تبليغاتX
اثبات حقانیت امیرالمومنین - یزیدیان روشن فکر
 
اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله
 

یزیدیان روشن فکر

نبايد سادگي كرد ، يزيد مرده ولي شخصيت يزيدي نخواهد مرد ،‌ روزي شمشير كشان حسين را كشته ، دين را سربريده و امامت را قطعه قطعه كردند . روزهاي بعد تا روزگار كنوني هر كس به طريقي سعي كرده با فوت دهانش نور الهي را خاموش كند . امروز كشور حسين با قلم هاي مغرض و يزيدي خود در جبهه ي عمر سعد مي خواهند سر از هدف حسين بريده و مكتب او را قطعه قطعه كنند ، همان كاري كه يزيد از انجام آن عاجز ماند .

نمونه هاي زير را كه مشتي از خروار است مطالعه نموده تا محرم را در سوگ كنوني حضرت (‌قتل عام اهداف حسيني ) با ديد و معرفتي ديگر بگذرانيم . از خداوند توفيق مي طلبيم كه شجاعت حسيني را از ما دريغ نفرمايد تا قلم را همراه با مشت و اسلحه ي خود بر دهان ياوه گويان مغرض كوبيده و دوستان نادان وفريب خورده را بيدار نماييم .

« عاشورا نماد زنده در آتش افتادن سياوش است ، داستان عاشورا در ايران داستان دميدن روح اسطوره ي سنت شده ي سياوش در تن اسطوره ي زنده و پوياي حسين است » ( هفته نامه پيام هاجر – ش 311 )

انصافا كه نويسنده اين مقاله معرفت والايي نسبت به مقام امام حسين داشته است !!!!

« فرهنگ شهادت خشونت آفرين است اگر كشته شدن آسان شد كشتن هم آسان مي شود » ( روزنامه نشاط 12/3/78)

درست مي فرمايند ، مي بايست فرهنگ شهادت تبليغ نشود تا عراق و ديگران ناموس اين ملت را به باد مي دادند همان طور كه مغول و ديگران چنين كردند !!!

« سال هاي فراوان و بلكه قرن ها اين بزرگ داشت (‌قيام عاشورا ) حاصلي جز تاثر ، حزن و اشك آوري نداشته » ( آفتاب امروز 24/1/79)

بهتر است اين نويسنده كمي بيشتر چشمش را باز كند تا حاصل اين قيام را در امثال شهيد مطهري ، شهيد رجايي ، خرازي ، همت و .... ببيند و البته قبل از اين ها نيز امثال ملا صدرا كه بزرگ ترين مشكلات فكري خود را با گريه بر امام حسين حل مي كرد و علامه طباطبايي ، علامه حسن زاده آملي ، علامه جعفري ، و همه بزرگان دين مخصوصا امام خميني اعتراف مي كنند كه ما هر چه داريم از اين گريه ها داريم . بنابراين اين‌ آقا لطف بفرمايند و ببينند كه حاصل عاشورا غير از تاثر علماي بزرگي بوده كه يكي از آنان امام خميني است .

آيت الله جوادي آملي نيز كه خود يكي از محصولات قيام عاشوراست مي فرمايند « روز 15 خرداد 1342 نه چون 15 خرداد بود سرآغاز انقلاب شد بلكه چون 12 محرم بود »

آيا ايشان بزرگ ترين محصول قيام عاشورا يعني انقلاب اسلامي را نمي بينند كه همه ي دنيا را به بهت و حيرت فرو برده است .« چهار راهپيمايي كه سرنوشت انقلاب اسلامي را رقم زد عبارتست از : تاسوعا ، عاشورا ، اربعين ، 28 صفر ، جمعيت اين چهار راهپيمايي در سراسر ايران اسلامي از مرز ميليون ها گذشته و ايران يك جا قيام كرد . پس از نظر زمان و زمين كربلا بود كه بدو و ختم انقلاب اسلامي را تشكيل داد » ( بنيان مرصوص ص 207)

اين هم حاصلي از قيام عاشورا كه احتمالا اين نويسنده غرضي ندارد و اين مسائل آن قدر كوچك بوده اند كه هر كسي حتي ايشان نمي توانست آن ها را ببيند مخصوصا انقلاب اسلامي كه بيش از حد كوچك بود !!!!!!!!!!!

