<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اثبات حقانیت امیرالمومنین </title>
<link>http://hagheali.blogfa.com/</link>
<description>اِنَّ مَنزِلَةَ عَلي منّي كَمَنزلَتي مِنَ الله</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 04 Dec 2009 03:50:40 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مولا به چه معناست ؟؟</title>
<link>http://hagheali.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;با سلام خدمت دوستان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;عید سعید غدیر روز تجلی ولایت خدا را تبریک می گویم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;این پست گرچه قبلا هم نوشته شده است ولی به دلیل مناسبت با این روز بزرگ و اهمیت آن دوباره ذکر می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نيم نگاهي به حديث غدير:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حديث و آيه‌ي غدير بزرگترين دليل و روشنترين برهان امامت و ولايت اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام است كه جاي هيچ‌گونه شك و ترديدي را دراذهان باقي نمي‌گذارد، ولي با اين وجود برخي از افراد مغالطه‌اي عجيب در سخن پيامبر وارد كرده‌اند كه متأسفانه مورد تأييد برخي ديگر هم قرار گرفته است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;قضیه از این قرار است که این مغالطه کنندگان گفته‏اند جریان غدیر، با آن خصوصیات و متوقف کردن آن جمعیت‏حدود یک صد هزار نفری در آن آفتاب سوزان با برگرداندن آنان که جلو افتاده بودند و انتظار رسیدن آنان که عقب مانده بودند، و ایراد آن خطبه با ویژگیهای مطرح شده در آن و اعتراف گرفتن پیامبرصلی الله علیه وآله از جمعیت‏به این که بر آنها ولایت مطلق دارد و حق تصرفش در اموال و نفوس آنان از خودشان هم سزاوارتر و اولی است و گرفتن شهادت آنها بر وحدانیت‏خدا و رسالت آن حضرت، و حقانیت ‏بهشت و جهنم و حشر و نشر، و اخبار به اینکه مرگش نزدیک است، و ...، همه و همه برای این بوده که به مردم بگوید علی را دوست ‏بدارید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نكته قابل توجه اين است كه اهل سنت هيچ دليل براي اين گفته خود نمي‌آورند. يعني تنها بيان مي‌كنند كه «مولا» به معني حب و دوستي است، ولي هيچ‌گونه دليل و برهاني بيان نمي‌كنند كه اين خود دليلي است بر عدم صدق گفتار ايشان. با اين وجود در كتب شيعي دلايل زيادي مبني بر اينكه مولا به معني سرپرست است ارائه شده است ولي اين مباحث از نظر رتبه در درجه دوم قرار دارند. &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;U&gt;زيرا &lt;/U&gt;&lt;U&gt;مولی به مفهومی که مورد نظر اهل سنت است، یعنی محبوب، اصلا در لغت نیامده تا نیازی به آن جوابها و دلایل باشد.&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اين نكته‌اي است كه بايد بسيار بر روي آن تأمل شود، توضيح مطلب اين است كه دوست در فارسی به دو معنی می‏آید، یکی دوست دارنده، و دیگری دوست داشته شده. در عربی برای هر یک لفظی جداگانه است، محب و محبوب.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;از طرفی عبارت «مَن كُنتُ مَولاه فَهذا عَليٌ مَولاه» اعم از این که برای اعلام امامت علی‏علیه‏السلام باشد یا به قول ديگران برای اعلام وجوب محبت ‏به آن حضرت باشد، آنچه مسلم است ‏شامل مدح و اعلام علو مقام حضرت علی‏علیه‏السلام هم هست، و این در صورتی درست می‏شود که مولی به معنی محبوب باشد، نه محب؛ (دقت كنيد) و الا وقتی پیامبرصلی الله علیه وآله بگویند، علی شما را دوست می‏دارد، نه مدحی است و نه علو مقامی دارد، و نه حتي رفع کدورت می‏شود. اما اگر بگویند هر کس مرا دوست می‏دارد باید علی را هم دوست ‏بدارد، آن وقت آن معانی درست می‏شود؛ در اين صورت مولا به معني محبوب مي‌شود. &lt;B&gt;&lt;U&gt;نكته‌ي بسيار مهم اين است كه در هيچ كتاب لغت و تفسير و حديثي و در هيچ آيه و روايتي اين معنا ذكر نشده است، يعني هيچگاه مولا به معني محبوب نيامده است&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;، بلكه به معني محب آمده است، در حاليكه سخني كه اهل سنت مي‌گويند به اين معني است كه هركسي من محبوب او هستم اين علي هم محبوب اوست!!!! يعني سخني است كه هيچ جايي بيان نشده است. بنابراين بيان ديگر نوبت به استدلالات بعدي نمي‌رسد، گرچه كه خود آنها هم بسيار محكم و به جا هستند. اگر هم بخواهيم سخن رسول گرامي اسلام را حمل بر محب بكنيم، يعني بدين صورت كه هر كس محب من است اين علي هم محب اوست، دراين صورت ديگر بايد كلام رسول خدا عوض مي‌شد، يعني به جاي «من كنت مولاه» بايد ايشان مي‌فرمود «من هو مولاي» تا معني كلمه را بتوان بر محب حمل كرد. بنابراين مولا در حديث غدير هيچ معناي ديگري غير از سرپرست و اولي به تصرف نمي‌تواند داشته باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;1.       به راستي با وجود اينكه هيچ‌جا مولا به معني محبوب نيامده است، چگونه است كه اهل سنت بيان مي‌كنند مولا در كلام رسول خدا به معني محبوب است؟!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در اينجا براي اينكه راه هرگونه بهانه جويي بسته شود چند دليل مبني بر اينكه مولا در روز غدير به معني سرپرستي است آورده مي‌شود گرچه به نظر ما بحث قبلي براي يافتن حقيقت كافي بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل اول: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;2.       پيامبر اكرم قبل از اينكه بفرمايند «من كنت مولاه ...» از مردم سؤال كردند كه «اَلَستُ اَولي بِكُم مِن اَنفُسِكُم» كه شاهدي است قوي بر اينكه كلمه مولي نيز كه در قسمت وسط حديث است به معني اولي است زيرا اراده دو معني مختلف از يك كلمه مكرر در يك جمله خطابي بر خلاف قانون خطابه است. و نيز رسول اكرم پس اينكه اولويت خود را از مردم اقرار گرفت بلافاصله فرمود «مَن كُنتُ مَولاه فَهذا عَليٌّ مَولاه» حال &lt;FONT color=#6600ff&gt;چگونه است كه ولايت در جمله اول رسول الله به معني سرپرستي است ولي در جمله دوم به معني دوستي است&lt;/FONT&gt;؟؟؟  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل دوم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نزول آيه‌ي «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي....» كه دربخش قبل بررسي شد، بهترين گواه است بر امامت و ولايت و جانشيني بلافصل اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام. &lt;FONT color=#ff0000&gt;زيرا با معرفي حضرت علي به عنوان «مولي»، دين كامل و نعمت تمام شد و اين اتفاق با عظمت نمي‌تواند تنها به خاطر محبت باشد&lt;/FONT&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل سوم: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نزول آيه‌ي «وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» هم گواهي است محكم بر مسأله جانشيني حضرت علي، &lt;FONT color=#6600ff&gt;زيرا محبت يك نفر هيچگاه برابر با رسالت يك پيامبر نمي‌شود&lt;/FONT&gt; و اينكه عدم ابلاغ ولايت حضرت علي‌عليه‌السلام برابر شده است با كل رسالت 23 ساله پيامبر نشان از امر مهمي‌مانند رهبري دين دارد كه برابر است با رسالت رسول. در واقع اين امر چيزي جز جانشيني نمي‌تواند باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل چهارم: «وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نبي گرامي روزي كه تنها بود و دشمنان مسلح بودند، نترسيد و خداي سبحان به وي فرمود «فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا ....» يعني تو موظفي براي حفظ دين دفاع كني و اگر احدي تو را در دفاع و جهاد ياري نكند، تنها تو مكلفي كه در صحنه حضور پيدا كني؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;رسول اكرم در رديف معدود مبلغان الهي است كه از بشر هراسناك نبود تا بر اثر هراس از مردم در تبليغ حادثه‌ي تاريخي غدير تسامح كند، زيرا به شهادت قرآن كريم آن روز كه همه مسلح بودند و رسول گرامي بي‌سلاح بود، از هيچ كس هراسي نداشت. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;همچنين در حجاز آن روز به ويژه در اواخر دوران رسالت، يعني در حجة الوداع همه تسليم شده بودند و حجاز آرام شده بود. نامه‌ي رسمي‌رسول گرامي به امپراطوري ايران و روم نيز رسيده بود. قهرا پيامبري كه اصلا از كسي نمي‌هراسيد و آن روز كه تنها بود،‌ نياز به حافظ نداشت و تنها به قدرت غيبي خداي حفيظ تكيه مي‌كرد امروز كه پس از فتح مكه فرمانده كل قواي حجاز است و نامه‌ي رسمي‌براي امپراطوري‌هاي بزرگ مي‌نويسد از چه مي‌ترسيد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;با اين وجود از اين كه در بخش پاياني آيه آمده است كه خدا تو را از مردم حفظ مي‌كند، معلوم مي‌شود كه مسأله بسيار مهمي ‌بوده است كه نه پيامبر اسلام بلكه اسلام در خطر بوده است؛ ضمنا معلوم مي‌شود كه نگراني پيامبر از خطر نظامي ‌نبود، خطر سياسي و جوسازي مردم حجاز بود كه مبادا بر اثر ضعف فرهنگي دچار شبهه شوند و بگويند رسول گرامي داعيه‌ي رسالت در سر پروراند تا مردم را محكوم خاندان خود كرده، پسر عمو و داماد خود را جانشين خويش كند و امارت بر مردم را ميراث و موروث خاندان خود گرداند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;هراس رسول گرامي از اين بود كه مردم نتوانند تشخيص بدهند كه ولايت علي بن ابي طالب در رخداد غدير حكم خدا و نصب الهي است. شخصيت علي همانند ندارد و هرگز سخن از امارت و سلطنت در ميان نيست. خداي سبحان حادثه‌ي غدير را با چنين اهميتي براي رسول گرامي تحليل و تبيين كرد و اينگونه سخن گفتن با اعلام محبت و دوستي كاملا ناسازگار است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل پنجم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;همان‌گونه كه اشاره شد، پيامبر اسلام ابتدا به حديث ثقلين و به پايان عمر خويش اشاره نموده و مسئوليت خطير خود را در برابر خدا و امت متذكر شده‌اند و سپس حديث غدير را ايراد فرموده‌اند&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;FONT size=3&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;. در واقع اگر منظور محبت و دوستي بود، &lt;FONT color=#ff0000&gt;بايد سخن از فضيلت‌هاي حضرت علي به ميان مي‌آمد نه سخن از اعلام نزديكي وفات پيامبر&lt;/FONT&gt; و مسئله اعلام محبت و دوستي اميرالمؤمنين نيازي به اعلام نزديك بودن وفات پيامبر نداشته است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل ششم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;پس از پايان سخنان پيامبر ابتدا ابوبكر و عمر و سپس بقيه مردم آمدند و به حضرت علي تبريك گفتند «هَنياً لَكَ يا عَليِّ ابنِ اَبيطالَب، اَصبَحتُ وَ اَمسَيتُ مَولايَ وَ مَولي كُلُّ مُومَنٍ وَ مِومِنَهٍ&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;&lt;SUP&gt;&lt;B&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=3&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;» و اين نشان از اين است كه رسول خدا حضرت علي را در منصب جديدي معرفي فرموده است، و &lt;FONT color=#6600ff&gt;ابلاغ دوستي نيازي به شادباش و تهنيت ندارد! &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل هفتم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;قريش به دليل جنگهايي كه با پيامبر و حضرت علي عليه‌السلام داشتند و به دليل اينكه پهلوان‌هاي آنها به دست حضرت علي كشته شده بودند از ايشان كينه به دل داشتند، &lt;FONT color=#ff0000&gt;اگر رسول گرامي اسلام قصد اعلام محبت و دوستي حضرت علي را داشتند اين كار بايد در مكه صورت مي‌گرفت نه در غدير خم و هنگامي‌كه همگي از مكه بيرون آمده‌اند&lt;/FONT&gt;؛ زيرا در غديرخم ديگر كسي از قريشيان نبود كه پيامبر اكرم در مقابل او سخن از محبت و دوستي حضرت علي عليه‌السلام بگويد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل هشتم: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگر منظور از مولي، محبت و دوستي بود ديگر نياز به اعلام پيامبر در روز غدير خم نداشت، زيرا خداوند در قرآن مي‌فرمايد «قُل لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى»؛ آري &lt;FONT color=#6600ff&gt;از يك طرف مسأله محبت با نزديكان پيامبر و از طرف ديگر محبت مؤمنين به يكديگر مسأله‌اي است كه در قرآن به آن اشاره شده است و ديگر نياز به آن اعلام عمومي‌و نزول اين آيات محكم نبود.