در مباحث قبلی که پیرامون حدیث شریف منزلت بود به نکاتی چند در باره این حدیث اشاره شد. نكته‌ی آخر که باید به آن توجه كرد، مسأله‌ي جانشيني در جنگ‌هاست. رسول گرامي اسلام در 26 جنگ شركت كردند (به جنگ‌هايي كه شخص رسول اكرم در آن حاضر بودند غزوه مي‌گويند) و در تمامي اين جنگ‌ها ايشان جانشين تعيين كردند، به عنوان مثال در 13 جنگ ابن‌ام مكتوم جانشين پيامبر بود. اما جانشيني حضرت علي عليه‌السلام در جنگ تبوك با ديگر جانشيني‌ها تفاوت دارد، جانشينيان ديگر تنها وظيفه‌اي كه داشتند حفظ امنيت و نظم شهر بوده است، ولي جانشيني حضرت علي عليه‌السلام به معناي حضور خود رسول گرامي اسلام در شهر بود، يعني هر وظيفه‌اي كه پيامبر در شهر داشتند، حضرت علي عليه‌السلام هم همان وظايف را داشتند، اعم از تبين و تفسير آيات، صدور حكم (ولايت تشريعي)، اجراي حدود و .... . به همين دليل است كه رسول اكرم نفرمودند تو جانشين من در شهر هستي بلكه فرمودند تو مقامات هارون نسبت به موسي را داري.

از طرف ديگر حضرت هارون به طور مطلق جانشين حضرت موسي بود، يعني ايشان صلاحيت و شايستگي جانشيني حضرت موسي را پس از ايشان داشتند و به همين دليل است كه مي‌بينيم هنگامي كه مناجات حضرت موسي در كوه طور ده روز اضافه شد، باز هم حضرت هارون جانشين ايشان بودند، يعني اگر جانشيني حضرت هارون تنها و تنها در همان بازه‌ي زماني تعيين شده توسط حضرت موسي بود ديگر ايشان نمي‌توانستند در ده روز اضافه شده به غيبت حضرت موسي، جانشين ايشان باشند. به ديگر سخن حضرت هارون شايستگي و شرايط جانشيني حضرت موسي را در هر زماني دارا بودند. جانشيني حضرت علي عليه‌السلام هم اينگونه است، يعني ايشان نه تنها در جنگ تبوك بلكه در هر زمان ديگري كه رسول گرامي اسلام غائب بودند صلاحيت و شايستگي جانشيني ايشان را داشتند، يعني اگر در زمان ديگري هم حضرت علي عليه‌السلام در شهر بودند و رسول اكرم غائب بودند، باز هم حضرت علي جانشين پيامبر مي‌شدند نه اشخاص ديگر، منتها اين موقعيت تنها در جنگ تبوك به وجود آمد و در مواقع ديگري كه رسول خدا در شهر حضور نداشتند، حضرت علي عليه‌السلام هم حضور نداشتند كه اگر ايشان حاضر بودند بدون شك جانشين پيامبر در شهر حضرت علي عليه‌السلام بود. بنابراين ايشان هميشه در زمان غيبت رسول اكرم جانشين پيامبر هستند و همان‌گونه كه بيان شد، اين نتيجه را از لفظ «بعدي» هم مي‌توان دريافت.

يك نكته‌ي ديگر در مورد جانشيني حضرت علي عليه‌السلام در جنگ تبوك بحث انتصاب است. همان‌گونه كه در مباحث قبلی مطرح شد، امامت امري انتصابي والهي است و حتي شخص پيامبر هم در آن هيچ نقشي ندارد. و اين نكته قابل توجه است كه چرا رسول خدا حضرت علي را به هارون تشبيه مي‌كند، درحاليكه در مورد جانشينان ديگري كه در جنگ‌ها به جاي پيامبر بودند اين تعبير و مانند آن نيامده است، از اينجا مي‌توان دريافت كه اين امر، يعني جانشيني حضرت علي عليه‌السلام درجنگ تبوك به امر خدا بوده است، زيرا در مورد هارون حتي خود حضرت موسي هم در تعيين ايشان نقشي نداشتند، بلكه از خداوند مي‌خواهند كه: «وَاجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي» «وزيرى از اهلم براى من قرار ده»، يعني جانشيني حضرت هارون به دست حضرت موسي نبوده است بلكه به امر خدا بوده است، و خداوند درادامه مي‌فرمايد «قَالَ قَدْ أُوتيِتَ سُؤْلَكَ يَامُوسَى» «فرمود اى موسى آنچه خواستى به تو داده شد»؛ از اينجا مي‌توان دريافت كه وزارت و خلافت و جانشيني حضرت علي عليه‌السلام هم به امر خداوند بوده است در حاليكه جانشيني ديگر جانشينان امري الهي نبوده است.

نكته‌ي ديگري كه از اين حديث شريف به دست مي‌آيد اين است كه حضرت علي عليه‌السلام جزء اهل‌بيت پيامبر هستند، زيرا درخواست حضرت موسي اينگونه است كه «وَاجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي» «وزيرى از اهلم براى من قرار ده»؛ كه اين معنا از آيه‌ي مباهله و ديگراحاديث به دست آمد.