ديگري مي گويد « نوحه خواني هايي كه يعني انقلاب اسلامي را نمي بينند كه همه ي دنيا را به بهت و حيرت فرو برده است .« چهار راهپيمايي كه سرنوشت انقلاب اسلامي را رقم زد عبارتست از : تاسوعا ، عاشورا ، اربعين ، 28 صفر ، جمعيت اين چهار راهپيمايي در سراسر ايران اسلامي از مرز ميليون ها گذشته و ايران يك جا قيام كرد . پس از نظر زمان و زمين كربلا بود كه بدو و ختم انقلاب اسلامي را تشكيل داد » ( بنيان مرصوص ص 207)

اين هم حاصلي از قيام عاشورا كه احتمالا اين نويسنده غرضي ندارد و اين مسائل آن قدر كوچك بوده اند كه هر كسي حتي ايشان نمي توانست آن ها را ببيند مخصوصا انقلاب اسلامي كه بيش از حد كوچك بود !!!!!!!!!!!

ديگري مي گويد « نوحه خواني هايي كه متاسفانه  الان در جامعه ما به شدت رواج دارد ...... اين بايد تعديل بشود و به جاي خود بنشيند ، تشويق هايي كه در اين زمينه مي شود ،‌ تشويق هايي كه از ناحيه برخي روحانيون مي شود بايد به جاي خودش بنشيند » ( همشهري 17/12/78)

جالب است يك نفر پيدا شد كه عقلش از امام صادق بيشتر مي كشد !!! البته احتمال قوي ايشان هم نمي دانند كه امام صادق و امام باقر حتي در منازلشان مجلس عزاداري بر پا مي كردند و اين حرفشان عمدي نبود !!!

ديگري نوشته است « ثواب كف و سوت زدن براي تقويت يكي از نخبگان جامعه كمتر از سينه زني و عزاداري براي امام حسين نيست » ( كيهان اخبار ويژه 10/3/79)

بايد ببينيم منظور ايشان از نخبه چيست ؟ كه البته اگر نخبه مفيدي براي جامعه باشد جاي تشويق دارد ولي احتمالا وزرا و مديران ما نيز مانند ايشان كه مدير آموزش و پرورش استان مازندران است جزء نخبگان خواهند بود . چون پست ها بايد در دست نخبگان باشد تا جامعه به سمت فساد حركت نكند . مخصوصا پست مهم آموزش و پرورش ! ايشان نيز از آن نخبگاني است كه حتي يك بار هم قرآن نخوانده است . چون نخبگاني مانند ايشان اصولا اهل قرآن نبايد باشند . چرا كه قرآن براي سرزنش مخالفان دين مي فرمايد « نماز مشركان در كنار خانه خدا چيزي جز سوت كشيدن و كف زدن نبود .» ايشان نمي دانند كه يكي از روش هاي اذيت كردن رسول الله اين روش جاهلي بود و جاهلان وقتي حضرت به ناز مي ايستاد شروع به كف زدن مي كردند تا سر نماز حواس آن حضرت را پرت كنند . عجيب است كه ايشان سوت و كف زدن را با عزاداري مقايسه مي كنند و آن دو را مساوي مي دانند و مانند علما و مراجع ديني بلكه مانند پيامبران تعيين صواب و عقاب مي نمايند ، اما گويا فراموش كرده اند كه در روز عاشورا وقتي امام مي خواستند سخنراني بفرمايند ، مردم با همين سوت و كف ها اجازه نمي دانند و به وسيله ي اينها مي خواستند نور حق را خاموش كنند تا آن جا كه خود امام فرمودند « واي بر شما ساكت باشيد به حرفم گوش دهيد من شما را به راه خير و سعادت دعوت مي كنم ... » ( نفس المهموم ص 225 )

احتمالا باز هم نمي دانند يا خود را به ناداني زده اند كه سوت زدن در اسلام كاري زشت تلقي شده است نه اين كه با گريه بر سيد الشهدا مقايسه شده باشد . امام صادق مي فرمايند : زن حضرت لوط از منزل خارج شد و براي اين كه مردم را آگاه نمايد سوت مي زد مردم هم با اين سوت متوجه مي شدند كه براي حضرت لوط مهمان آمده است ، لذا براي تعرض به خانه حضرت آمدند . به خاطر همين موضوع سوت زدند در اسلام عملي زشت و ناپسند شمرده شده است .