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل نهم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;3.       اهل سنت قبل از اينكه نام بزرگان خود را ببرند به عنوان احترام به آنها «مولوي» مي‌گويند، حال اين مولوي به چه معناست؟؟ غير از اين است كه به معناي كسي است كه بايد از او تبعيت شود. &lt;FONT color=#ff0000&gt;چگونه است كه مولوي به معني اولي به تصرف و كسي است كه بايد از او پيروي شود، اما مولي به معني محب و دوست است&lt;/FONT&gt;؟؟؟؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;4.       نكته‌ي آخر اينكه اگر رسول الله با آن همه شرايط بد فقط مي‌خواستند بگويند كه مردم علي را دوست بداريد &lt;FONT color=#6600ff&gt;پس چرا در ميان آن همه صحابه فقط حضرت علي را انتخاب كردند&lt;/FONT&gt; آيا اين نشان اين نيست كه حضرت علي (عليه السلام) از همه مردم ديگر برتر است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;البته دلايل ديگري مانند شعر حسان‌بن‌ثابت و اعتراض حارث‌بن‌نعمان فهري و .... وجود دارد كه به نظرمي‌رسد اين دلايل براي كساني كه درپي حق هستند كافي به نظر مي‌رسد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;&lt;FONT size=3&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;  از جمله صحيح مسلم باب فضائل علي بن ابي طالب جلد 7/123 ، مسند احمد بن حنبل 3/14 و 4/266 ، صحيح ترمذي 2/308 و .... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn2&gt;&lt;FONT size=3&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt; مسند احمد، جلد 4، صفحه 281 – تاریخ اسلام ذهبی، قسمت عهد خلفا، صفحه 633 (اصبحت و امسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة) – ابن اثیر در نهایه، جلد 5، صفحه 228 – تاریخ بغداد، جلد 8، صفحه 290 (بخ بخ یابن ابیطالب، اصبحت مولای و مولا کل مسلم) – البدایة و النهایه، جلد 7، صفحه 386 (هنیئا لک یابن ابیطالب، اصبحت الیوم ولی کل مؤمن) – خطیب خوارزمی در مناقب، صفحه 94 – کنزالعمال، جلد 13، صفحه 134 (هنیئا لک یابن ابیطالب، اصبحت و امسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Dec 2009 03:50:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hagheali&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>hagheali</dc:creator>
<guid>http://hagheali.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قرآن و عترت نه حسبنا کتاب الله ...... </title>
<link>http://hagheali.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حديث ثقلين؛ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حديث ثقلين يكي از متواترترين احاديث بين شيعه و سني است كه از طرق بسيار زياد و به الفاظ مختلفي نقل شده است كه به چند نمونه اشاره مي‌شود&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;1. «ياايها النّاس انّي تركت فيكم ما ان اخذتم به لن تضلوا كتاب الله و عترتي اهل‌بيتي»&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;&lt;SUP&gt;&lt;B&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=3&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;2. «إني تارك فيكم خليفتين، كتاب الله حبل ممدود مابين السماء و الأرض و عترتي أهل بيتي، و إنهما لن يفترقا حتي يردا علي‌الحوض» «همانا من در ميان شما دو جانشين قرار مي‌دهم، كتاب خدا ريسمان كشيده شده بين آسمان و زمين و عترتم، اين دو از يكديگر جدا نمي‌شوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref3&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;[3]&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;3. «انّي تاركٌ فيكُمُ الثَّقَلين كِتابَ الله وَ عِترَتي اَهل بَيتي ما اِن تَمَسَّكتُم بِهِما لَن تَضِلّوا اَبَدا وَ لَن يَفتَرِقا حَتّي يَرِدا عَلَيَّ الحَوض&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref4&gt;&lt;SUP&gt;&lt;B&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=3&gt;[4]&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;» «همانا من در ميان شما دو چيز گرانبها ميگذارم ،‌ كتاب خدا و اهل بيت من و هر كس به آن دو تمسك بجويد نجات يافته است و هر كس از آن دو دوري كند هلاك مي‌شود اين دو از هم جدا نمي‌شوند تا اينكه در كنار حوض (كوثر) بر من وارد شوند.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اين حديث در مواقع متعددي مثل فتح مكه و روز عرفه و روز غدير خم و مسجد خيف و .... بيان شده است و از جمله احاديث متواتري است كه فريقين آن را نقل كرده‌اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اهميت رهبري در اسلام:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;از نظر اسلام مسأله رهبری، از حیث حفظ دین و عدم انحراف، مهم ترین مسأله‌است، قرآن کریم می‌فرماید : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«يَا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَريقاً مِن الَّذينَ أُوتُوا الکِتابَ يَرُدُّوکُم بَعدَ إِيمَانِکُم کَافِرِينَ * وَ کَيفَ تَکفُرُونَ وَ أَنتُم تُتلَی عَلَيکُم آیاتُ اللهِ وَ فِيکُم رَسُولُهُ وُ مَن يَعتَصِم بِاللهِ فَقَد هُدِیَ إِلَی صِراطٍ مُستَقِيمٍ» «ای مؤمنان اگر از گروهی از اهل کتاب تبعیت کنید شما را از ایمان به کفر باز مي‌گردانند. اما چگونه شما کافر می‌شوید در حالی که آیات خدا بر شما تلاوت می‌شود و رسول او در میان شما است؛ هر کس به خدا تمسک جوید به راه راست هدایت یافته است.» (آل عمران/100و101)&lt;SUP&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;قرآن ابتدا خطری را گوشزد می‌كند که سبب خروج از دین می‌شود و آن تغییر خط رهبری است. ای اهل ایمان، اگر اطاعت از خدا و رسول (صلي‌الله عليه وآله وسلم) را کنار بگذارید و اطاعت اهل کتاب را بپذیرید، یعنی رهبری را تغییر دهید، شما را از ایمان خارج می‌كنند و کافر می‌شوید. سپس در آیه بعدی می‌فرماید: تکمیل رهبری با تمسک به قرآن است. چگونه شما کافر می‌شوید در حالی که آیات خدا بر شما تلاوت می‌شود؟ یعنی دو عامل قرآن و رهبری رسول (صلي‌الله عليه وآله وسلم) جلوی انحراف را مي‌گیرند اما کدام اهمیت بیشتری دارد؟ به طور مسلم رهبری اهميت بيشتري دارد، زيرا رهبر قدرت اجرایی بیشتری دارد و رهبر است كه مي‌تواند دين را حفظ كند، اما قرآن به تنهایی نمی‌تواند دین را حفظ کند. قرآن در کنار رهبر مقبول الهی است كه می‌تواند دین را حفظ کند. لذا اول این مسأله را به عنوان اصل مهم تر مطرح می‌كند که ‌اگر رهبر را تغییر دهید، بدانید آخر کارتان به کفر می‌انجامد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اکنون با دقت و توجه، به رابطه آیه شریفه 101 سوره‌آل عمران با روایت ثقلین پی مي‌بریم که در حقیقت حدیث شریف به نوعی تفسیر و بیان آیه شریفه مي‌باشد، آیه می‌فرماید : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«وَ کَيفَ تَکفُرُونَ وَ أَنتُم تُتلی عَلَيکُم آياتُ اللهِ وَ فِيکُم رَسُولُه ‌....»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله عليه و آله «... کِتابَ اللهِ و عِترَتی اَهلَ بَيتی مَا اِن تَمسَّکتُم بِهِما لَن تَضِلُوا اَبَداً... »&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;تمسک به کتاب خدا و رهبری پیامبر (صلي‌الله عليه وآله وسلم) نتیجه‌اش مصونیت از هر گمراهی و ارتداد مي‌باشد و در روایت نیز نتیجه تمسک به کتاب خدا و اهل البیت علیهم السلام هم عدم هر گمراهی مي‌باشد. با تطبیق آیه شریفه با روایت روشن می‌شود که تمسک به قرآن و اهل بيت (عليهم‌السلام) معادل تمسک به کتاب خدا و پیامبر اکرم (صلي‌الله عليه وآله وسلم) مي‌باشد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;همچنين از اين حديث‏ شريف چند مطلب مهم استفاده ميشود: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;1. همچنانكه قرآن تا قيامت در بين مردم باقى ميماند عترت پيغمبر نيز تا قيامت باقى خواهد ماند يعنى هيچ زمانى زمين از وجود امام و رهبر و حجة خالى نمي‌گردد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;2. پيغمبر اسلام بوسيله اين دو امانت بزرگ تمام احتياجات علمى و دينى مسلمين را تأمين نموده و اهل بيتش را بعنوان مرجع علم و دانش بمسلمين معرفى كرده و اقوال و اعمالشان را معتبر دانسته است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;3. قرآن و اهل بيت نبايد از هم جدا شوند و هيچ مسلمانى حق ندارد از علوم اهل بيت اعراض كند و خودش را از تحت ارشاد و هدايت آنان بيرون نمايد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;4. مردم اگر از اهل بيت اطاعت كنند و باقوال آنها تمسك جويند گمراه نميشوند و هميشه حق در نزد آنها است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;5. آنان به تمام محتوای قرآن و علوم و معارف آن آگاهی دارند زیرا جهل آنان از مضامین قرآن به معنی افتراقشان از قرآن است به این صورت كه مطلبی از مطالب قرآن مورد جهل ایشان است پس خلاف آن عمل می‌كنند و از قرآن جدا می‌شوند. از همه مهمتر قرآن كتابی است كه سرشار از معارف عمیق، در تمام جهات زندگی می‌باشد و فهم این معارف دقیق از عهده هر كس برنمی‌آید به همین دلیل قرآن نیاز به مفسّر و مبلّغی دارد كه علوم معارفش را به طور كامل بفهمد و بتواند انسانها را درست هدایت كند و این مبلّغان و مفسّران همان عترت پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) می‌باشند و این است راز اینكه در حدیث می‌فرماید: «تمسك به یكی از این دو بدون دیگری باعث هلاكت و ضلالت انسانها می‌شود و تنها راه سعادت تمسك به هر دو ثقل است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;6. خداوند در مورد قرآن فرموده است «لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ (فصلت 42)» «كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آيد؛ چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است» پس معلوم مي‌شود كه كساني كه پيامبر آنان را هم شأن قرآن نام برده‌اند به مانند قرآن هيچ باطل و خطا و اشتباه و آلودگي به سوي آنان نمي‌رود و آنان از هر جهت معصوم‌اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;زیرا اگر قرار بود عترت پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) در مواردی هر چند جزئی دچار خطا و اشتباه شوند در همان جایگاههایی كه احتمال خطای ایشان وجود داشت باید قیدی می‌آمد زیرا خطا به منزله افتراق از قرآن است در حالیكه در حدیث قیدی نیامده است. به علاوه طبق این حدیث همه افراد ملزم هستند كه اطاعت بی‌قید و شرط از عترت و قرآن داشته باشند و در همه اقوال و افعال از عترت پیروی و تبعیت كنند پس این افراد نباید خطا یا اشتباه، حتی در كوچكترین موارد داشته باشند زیرا امر به اطاعت از كسی كه دچار خطا و اشتباه می‌شود، از خدا و رسولش محال و غیرممكن است، پس عترت پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) معصوم و مصوّن از خطا و اشتباه می‌باشند كه اطاعتشان در همه امور واجب شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;7. نكته‌ي ديگر اينكه پيامبر فرمودند «كتاب الله و عترتي» يعني قرآن و عترت را از يكديگر جدا نكردند، بنابراين اگر كسي بگويد «حسبنا كتاب الله» مخالفت آشكار با حكم صريح رسول الله كرده است. به ديگر سخن جدا كردن عترت از قرآن به معني جدا كردن مجري و مفسر و معلم و مبين قرآن كريم است، و اين كار منشأ همه اختلافات و تفرقه‌هاست. زيرا هنگامي‌كه قرآن مفسر نداشته باشد هركسي هر عقيده‌اي را به قرآن تحميل مي‌كند، همان‌گونه كه مي‌بينيم كه با وجود اين همه تناقضات و تضادها در مذاهب اسلامي‌ولي همگي خود را به قرآن منتسب مي‌كنند و بر اين عقيده هستند كه مذهب آنان طبق سيره قرآن است و اين برداشتهاي متناقض از يك آيه، نتيجه جدا كردن مفسر قرآن از قرآن است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;8. همان‌گونه كه بيان شد كتاب‌هاي آسماني امام و پيشواي فكري و اعتقادي و اخلاقي مردم هستند، با توجه به اين امر در كنار قرآن قرار گرفتن اهل بيت عليهم‌السلام امامت ايشان را نيز اثبات مي‌كند. به بياني ديگر اسلام ازجنبه نظري در قرآن كريم و سنت پيامبر بيان شده است و تجسم خارجي آن در سيره اهل بيت عليهم السلام عمل شده است. بنابراين وقتي كه امامت قرآن را درجنبه نظري بپذيريم امامت اهل بيت را در جنبه عملي نيز بايد بپذيريم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;&lt;FONT size=3&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;  يكي از علماي متعصب اهل سنت به نام ابن حجر مكي درمورد حديث ثقلين اين‌گونه مي‌گويد: «بدان كه حدیث ثقلین از راههای بسیار نقل شده است و بیش از بیست نفر اصحاب آن را نقل نموده‌اند در طریق حدیث اختلافی هست،‌ بعضی می‌گویند در غدیر خم نازل شده و بعضی در حجه‌الوداع در عرفات، بعضی در بازگشت از طائف و بعضی در مدینه هنگام مرض موت. البته منافاتی در این نظرات نمی‌باشد و مانعی ندارد كه پیامبر اكرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) در تمام مكانهای فوق این حدیث را تكرار نموده باشد تا عظمت شأن قرآن كریم و عترت طاهره به اثبات رسیده باشد.» (ابن‌حجر هیثمی المكی، احمد، الصواعق المحرقه فی الرد علی اهل البدع و الزندقه، مكتبه القاهره، مصر، 1385، ق، ص 89،‌90.)