حديث دوازده خليفه:

در بخش امامت در قرآن بحثي پيرامون دوازده امام در قرآن بيان شد، اكنون به عنوان تأييدي برآن نتيجه احاديثي را كه رسول گرامي اسلام در مورد دوازده خليفه فرموده‌اند بيان مي‌شود.

1. امام بخاري در كتاب خود نقل مي‌كند كه پيامبر فرمود «يَكونُ اِثناعَشَر اَميراً، فَقالَ كَلمَةً لَم اَسمَعها، فَقالَ اَبي اَنّه قالَ كُلُّهُم مِن قُرَيش» «دوازده امير خواهد بود، آنگاه سخني گفت كه من آنرا نشنيدم، پدرم گفت كه پيامبر فرمود همه آنها از قريشند[1]»

2. در كتاب صحيح مسلم هم اينگونه آمده است كه رسول گرامي اسلام فرمودند «إنَّ هذا الاَمر لا يَنقَضي حَتّي يَمضي فيهم اثناعَشر خَليفة، قال ثمّ تَكلّم بِكَلام خفي عليَّ، قال فَقلتُ لأبي ما قال؟ قال كُلُّهُم مِن قُريش» «اين امر به منقضي نمي‌شود تا آنكه دوازده خليفه در ميان آنان بگذرد، آنگاه سخني فرمود كه من نفهميدم، از پدرم سؤال كردم كه رسول خدا چه گفت، پدرم گفت همه آنها از قريشند[2]»

3. پيامبر فرمود «لايَزال الدّين قائِماً حَتّي تَقوم السّاعَةُ اَو يكونَ عَليكُم اثناعَشَرَ خَليفة كُلُّهُم مِن قُريش» «هميشه دين قائم است تا قيام قيامت تا اينكه دوازده خليفه بر شما حكومت كنند كه همه آنها از قريشند[3]»

4. پيامبر اكرم فرمودند: «انّ عدّة الخلفاء بعدي عدة نقباء موسي[4]»

5. و نيز فرمودند: «لا تهلك هذه الامّة حتّي يكون منها اثني عشر خليفة، كلّهم يعمل بالهدي و دين الحق[5]»

6. در حديث ديگر مي‌خوانيم «يملك هذه الامّة من خليفة اثني عشر عدة كعدة نقباء بني اسرائيل[6]»

7. «لايزال امر الناس ماضياً ما وليهم اثناعشر رجلا، ثمّ تكلم النبى(صلى الله عليه وآله) بكلمة خفيت علىّ فسألت ابى ماذا قال رسول الله؟ فقال: كلّهم من قريش» «دائماً امر مردم گذرا است تا آن كه دوازده مرد متولّى آنان گردند. آن گاه چيزي گفت كه بر من مخفى شد. از پدرم سؤال كردم كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)چه فرمود: گفت: همه آن ها از قريشند[7]»

نكته مهم اين است كه خلفاي پس از پيامبر دوازده نفر هستند و اين احاديث در كتب فراواني از بزرگان اهل سنت بيان شده است[8]. اين احاديث مؤيد مطلبي است كه ذيل آيه‌ي دوازده شهر در فصل قبلي بيان شد. يعني همان‌گونه كه در آنجا به اين نتيجه رسيديم كه پيامبر اسلام دوازده جانشين و خليفه دارند در اين احاديث هم به اين مطلب اشاره شده است.

1.       اگر مقصود از خلفاء اثني عشر، خلفاي راشدين هستند كه تعداد آنها از چهار نفر تجاوز نكرد و اگر مقصود خلفاء بني اميه مي‌باشند كه تعداد آنها بيش از دوازده نفر بود (و ضمنا آنها بعد از پيامبر نبودند بلكه بعد از خلفاي چهارگانه بودند). و يا اگر بني عباس هستند كه آنها بيش از 30 نفر هستند و با زمان پيامبر هم بسيار فاصله دارند. پس مقصود از خلفايي كه پيامبر اكرم فرمود دوازده نفر هستند چه كساني مي‌باشند؟