شايد باز هم يادشان رفته كه يك سال قبل از ايراد نطق غراي ايشان ! هنگام تحويل سال عده اي از ايرانيان در كنار خانه ي خدا همان كار جاهلي را انجام دادند تا آن جا كه وليعهد عربستان اظهار مي دارد « با اين عمل آبروي اسلام رفته است » (‌ روزنامه جمهوري اسلامي 21/1/78)

ديگري مي گويد « شيعيان براي استفاده ي خود به آن (‌عاشورا ) تاكيد فراوان مي ورزيدند و كوشيدند تا نور فروغ اين حادثه فراموش نشود ..... در روزگار حاضر هيچ يك از عوامل عاطفي ديگر به كار نمي آيد » ( نشاط 30/1/78)

اگر شيعيان براي استفاده خود به عاشورا تاكيد كردند بدان معناست كه مي خواستند از آن سوء استفاده كنند . مي دانيم كه سوء استفاده از هر وسيله اي يك عمل غير مشروع است ، پس بايد چنين نتيجه اي بگيريم كه چون اولين استفاده كنندگان از عاشورا ائمه بودند ، پس اولين كساني كه سوء استفاده و عمل غير مشروع انجام دادند ائمه بودند و آن كسي كه عمل غير ديني انجام مي دهد معصوم نيست ، و آن كه معصوم نيست امام نيست..... خدا مي داند كه اين تحليل كجاي دين را نشانه گرفته است . از اين موضوعات نتيجه مي گيريم كه نويسنده ي اين مقاله اصلا شيعه نيست و ما با كسي كه با اصل شيعه مخالف است در مورد عاشورا كه جزء فرهنگ شيعي است بحثي نداريم .

آقاي عبدالكريم سروش مي گويد « تاكيد بر جنبه ي عاطفي عاشورا كافي است و انقلاب حسين ديگر در معرض فراموشي نيست ، از اين پس بايد به جنبه ي عقلاني آن پرداخت » ( صبح امروز 18/2/78)

ايشان كه جزء‌ اساتيد دانشگاه به شمار مي روند در اكثر نوشته هاي خود آن چنان دم از عقلانيت مي زنند كه انگار هيچ كدام از علماي ديني تا كنون هيچ بحث عقلي نكرده اند . ايشان به خوبي مي دانند كه علماي ما از هزار سال پيش تا كنون چه در كلام ، اصول ، عقائد ، امام شناسي و .... مباني قيام عاشورا را از نظر عقلي بررسي كرده اند و اين گونه نيست كه هر جا مجلس عزاداري بر پا شود فقط جنبه عاطفي آن در نظر گرفته شده باشد ، بلكه سخنراني ها كتب و نوشته هاي فراوان در كنار اين مجالس ارائه مي شود و تا آن جا كه در وسع شنوندگان و سخنران باشد عاشورا از نظر عقلي بررسي مي شود . در ضمن اولين كساني كه از نظر فلسفي و عقلي اين واقعه را بررسي كرده اند خود ائمه بلكه خود امام حسين مي باشند . ايشان در جاي ديگر مي گويد « دين توان رويارويي با تمدن جديد غربي را ندارد ، تنها منجي عقلانيت انسان است » (‌ ماهنامه كيهان مهر و آذر 78)

اولا ايشان كه دين را نجات بخش نمي دانند ، نميدانيم چرا به ائمه ي دين كه مي رسند مي خواهند آنها و حوادث آنان را عقلاني تفسير كنند .

به فرض كه عاشورا را عقلاني تفسير كرديد ، اگر عقل جزيي شما آن را تاييد كرد نمي توانيد از آن الگو گرفته در زندگي هم نمي توانيد حسيني باشيد . چون شما عقلتان به همه جا مي رسد چه نيازي داريد كه از امام متصل به وحي تبعيت كنيد . در ضمن اگر عقلتان آن را تاييد نكرد آن را دور انداخته و غير عاقلانه مي دانيد . در هر دو حالت چه سودي براي شما هست ؟ بنابراين عمرتان را مانند دكارت ، اسپينوزا ، جان لاك ،‌ هيوم و .... صرف تفكر و عقل گرايي كنيد تا مثل اروپا كه نتيجه 400 سال تفكرش به هگل ، ماركس ، لنين و امثال آن ها رسيد ، شما نيز به همان نتيجه برسيد . الحق كه اتكا به عقل جزيي دنيايي نتيجه اي جز تفكر ماركسي و نيچه اي و امثال آن نخواهد داشت و چه نتيجه ي تلخي است فرو كردن انسانيت در لجن زار اقتصاد و زور .