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn2&gt;&lt;FONT size=3&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt; - صحيح ترمذي، ج 5 ص621&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn3&gt;&lt;FONT size=3&gt;[3]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;  مسند احمد بن حنبل، ج 5 ص 181&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn4&gt;&lt;FONT size=3&gt;[4]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;  سنن ترمذي ج5/621  ، صحيح مسلم 4/1873  ، تفسير ابن كثير 3/415&lt;/FONT&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 06:31:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hagheali&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>hagheali</dc:creator>
<guid>http://hagheali.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غدير - مولا - سرپرست يا دوست ؟؟</title>
<link>http://hagheali.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نيم نگاهي به حديث غدير:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حديث و آيه‌ي غدير بزرگترين دليل و روشنترين برهان امامت و ولايت اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام است كه جاي هيچ‌گونه شك و ترديدي را دراذهان باقي نمي‌گذارد، ولي با اين وجود برخي از افراد مغالطه‌اي عجيب در سخن پيامبر وارد كرده‌اند كه متأسفانه مورد تأييد برخي ديگر هم قرار گرفته است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;قضیه از این قرار است که این مغالطه کنندگان گفته‏اند جریان غدیر، با آن خصوصیات و متوقف کردن آن جمعیت‏حدود یک صد هزار نفری در آن آفتاب سوزان با برگرداندن آنان که جلو افتاده بودند و انتظار رسیدن آنان که عقب مانده بودند، و ایراد آن خطبه با ویژگیهای مطرح شده در آن و اعتراف گرفتن پیامبرصلی الله علیه وآله از جمعیت‏به این که بر آنها ولایت مطلق دارد و حق تصرفش در اموال و نفوس آنان از خودشان هم سزاوارتر و اولی است و گرفتن شهادت آنها بر وحدانیت‏خدا و رسالت آن حضرت، و حقانیت ‏بهشت و جهنم و حشر و نشر، و اخبار به اینکه مرگش نزدیک است، و ...، همه و همه برای این بوده که به مردم بگوید علی را دوست ‏بدارید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نكته قابل توجه اين است كه اهل سنت هيچ دليل براي اين گفته خود نمي‌آورند. يعني تنها بيان مي‌كنند كه «مولا» به معني حب و دوستي است، ولي هيچ‌گونه دليل و برهاني بيان نمي‌كنند كه اين خود دليلي است بر عدم صدق گفتار ايشان. با اين وجود در كتب شيعي دلايل زيادي مبني بر اينكه مولا به معني سرپرست است ارائه شده است ولي اين مباحث از نظر رتبه در درجه دوم قرار دارند. &lt;U&gt;زيرا &lt;/U&gt;&lt;U&gt;مولی به مفهومی که مورد نظر اهل سنت است، یعنی محبوب، اصلا در لغت نیامده تا نیازی به آن جوابها و دلایل باشد.&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اين نكته‌اي است كه بايد بسيار بر روي آن تأمل شود، توضيح مطلب اين است كه دوست در فارسی به دو معنی می‏آید، یکی دوست دارنده، و دیگری دوست داشته شده. در عربی برای هر یک لفظی جداگانه است، محب و محبوب.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;از طرفی عبارت «مَن كُنتُ مَولاه فَهذا عَليٌ مَولاه» اعم از این که برای اعلام امامت علی‏علیه‏السلام باشد یا به قول ديگران برای اعلام وجوب محبت ‏به آن حضرت باشد، آنچه مسلم است ‏شامل مدح و اعلام علو مقام حضرت علی‏علیه‏السلام هم هست، و این در صورتی درست می‏شود که مولی به معنی محبوب باشد، نه محب؛ (دقت كنيد) و الا وقتی پیامبرصلی الله علیه وآله بگویند، علی شما را دوست می‏دارد، نه مدحی است و نه علو مقامی دارد، و نه حتي رفع کدورت می‏شود. اما اگر بگویند هر کس مرا دوست می‏دارد باید علی را هم دوست ‏بدارد، آن وقت آن معانی درست می‏شود؛ در اين صورت مولا به معني محبوب مي‌شود. &lt;B&gt;&lt;U&gt;نكته‌ي بسيار مهم اين است كه در هيچ كتاب لغت و تفسير و حديثي و در هيچ آيه و روايتي اين معنا ذكر نشده است، يعني هيچگاه مولا به معني محبوب نيامده است&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;، بلكه به معني محب آمده است، در حاليكه سخني كه اهل سنت مي‌گويند به اين معني است كه هركسي من محبوب او هستم اين علي هم محبوب اوست!!!! يعني سخني است كه هيچ جايي بيان نشده است. بنابراين بيان ديگر نوبت به استدلالات بعدي نمي‌رسد، گرچه كه خود آنها هم بسيار محكم و به جا هستند. اگر هم بخواهيم سخن رسول گرامي اسلام را حمل بر محب بكنيم، يعني بدين صورت كه هر كس محب من است اين علي هم محب اوست، دراين صورت ديگر بايد كلام رسول خدا عوض مي‌شد، يعني به جاي «من كنت مولاه» بايد ايشان مي‌فرمود «من هو مولاي» تا معني كلمه را بتوان بر محب حمل كرد. بنابراين مولا در حديث غدير هيچ معناي ديگري غير از سرپرست و اولي به تصرف نمي‌تواند داشته باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در اينجا براي تكميل بحث به برخي آيات قرآن اشاره مي‌شود؛ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«وَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَوْلاَكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى‏ وَنِعْمَ النَّصِيرُ (انفال40)» «و اگر سرپيچى كنند، بدانيد (ضررى به شما نمى‏رسانند) خداوند سرپرست شماست چه سرپرست خوبى و چه ياور خوبى»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«قُل لَن يُصِيبَنَا إِلَّا مَاكَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (توبه/51)» «بگو: هيچ حادثه‏اى براى ما رخ نمى‏دهد، مگر آنچه خداوند براى ما نوشته و مقرر داشته است او سرپرست ماست و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«هُنَالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ مَا أَسْلَفَتْ وَرُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (يونس/30)» « در آن جا، هر كس عملى را كه قبلا انجام داده است، مى‏آزمايد. و همگى بسوى «الله‏» سرپرست حقيقى خود بازگردانده مى‏شوند و چيزهايى را كه بدروغ همتاى خدا قرار داده بودند، گم و نابود مى‏شوند»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«هُوَ مَوْلاَكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى‏ وَنِعْمَ النَّصِيرُ (حج/78)» «او سرپرست شماست و چه سرپرست خوب، و چه ياور شايسته‏اى است»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«أَفَلَمْ يِسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا * ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لاَ مَوْلَى‏ لَهُمْ (محمد/10و11)» «آيا در زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه قبل از آنان بودند چگونه بود؟ خداوند آنها را هلاك كرد و براى كافران امثال اين مجازاتها خواهد بود * اين براى آن است كه خداوند سرپرست كسانى است كه ايمان آوردند اما كافران سرپرستي ندارند»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«وَاللَّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ (تحريم/2)» «خداوند سرپرست شماست و او دانا و حكيم است»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ * بَلِ اللّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ (آل عمران/149و150)» «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اگر از كسانى كه كافر شده‏اند اطاعت كنيد، شما را به گذشته‏هايتان بازمى‏گردانند و سرانجام، زيانكار خواهيد شد. * سرپرست شما، خداست و او بهترين ياوران است»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ (انعام/62)» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;البته در برخي آيات مولا به معني محب آمده است ولي همان‌گونه كه بيان شد در هيچ آيه‌اي به معني محبوب نيامده است. (دقت شود)&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;1.       به راستي با وجود اين همه شاهد و دليل مبني بر اينكه هيچ‌كجا مولا به معني محبوب نيامده است، چگونه است كه اهل سنت بيان مي‌كنند مولا در كلام رسول خدا به معني محبوب است؟!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در اينجا براي اينكه راه هرگونه بهانه جويي بسته شود چند دليل مبني بر اينكه مولا در روز غدير به معني سرپرستي است آورده مي‌شود گرچه به نظر ما بحث قبلي براي يافتن حقيقت كافي بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل اول: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;2.       پيامبر اكرم قبل از اينكه بفرمايند «من كنت مولاه ...» از مردم سؤال كردند كه «اَلَستُ اَولي بِكُم مِن اَنفُسِكُم» كه شاهدي است قوي بر اينكه كلمه مولي نيز كه در قسمت وسط حديث است به معني اولي است زيرا اراده دو معني مختلف از يك كلمه مكرر در يك جمله خطابي بر خلاف قانون خطابه است. و نيز رسول اكرم پس اينكه اولويت خود را از مردم اقرار گرفت بلافاصله فرمود «مَن كُنتُ مَولاه فَهذا عَليٌّ مَولاه» حال چگونه است كه ولايت در جمله اول رسول الله به معني سرپرستي است ولي در جمله دوم به معني دوستي است؟؟؟  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل دوم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نزول آيه‌ي «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي....» كه دربخش قبل بررسي شد، بهترين گواه است بر امامت و ولايت و جانشيني بلافصل اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام. زيرا با معرفي حضرت علي به عنوان «مولي»، دين كامل و نعمت تمام شد و اين اتفاق با عظمت نمي‌تواند تنها به خاطر محبت باشد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل سوم: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نزول آيه‌ي «وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» هم گواهي است محكم بر مسأله جانشيني حضرت علي، زيرا محبت يك نفر هيچگاه برابر با رسالت يك پيامبر نمي‌شود و اينكه عدم ابلاغ ولايت حضرت علي‌عليه‌السلام برابر شده است با كل رسالت 23 ساله پيامبر نشان از امر مهمي‌مانند رهبري دين دارد كه برابر است با رسالت رسول. در واقع اين امر چيزي جز جانشيني نمي‌تواند باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل چهارم: «وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نبي گرامي روزي كه تنها بود و دشمنان مسلح بودند، نترسيد و خداي سبحان به وي فرمود «فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا ....» يعني تو موظفي براي حفظ دين دفاع كني و اگر احدي تو را در دفاع و جهاد ياري نكند، تنها تو مكلفي كه در صحنه حضور پيدا كني؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;رسول اكرم در رديف معدود مبلغان الهي است كه از بشر هراسناك نبود تا بر اثر هراس از مردم در تبليغ حادثه‌ي تاريخي غدير تسامح كند، زيرا به شهادت قرآن كريم آن روز كه همه مسلح بودند و رسول گرامي بي‌سلاح بود، از هيچ كس هراسي نداشت. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;از طرف ديگر فرار از ميدان جنگ كه از گناهان كبيره است، از نظر فقهي براي افراد عادي حدي دارد (يعني يك نفر در مقابل دو نفر) ولي فرار از ميدان جنگ براي رسول اكرم حرام بود و هيچ حد و مرزي نداشت؛ يعني پيغمبر اجازه نداشت كه ميدان كارزار را ترك كند، گرچه همه‌ي مردم روي زمين دشمن او باشند و عليه او در مصاف شركت كنند. هم حكم فقهي رسول اكرم اين بود كه در صحنه‌ي جنگ حق فرار نداشت و هم سنت و سيرت قطعي آن حضرت اين بود كه از احدي ترسناك نبود تا فرار كند و صحنه را ترك كند. پس آن روز كه همه مسلح بودند و انبوه دشمن وي را احاطه كرده بود و او تنها و بي سلاح بود (و تنها اميرمؤمنان يار و ياور وي بود) از احدي نمي‌ترسيد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;همچنين در حجاز آن روز به ويژه در اواخر دوران رسالت، يعني در حجة الوداع همه تسليم شده بودند و حجاز آرام شده بود. نامه‌ي رسمي‌رسول گرامي به امپراطوري ايران و روم نيز رسيده بود. قهرا پيامبري كه اصلا از كسي نمي‌هراسيد و آن روز كه تنها بود،‌ نياز به حافظ نداشت و تنها به قدرت غيبي خداي حفيظ تكيه مي‌كرد امروز كه پس از فتح مكه فرمانده كل قواي حجاز است و نامه‌ي رسمي‌براي امپراطوري‌هاي بزرگ مي‌نويسد از چه مي‌ترسيد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;با اين وجود از اين كه در بخش پاياني آيه آمده است كه خدا تو را از مردم حفظ مي‌كند، معلوم مي‌شود كه مسأله بسيار مهمي ‌بوده است كه نه پيامبر اسلام بلكه اسلام در خطر بوده است؛ ضمنا معلوم مي‌شود كه نگراني پيامبر از خطر نظامي ‌نبود، خطر سياسي و جوسازي مردم حجاز بود كه مبادا بر اثر ضعف فرهنگي دچار شبهه شوند و بگويند رسول گرامي داعيه‌ي رسالت در سر پروراند تا مردم را محكوم خاندان خود كرده، پسر عمو و داماد خود را جانشين خويش كند و امارت بر مردم را ميراث و موروث خاندان خود گرداند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;هراس رسول گرامي از اين بود كه مردم نتوانند تشخيص بدهند كه ولايت علي بن ابي طالب در رخداد غدير حكم خدا و نصب الهي است. شخصيت علي همانند ندارد و هرگز سخن از امارت و سلطنت در ميان نيست. خداي سبحان حادثه‌ي غدير را با چنين اهميتي براي رسول گرامي تحليل و تبيين كرد و اينگونه سخن گفتن با اعلام محبت و دوستي كاملا ناسازگار است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل پنجم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;همان‌گونه كه اشاره شد، پيامبر اسلام ابتدا به حديث ثقلين و به پايان عمر خويش اشاره نموده و مسئوليت خطير خود را در برابر خدا و امت متذكر شده‌اند و سپس حديث غدير را ايراد فرموده‌اند&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;FONT size=3&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;. در واقع اگر منظور محبت و دوستي بود، بايد سخن از فضيلت‌هاي حضرت علي به ميان مي‌آمد نه سخن از اعلام نزديكي وفات پيامبر و مسئله اعلام محبت و دوستي اميرالمؤمنين نيازي به اعلام نزديك بودن وفات پيامبر نداشته است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل ششم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;پس از پايان سخنان پيامبر ابتدا ابوبكر و عمر و سپس بقيه مردم آمدند و به حضرت علي تبريك گفتند «هَنياً لَكَ يا عَليِّ ابنِ اَبيطالَب، اَصبَحتُ وَ اَمسَيتُ مَولايَ وَ مَولي كُلُّ مُومَنٍ وَ مِومِنَهٍ&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;&lt;SUP&gt;&lt;B&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=3&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;» و اين نشان از اين است كه رسول خدا حضرت علي را در منصب جديدي معرفي فرموده است، و ابلاغ دوستي نيازي به شادباش و تهنيت ندارد! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل هفتم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;قريش به دليل جنگهايي كه با پيامبر و حضرت علي عليه‌السلام داشتند و به دليل اينكه پهلوان‌هاي آنها به دست حضرت علي كشته شده بودند از ايشان كينه به دل داشتند، اگر رسول گرامي اسلام قصد اعلام محبت و دوستي حضرت علي را داشتند اين كار بايد در مكه صورت مي‌گرفت نه در غدير خم و هنگامي‌كه همگي از مكه بيرون آمده‌اند؛ زيرا در غديرخم ديگر كسي از قريشيان نبود كه پيامبر اكرم در مقابل او سخن از محبت و دوستي حضرت علي عليه‌السلام بگويد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل هشتم: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگر منظور از مولي، محبت و دوستي بود ديگر نياز به اعلام پيامبر در روز غدير خم نداشت، زيرا خداوند در قرآن مي‌فرمايد «قُل لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى»؛ آري از يك طرف مسأله محبت با نزديكان پيامبر و از طرف ديگر محبت مؤمنين به يكديگر مسأله‌اي است كه در قرآن به آن اشاره شده است و ديگر نياز به آن اعلام عمومي‌و نزول اين آيات محكم نبود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دليل نهم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;3.       اهل سنت قبل از اينكه نام بزرگان خود را ببرند به عنوان احترام به آنها «مولوي» مي‌گويند، حال اين مولوي به چه معناست؟؟ غير از اين است كه به معناي كسي است كه بايد از او تبعيت شود. چگونه است كه مولوي به معني اولي به تصرف و كسي است كه بايد از او پيروي شود، اما مولي به معني محب و دوست است؟؟؟؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;4.       نكته‌ي آخر اينكه اگر رسول الله با آن همه شرايط بد فقط مي‌خواستند بگويند كه مردم علي را دوست بداريد پس چرا در ميان آن همه صحابه فقط حضرت علي را انتخاب كردند آيا اين نشان اين نيست كه حضرت علي (عليه السلام) از همه مردم ديگر برتر است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;البته دلايل ديگري مانند شعر حسان‌بن‌ثابت و اعتراض حارث‌بن‌نعمان فهري و .... وجود دارد كه به نظرمي‌رسد اين دلايل براي كساني كه درپي حق هستند كافي به نظر مي‌رسد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;&lt;FONT size=3&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;  از جمله صحيح مسلم باب فضائل علي بن ابي طالب جلد 7/123 ، مسند احمد بن حنبل 3/14 و 4/266 ، صحيح ترمذي 2/308 و .... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn2&gt;&lt;FONT size=3&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt; مسند احمد، جلد 4، صفحه 281 – تاریخ اسلام ذهبی، قسمت عهد خلفا، صفحه 633 (اصبحت و امسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة) – ابن اثیر در نهایه، جلد 5، صفحه 228 – تاریخ بغداد، جلد 8، صفحه 290 (بخ بخ یابن ابیطالب، اصبحت مولای و مولا کل مسلم) – البدایة و النهایه، جلد 7، صفحه 386 (هنیئا لک یابن ابیطالب، اصبحت الیوم ولی کل مؤمن) – خطیب خوارزمی در مناقب، صفحه 94 – کنزالعمال، جلد 13، صفحه 134 (هنیئا لک یابن ابیطالب، اصبحت و امسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 06:28:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hagheali&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>hagheali</dc:creator>
<guid>http://hagheali.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علم همه عالم به علی داد پیمبر</title>
<link>http://hagheali.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;علم وقدرت بینهایت اهل بیت علیهم السلام ..... :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در داستان حضرت سليمان كه در سوره نمل آمده است، اينگونه مي‌خوانيم «قَالَ يَا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ» «(سليمان) گفت: اى بزرگان كدام يك از شما تخت او را براى من مى‏آورد پيش از آنكه به حال تسليم نزد من آيند؟» (نمل/38) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دراينجا يكي از درباريان حضرت سليمان اينگونه گفت «قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتِيکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْکَ طَرْفُکَ فَلَمّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي» «كسى كه دانشى از كتاب داشت گفت: «پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد» و هنگامى كه(سليمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا ديد گفت: اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بجا مى‏آورم يا كفران مى‏كنم؟ و هر كس شكر كند، به نفع خود شكر مى‏كند و هر كس كفران نمايد (بزيان خويش نموده است، كه) پروردگار من، غنى و كريم است» (نمل/40) دقت شود کسي که مقداري از علم کتاب داشت، توانست در نظام تکوين تصرف کرده و تاج و تخت بلقيس ملکه سبا را از راه بسيار دور و در کمتر از يک چشم به هم زدن نزد سليمان حاضر کند. از اين آيه به خوبي استفاده مي‏شود که اگر کسي از کتاب خدا اطلاع داشته و به آن عالم باشد، قدرت تصرّف در کائنات را دارد که همان ولايت تکويني است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به دیگر سخن علم و قدرت دوصفت جداناپذیر هستند و کسانی که علم بیشتری دارند بالتبع قدرت تصرف وولایت تکوینی بیشتری هم دارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در آيه‏اي ديگر مي‏خوانيم: «قُلْ کَفي بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ» «بگو تنها گواه بين من و شما، خدا و کسي که داناي حقيقي به کتاب خدا است کافي خواهد بود.» (رعد/43)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;از اين آيه نيز استفاده مي‏شود که خداوند متعال و گروهي ديگر که عالم به کلّ کتابند بين پيامبر و مردم شاهد بوده و شهادت خواهند داد. هم‏چنين بر مي‏آيد، جماعتي هستند که عالم به کل کتابند؛ زيرا لفظ «مَن» دلالت بر عموم دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;از طرف ديگر در قرآن کريم مي‏خوانيم «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِيمٌ، فِي کِتابٍ مَکْنُونٍ، لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ» «همانا آن، قرآن کريمي‌است که در کتابي پنهان جاي دارد. و جز پاکان نمي‏توانند به آن دست يابند.» (واقعه/77-79)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اين آيه مانند آيه‌ي «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ * فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ» است و در هر صورت در بزرگداشت قرآن است، مى‌خواهد قرآن را تجليل كند، بنابراين منظور از مس قرآن دست كشيدن به خطوط آن نيست، بلكه علم به معارف آن است، كه جز پاكان خلق كسى به معارف آن عالم نمى‌شود، چون فرموده : «قرآن در كتابى مكنون وپنهان است» و آيه‌ي «إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ» (زخرف/3و4)&lt;B&gt; &lt;/B&gt;نيز به آن اشاره مى‌كند. بنابراين منظور مس ظاهري و لمس كردن خطوط قرآن نيست، بلكه مراد مسّ باطني است، به اين معنا که به عمق قرآن نمي‏رسند مگر کساني که مطهّرند و طبيعتاً طهارت نيز باطني معنا مي‏شود؛ يعني کساني که از هر عيب و نقص و گناهي پاکند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حال اين‏ مطهّران چه کساني‏اند؟ همان‌گونه كه در آيه‌ي تطهير بحث شد، اين مطهرون و پاكان كساني نيستند جز اهل بيت پيامبر، كه مصداق آن در زمان پيامبر اميرالمؤمنين،‌ حضرت زهرا و حسنين عليهم السلام بودند «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيراً» «همانا خدا چنين مي‏خواهد که هر رجس و پليدي را از شما خانواده نبوّت دور سازد و شما را از هر عيب پاک و منزه گرداند.