تمسك بجوييم در آنجايي كه مي فرمايد « من ركبها نجي و من تخلف عنها هلك » « مثل اهل بيت من در ميان شما مثل كشتي نوح است كسيكه سوار بر آن شد نجات يافت و كسيكه دوري از ان نمود هلاك شد. » (‌ كه شرح كامل آن گفته شد )

4.در سوره مبارکه تحریم قسمتی از ایه شریفه 4می فرماید :

« وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاَهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلاَئِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ ».

« و اگر بر ضد او دست به دست هم دهيد، (كارى از پيش نخواهيد برد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند.»

آیادوستی و پشتیبانی الله جل جلا له به تنهائی کفایت نمی کند وکافی نیست و دوستی وپشتیبانی جبر ئیل وصالح المومنین وملائکه لازم است ایا خدا مشرک شده وجبرئیل وعلی علیه السلام وملائکه را در کنار خود قرار داده .

5.در سوره مبارکه رعد آیه شریفه 43میفرماید : « وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ »

 « آنها كه كافر شدند مى‏گويند: «تو پيامبر نيستى!» بگو: «كافى است كه خداوند، و كسى كه علم كتاب (و آگاهى بر قرآن) نزد اوست ميان من و شما گواه باشد. » آیاگواهی خدا ناقص است که گواهی علی علیه السلام هم باید در کنار گواهی الله باشد . آیاخداوند متعال مشرک شده..العیاذ بالله

6.سوره مبارکه انفال آیه شریفه 62 می فرماید خدای متعال : « وَإِن يُرِيدُوا أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ » « و اگر بخواهند با تو نيرنگ كنند ، خدا براى تو كافى است; او همان كسى است كه تو را، با يارى خود و مؤمنان، تقويت كرد »  آیا نصرت خدا به تنهائی کفایت نمی کند  ومومنین کمکشان لازم است آیا کمک خدا ناقص است . آیا خدا اینجا هم مشرک شده . ( البته بحث در اين باب بسيار زياد است ولي مجال گفتن آن نيست )

مسئله ديگري كه بايد ذيل همين آيه توضيح داده شود مسئله تبرك است ، كه حضرت يوسف پيراهن خود را به برادرانش داد و گفت اين پيراهن را روي صورت حضرت يعقوب بياندازيد ، آيا اين جز تبرك جستن به پيراهن چيز ديگري است ؟

در مورد مساله شفاعت هم باز در همين سوره يوسف در آيه 97 مي فرمايد « قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ » « گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، كه ما خطاكار بوديم!»

يعني آيا به نظر وهابيون برادران حضرت يوسف همگي مشرك بودند كه به پدر خود متوسل شدند و گفتند براي ما شفاعت كن ،‌ و جالب اينجاست كه حضرت يعقوب به آنان نفرمود كه خودتان برويد استغفار كنيد بلكه به آنان فرمود « قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ » ( يوسف 98 ) گفت: «بزودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم، كه او آمرزنده و مهربان است!»

آيات بسيار ديگري هم مؤيد شفاعت در قرآن است كه به چند مورد از آنها اشاره مي شود .

1.« وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ » ( محمد آيه 19) « براي گناه خود و افراد با ايمان طلب آمرزش بنما »

2.« وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ » ( توبه آيه 103) « و در حق آنان دعا كن دعاي تو مايه آرامش آنها است .»

هر گاه دعاي پيامبر چنين نفعي به انساني دارد چه مانعي دارد كه از او خواسته شود كه در حق انساني چنين دعائي بكند و از طرف ديگر دعا جز درخواست شفاعت چيز ديگري نيست .

3.« وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرَوا اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوَّاباً رَحِيماً »  ( نساء آيه 64) « هر گاه آنان هنگامي كه بر خويش ستم كردند پيش تو مي آمدند و از خداوند طلب آمرزش مي كردند و پيامبر نيز براي آنان طلب آمرزش مي كرد خدا را توبه پذير و رحيم مي يافتند .»

اينك مي گويد جاؤك يعني به سوي تو مي آمدند مقصود اين است كه مي‌آمدند و در خواست دعاء و طلب آمرزش از پيامبر مي كردند و اگر هدف اين نبود آمدن آنان لغو بود و شرفيابي حضور پيامبر و در خواست دعاء خود گواه بر انقلاب روحي آنان كه براي استجابت دعاء ‌زمينه را آماده مي سازد مي باشد .

مسئله ديگري كه از اين سوره مي توان عبرت گرفت بحث زيارت و احترام به ائمه و بزرگان است كه باز در اين سوره آمده است كه برادران حضرت يوسف در مقابل پدر و مادر خويش به سجده افتادند . « وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَقَالَ يَا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُؤْيايَ مِن قَبْلُ.........  » (يوسف 100)

« و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند; و همگى بخاطر او به سجده افتادند; و گفت: «پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلا ديدم; پروردگارم آن را حق قرار داد! .........  »

البته اين سجده به خاطر عبوديت نبوده است بلكه به خاطر تكريم و احترام بوده است ، حال اگر زيارت ائمه و توسل و شفاعت و تبرك شرك است پس در اين صورت حضرت يوسف و حضرت يعقوب و برادران او همگي مشرك بوده اند ( العياذ بالله ) در حالي كه ما در اين جا مي بينيم كه برادران يوسف براي تكريم پدر و مادر خود سجده مي كنند ،‌ همان طوري كه خداوند براي تكريم ( نه عبادت ) آدم به ملائك فرمود به او سجده كنيد ،  حال اگر اين اعمال شرك است پس تنها كسي كه مشرك نيست شيطان است !!!!