نمي دانم امثال اينها كه هيچ كدام از مفاهيم ديني را قبول ندارند و هر از چند گاهي يكي از آنها را زير سوال مي برند ، به عاشورا كه مي رسند مي خواهند آن را عاقلانه بررسي كنند . شما كجاي اين دين را قبول داريد كه عاشوراي آن را قبول داشته باشيد . مثلا در جاي ديگر مي گويد « مفاهيم ديني مانند ذم دنيا پرستي ، رضا به قضاي الهي و توكل و زهد و .... مناسب دوران تاسيس يك نهضت و انقلاب مي باشد ، چون لازمه ي انقلاب بريدن از دنيا و از خود گذشتگي است اما براي ثبات كار آيي ندارد » (‌روزنامه ايران دي 77)

ملاحظه بفرماييد ! تعبيراتي از اين قبيل « مومنان بايد به خدا توكل كنند . راضي به رضاي الهي باشند به دنيا دلبستگي نداشته باشند و .... » در خود قرآن و احاديث آن قدر فراوان است كه اگر كسي يك بار قرآن خوانده باشد آن را مي داند .

يا در جاي ديگر تمام احكام اسلام را افسانه و اسطوره و قابل تغيير مي دانند و حكمي مثل حكم حجاب كه صريح آيه قرآن است را زير سوال مي برند :

« احكام اسلام آميخته به اسطوره اند و اگر از آنها اسطوره زدايي شود به راحتي به مرور زمان قابل تغيير اند . مثلا حجاب جنبه ي اسطوره اي دارد نه اين كه براي حفظ عفت باشد . بله عفت را بايد حفظ كرد ولي حفظ آن در هر زماني به يك روش است و آن روش است كه عرف آن را بپسندد » (‌ ماهنامه زنان شماره 59 ص 33)

يعني اگر قرآن گفته است چادر سرتان كنيد بي خود گفته ! الان زمانه عوض شده بايد جور ديگر بود پس چون زمانه عوض شده و احكام اسلام قابل تغيير اند پس همه ي قرآن تغيير كرده . بنابراين ديگر قرآن به درد نمي خورد . عجيب است كه اين آقا نتيجه حرف خود را نفهمد !! بنابراين چنين اشخاصي مشكلشان يك قسمت دين نيست بلكه كل دين را قبول ندارند و اين در نوشته هاي فراوان آنها مشخص است .

ديگري نوشته است « اشهد انك قد اقمت الصلوة و آتيت الزكوة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر مربوط به گذشته است و به جاي اين زيارت نامه مطالب حاوي آزادي بگذاريد .» (‌همشهري 5/2/78)

جمله اي كه اين نويسنده ذكر كرده از زيارتنامه امام حسين است و ترجمه آن اين است : شهادت ميدهم كه تو نماز را به پا داشته و زكات را دادي و امر به معروف و نهي از منكر كردي . مي گويد اين جمله را برداريد و مطالب حاوي آزادي بگذاريد . احتمالا منظورش اين است كه هر امامي كه اين زيارتنامه را گفته عقلش نمي رسيده كه به جاي اين ، مطالب حاوي آزادي بگذارد !! شايد هم منظورشان اين بوده كه امام حسين و مكتب او يك مكتب اسير ساز است و القا و تكرار آن آزادي را زير سوال مي برد !!!!

نويسنده ي ديگري مي گويد « شهادت طلبي را مرحوم شريعتي به جامعه ياد داد و اين تفكر از پاي منابر شكل نگرفته است » ( كيهان 26/3/79)

اولا ناگفته نماند كه مرحوم شريعتي جزء دل سوزان دين بوده ، متاسفانه طرفداران ايشان وي را بدون اشتباه تلقي كرده اند . مطمئنا سواد دكتر شريعتي از نويسنده اين مقاله بسيار بالاتر بوده است . براي همين هيچ گاه ادعا نكرده كه تفكر شهادت طلبي را من آورده ام . زيرا مرحوم دكتر اين قدر مي فهميد كه مردم سال هاي قبل از ايشان اگر قرآن نخوانده باشند يا اهل مطالعه و منبر نيز نبوده اند لا اقل  در مراسم عزاداري اين قدر شنيده اند كه  « مرگ براي من از زندگي با ننگ و عار بهتر است » و يا اين كه حضرت قاسم فرمود « مرگ براي من از عسل شيرين تر است » يا قضيه توبه ي حر و آمادگي او براي شهادت . يا درخواست و علاقه ي شديد اميرالمومنين به شهادت را شنيده اند . ديگر لازم نيست دكتر براي آْنها تشريح كند . سخن اين جاست كه بعضي با ادعاهاي نامربوط مي خواهند منابر و روحانيت رااز ارزش بياندازند و گر نه سهم دكتر در اين زمينه قابل اغماض نيست .