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بنابراين كساني كه به علم كتاب و لوح محفوظ رسيده‌اند و داراي ولايت تكويني شده‌اند، همانهايي هستند كه بايد رهبري ديني و دنيايي مردم را براي هدايت آنها به عهده بگيرند. در واقع كساني مي‌توانند مردم را هدايت كنند كه هم به ظاهر قرآن عالم باشند و هم به باطن آن دسترسي داشته باشند و اينها كساني نيستند مگر اهل بيت پيامبر.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;از طرف ديگر مي‌توان پي برد كه منظور از شاهد در اين آيه اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام است. مفسر بزرگ اهل‌سنت، جلال الدين سيوطى در تفسير آيه‌ي «أَفَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَة مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ» «آيا كسى كه بيّنه‌اى از پروردگارش دارد و شاهدى در پى دارد (همچون كسي است كه اينگونه نيست)» از حضرت علي عليه‌السلام نقل مي‌كند كه فرمود «به راستى كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله بر بيّنه پروردگارش بود و من شاهد او هستم» و در حديثي ديگر از رسول گرامي اسلام نقل مي‌كند كه فرمودند «أَفَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَة مِنْ رَبِّهِ» من هستم و «وَيَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ» على است&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;FONT size=3&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نكته‌ي آخر اينكه اين كتابي كه تنها اهل بيت به آن دسترسي دارند همان است كه خداوند فرمود «وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَيَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» «كليدهاى غيب، تنها نزد اوست و جز او، كسى آنها را نمى‏داند. او آنچه را در خشكى و درياست مى‏داند هيچ برگى نمى‏افتد، مگر اينكه از آن آگاه است و نه هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين، و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد، جز اينكه در كتابى آشكار ثبت است» (انعام/59)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;و در جاي ديگر مي‌خوانيم «وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلاَ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» «هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خداست او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را مى‏داند همه اينها در كتاب آشكارى ثبت است» (هود/6)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;و در مورد اين كتاب است كه مي‌خوانيم «وَمَا يَعْزُبُ عَن رَبِّكَ مِن مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلاَ فِي السَّماءِ وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذلِكَ وَلاَ أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» «و هيچ چيز در زمين و آسمان، از پروردگار تو مخفى نمى‏ماند حتى به اندازه سنگينى ذره‏اى، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينكه در كتاب آشكار ثبت است» (يونس/61) پس چون اهل بيت به كتاب دسترسي دارند و همه چيز هم در كتاب وجود دارد در نتيجه اهل‌بيت عليهم‌السلام داراي علم غيب هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;&lt;FONT size=3&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;الدر المنثور: 4 / 409 ـ 412&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 01:11:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hagheali&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>hagheali</dc:creator>
<guid>http://hagheali.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لیلةالقدر شب وصال دو نور است .......</title>
<link>http://hagheali.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;لیلةالقدر معشوقه ی امیرالمومنین علی علیه السلام است .....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در تفسیر&quot; فرات &quot; از امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه &quot; انا انزلناه فی لیلةالقدر&quot; نقل کرده است که فرمود:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اللیلة فاطمة، و القدرالله ، فمن عرف فاطمة (ع) حق معرفتها فقد أدرک لیلة القدر، و إنما سمیت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مراد از&quot; لیلة&quot; فاطمه (ع) و مقصود از&quot; قدر &quot; خداوند است، (لیلةالقدر یعنی فاطمه ی خدا) پس هر که فاطمه (ع) را آن طور که سزاوار است و حق معرفت او است بشناسد، شب قدر را درک کرده است. و همانا آن حضرت &quot; فاطمه&quot; نامیده شده است؛ زیرا مردم از شناخت او بریده شده و عاجزند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;این حدیث شریف که از عجیب ترین احادیث شیعه است معانی بسیار عمیق عجیب و زیبایی دارد. البته وجوه مختلفی برای این حدیث بیان شده است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;شاید چون شناخت لیلةالقدر و درک این شب عظیم بسیار دشوار است اینگونه تشبیه شده است تا عظمت شناخت حضرت زهرا سلام الله علیها معرفی شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;برخی دیگر به جنبه های لطیف این حدیث پرداخته و گفته اند همان گونه که لیلةالقدر واقعی در بین سه شب نهان است قبر واقعی حضرت زهرا سلام الله علیها هم در بین سه مکان نهان است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;البته به طور قطع و یقین از این حدیث استفاده می شود که حضرت زهرا سلام الله علیها محل نزول برکات و مقدرات الهی هستند زیرا در شب قدر است که مقدرات امور همه انسان ها و برکات و سکینه ی الهی نازل می شود. آری سینه ی زهرا سلام الله علیها مخزن اسرار بود و قرآن در آن جای داشت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;سینه ای کز معرفت گنجینه ی اسرار بود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;                           کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود .....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 548px; HEIGHT: 416px&quot; height=506 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/06/225220232232752867168225656325248156193.jpg&quot; width=762 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;و البته علی علیه السلام این ابرمرد تاریخ هم در لیلةالقدر است که به فاطمه ی زهرا یگانه معشوقه و یارش می پیوندد ....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;و در شب قدر است که قرآن صامت نازل می شود و قرآن ناطق صعود می کند ..... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;علی علیه السلام که قرآن ناطق است امشب به سوی حضرت زهرا می شتابد و قرآن هم که قرآن صامت است امشب به قلب امام زمان نازل می شود و البته که مجرای همه ی این فیوضات حضرت زهرا سلام الله علیها هستند یعنی قرآن هم از طریق ایشان به امام زمان می رسد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;خلاصه اینکه این دو نور پاک یعنی حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها هرگز از هم جدا نیستند و گویی روحی هستند در دو جسم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;آری علی علیه السلام امشب از دنیا نرفت علی آن زمان از دنیا رفت که روح او را از او گرفتند . آن زمانی که حضرت زهرا را در کوچه ها ..........&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;امروز روز فراق علی نیست بلکه روز وصال اوست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;امروز روزی است که علی علیه السلام به لیلةالقدر خویش می رسد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;امروز روزی است که مردم کوفه از ناله های علی آسوده میشوند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;روزی است که دیگر کسی به چاه آب نمی ریزد و دیگر کسی به خانه یتیمان نان نمی برد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;و امروز روزی است که همه ی ما یتیم شدیم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ما باید لباس سیاه بپوشیم به خاطر اینکه پدرمان را از دست دادیم که «انا و علی ابوا هذه الامه» و چه امت بدی بودند برای این پدر &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;و چه روزی است روزی که ستون هدایت فرو می ریزد ........&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«انا لله و انا الیه راجعون ..............&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;التماس دعا ....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 21:39:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hagheali&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>hagheali</dc:creator>
<guid>http://hagheali.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علی نفس رسول است ....</title>
<link>http://hagheali.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;آیه ی مباهله:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ» «به آنها بگو بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله كنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;شأن نزول اين آيه قبلا بيان شد و گفته شد كه طبق روايات شيعه و سني، منظور از «أَنْفُسَنَا» در اين آيه حضرت علي عليه‌السلام مي‌باشد، و به تصريح قرآن کريم «النَّبِيُّ أَوْلي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» «پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.» نتيجه اين‏که حضرت علي‏عليه السلام سرپرست امت اسلامي‌و خليفه رسول خداصلي الله عليه وآله است.&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اتحاد نفساني پيامبر و حضرت علي در احاديث فراواني بيان شده است كه به چند نمونه اشاره مي‌شود:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;پيامبر فرمودند: «من از خدا چيزي نخواستم جز آن‏که مثل آن را از خداوند براي تو درخواست نمودم. و از خداوند چيزي درخواست ننمودم مگر آن‏که خدا به من عطا نمود. جز آن‏که به من خبر داده شد که بعد از تو پيامبري نخواهد بود&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;.» &lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;و نيزفرمودند: «... عليّ منّي وأنا منه، وهو وليّکم بعدي&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;» «عليّ از من و من از اويم و او وليّ شما بعد از من است.