خيلي عجيب است كه چرا در هيچ كدام از اين احاديث اشاره‌اي به مشخصات اين دوازده خليفه نشده است، در حاليكه مردم از مسائل بسيار فرعي سؤال مي‌كردند (يَسْئَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ - يَسْألونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ) به راستي چرا نام اين دوازده خليفه پرسيده نشد، و چرا در برخي از اين احاديث آمده است كه سخن رسول الله را نشنيدند؟ آيا غير از اين است كه برخي از مردم نمي‌خواستند بدانند كه اين دوازده نفر چه كساني هستند؟ و باز هم مي‌پرسيم كه آيا تكليف بدون شناخت ممكن است؟ آيا ممكن است رسول گرامي ‌اسلام بفرمايند كه دوازده خليفه وجود دارد ولي آنها را معرفي نكند؟ آيا اگر ايشان مي‌فرمود پنج نوبت نماز بخوانيد مردم نمي‌پرسيدند كه در چه ساعاتي و چند ركعت و چگونه نماز بخوانيم؟

با اندكي تأمل مي‌توان دريافت كه قلم‌هاي شكسته‌اي اين حديث را به طور ناقص نقل كرده‌اند. همان گونه که اگر دقت کنیم می بینیم در برخی از این احادیث بخشی از سخن رسول خدا نقل نشده است و راوی می گوید من آن را نشنیدم!! در هر صورت مصداق اين دوازده خليفه نه خلفاي راشدين هستند و نه بني‌اميه و بني عباس، اگر هم اين دوازده خليفه همان اولي‌الامر باشند كه مصداق آنها كاملا مشخص است.

همان‌گونه كه در احاديث معلوم است گويا جمله‌ي آخر (همه‌ي آنها از قريش هستند) را رسول گرامي اسلام نفرموده‌اند، و عده‌اي در آن جمع نخواستند كه سخن رسول خدا به ديگران منتقل شود و شروع به سر و صدا كردند. نكته‌ي قابل تأمل اين است كه در حديثي رسول خدا فرمودند «يهلك الناس هذا الحي من قريش. قالوا: فما تأمرنا؟ قال: لو أن الناس اعتزلوهم[9]» «اين قريشي‌ها امت مرا نابود مي‌كنند. سؤال شد كه چه دستوري مي‌دهيد، رسول خدا فرمودند اي كاش از آنها كناره گيري مي‌كرديد.» يعني رسول خدا با اين سخن خودشان بر اين نكته تأكيد مي‌كنند كه همه‌ي قريشيان لياقت خلافت را ندارند و اگر برخي از آنها خلافت را به دست بگيرند امت هلاك مي‌شود. از اين سخن مي‌توان دريافت كه تنها كساني از قريش لياقت جانشيني رسول خدا را دارند كه خدا و رسولش ايشان را به عنوان رهبر جامعه‌ي اسلامي معرفي كرده است، يعني تنها بني‌هاشم هستند كه بايد جانشين پيامبر باشند.

حال به راستي چرا ابوبكر در روز سقيفه از قول پيامبر گفت كه خلافت به قريشيان مي‌رسد؟



[1]  صحيح بخاري 8/127، كتاب الاحكام، باب الاستخلاف حديث 7223

[2]  صحيح مسلم ج 6 ص 3

[3]  همان. در ابتداي جلد ششم صحيح مسلم چند حديث به اين مضمون آمده است.

[4]  كنزل العمال حديث 14971، جامع الصغير 1/350

[5]   فتح الباري 13/182، نهايه ابن كثير 6/248، صواعق المحرقه ص 12

[6]  تاريخ ابن كثير، باب ذكر الائمة الاثني عشر 6/248، مستدرك علي الصحيحين 4/501، مسند ابويعلي 8/444 شماره 5031 و ..... .

[7]  صحيح مسلم، ج 6، ص 3؛ شرح صحيح مسلم، ج 12، ص 201

[8]  براي مثال رجوع كنيد به المعجم الكبير، ج 2، ص 196، ح 1794/ مسند احمد، ج 5، ص 93، ح 20923/ سنن ترمذي باب ماجاء‌في الخلفاء من ابواب الفتن/ سنن ابوداوود ج 3 ص 106/ فتح الباري ج 16ص 338/ تاريخ الخلفاء سيوطي ص 10 و .... .

[9]  صحيح بخاري، كتاب المناقب، باب 22، باب علاماة النبوة في الاسلام، حديث 3410