دكتر سروش در جاي ديگر ميگويد « دين ورزي روحانيان عوامانه و مصلحت انديشي است ،‌ عاطفي ، تقليدي ، تعبدي ، سنتي و ميراثي است . ملاك حجم عمل است نه انديشه و تعقل ،‌ روضه خواني ها و زيارات دسته جمعي تعصب و تجزم و تكفير و طرد در اين نوع دينداري زياد به چشم ميخورد . دين را براي حفظ مقام خود مي خواهند نه براي يافتن حقيقت » (‌ ماهنامه كيهان – دي و بهمن 78،‌ ش 50)

مثل اين كه ايشان روحاني مغز متفكر معاصر يعني استاد شهيد مطهري را فراموش كرده اند . كسي كه حتي ماركسيستها جرات بحث و مناظره با ايشان را نداشتند . در ضمن ايشان شاگر يك روحاني تقليدي و متعبد و ميراثي ديگر به نام علامه طباطبايي بوده كه پايه گذار مباحث فلسفي حوزه بود . و آنها نيز به ترتيب شاگردان يك روحاني متعبد و تقليدي ديگر بودند مثل ملا صدرا كه بنيانگذار فلسفه ي كنوني از سيصد سال قبل تا به حال است .

دراين مبحث نسبتا طولاني به اين نتيجه رسيديم كه چگونه عليه عاشورا و فرهنگ گريه مبارزه مي كنند كه البته آن چه ذكر شد قطره اي از درياي اين مطالب واهي است . هر چند اين مطالب تازگي نداشته بلكه غزالي  و قهستاني و صاحب تفسر روح البيان و ديگران در صده هاي پيشين نيز از اين گونه مطالب گفته و پاسخ خود را دريافت كرده اند .

امام خميني در پاسخ به اين شبهات مي فرمايد « بچه ها و جوانهاي ما خيال نكنند كه مساله ، مساله ي ملت گريه است . اين را ديگران القا كرده اند به شماها كه بگوييد ملت گريه . آنها از همين گريه ها مي ترسند ، اينها خيانت مي كنند ، بزرگايشان و ارباب هايشان از اين گريه ها مي ترسند ، قضيه ي روضه خواني ، قضيه اين نيست كه من يك چيزي بگويم و يكي هم گريه كند ، قضيه اين است كه با گريه حفظ شده است اين مكتب ، بايد هر روز اين كار بشود ، اين جنبه سياسي دارد ،‌جنبه ي اجتماعي دارد » ( صحيفه نور 10/32)

واقعا اين گونه است . دشمنان ما از اين گريه ها مي ترسند . آنها بهتر از ما مي دانند كه در همين گريه هاست كه جوانان غيور ، مخلص ، شجاع ، شهادت طلب و مبارز پرورش پيدا مي كنند و دشمنان و برخي دوستان نادان يا فريب خورده به دنبال اين هستند كه مجالس اين گونه را تحقير و پاي جوانان را از آن كوتاه كنند . امام خميني دراين رابطه مي فرمايد « در دفعه ي اول كه مرا از قم گرفتند و بردند ، در بين راه بعضي از اين مامورين كه بودند در آن اتومبيل من ، مي گفت كه ما كه آمديم سراغ شما از اين چادرهايي كه در قم بود ( خيمه هاي مراسم محرم ) مي ترسيديم كه مبادا اين ها مطلع بشوند و ما نتوانيم انجام وظيفه كنيم . اين ها كه هيچ قدرتهاي بزرگ از اين چادرها مي ترسند .» ( صحيفه نور 16/210)

اكنون كه دشمنان دوست نما شمشير از رو بسته اند آيا زمان آن نرسيده كه با تامل و انديشه بار ديگر نداي « هل من ناصر ينصرني »‌ حسيني را پاسخ داده از خواب غفلت بيدار شده به آنان كه خود را به خواب زده و ديگران را غافل مي سازند پاسخي دندان شكن دهيم .

آيا زمان آن نرسيده كه حضور خود را در مراسم و زيارات و دعاهاي امام شهيدمان پر شور تر و زيادتر كرده تا نقشه ها و تلاشهاي خبيثانه ي دشمنان دوست نما را نق بر آب سازيم ؟

شيعگي آيا فقط خوابيدن است ؟                  روي مولا را به رويا ديدن است ؟

شيعگي آيا شكم پروردن است ؟                  يا به روز جنگ عذر آوردن است ؟

شيعه بايد آبها را گل كند                          خط سوم را به خون كامل كند

خط سوم خط سرخ انبياست                      كربلا بارزترين منظور ماست

 
  POWERED BY BLOGFA.COM