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ابن مسعود از رسول خداصلي الله عليه وآله نقل کرده که فرمود: «علي بن ابي طالب همانند روح من است که در جسدم مي‏باشد&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref3&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;[3]&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«ما من نّبي الاّ وله نظيرٌ في امّته و علّيٌ نظيري» «هيچ پيامبري نيست مگر آنكه نظيري در امّتش مانند او باشد و علي نظير و همانند من است&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref4&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;[4]&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;» ‌&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«أنَا وَعَليٌّ مِن شَجَرَةٍ واحِدَة وَالنّاس مِن أَشجارٍ شَتّى» «يا عَلي اَلنّاس مِن شَجَرٍ شَتّى وَأَنَا وَأَنتَ مِن شَجَرَةٍ واحِدَة» «اَنَا وَعَلىٌ مِن شَجَرَةٍ واحِدَة وَسائِرُ النّاس مِن شَجَرٍ شَتّى» «من وعلى از یك درخت بوده وبقیه مردم از درختان متفرق دیگراند&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref5&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;[5]&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اين احاديث و احاديث فراوان ديگر كه در اين معنا آمده است همگي بيانگر اين است كه حضرت علي عليه‌السلام در همه فضائل و خصائل مانند پيامبر است الا اينكه طبق نص صريح قرآن رسول گرامي اسلام خاتم الانبياء هستند؛ در واقع اگر قرار بود پس از حضرت محمّد صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شخص ديگري پيامبر شود،‌ او كسي نبود غير از علي عليه‌السلام. به همين وجه هم خليفه و جانشين بلافصل رسول الله اميرالمؤمنين علي‌عليه السلام است، زيرا خليفه و جانشين كسي است كه بيشترين اتحاد و نزديكي و قرابت را از نظر فضائل و خصوصيات با مستخلف عنه داشته باشد. همچنين شکي نيست که پيامبر اکرم‏صلي الله عليه وآله در بين انبيا بهترين پيامبر بوده و از همه آنان برتري داشته است، در نتيجه حضرت علي‏عليه السلام كه نفس پيامبر است نيز افضل از انبياي پيشين است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;&lt;FONT size=3&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;  کنز العمال، ج 6، ص 407&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn2&gt;&lt;FONT size=3&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;  مصادراين حديث در بحث امامت در حديث بيان خواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn3&gt;&lt;FONT size=3&gt;[3]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;  کنز العمال، ج 11، ص 628&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn4&gt;&lt;FONT size=3&gt;[4]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;  محب الدين طبري در الرياض النضره ج 2 ص 164&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn5&gt;&lt;FONT size=3&gt;[5]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;  كنز العمال ج 6 ص 154 الحديث 2561؛ و رجوع كنيد به تاريخ الخلفاى سيوطى ص 168 تا 173&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Aug 2009 12:33:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hagheali&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>hagheali</dc:creator>
<guid>http://hagheali.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوازده شهر ....... دوازده امام .........</title>
<link>http://hagheali.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;دوازده امام در قرآن:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;(این بحث در ادامه بحث قبلی است برای استفاده بهتر بحث قبلی را هم مطالعه بفرمایید)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;«إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ» «همانا نزد خداوند دوازده &lt;U&gt;شهر&lt;/U&gt; وجود دارد در كتاب الهي، روزي كه آسمانها و زمين را آفريد، كه چهار &lt;U&gt;شهر&lt;/U&gt; از آن، حرمت دارد اين، دين قيم است بنابر اين، در اين شهرها به خود ستم نكنيد و با مشركان، دسته جمعى پيكار كنيد، همان گونه كه آنها دسته جمعى با شما پيكار مى‏كنند و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;خداوند از دوازده شهر، كه چهار شهر آن حرمت دارد به دين قيم تعبير كرده است. شهر در اين آيه به چه معناست؟ آيا به معناي ماه‌هاي قمري يا شمسي است؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;به سه دليل منظور از شهر در اين آيه، ماه به معناي سي‌روز نيست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;اولاً دوازده ماه قمري، امري اعتباري و قراردادي است، يعني امري است كه بين جوامع اسلامي به طور قرارداد به وجود آمده است، به همين دليل هم برخي دوازده ماه را از طريق گردش زمين به دور خورشيد محاسبه مي‌كنند (ماه‌هاي شمسي) و برخي از طريق گردش ماه به دور زمين (ماه‌هاي قمري)؛ بنابراين وجود اين دوازده ماه (مانند وجود قوانين رانندگي) امري است كه پايه‌گذاري آن توسط انسان‌ها بوده است. حال آيا روز خلق زمين و آسمان اين ماه‌هاي اعتباري وجود داشته است؟ خداوند مي‌فرمايد روزي كه زمين و آسمان به وجود آمدند اين دوازده شهر وجود داشتند، يعني اين دوازده شهر قبل از خلقت زمين و آسمان بوده‌اند، حال آيا دوازده ماه قمري قبل از خلقت زمين و آسمان وجود داشته‌اند؟ آيا قبل از خلقت زمين و آسمان چهار ماه از اين دوازده ماه اعتباري حرام بوده است؟! يا اينكه پس از خلقت زمين و آسمان و پس ازگردش ماه به دور زمين و پس از شروع زندگي انسان‌ها در روي زمين اين ماه‌ها به وجود آمدند؟ و پس از قرن‌ها كه حضرت ابراهيم به نبوت رسيدند اين چهار ماه حرام شد؟ به راستي اگر اين دوازده ماه مثلا بيست ماه بود و يا به جاي ماه قمري ماه‌هاي شمسي يا رومي ‌بود، آيا دين خداوند ديگر استوار نبود؟ پس منظور خداوند از دوازده شهر، دوازده ماه به معني دوازده بازه‌ي زماني سي‌روزه نيست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;ثانياً توجه كنيد كه تمام اين دوازده ماه به همراه چهارماه حرام آن در زمان جاهليت هم وجود داشته است. يعني مشركين عرب و مردم زمان جاهليت و كساني كه قبل از بعثت پيامبر بوده‌اند به دوازده ماه كه چهار ماه آن حرام است عقيده داشتند، و دراين چهار ماه حرام هم جنگ نمي‌كردند، حال اگر دين استوار و قيم الهي اعتقاد به دوازده ماه است، در اينصورت مي‌توان گفت كه شرك مردم جاهليت هم دين قيم و استوار بوده است!! به ديگر سخن اعتقاد به دوازده ماه مسأله‌ي جديدي نيست كه رسول گرامي اسلام آن را تشريع كرده باشد بلكه مسأله‌اي بوده كه در زمان جاهليت هم وجود داشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;ثالثاً جمع شهر به معناي ماه قمري يا شمسي، «أشهر» است نه «شهور»، همان‌گونه كه خداوند مي‌فرمايد «الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ». پس به اين نتيجه مي‌رسيم كه مراد از اين دوازده شهر چيز ديگري غير از دوازده ماه است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;حال بايد ديد كه دين قيم الهي در قرآن چيست تا پس از آن پي ببريم كه مراد از شهر چيست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;براي معرفي دين قيم در قرآن به چند مقدمه نياز است :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;مقدمه اول : در سوره نحل آيه 114 مي‌خوانيم «فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلاَلاً طَيِّباً &lt;B&gt;&lt;U&gt;وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُم إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;» «پس، از آنچه خدا روزيتان كرده است، حلال و پاكيزه بخوريد؛ و شكر نعمت خدا را بجا آوريد اگر او را مى‏پرستيد»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;همچنين در جاي ديگر مي‌خوانيم«إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَاناً وَتَخْلُقُونَ إِفْكاً إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لاَ يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ &lt;B&gt;&lt;U&gt;وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ&lt;/U&gt;&lt;/B&gt; إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (عنكبوت  17)» «شما غير از خدا فقط بتهايى (از سنگ و چوب) را مى‏پرستيد و دروغى به هم مى‏بافيد؛ آنهايى را كه غير از خدا پرستش مى‏كنيد، مالك هيچ رزقى براى شما نيستند؛ روزى را تنها نزد خدا بطلبيد و او را پرستش كنيد و شكر او را بجا آوريد كه بسوى او بازگشت داده مى‏شويد»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt; طبق بيان اين دو آيه‌ي شريفه شكر نعمت‌هاي خداوند عبادت خداوند است و عبادت خداوند هم شكر نعمتهاي اوست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;مقدمه دوم : در سوره يوسف مي‌خوانيم : «مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ &lt;U&gt;أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ&lt;/U&gt; وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ (يوسف/40)» «اين معبودهايى كه غير از خدا مى‏پرستيد، چيزى جز اسمهائى كه شما و پدرانتان آنها را خدا ناميده‏ايد، نيست؛ خداوند هيچ دليلى بر آن نازل نكرده، حكم تنها از آن خداست، فرمان داده كه غير از او را نپرستيد؛ اين است آيين پابرجا، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;پس دين قيم، عبادت خداوند و ترك عبادت غير خداست و طبق مقدمه اول عبادت مطلق خدا يعني شكر نعمتهاي خدا؛ پس دين قيم يعني شكر نعمت‌هاي الهي.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;مقدمه سوم : در آيه‌ي صراط مستقيم بيان شد كه بزرگترين نعمت خداوند ولايت است. (ولايت الهي كه در پيامبر و حضرت علي‌عليه‌السلام تجلي كرده است)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;مقدمه چهارم : همچنين خداوند در آيات ديگر مي‌فرمايد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt; «إِنَّ اللّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذَا صِرَاطٌ مُستَقِيمٌ (آل عمران 51)» «خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستيد اين است صراط مستقيم»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;در اين‌آيه هم بيان مي‌شود كه عبادت خداوند يعني اطاعت از صراط مستقيم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;پس شكر نعمت ولايت كه به معني اطاعت از ولايت و قرار گرفتن در صراط مستقيم است به معني دين قيم است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;اين نتيجه به طور واضح و صريح در آيه‌ي «قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» «بگو: پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده؛ آيينى پابرجا، آيين ابراهيم، كه از آيينهاى خرافى روى برگرداند؛ و از مشركان نبود.» آمده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;دليل دوم براي اينكه دين قيم يعني صراط مستقيم آيه‌ي شريفه‌ي سوره بينه است، در سوره بينه آمده است : «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلاَةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ (بينه/5)» «و به آنها دستورى داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرستند در حالى كه دين خود را براى او خالص كنند و از شرك به توحيد بازگردند، نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند، و اين است آيين مستقيم و پايدار»&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;پس دين قيم، يعني صراط مستقم و همان‌گونه كه بيان شد صراط مستقيم هم يعني ولايت الهيه كه در آيه‌ي ولايت، آيه‌ي اولي‌الامر و آيه‌ي غدير به پيامبر و حضرت علي عليه‌السلام اعطاء شده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;و اينكه خداوند مي‌فرمايد «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ &lt;U&gt;ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ&lt;/U&gt;» بيانگر اين است كه منظور از اثنا عشر شهر (دوازده ماه) دوازده امامي‌هستند كه رسول الله بارها وبارها آنان را معرفي كردند. همانها كه با وجود خود دين را پابرجا نگه داشته و مي‌دارند و همانها كه قبل از خلقت زمين و آسمان وجود داشته و خدا را عبادت مي‌كردند. در اين باب احاديثي از رسول گرامي اسلام رسيده است كه مؤيد اين نتيجه مي‌باشد كه در بخش امامت در حديث بيان مي‌شود&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=4&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;&lt;FONT size=4&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=4&gt;  از طريق اهل بيت عليهم السلام احاديث فراواني رسيده است مبني بر اينكه اين دوازده ماه وجود مقدس دوازده امام هستند. رجوع كنيد به تفاسير روايي مانند تفسير برهان و صافي. نكته‌اي كه باقي مي‌ماند اين است كه اين چهار شهري كه حرمت و احترام آنان بيشتر بايد حفظ شود چه كساني هستند؟ طبق احاديث اين چهار شهر چهار امامي هستند كه نام مبارك آنان علي است. يعني اميرالمؤمنين، امام سجاد، امام رضا و امام هادي عليهم‌السلام.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 14:22:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hagheali&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>hagheali</dc:creator>
