قرآن و عترت نه حسبنا کتاب الله ......
حديث ثقلين؛
حديث ثقلين يكي از متواترترين احاديث بين شيعه و سني است كه از طرق بسيار زياد و به الفاظ مختلفي نقل شده است كه به چند نمونه اشاره ميشود[1]:
1. «ياايها النّاس انّي تركت فيكم ما ان اخذتم به لن تضلوا كتاب الله و عترتي اهلبيتي»[2]
2. «إني تارك فيكم خليفتين، كتاب الله حبل ممدود مابين السماء و الأرض و عترتي أهل بيتي، و إنهما لن يفترقا حتي يردا عليالحوض» «همانا من در ميان شما دو جانشين قرار ميدهم، كتاب خدا ريسمان كشيده شده بين آسمان و زمين و عترتم، اين دو از يكديگر جدا نميشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند.[3]»
3. «انّي تاركٌ فيكُمُ الثَّقَلين كِتابَ الله وَ عِترَتي اَهل بَيتي ما اِن تَمَسَّكتُم بِهِما لَن تَضِلّوا اَبَدا وَ لَن يَفتَرِقا حَتّي يَرِدا عَلَيَّ الحَوض[4]» «همانا من در ميان شما دو چيز گرانبها ميگذارم ، كتاب خدا و اهل بيت من و هر كس به آن دو تمسك بجويد نجات يافته است و هر كس از آن دو دوري كند هلاك ميشود اين دو از هم جدا نميشوند تا اينكه در كنار حوض (كوثر) بر من وارد شوند.»
اين حديث در مواقع متعددي مثل فتح مكه و روز عرفه و روز غدير خم و مسجد خيف و .... بيان شده است و از جمله احاديث متواتري است كه فريقين آن را نقل كردهاند.
اهميت رهبري در اسلام:
از نظر اسلام مسأله رهبری، از حیث حفظ دین و عدم انحراف، مهم ترین مسألهاست، قرآن کریم میفرماید :
«يَا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَريقاً مِن الَّذينَ أُوتُوا الکِتابَ يَرُدُّوکُم بَعدَ إِيمَانِکُم کَافِرِينَ * وَ کَيفَ تَکفُرُونَ وَ أَنتُم تُتلَی عَلَيکُم آیاتُ اللهِ وَ فِيکُم رَسُولُهُ وُ مَن يَعتَصِم بِاللهِ فَقَد هُدِیَ إِلَی صِراطٍ مُستَقِيمٍ» «ای مؤمنان اگر از گروهی از اهل کتاب تبعیت کنید شما را از ایمان به کفر باز ميگردانند. اما چگونه شما کافر میشوید در حالی که آیات خدا بر شما تلاوت میشود و رسول او در میان شما است؛ هر کس به خدا تمسک جوید به راه راست هدایت یافته است.» (آل عمران/100و101)
قرآن ابتدا خطری را گوشزد میكند که سبب خروج از دین میشود و آن تغییر خط رهبری است. ای اهل ایمان، اگر اطاعت از خدا و رسول (صليالله عليه وآله وسلم) را کنار بگذارید و اطاعت اهل کتاب را بپذیرید، یعنی رهبری را تغییر دهید، شما را از ایمان خارج میكنند و کافر میشوید. سپس در آیه بعدی میفرماید: تکمیل رهبری با تمسک به قرآن است. چگونه شما کافر میشوید در حالی که آیات خدا بر شما تلاوت میشود؟ یعنی دو عامل قرآن و رهبری رسول (صليالله عليه وآله وسلم) جلوی انحراف را ميگیرند اما کدام اهمیت بیشتری دارد؟ به طور مسلم رهبری اهميت بيشتري دارد، زيرا رهبر قدرت اجرایی بیشتری دارد و رهبر است كه ميتواند دين را حفظ كند، اما قرآن به تنهایی نمیتواند دین را حفظ کند. قرآن در کنار رهبر مقبول الهی است كه میتواند دین را حفظ کند. لذا اول این مسأله را به عنوان اصل مهم تر مطرح میكند که اگر رهبر را تغییر دهید، بدانید آخر کارتان به کفر میانجامد.
اکنون با دقت و توجه، به رابطه آیه شریفه 101 سورهآل عمران با روایت ثقلین پی ميبریم که در حقیقت حدیث شریف به نوعی تفسیر و بیان آیه شریفه ميباشد، آیه میفرماید :
«وَ کَيفَ تَکفُرُونَ وَ أَنتُم تُتلی عَلَيکُم آياتُ اللهِ وَ فِيکُم رَسُولُه ....»
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله عليه و آله «... کِتابَ اللهِ و عِترَتی اَهلَ بَيتی مَا اِن تَمسَّکتُم بِهِما لَن تَضِلُوا اَبَداً... »
تمسک به کتاب خدا و رهبری پیامبر (صليالله عليه وآله وسلم) نتیجهاش مصونیت از هر گمراهی و ارتداد ميباشد و در روایت نیز نتیجه تمسک به کتاب خدا و اهل البیت علیهم السلام هم عدم هر گمراهی ميباشد. با تطبیق آیه شریفه با روایت روشن میشود که تمسک به قرآن و اهل بيت (عليهمالسلام) معادل تمسک به کتاب خدا و پیامبر اکرم (صليالله عليه وآله وسلم) ميباشد.
همچنين از اين حديث شريف چند مطلب مهم استفاده ميشود:
1. همچنانكه قرآن تا قيامت در بين مردم باقى ميماند عترت پيغمبر نيز تا قيامت باقى خواهد ماند يعنى هيچ زمانى زمين از وجود امام و رهبر و حجة خالى نميگردد.