بحث بعدي بحث عصمت انبياء‌ وائمه است كه اين مسئله هم با استفاده از آياتي كه در سوره يوسف وديگر سوره ها آمده است مي توان اثبات كرد ، از جمله اين آيات آيه 24 سوره يوسف است « وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلاَ أَن رَأى‏ بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ » « آن زن قصد او كرد; و او نيز -اگر برهان پروردگار را نمى‏ديد- قصد وى مى‏نمود! اينچنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم; چرا كه او از بندگان مخلص ما بود! »

و آيه 45 و 46 سوره ص است كه خدا مي فرمايد « وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبصَارِ *إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ » « و به خاطر بياور بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را، صاحبان دستها(ى نيرومند) و چشمها(ى بينا)! * ما آنها را با خلوص ويژه‏اى خالص كرديم، و آن يادآورى سراى آخرت بود! »

 و نيز آيه 51 سوره مريم « وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى‏ إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصاً وَكَانَ رَسُولاً نَّبِيّاً »

در اين چند آيه خداوند فرموده است پيامبران جزء‌ مخلصين بوده اند ، با استفاده از آيات ديگر متوجه مي شويم كه مخلصين جزو افرادي بوده اند كه گناه نمي كرده اند و شيطان به آنها راه ندارد از جمله آيه 82 و 83 سوره ص است « قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ *إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » « گفت: به عزتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد، * مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها!»

در اينجا شيطان گفته است من همه بندگان را به گناه مي كشانم الا بندگان خاص تو كه از مخلصين هستند ، آنهايي كه معصوم هستند و خدا آنها را مخلص كرده است و شيطان مي گويد من به آنها راهي ندارم . پس معلوم مي شود وقتي شيطان به كسي راه ندارد او هيچ وقت گناه انجام نمي دهد ، در صورتي كه اگر يك گناه در كل زندگي مخلصين سر بزند معلوم مي شود كه شيطان به‌ آنها راه دارد و ديگر آنها معصوم نيستند و ابراز ياس و عجز از شيطان ديگر صدق نمي كند .

همان طور كه در بخش امامت در قرآن هم گفتيم هنگامي كه خداوند حضرت ابراهيم را به امامت انتصاب كرد ،‌ ايشان فرمود از فرزندان من هم امام قرار بده و خداوند فرمود « لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ » يعني عهد و پيمان من (‌كه همان امامت است )‌ به ظالمين نمي رسد . ظلم هم در اصل سه نوع است ، ظلم به نفس ، ظلم به خدا و ظلم به خلق ، و هر كسي كه يك بار در طول عمر خود ظلم كرده باشد شايسته خلافت و امامت نيست ، پس معلوم مي شود كه تمام پيامبران و ائمه معصوم بوده اند از گناه و خطا .

با استفاده از اين آيات نتيجه مي گيريم كه پيامبران همگي معصوم بوده اند ، حال ميخواهيم در قرآن و احاديث بررسي كنيم كه آيا ائمه و اهل بيت نيز معصوم بوده اند يا نه .

يك از مهمترين آياتي كه به عصمت اهل بيت تصريح كرده است آيه 33 سوره احزاب است « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » در اين آيه خداوند مي فرمايد رجس و پليدي را از شما اهل بيت دور شده است ،‌يعني از هر نوع خطا و اشتباه و نسيان معصوم هستند ، چون اگر فقط از گناه معصوم بودند خداوند مي فرمود از ذنب و گناه در حالي كه اينجا فرموده است از هر نوع پليدي دور هستيد .[2]

لازم به ذكر است كه در مورد عصمت ائمه ذيل حديث سفينه نوح و حديث ثقلين توضيحاتي داديم و ما در آنجا عصمت ائمه را در احاديث بررسي كرده ايم[3] .                                                                                  

 

                                                                                                                               والسلام علي من التبع الهدي



[1] علماي بزرگ اهل سنت از قبيل حافظ ابو نعيم اصفهاني در نزول القرآن في علي و حافظ ابوبكر شيرازي در ما نزل من القرآن في علي و امام احمد ثعلبي در تفسير خود نقل مي كند كه مراد از وسيله در‌آيه شريفه عترت و اهل بيت پيغمبرند . همچنين ابن ابي الحديد معتزلي در جلد چهارم شرح نهج البلاغه خطبه حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا را در قضيه غصب فدك در حضور مهاجر و انصار نقل نموده است كه در اول خطبه پاره تن رسول الله مي فرمايند : حمد مي كنم خداي را كه از پرتو عظمتش بندگي مي كنند اهل آسمانها و زمينها و هدف تمام وسائل ذات اقدس او است و ماييم وسيله در ميان خلق .

[2]  اين حديث را در كتب متعددي با اندك تفاوت لفظي آورده اند از جمله احمد بن حنبل در مسندش به سندهاي متعدد نقل كرده است . و نيز در صحيح مسلم جلد 4/1883 ، مستدرك حاكم ج 2/416 ، تفسيرطبري 22ص 5 و شواهد التنزيل ج 2/39 ،‌مسند احمد بن حنبل ج 4/107 و اسد الغابه ج 2/12 و تفسير فخر رازى جلد 6 ص 783 آمده است . كه البته در برخي روايات آمده است كه در منزل عايشه اين آيه نازل شد ولي قدر مسلم اين است كه اين آيه درمورد اميرالمومنين و حضرت زهرا و حسنين است .

[3]  منابع و مآخذ : كتاب شبهاي پيشاور ، پيشوايي از نظر اسلام ، آيات الفضائل ، شيعه پاسخ مي گويد ،‌ شواهد التنزيل ،‌ پاسخ به پرسشها از ديدگاه مذهب تشيع .

 
  POWERED BY BLOGFA.COM