<guid>http://hagheali.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صراط مستقیم ولایت علی است</title>
<link>http://hagheali.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;«اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» ما را به ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام هدایت کن .......&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;به راستی &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;آيا ممكن است خداي متعال امر به پرداخت زكات كند ولي مقدار و موارد زكات را بيان نكند؟ آيا تكليف بدون شناخت ممكن است؟ اين بحث درمورد اولي‌الامر به اتمام رسيد، در آنجا بيان كرديم كه خدايي كه امر كرده است كه از اولي‌الامر اطاعت كنيد حتما بايد مصداق اولي‌الامر را هم تعيين كند و به اين نتيجه رسيديم كه اولي‌الامر بايد معصوم باشند و معصومين تنها اهل بيت پيامبر عليهم‌السلام هستند. اكنون مي‌خواهيم بررسي كنيم كه مصداق صراط‌مستقيم الهي چه كسي است و آيا خداوند كسي را به عنوان صراط مستقيم در قرآن معرفي كرده است يا خير؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;با توجه به اينكه خداوند مي‌فرمايد «قَالَ هَذا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ» «(خداوند) گفت اين راه مستقيمى است كه بر عهده من است» معلوم مي‌شود كه صراط مستقيم را خداوند بايد تعيين كند&lt;B&gt; &lt;/B&gt;و همان‌گونه كه در مباحث قبلي بيان شد انتخاب مردم در مشخص كردن صراط مستقيم تأثير ندارد. حال اين صراط مستقيم چيست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;تفاوت اكمال و اتمام:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;آثار موجودات دو نوع است؛ يك نوع از موجودات وقتى اثر خود را مى‌بخشند كه همه اجزاى آن جمع باشد، مانند روزه كه مركب است از امورى كه اگر يكى از آنها نباشد روزه روزه نمى‌شود، مثلا اگر كسى در همه اجزاى روز از خوردن و ساير محرمات امساك بكند ولى در وسط روز در يك ثانيه دست از امساك بر دارد، و قطره‌اى آب بخورد، روزه اش روزه نيست. از جمع شدن اجزاء اينگونه امور تعبير مى‌كنند به تماميت و در قرآن كريم مى‌فرمايد «ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ»؛ نوع ديگر قسمتى از اشياء هستند كه اثر بخشيدن آنها نيازمند به آن نيست كه همه اجزاى آن جمع باشد، بلكه اثر مجموع اجزاء مانند مجموع آثار اجزاء است، هر يك جزئى كه موجود بشود اثرش هم مترتب مى‌شود و اگر همه اجزاء جمع شود همه اثر مطلوب حاصل مى شود، مثلا يك روز روزه، اثر يك روز را دارد، ولي يك‌ماه اثر سي‌روز را دارد، تماميت را در اين قسم كمال مى‌گويند و در قرآن كريم فرموده «وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ»؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;اكمال دين و اتمام نعمت در روز غدير خم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;پس از ابلاغ ولایت اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام به مردم آیه ی اکمال دین و اتمام نعمت نازل شد. &lt;FONT color=#ff0000&gt;«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي»&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;كامل شدن دين به اين معني است كه امروز مطلبى بر آن معارف و احكام ديني اضافه شده است و مراد از نعمت&lt;B&gt; &lt;/B&gt;هر چه باشد امرى معنوى و واحد است و گويا تا امروز نعمت‌ها ناقص بوده، يعنى اثر لازم را نداشته، امروز آن نعمت ناقص تمام شد، و در نتيجه امروز آن معارف و احكام اثرى كه بايد داشته باشند دارا شده است. پس ولايت اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام نعمت است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;از طرف ديگر بايد دقت شود كه آنچه كه انسان با تصرف در آن راه خدا را طى كند نعمت است&lt;/FONT&gt;&lt;A name=link168&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=4&gt; و بسياري از آيات قرآنى دلالت دارد بر اينكه اين چيزهائى كه ما نعمتش مى‌شماريم وقتى نعمت هستند كه با غرض الهى موافق باشد، و آن غرضى را كه خدا اين موجودات را بدان جهت خلق كرده تأمين شوند. بنابراين هر موجودى كه انسان در آن تصرف مى‌كند تا به آن وسيله راه خداى تعالى را طى كند، و به قرب خدا و رضاى او برسد، آن موجود براى بشر نعمت است، و اگر مطلب به عكس شد يعنى تصرف در همان موجود باعث فراموشى خدا و انحراف از راه او، و دورى از او و از رضاى او شد، آن موجود براى انسان نقمت است&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=4&gt;، پس هر چيزى به خودي خود براى انسان نه نعمت است و نه نقمت و بستگي به نوع استفاده از آن دارد. اگر در راه عبوديت خداى تعالى استفاده شود و در تحت ولايت خدا قرارش دهد، آن وقت براى او نعمت خواهد بود، و از اينجا مي‌توان دريافت كه نعمت در حقيقت همان ولايت الهى است، و هر چيزى وقتى نعمت مى‌شود كه مشتمل بر مقدارى از آن ولايت باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;و ولايت خداى سبحان (يعنى سرپرست او نسبت به امور بندگان و تربيت آنان به وسيله دين) تمام نمى‌شود مگر به ولايت رسولش، و ولايت رسولش نيز تمام نمى‌شود مگر به ولايت اولى الامر كه بعد از درگذشت حضرت رسول و به اذن خداى سبحان زمام اين تربيت و تدبير را به دست بگيرند، همچنانكه خداى تعالى مى‌فرمايد &lt;FONT color=#6600ff&gt;«يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ»&lt;/FONT&gt; و نيز مي‌فرمايد «&lt;FONT color=#6600ff&gt;إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ»&lt;/FONT&gt; در واقع ولايت خداوند به ولايت اولي‌الامر و كساني كه آيه‌ي ولايت براي آنان آمده است تمام مي‌شود و در قسمت‌هاي قبلي اثبات شد كه اينها كساني نيستند جز اهل بيت و ولايت خداوند با ولايت اهل بيت به اتمام مي‌رسد. بنابراين كسي كه ولايت اهل بيت را قبول نكند گويي كه ولايت خدا را قبول نكرده است، زيرا اين ولايت تمام كننده ولايت خداست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;پس معناى آيه اكمال دين اين شد: امروز كه همان روزى است كه كفار از دين شما مأيوس شدند مجموع معارف دينيه‌اى كه به شما نازل كرديم را با حكم ولايت كامل كرديم، و نعمت خود را كه همان نعمت ولايت يعنى اداره امور دين و تدبير الهى آن است برشما تمام نموديم، چون اين تدبير تا قبل از امروز با ولايت خدا و رسول صورت مى‌گرفت، و معلوم است كه ولايت خدا و رسول تا روزى مى‌تواند ادامه داشته باشد كه رسول در قيد حيات باشد، و وحى خدا همچنان بر وى نازل شود، و اما بعد از در گذشت رسول و انقطاع وحى ديگر رسولى در بين مردم نيست تا از دين خدا حمايت نموده و دشمنان را از آن دفع كند، پس بر خدا واجب است كه براى ادامه تدبير خودش كسى را نصب كند، و آن كس همان ولى امر بعد از رسول و قيم بر امور دين و امت او و مصداق «أُولِي الْأَمْرِ» است. و او كسي نيست جز اميرالمؤمنين علي‌بن‌ابي‌طالب و اهل بيت عليهم‌السلام.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;پس ولايت كه تا قبل از امروز (براي مردم) ناقص بود، و به حد تمام نرسيده بود، امروز با نصب ولى امر، بعد از رسول تمام شد و وقتى دين خدا در تشريعش به حد كمال رسيد، و نعمت ولايت تمام شد«وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاَمَ دِيناً»؛ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;حال كه مشخص شد نعمت به معني ولايت الهي است و اين ولايت الهي اولا در آيه‌ي ولايت و اولي‌الامر به پيامبر و اميرالمؤمنين علي عليه السلام نسبت داده شده است، دوما در روز غدير هم با ولايت اميرالمؤمنين است كه ولايت الهيه در روي كره زمين ادامه مي‌يابد و نعمت تمام و دين كامل مي‌شود مي‌توان نتيجه گرفت كه صراط مستقيم هم راهي جز ولايت اميرالمؤمنين علي عليه السلام نيست، زيرا در اولين سوره قرآن مي‌خوانيم &lt;FONT color=#6600ff&gt;«اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ»&lt;/FONT&gt; در واقع صراط مستقيم الهي، صراط كساني است كه خداوند به آنان نعمت داده است، و اين نعمت چيزي جز ولايت الهيه نيست&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;&lt;FONT size=4&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=4&gt; كه در آيه‌ي ولايت و اولي‌الامر و آيه‌ي اتمام نعمت به اميرالمؤمنين علي‌عليه‌السلام تفويض شده است. و اگر نعمت چيزي جز ولايت باشد (مثلا دنيا) به اين معني است كه كفار و مشركين كه بهره بيشتري ازدنيا دارند در صراط مستقيم قرار دارند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;نكته‌ي ديگري كه بايد به آن توجه شود اين است كه تمامي‌عبادات و احكام بدون ولايت هيچ اثري ندارد، زيرا كه صراط‌مستقيم، ولايت اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام است وخداوند مي‌فرمايد «وَأَنِ اعْبُدُونِي هذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ» در واقع اگر كسي ظاهر عبادات را انجام دهد ولي ولايت اهل بيت را نداشته باشد عبادت او جسم بي روحي است كه هيچ اثري ندارد، زيرا عبادتي كه از ناحيه اهل بيت نرسيده باشد و عبادتي كه بدون ولايت اهل بيت انجام شود خارج از صراط مستقيم انجام گرفته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;ادامه دارد .........&lt;BR clear=all&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;&lt;FONT size=4&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=4&gt;  همان‌گونه كه در مورد دنيا مي‌خوانيم «وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn2&gt;&lt;FONT size=4&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=4&gt;  «وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 15:39:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hagheali&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>hagheali</dc:creator>
<guid>http://hagheali.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیه ی صادقین وامامت اهل بیت علیهم السلام</title>
<link>http://hagheali.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;همان گونه که قبلا بررسی بزرگترین اختلاف بین شیعه و سنی بحث انتصابی بودن یا انتخابی بودن امامت است. این بحث قبلا انجام  شد و انشاء الله دوباره مطرح خواهد شد . در این چند جلسه قصد دارم آیاتی را که درمورد امامت اهل بیت علیهم السلام هست و کمتر مورد توجه قرارمی گیرد را بنویسم انشاء الله .