2. پيغمبر اسلام بوسيله اين دو امانت بزرگ تمام احتياجات علمى و دينى مسلمين را تأمين نموده و اهل بيتش را بعنوان مرجع علم و دانش بمسلمين معرفى كرده و اقوال و اعمالشان را معتبر دانسته است.
3. قرآن و اهل بيت نبايد از هم جدا شوند و هيچ مسلمانى حق ندارد از علوم اهل بيت اعراض كند و خودش را از تحت ارشاد و هدايت آنان بيرون نمايد.
4. مردم اگر از اهل بيت اطاعت كنند و باقوال آنها تمسك جويند گمراه نميشوند و هميشه حق در نزد آنها است.
5. آنان به تمام محتوای قرآن و علوم و معارف آن آگاهی دارند زیرا جهل آنان از مضامین قرآن به معنی افتراقشان از قرآن است به این صورت كه مطلبی از مطالب قرآن مورد جهل ایشان است پس خلاف آن عمل میكنند و از قرآن جدا میشوند. از همه مهمتر قرآن كتابی است كه سرشار از معارف عمیق، در تمام جهات زندگی میباشد و فهم این معارف دقیق از عهده هر كس برنمیآید به همین دلیل قرآن نیاز به مفسّر و مبلّغی دارد كه علوم معارفش را به طور كامل بفهمد و بتواند انسانها را درست هدایت كند و این مبلّغان و مفسّران همان عترت پیامبر(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) میباشند و این است راز اینكه در حدیث میفرماید: «تمسك به یكی از این دو بدون دیگری باعث هلاكت و ضلالت انسانها میشود و تنها راه سعادت تمسك به هر دو ثقل است.
6. خداوند در مورد قرآن فرموده است «لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ (فصلت 42)» «كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمىآيد؛ چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است» پس معلوم ميشود كه كساني كه پيامبر آنان را هم شأن قرآن نام بردهاند به مانند قرآن هيچ باطل و خطا و اشتباه و آلودگي به سوي آنان نميرود و آنان از هر جهت معصوماند.
زیرا اگر قرار بود عترت پیامبر(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) در مواردی هر چند جزئی دچار خطا و اشتباه شوند در همان جایگاههایی كه احتمال خطای ایشان وجود داشت باید قیدی میآمد زیرا خطا به منزله افتراق از قرآن است در حالیكه در حدیث قیدی نیامده است. به علاوه طبق این حدیث همه افراد ملزم هستند كه اطاعت بیقید و شرط از عترت و قرآن داشته باشند و در همه اقوال و افعال از عترت پیروی و تبعیت كنند پس این افراد نباید خطا یا اشتباه، حتی در كوچكترین موارد داشته باشند زیرا امر به اطاعت از كسی كه دچار خطا و اشتباه میشود، از خدا و رسولش محال و غیرممكن است، پس عترت پیامبر(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) معصوم و مصوّن از خطا و اشتباه میباشند كه اطاعتشان در همه امور واجب شده است.
7. نكتهي ديگر اينكه پيامبر فرمودند «كتاب الله و عترتي» يعني قرآن و عترت را از يكديگر جدا نكردند، بنابراين اگر كسي بگويد «حسبنا كتاب الله» مخالفت آشكار با حكم صريح رسول الله كرده است. به ديگر سخن جدا كردن عترت از قرآن به معني جدا كردن مجري و مفسر و معلم و مبين قرآن كريم است، و اين كار منشأ همه اختلافات و تفرقههاست. زيرا هنگاميكه قرآن مفسر نداشته باشد هركسي هر عقيدهاي را به قرآن تحميل ميكند، همانگونه كه ميبينيم كه با وجود اين همه تناقضات و تضادها در مذاهب اسلاميولي همگي خود را به قرآن منتسب ميكنند و بر اين عقيده هستند كه مذهب آنان طبق سيره قرآن است و اين برداشتهاي متناقض از يك آيه، نتيجه جدا كردن مفسر قرآن از قرآن است.
8. همانگونه كه بيان شد كتابهاي آسماني امام و پيشواي فكري و اعتقادي و اخلاقي مردم هستند، با توجه به اين امر در كنار قرآن قرار گرفتن اهل بيت عليهمالسلام امامت ايشان را نيز اثبات ميكند. به بياني ديگر اسلام ازجنبه نظري در قرآن كريم و سنت پيامبر بيان شده است و تجسم خارجي آن در سيره اهل بيت عليهم السلام عمل شده است. بنابراين وقتي كه امامت قرآن را درجنبه نظري بپذيريم امامت اهل بيت را در جنبه عملي نيز بايد بپذيريم.
[1] يكي از علماي متعصب اهل سنت به نام ابن حجر مكي درمورد حديث ثقلين اينگونه ميگويد: «بدان كه حدیث ثقلین از راههای بسیار نقل شده است و بیش از بیست نفر اصحاب آن را نقل نمودهاند در طریق حدیث اختلافی هست، بعضی میگویند در غدیر خم نازل شده و بعضی در حجهالوداع در عرفات، بعضی در بازگشت از طائف و بعضی در مدینه هنگام مرض موت. البته منافاتی در این نظرات نمیباشد و مانعی ندارد كه پیامبر اكرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) در تمام مكانهای فوق این حدیث را تكرار نموده باشد تا عظمت شأن قرآن كریم و عترت طاهره به اثبات رسیده باشد.» (ابنحجر هیثمی المكی، احمد، الصواعق المحرقه فی الرد علی اهل البدع و الزندقه، مكتبه القاهره، مصر، 1385، ق، ص 89،90.)
[2] - صحيح ترمذي، ج 5 ص621
[3] مسند احمد بن حنبل، ج 5 ص 181
[4] سنن ترمذي ج5/621 ، صحيح مسلم 4/1873 ، تفسير ابن كثير 3/415