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;آیه صادقین :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;«يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (توبه/119)»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;در اين آيه خداوند امر كرده است كه همراه صادقين باشيد. دقت شود، آنچه در شرع اسلام واجب است، راستگويي و پرهيز از دروغگويي است، امّا &lt;U&gt;بودن با راستگويان&lt;/U&gt; يکي از واجبات شرع نيست، در حالي که بودن با صادقان در آيه مورد امر قرار گرفته و امر براي وجوب است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;به همين دليل مي‌توان دريافت كه مقصود از صادقين، راستگويان نمي‌باشند، زيرا اگر اين‌گونه بود مي‏بايست در آيه کريمه «وَکُونُوا مَعَ الصّادِقِينَ» به جاي «مع» «من» تعبير مي‏شد. و معناي آن اين بود که بر هر مسلمان لازم است &lt;U&gt;از راستگويان باشد&lt;/U&gt; و از دروغ اجتناب ورزد. به ديگر سخن اين‏که «مَعَ الصّادِقِينَ» تعبير شده، دلالت بر اين نکته دارد که مقصود از صدق، مرتبه کامل صدق يعني همان عصمت و طهارت است که با وجود آن، راستي و درستي در گفتار و کردار به طور کامل محقق مي‏شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;اگر مقصود از «صادقين» غير از امامان معصوم بود، لازمه‏اش آن بود که بر تمام انسان‏ها حتّي پيامبر و اهل بيتي كه آيه‌ي تطهير براي آنان نازل شده است، لازم باشد که از غير معصوم پيروي کنند، و اين امري است كه با نص صريح قرآن مبني بر اطاعت از اولي‌الامرِ معصوم مخالف است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;و اين‏که خداوند تمام مؤمنان را در اوّل آيه به تقوا و پرهيز از گناهان دعوت کرده و پس از آن، مؤمنين را به بودن با «صادقان» فرمان داده است، مي‌رساند كه بودن با آنان چيزي جز قرار گرفتن در قيد اطاعت آنان و پرهيز از مخالفت با آنان نيست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;درواقع به دليل اينكه خداوند امر كرده است كه با صادقين باشيد، و اين امر مطلق است، يعني در همه كارها بايد همراه صادقين باشيم و از آنان اطاعت كنيم در مي‌يابيم كه اين صادقين، اولي‌الامر هستند، و نيز به دلايلي كه ذكر شد مراد از صادقين راستگويان نمي‌باشند، بلكه مراد عصمت در همه افعال و اقوال و اعمال است. بنابراين صادقين همان معصومين و همان اولي‌الامر هستند. به ديگر سخن صادقين اهل‌بيت عليهم‌السلام هستند كه در آيه‌ي تطهير خداوند شهادت به عصمت مطلقه‌ي آنان داده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;حضرت علي عليه‌السلام تنها كسي كه خداوند او را به عنوان صادقين معرفي مي‌كند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;آيات زيادي در شأن حضرت علي عليه‌السلام نازل شده است. يكي از اين آيات آيه‌ي انفاق است كه خداوند مي‌فرمايد «الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ» (بقره آيه 274) «آنان كه اموالشان را در شب و روز ، پنهان و اشكار انفاق مي‌كنند اجرشان پيش خداست و نه ترسي دارند و نه غمگين مي‌شوند» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;طبق نقل مفسرين شيعه و سني، اين آيه در شأن حضرت علي عليه السلام آمده است، آن هنگامي‌كه ايشان چهار درهم نقره داشتند يكي را در شب، يكي را در روز، يكي را مخفيانه و ديگري را آشكارا انفاق كردند&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;اين آيه در مورد انفاق مالي حضرت علي عليه‌السلام بود، آيه‌ي ديگري هم انفاق جاني اميرالمؤمنين را بيان مي‌كند: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ» (بقره ايه 207) «بعضي از مردم از جان خود براي رضاي خدا مي‌گذرند و خدا دوستدار بندگانست»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;شأن نزول اين آيه اين است كه هنگامي‌كه پيغمبر اسلام تصميم گرفتند از مكه به مدينه مهاجرت كنند، حضرت علي عليه السلام را براي اداي دينها و  بازگرداندن امانتهايي كه نزد ايشان بود به جاي خويش قرار دادند. شبي كه پيامبر قصد داشتند از مكه خارج شوند، چهل نفر از مشركان اطراف خانه ايشان به كمين نشسته بودند، به همين خاطر پيامبر به حضرت علي عليه السلام فرمودند كه در بستر ايشان بخوابند و حضرت علي عليه‌السلام هم جان خود را فداي جان رسول الله كردند. در آن شب بود كه اين آيه‌ي شريفه نازل شد و آن شب ليلة المبيت ناميده شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;اين دو آيه حضرت علي عليه السلام را به عنوان كسي كه با مال و جان خود در راه خدا جهاد مي‌كند معرفي مي‌كند. درواقع تنها مصداق مجاهدان با مال و جان كه خداوند در قرآن معرفي كرده است، حضرت علي عليه السلام است و هيچ شخص ديگري اين‌گونه معرفي نشده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;از طرف ديگر صادقون كساني هستند كه با مال و جانشان جهاد مي‌كنند: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حجرات/15)» «مؤمنان واقعى تنها كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده‏اند، سپس هرگز شك و ترديدى به خود راه نداده و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كرده‏اندآنها راستگويانند.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;به ديگر سخن، خداوند در اين آيه كساني كه را كه با مال و جان خود جهاد كرده‌اند به عنوان صادقين معرفي كرده است و در آيات گذشته بيان شد كه تنها كسي كه در قرآن به عنوان مجاهد با مال و جان معرفي شده است حضرت علي عليه السلام است. بنابراين تنها مصداقي كه خداوند در قرآن به عنوان صادقين معرفي كرده است حضرت علي عليه‌السلام است. بنابراين آيه‌ي «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» امري است به وجوب اطاعت از اميرالمؤمنين؛ البته دقت شود كه طبق اين دليلي كه بيان شد تنها مصداق صادقين علي عليه‌السلام است، ولي همان‌گونه كه در بحث قبلي مطرح شد، صادقين كساني هستند كه معصوم هستند و معصومين كساني نيستند جز اهل بيت عليهم‌السلام.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;  مناقب ابن مغازلى ص 280 ،‌ ذخائر العقبى ص 88 و نيز در تفسير مجمع البيان و صافي و نور الثقلين و تفسير رازي و تفسير كشاف و معالم التنزيل و صواعق هم اينگونه آمده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Jul 2009 10:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hagheali&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>hagheali</dc:creator>
<guid>http://hagheali.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امیر مومنین عالم علیست		حقیقت رسول خاتم علیست</title>
<link>http://hagheali.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;5&quot; face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;ميلاد ركن توحيد، روح نبوت، تفسير قرآن، اصل دين، ميزان اعمال، صديق اكبر، فاروق اعظم، باب علم نبي، عدل قرآن، اسدالله الغالب، حضرت مولانا اميرالمؤمنين علي‌بن ابي طالب عليه السلام را به همه موحدين عالم تبريك و تهنيت و شادباش عرض مي‌كنم&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;5&quot; face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;img src=&quot;http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1388/04/24958161448538621811296201181108131.jpg&quot; /&gt;&lt;img src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/04/24958161448538621811296201181108131.jpg&quot; style=&quot;width: 620px; height: 465px;&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;!--[endif]--&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ألا و من احبّ عليّا فقد أحبّنى،
و من احبّنى فقد رضى اللّه &lt;span class=&quot;paragheraphcolor03&quot;&gt;عنه&lt;/span&gt;، و من رضى
اللّه عنه كافاه الجنّة. &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ألا و من أحبّ عليّا لا يخرج من الدنيا حتىّ يشرب من
الكوثر، و يأكل من طوبى، و يرى مكانه فى الجنّة.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;ألا و من أحبّ
عليّا فتحت له ابواب الجنّة الثمانية يدخلها من أىّ باب شاء بغيرحساب. &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ألا و من احبّ عليّا اعطاه اللّه كتابه بيمينه و حاسبه
حساب الانبياء.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ألا ومن احبّ عليّا اعطاه اللّه بكلّ عرق فى بدنه حوراء و
شفّع فى ثمانين من اهل بيته، و له بكلّ شعرة فى بدنه حوراء و مدينة فى الجنّة. &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ألا و من احبّ عليّا بعث اللّه اليه ملك الموت كمايبعث الى
الانبياء، و دفع اللّه عنه هول منكر و نكير؛ و بيّض وجهه، و كان مع حمزة سيّد
الشهداء. &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ألا و من احبّ عليّا جاء يوم القيامة و وجهه كالقمر ليلة
البدر&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;!--[if !supportFootnotes]--&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ألا و من احبّ عليّا وُضع على رأسه تاج الملك، و ألبس حلّة
الكرامة.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ألا ومن احبّ عليّا جاز على الصراط كالبرق الخاطف.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;ألا و من احبّ
عليّا كتب اللّه له براءة من النار و جوازا على الصراط و امانا من العذاب، و لم
ينشر له ديوان و لم ينصب له ميزان و قيل له ادخل الجنّة بلا حساب. &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ألا و من احبّ آل محمّد أمن من الحساب و الميزان و الصراط.
&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;baseline&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ألا و من مات على حبّ آل محمّد فأنا كفيله بالجنّة مع
الانبياء. ألا و من مات على بغض آل محمّد لم يشمّ رائحة الجنّة&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;!--[if !supportFootnotes]--&gt;&lt;!--[endif]--&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.»&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: left; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/04/8811720089173462516628654422913175125177.jpg&quot; style=&quot;width: 609px; height: 473px;&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;«آگاه باشيد هركس على عليه‏السلام را دوست بدارد، مرا دوست
داشته است و هركس مرا دوست بدارد خدا از او خشنود مى‏شود و پاداش او را بهشت قرار
مى‏دهد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آگاه باشيد هركس على عليه‏السلام را دوست بدارد، از دنيا
نمى‏رود تا از آب كوثر بنوشد واز درخت طوبى بخورد و جايجاه خود را (قبل از مرگ) در
بهشت ببيند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آگاه باشيد هركس على عليه‏السلام را دوست بدارد، هشت در
بهشت به روى او گشوده مى‏شود و او از هر درى كه بخواهد بدون حساب وارد خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آگاه باشيد هركس على عليه‏السلام را دوست بدارد، خداوند
نامه عمل او را به دست راست او مى‏دهد و همانند پيامبران حساب اعمال او را مى‏كند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آگاه باشيد هركس على عليه‏السلام را دوست بدارد، خداوند به
عدد هر مو و هر رگى كه در بدن اوست از حورالعين به او تزويج مى‏نمايد و اجازه
شفاعت از هشتاد نفر از اهل‏بيت او را به او مى‏دهد و شهرى را در بهشت به او عطا
مى‏فرمايد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آگاه باشيد هركس على عليه‏السلام را دوست بدارد، خداوند او
را همانند پيامبران قبض روح مى‏كند و وحشت منكر و نكير را از او برطرف مى‏كند و
صورت او را سفيد مى‏نمايد و او را با حضرت حمزه سيدالشهداء عليه‏السلام محشور
مى‏نمايد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آگاه باشيد هركس على عليه‏السلام را دوست بدارد، صورت او
روز قيامت مانند ماه شب چهارده نورانى مى‏باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آگاه باشيد هركس على عليه‏السلام را دوست بدارد، خداوند
تاج سلطنت بر سر او مى‏گذارد و از حله‏هاى كرامت بهشتى به او مى‏پوشاند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آگاه باشيد هركس على عليه‏السلام را دوست بدارد، مانند برق
از صراط مى‏گذرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آگاه باشيد هركس على عليه‏السلام را دوست بدارد، خداوند
برائت از آتش دوزخ و عبور از صراط و امان از عذاب را براى او مى‏نويسد و نامه‏اى
براى او گشوده نمى‏شود و ميزان وحسابى نخواهد داشت و به او گفته مى‏شود: بدون حساب
وارد بهشت شود. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آگاه باشيد هركس آل محمّد عليهم‏السلام را دوست بدارد، از
حساب و ميزان و صراط ايمن خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آگاه باشيد هركس با محبت و دوستى آل محمّد عليهم‏السلام
بميرد، من ضامن او خواهم بود كه در بهشت همنشين پيامبران عليهم‏السلام باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آگاه باشيد هركس بادشمنى با آل
محمّد عليهم‏السلام بميرد، بوى بهشت به مشام او نخواهد رسيد»&lt;/span&gt;


</description>
<pubDate>Mon, 06 Jul 2009 08:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hagheali&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>hagheali</dc:creator>
<guid>http://hagheali.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
